يكى از فاميلهاى نزديك آقا سيّد زين العابدين ابرقوئى سخت دچار دل درد مى شود تا حدّى كه خون از گلوى او بيرون مى آيد، دكترها ماءيوس شده و دستور حركت به تهران و عمل جراحى را دادند، خبر را به آقا سيّد زين العابدين رساندند و درخواست دعا و توسل نمودند، ايشان به فرزندان خود دستور دادند وضوء بگيرند و در ميان آفتاب مشغول زيارت عاشورا بشوند، و شفاى او را بخواهند و خود ايشان هم مشغول مى شوند، پس از ساعتى ناگهان از اطاق خود بيرون آمده و گفتند شفا حاصل شد، برخيز و مژده دهيد به مادرتان كه خداوند برادرت را شفا داد.(1) يكى از علماء اصفهان كه از ملازمين ايشان بودند گفتند آقاى سيّد زين العابدين ختم زيارت عاشورا برداشته بودند براى كمالات نفسانى و رسيدن به درجه يقين ، بدين جهت آن حالات براى ايشان پيدا شده بود. شرح حال سيد زين العابدين ابر قوئى طباطبائى مؤ لف كتاب ولاية المتقين .(2)
جلوه حق روى دلرباى حسين است
اشك جنان خاك كربلاى حسين است
قبله جان است بزم معرفت او
عارف روشن روان خداى حسين است
معنى سعى وصفا طواف حريمش
كعبه دل كوى با صفاى حسين است
عشق خدا جارى است در همه ذرات
عشق و حقيقت شعار و راءى حسين است
معنى ديدار حق تجلى آن شاه
در همه جا جلوه گر بقاى حسين است
عرش چه باشد مقام قدس و محبت
جان كه مقدس شد آشناى حسين است
----------------------------------------
1-آثار، ص48.
2-آثار، ص30.
----------------------------------
على مير خلف زاده