فرياد حسين(ع)، فرياد به بند كشيده شدگان و تحت اسارت ستم پيشگان قرارگرفتگان دنياي امروز است. فرياد رنج ديدگان تحت جور و ستم جهان امروز، همان نداي حسين(ع) است كه كاخ بيعدالتي مستكبران را به لرزه در ميآورد و تا دنيا، دنياست اين فرياد خاموش نخواهد شد و روزي اين ستمديدگان، يوغ و زنجير بردگي فكري را، پاره كرده و ستمكاران را در كاخ آرزوهاي پوشاليشان مدفون خواهند نمود.
اين جهان خواران فكر نكنند با توپ و تانك و مسلسل ميتوانند صداي رساي آزادي خواهان را خاموش كنند. زيرا خدا با ستمديدگان است. به آنان توصيه ميكنيم تا تاريخ را ورق بزنند و از آن عبرت بگيرند و سرنوشت حكومتگران كفر و ستم، جز با نابودي و سيه روزي و ننگ تاريخ نيست زيرا گفتهاند. حكومت با كفر شايد بماند. اما با ستم هرگز.
آري، همه مجنون و به درياي جنون، غوطهوريم... درس اتحاد و برادري را بايد از «عباس»، آن رادمرد، دشت سوزان كربلا آموخت. اوست كه به ما ميآموزد. با جانبازي در حق ميتوان براي هميشه در تاريخ ماندگار شد. ايمان و از خودگذشتگي تا به كجا، كه حتي جان و مال و مقام خود را جهت اهداف مقدسش فدا ميكند و اين مردان، تاريخ را شرمسار كرده و تاريخ بايد به خود ببالد كه نام پر افتخارشان زينت بخش آن است و تاريخ تا تاريخ است نام حسين(ع) و ياران باوفايش فراموش نخواهد شد. اين همه گريه و ضجه براي چيست؟
دلمان براي مظلوميت حسين(ع) ميسوزد. تجسم كنيد، كارواني با زن، فرزند، بيمار، بدون تجهيزات در دشتي سوزان و در مقابل دشمني سنگدل و بيايمان كه با خيانت كوفيان مواجه ميشود و ميگويد: آيا كسي هست كه حسين را ياري كند.
كه ناگاه نيزهاي رها شده و در گلوي طفلي معصوم فرود ميآيد. اينجاست كه حسين فرياد ميزند( اگر مسلمان نيستيد، آزاده باشيد): بيآبي، دشت سوزان، بيماري فرزند، گريه كودكان، ترس و ضجه زنان، شهادت ياران، خيانت كوفيان و... دست به دست هم ميدهند تا حسين را زمينگير كنند، اما حسين دست از خدا و ايمانش بر نميدارد و استوارتر و با عزمي راسخ، به سپاه دشمن ستمگر ميتازد و تا آنجا كه در توان دارد ميرزمد و در نهايت به محاصره دشمن درآمده و جان، به جان آفرين تسليم ميكند و خانواده وي به اسارت ميروند. اسارتي، كه تاريخ از آن با افتخار نام ميبرد. اما اين پايان كار نيست بلكه شروع يك جنبش آزادي خواهي براي تمام بشريت تحت ظلم و جور است.
حسين(ع) ناتوان در صحنه ظاهر نميشد. بر فرزندان نميگريست، و براي كشتهشدگان مويه نميكرد. در برابر دشمنان و غمها و مصيبتها ناتواني نشان نميداد. سخن معروف درباره او را شنيدهايد (به خدا سوگند هرگز شكست خوردهاي را نديدم، كه فرزندان و خاندانش كشته شده باشند و مصممتر و استوارتر از حسين(ع) باشد.) من به آنچه از ناتوانيها و شيونها و نالههاي امام حسين(ع) يا خاندان امام حسين(ع) نقل و خوانده ميشود، اعتقادي ندارم، به هيچ عنوان به اين مسائل اعتقاد ندارم و اميدوارم اين مسائل مطرح نشود.
چرا كه اين مسائل باعث كاستن از ارزش حركت امام حسين(ع) و ماموريت او است. حال آنكه هرگز نشاني از نشانههاي سستي در حسين پديدار نشد، نه بر او، نه بر ياران و زنانش، اين رسالت بزرگي بود كه حسين(ع) آن را به انجام رساند.
سيد حسين سمن آبادي
codex20x
page11