8. سنت غلبه اسلام بر ساير اديان
از ديگر سنتهاي الهي كه مرتبط با مهدويت ميباشد، سنت غلبه اسلام بر ساير اديان است. خداوند متعال وعده غلبه دين جامع اسلام بر ساير اديان را چند جاي قرآن از جمله آيات زير به صراحت بيان فرموده است:
1. (هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون) (توبه، آيه33)؛ او كسي است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيينها غالب گرداند، هر چند مشركان كراهت داشته باشند.
2. (هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفي بِاللَّهِ شَهيدا) (فتح، آيه28)؛ او كسي است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده، تا آن را بر همه اديان پيروز كند و كافي است كه خدا گواه (براي اين موضوع) باشد.
در تفسير نمونه در اينباره آمده است:
اين، وعدهاي است صريح و قاطع از سوي خداوند متعال درباره غلبه اسلام بر همه اديان؛ يعني اگر خداوند از طريق رؤياي پيامبر، به شما خبر پيروزي داده است كه با نهايت امنيت وارد مسجدالحرام ميشويد و مراسم عمره را به جا ميآوريد، بيآنكه كسي جرأت مزاحمت شما را داشته باشد و نيز اگر بشارت فتح قريب ميدهد، تعجب نكنيد؛ اينها اول كار است و سر انجام، اسلام عالم گير ميشود و بر همه اديان پيروز خواهد گشت.
چرا پيروز نشود در حالي كه محتواي دعوت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم، هدايت است «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي» و آيين او حق است «وَ دينِ الْحَقِّ». هر ناظر بيطرفي ميتواند حقانيت آن را در آيات قرآن، و احكام فردي، اجتماعي، قضايي و سياسي اسلام، و همچنين تعليمات اخلاقي و انساني آن بنگرد، و از پيشگوييهاي دقيق و صريحي كه از آينده دارد و درست به وقوع ميپيوندد، ارتباط اين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را به خدا به طور قطع بداند.
آري؛ منطق نيرومند اسلام، و محتواي غني و پر بار آن، ايجاب ميكند كه سرانجام اديان شركآلود را جاروب كند، و اديان آسماني تحريف يافته را برابر خود به خضوع وا دارد، و با جاذبه عميق خود، دلها را به سوي اين آيين خالص جلب و جذب كند (مكارم شيرازي، همان: ج22، ص110).
اما در اين كه منظور، پيروزي منطقي و استدلالي است يا پيروزي ظاهري و غلبه قدرت اسلام، ميان مفسران گفتوگو است. جمعي معتقدند اين پيروزي، تنها پيروزي منطقي و استدلالي است، و اين امر حاصل شده است؛ چرا كه اسلام از نظر قدرت منطق و استدلال، بر همه آئينهاي موجود برتري دارد؛ در حالي كه جمعي ديگر، پيروزي را به معناي غلبه ظاهري و غلبه قدرت گرفته، و موارد استعمال كلمه «يظهر» را نيز دليل بر غلبه خارجي دانستهاند؛ به همين دليل ميتوان گفت: علاوه بر مناطق بسيار وسيعي كه امروز در شرق و غرب و شمال و جنوب عالم، تحت قلمرو اسلام قرار گرفتهاند و هم اكنون بيش از چهل كشور اسلامي با جمعيتي حدود يك ميليارد نفر زير پرچم اسلام قرار دارند، زماني فرا خواهد رسيد كه همه جهان رسماً زير اين پرچم قرار ميگيرد و اين امر به وسيله قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تكميل ميشود (مكارم، همان: ج22، ص111).
دربارة فراگير شدن دين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در همه دنيا، روايتي در بحار الانوار نقل شده است كه ميفرمايد:
جبرئيل براي رسيدن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم چنين پيامي آورد: «… وَ سَيَبْلُغُ دِينُكَ مَا يَبْلُغُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ»؛… و به هر جا كه شب و روز پديد آيد، دين تو خواهد رسيد» (مجلسي، 1403: ج40، ص43).
در تفسير مجمع البيان ذيل آيه فوق، از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت شده است كه فرمود:
«خانهاي روي زمين باقي نميماند، نه ساخته شده از گل و لاي (= خانه شهري) و نه ساخته شده از پشم شتر (= خيمه عشايري)، مگر اين كه خداوند، كلمه اسلام را آنجا از طريق عزت و شوكت يا از طريق ذلت و خوار كردن مردم وارد كند. اگر به عزت و شوكت باشد، مردم آن ديار را در زمره گروه مسلمانان در آورده و بدين وسيله، آنان عزيز و ارجمند گردند و اگر خوار و ذليل شوند، عاقبت به اسلام گردن نهند و خود را بدان پايبند سازند[13] (طبرسي، همان: ج5، ص38).
از ابوبصير نقل شده است كه: امام جعفر صادق عليه السلام در تفسير آيه مباركه: (هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون) فرمود:
تا كنون تأويل اين آيه محقق نشده است و محقق نخواهد شد، مگر وقتي كه قائم، از پس پرده غيب بيرون آيد و ظاهر شود و چون ظاهر شود، به خدا قسم! هيچ شخصي منكر خدا نخواهد بود، مگر آن كه ظهور و خروج او را ناخوش دارد. اگر كافر، زير سنگي پنهان شده باشد، آن سنگ به صدا در آيد و مؤمني را صدا زند كه: «اي مؤمن! بيا، كافري اين جا پنهان است».[14] البته اين امر، كنايه از توسعه اسلام و دين حق است.[15]
پس آنچه از اين آيات بر ميآيد، اين است كه اسلام بر همة اديان غالب خواهد شد و در زمين، مستقر و پا برجا ميشود. البته اين وعده، تاكنون محقق نشده است. محقق نشدن غلبه دين اسلام به طور كامل، معلول عواملي است كه به چند عامل اشاره ميكنيم.
1. انحرافاتي كه پس از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم پيش آمده است.
2. ناشران حكومت، عناصر شجاع و فهيم نبودند كه بتوانند حكومت را به بهترين گونه اداره كنند.
3. زمينه لازم براي تحقق دين اسلام موجود نبود و مردم اينگونه نبودند که كاملاً در خدمت امام معصوم خود باشند و گوش به فرمانش بدهند.
براي تحقق سنت غلبه اسلام بر ساير اديان نيز مانند ساير سنتها، منتظران وظايفي را بر عهده دارند؛ از جمله:
1. آمادهسازي علمي و پژوهشي چنين غلبهاي؛
2. به دليل اينکه اين غلبه از نوع فکري است، بايد با ارتباط ميان اديان، زمينه طرح نظريه اسلام را فراهم كرد. در رابطه با حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز بايد معلوم شود که نقش ما زمينه چيني چنين ظهوري است.
البته ذکر اين نكته لازم است که يکي از راهبردهاي مهم و اساسي براي غلبه و اعتلاي اسلام، افزايش روح معنويت در جامعه ديني است. رشد معنوي اجتماع، خود زمينه جذب افکار و قلوب را فراهم ميآورد. در بررسي راههاي افزايش معنويت در جامعه، بايد جنبههاي مختلف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي را در نظر قرار داد. راهكارهاي عملي گسترش تقوا در افراد و در اجتماع با ايجاد فضاهاي مناسب تربيتي امكانپذير است. خانه، نخستين محيطي است كه اگر در آن، به فضايل معنوي بها داده شود، مسلماً فرزندان از روز اول به گونهاي صحيح و شايسته تربيت ميشوند.
پس از خانه، مهمترين محيط براي آموزش صحيح، مدرسه است. اگر معلمان و همچنين متون درسي، ارزشهاي معنوي لازم را ارائه كنند، سهم بسزايي در پرورش صحيح افراد خواهند داشت؛ پس از مدرسه، محيطهاي آموزش عالي بايد فضايي سالم و سرشار از معنويت داشته باشند.
در بُعد اقتصادي، گشايش در زندگي مردم و برطرف كردن دغدغه گذران زندگي، نقش به سزايي در زوال بيايماني داشته و ايمان و معنويت را در جامعه بارور ميكند. هر قدر مردم به پرداخت واجبات خود از جمله خمس و زكات مقيد باشند، حق خداوند را به جاي آوردهاند و علاوه بر آن، مردم در رفاه قرار ميگيرند كه اين هم باعث ريشهكني فقر و كفر ميشود.
اگر منتظران ظهور با هدف ايجاد ارزشهاي عالي و معنوي فعاليت داشته باشند، ميتوانند افراد جامعه را به سوي گرايشهاي عالي سوق دهند و برعكس، اگر هدفشان فقط گرايش به سوي ماديات و ضد ارزشها باشد، افراد به جاي ترقي و تعالي، تنزل خواهند كرد.
مراكز ديگري كه ميتوانند افراد را جذب معنويات كنند، مساجد و اماكن مذهبي هستند كه اگر با برنامهريزي صحيح اداره شوند، نقش مهمي در گرايش به سوي ارزشهاي عالي خواهند داشت.