0

عملیات والفجر8

 
javad696
javad696
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 513
محل سکونت : مرکزی

عملیات والفجر8

ساعت 10: 22 دقیقه روز 20/11/64 توسط فرماندهی كل، سپاه فرمان حمله با قرائت رمز عملیات صادر شد:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و قاتلوهم حتی لا تكون فتنه، یا فاطمه الزهرا(س)،  یا فاطمه الزهرا(س)، یا فاطمه الزهرا(س)،»

پس از عبور موفقیت‌آمیز غواصان از رود خروشان اروند، یگان‌های نیروی زمینی سپاه پاسداران با پشتیبانی آتش تهیه و شلیك هزاران گلوله، تهاجم خود را در محورهای مورد نظر، آغاز و مبادرت به شكستن خط مقدم دشمن كردند.

با توجه به احتمالاتی كه در زمینه هوشیاری دشمن مطرح بود، شكستن خط، پاكسازی و گرفتن سر پل مناسب در سریع‌ترین زمان ممكن، ضمن عبور از رود اروند در تضمین موقعیت علمیات، نقش اساسی داشت. در این راستا غواصان ضمن عبور از رود اروند باید معابر را باز می‌كردند تا نیروهای قایق سوار بتوانند با عبور از  این معابر، به ساحل دشمن وارد و تا فرا رسیدن روشنایی صبح، منطقه را برای استحكام سر پل پاكسازی كنند.

عكس‌العمل عراقی‌ها در لحظات اولیه عملیات و رویارویی با موج‌های گسترده قوای ایرانی كه سرتاسر خط دشمن را مورد تهاجم قرار داده بودند غیر منتظره و تعجب برانگیز بود. به دلیل گستردگی محورهای هجوم و انجام تك پشتیبانی در منطقه «ام القصر»، دشمن تا سه روز در تشخیص فلش اصلی حمله سردرگم بود و نتوانست در برابر هجوم نیروهای ایرانی، اقدامی جدی صورت دهد.

گسترش وضعیت و تامین هدف‌های عملیات در همان شب اول، چنان غیرمنتظره بود كه نیروهای «پشتیبان» برای تامین مراحل بعدی عملیات در صبح یا شب دوم علمیات، در ساعت 24 وارد منطقه شده و به سمت اهداف خود حركت كردند.

در لحظه شكستن خط و درگیری با عراقی‌ها، هوای مه آلود و نم نم باران، غواصان را برای انجام بهتر عملیات یاری كرد. نیروهای دشمن كه غافلگیر شده بودند، با مقاومتی اندك پا به فرار گذاشتند، یكی، دو ساعت پس از درگیری، شنود بی‌سیم دشمن، حكایت از اوضاع نابسامان و به هم ریخته‌ خطوط دفاعی عراقی داشت. هر یك از فرماندهان عراقی، نسبت به منطقه ماموریت خود، سلب مسوولیت كرده و پی در پی از فرماندهان بالاتر، درخواست كمك می‌كردند.

روز نخست عملیات در شرایطی سپری شد كه دشمن به دلیل سر درگمی در تشخیص هدف اصلی حمله و نیز اصل غافل‌گیری ناآگاهی نسبت به اوضاع و ابری بودن آسمان، هیچ مهلتی برای عكس‌العمل در مقابل حمله‌های زمینی و هوایی به دست نیاورد؛ حتی از حمایت نیروهای پیاده موجود و تجهیزات نیز عاجز ماند. قوای ایرانی پس از تصرف كامل «فاو» در محورهای «بصره»، «ام القصر» و «البحار» به پیشروی خود ادامه دادند تا نظامیان عراق را هر چه بیشتر از شهر فاو دور نگه دارند.

پیشروی نیروهای ایرانی، زنگ خطر سقوط بصره را به صدا درآورد و عراق به سختی تلاش می‌كرد تا از سرعت پیشروری قوای ایران بكاهد. در روزهای بعد، درگیری‌های سختی بین طرفین روی داد. این جنگ و گریزها در كنار خورعبدالله و منطقه‌ای به نام «كارخانه نمك» به اوج خود رسید؛ اما  دشمن دیگر نتوانست به خطوط دفاعی سابق خود در منطقه باز گردد و سرانجام به شكست خود در شهر فاو اعتراف كرد.

حدود دو ماه منطقه زیر آتش سنگین  و پاتك‌های سخت و بمباران وحشتناك قرار داشت، تا آن كه رفته رفته اوضاع آرام گرفت و خطوط پدافندی تثبیت شد. در آن میان، توپخانه نیروی زمینی ارتش جمهوری‌اسلامی ایران با تلاش بی‌وقفه خود، سعی داشت تا  حد امكان از نیروهای خودی مستقر در خط، حمایت و پشتیبانی كند.

در طی عملیات والفجر هشت، نزدیك به 800 كیلومتر مربع از خاك عراق آزاد و تلفات و خسارات سنگینی بر دشمن وارد شد. عراق در جریان این عملیات، بیش از 50هزار تن كشته زخمی و اسیر بر جای گذاشت. در میان كشته‌شدگان، یك فرمانده لشكر و 5 فرمانده  تیپ، و در میان اسیران، چندین سرهنگ، خلبان هواپیما و چرخبال و تعدادی درجه دار وجود داشت و در مجموع، 10 تیپ پیاده كماندویی و نیروی مخصوص  و 2 تیپ زرهی، 4 گردان ضد هوایی، 10 گردان جیش الشعبی و 5‌ گردان توپخانه دشمن منهدم شد.

در جریان عملیات والفجر هشت (فاو) همچنین بیش از 50 فروند هواپیما و چرخبال، صدها دستگاه تانك، نفر بر و خودرو نظامی، توپ صحرایی، توپ ضدهوایی و ناوچه موشك انداز منهدم گردید و ده‌ها دستگاه تانك و نفربر،180 دستگاه خودرو، 20 عراده توپ صحرایی، 120 عراده توپ ضدهوایی، 3 دستگاه رادار موشك و 34 دستگاه مهندسی از میان تجهیزات ارتش عراق به غنیمت قوای ایران درآمد.

در فرایند بیش از 75 روز نبرد گسترده كه صحنه واقعی رویارویی نیروی نظامی و ماشین جنگی حزب بعث عراق با توان قوای ایرانی بود، ایران بر سواحل شمالی خورعبدالله در شبه جزیزه فاو (شهر فاطمیه) مسلط و راه ورود عراق به خلیج فارس بسته شد.


جمع‌آوری اطلاعات

فعالیت عناصر شناسایی، با فاصله اندكی پس از عملیات بدر آغاز شد. در این مدت اقدامات زیر صورت گرفت:

الف- دیده‌بانی مستمر از فعالیت‌های گوناگون دشمن:

ب- تهیه شناسنامه نهرها و جاده‌ها و زمین منطقه خودی؛

ج- تهیه نقشه و كالك منطقه؛

د- كنترل فعالیت‌های دریایی دشمن توسط را دارهای دریایی.

گذشته از این، شناسایی‌های لازم از زمین منطقه و تأثیر‌گذاری باران بر آن، طول و عر و میزان فشردگی نخل‌ها، طول و عرض نهرها و تأثیر جزر و مد بر روی آن انجام شد.

شناسایی انواع مختلف جاده‌ها اعم از شنی، آسفالت و نیز ارتفاع آن از سطح زمین، روییدنی‌های كنار ساحل، وسعت و چگونگی گل و لای آن و تأثیرگذاری جزر و مد بر روی آن و ... صورت گرفت.

در این مدت، عمدتاً در سه زمینه به طور مشخص اطلاعات لازم به دست آمد:

1- خط مقدم دشمن

2- موانع و استحكامات موجود در منطقه

3- مشخص نمودن معابر وصولی عملیات


اعلام رمز عملیات

ساعت 22 است. با این كه تماس‌ها اكثراً قطع شده، ولی باز نیروهای غواص به صورتی هماهنگ در كنار سیل بند و سنگرهای دشمن، منتظر علامت حتمی شروع حمله هستند.

در ساعت 05: 22 نیروهای غواص در محور لشكر ثارالله(علیه‌السلام) در خط دفاعی عراقی‌ها نفوذ كرده‌اند؛ به طوری كه تعدادی از افراد دشمن، جمعی از برادران را مشاهده می‌كنند؛ اما چنان ترس و وحشت  بر آنان غلبه كرده كه قدرت هر نوع عكس‌العملی از آنان سلب شده است.

دیدن غواصان سیاهپوش با اندام‌های غیر طبیعی (به دلیل شكل خاص لباس غواصی) برای نیروهای دشمن چنان وحشتناك و غیر منتظره است كه آنان فقط سعی می‌كنند تا با هم از صحنه بگریزند. برادر تخریب چی در گزارش به فرماندهی لشكر، این صحنه را چنین توصیف می‌كند:

«نیمی از گروهان ما در چولان‌ها و نیمی هم در جاده بودند. همین طور كه می‌رفتیم، 4 نفر عراقی آمدند نزدیك ما. به یكی، دومتری كه رسیدند، ایستادند، و استراحت كردند. بعد بلند شدند. در حالی كه با هم صحبت می‌كردند، رفتند به طرف محور دیگر، آن جا هم به استراحت پرداختند. اینها كه رفتند، یك نفر را تنها دیدیم كه از عقب می‌آمد. به محور ما كه رسید، برادران در یك ستون، كاملاً مشخص بودند. بعد دست‌هایش را به طرف بچه‌ها (به نشانه علامت یا اظهار تعجب) گرفت و از اول تا آخر گروهان را نگاه كرد. تمام بچه‌ها را یكی یكی دید؛ حتی شاید هم شمرد. رفت به طرف آن 4 نفر. بعد عراقی‌های دیگر را صدا زد. آن 4 نفر هم آمدند و سریع از پهلوی ما رد شدند. آنها به سرعت سوار «ایفا» شدند. فقط تعدادی نارنجك داشتند. انداختند برای ما كه افتاد داخل آب؛ ولی دیگر نایستادند و خیلی سریع محل را ترك كردند. اینها حتی یك چراغ قوه بچه‌های خودمان را كه كنارشان روشن شد، دیدند. ولی به روی خودشان نیاوردند و رفتند. كل گروهان، از داخل محور یك رد شد. به محض این كه گروه تأمین خواست برود داخل سنگرها، یك گلوله آر. پی. جی به طرفش شلیك شد. من هم با صدای  بلند به یكی از بچه‌ها گفتم: آن را بزن. بچه‌های دیگر فوری با آر. پی. جی زدند داخل سنگر، از اطراف گروه دو هم آن سنگر را زدند. خود برادر موذن هم یك نارنجك انداخت. بچه‌ها هم تا دیواره سیل بند پشروی كردند. در این جا بود كه دیدیم عراقی‌ها دارند فرار می‌كنند.»

در حالی كه تیراندازی‌های پراكنده در برخی محورها، قریب‌الوقوع بودن حمله را به شكلی اجتناب ناپذیر خبر می‌‌دهد، فرماند قرارگاه خاتم ‌الانبیا (صلی‌الله علیه وآله) در صدد است تا آمادگی و هماهنگی بین یگان‌ها را به حداكثر مطلوب برساند. تا این زمان، قرارگاه مركزی این آمادگی‌ها را به وسیله قرارگاه‌های پایین‌تر پیوسته كنترل كرده است. اكثر یگان‌ها آمادگی‌شان به میزان 70، 80 و 90درصد گزارش شده است. اما فرمانده قرارگاه مركزی، مرتب به وسیله تلفن و با ارسال پیك به محوطه قرارگاه، كه به منطقه درگیری بسیار نزدیك و زیر برد خمپاره قرارگاه، كه به منطقه درگیری بسیار نزدیك و زیر برد خمپاره‌های دشمن است، جویان علت عدم آمادگی برخی از یگان‌ها از جمله لشكر 33 المهدی (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) است. نیروهای این یگان در حساس‌ترین منطقه  اروند رود (یعنی نقطه اتصال رودخانه به آب‌های پهناور خلیج فارس) در جدال با امواج شدید آب است تا عر زیاد رودخانه را در این محور با موفقیت پشت سر بگذارد.

به رغم تلاش‌های انجام شده از هر سو، این یگان برای اجرای ماموریت خود، آمادگی لازم را احراز می‌كند و با توجه به وضعیت خاص زمان و به تشخیص فرمانده عملیات، از ادامه حركت آن جلوگیری به عمل می‌آید. تصمیم‌گیری برای اعلام رمز عملیات در چنین اوضاعی، بسیار دشوار و حساس است. از سویی، یكی از قرارگاه‌های پایین‌تر، اصرار می‌كند كه فرمانده عملیات فرمان را صادر و رمز عملیات را اعلام كند و از سوی دیگر 10 دقیقه تأخیر، به نیروهای عقب مانده فرصت می‌دهد تا هر چه سریعتر خود را به موازات دیگر نیروها، به پای كار برسانند. در این زمان، نماینده امام در شورای عالی دفاع (حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی) در انتظار اعلام آغاز حمله لحظه شماری می‌كند. ایشان كه امكان تماس و مكالمه تلفنی با قرارگاه‌های تابعی را ندارد، گزارش‌هایی را كه از خطوط مقدم به وسیله عناصر پیك به قرارگاه می‌رسد، به دقت مورد بررسی قرار می‌دهد.

سرانجام در ساعت 10: 22 تاریخ 20/11/1364 برادر محسن رضایی از سوی قرارگاه خاتم الانبیا(صلی‌الله علیه وآله) فرمان حمله را چنین صادر می‌كند؛

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و قاتلو هم حتی لا تكون فتنه»

«یا فاطمه ‌الزهرا یا فاطمه الزهرا،» وی سپس به كلیه بسیجیان و پاسداران شركت كننده در عملیات، با لحنی حماسی خطاب می‌كند:

«امروز، روزی است كه 7 سال پیش در چنین زمانی، امام(خمینی) فرمان داد حكومت نظامی باید لغو شود (اشاره به 21 بهمن 1357). شما برادران نیز حكومت نظامی صدام را لغو كنید و ان شاء‌الله بریزید توی شهر و روستا و همه حكومت نظامی را به هم بریزید.»

اعلام رمز عملیات در فضایی كاملا روحانی و در عین حال پر التهاب انجام می‌شود. قرارگاه‌های  تابعه به فرماندهان لشكرها و آنان  به رده‌های پایین‌تر، رمز پر معنای یا «فاطمه‌ الزهرا» را منتقل می‌كنند. نام حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در كلیه بی‌سیم‌ها تا رده‌ گروهان، به صدا در می‌آید . فرمانده عملیات فورا به دیدگاهی خارج از سنگر می‌رود و از نزدیك، درگیری در كلیه خطوط را ملاحظه می‌كند. تبادل گلوله‌های رسام 15 و تبادل آتش توپخانه خودی و دشمن مشهود است.

بی‌اختیار وی به همراه حاضران به قرائت دعای فرج می‌پردازد. فریاد «الهی عظم البلا» در میان صدای رگبار و تبادل آتش خودی و دشمن، ندای مظلومیت امتی است كه به رغم تحمل همه سختی‌ها و مشكلات چند ساله بسیجیان جان بر كف را برای خدمت به اسلام، انقلاب و امام، این چنین به پیشگاه خداوند هدیه می‌كنند. در این زمان، یكی از گروهان‌های غواص توانسته است خود را به پشت كمین و سنگرهای دشمن برساند. این گروهان با شنیدن صدای موتور قایق‌های خود حامل نفرات گردان‌های پیاده پی به آغاز حمله می‌برد و به دستور فرمانده خود، بلافاصله حمله را آغاز می‌كند.

در حالی كه دشمن كاملاً غافلگیر شده است، غواصان خط شكن با رگبار كلاشینكف و پرتاب نارنجك و شلیك گلوله‌های آر. پی. جی 7 یكی پس از دیگری اقدام به پاك‌سازی سنگرهای نیروهای عراقی می‌كنند. یكی از فرماندهان رزمندگان غواص درباره چگونگی آغاز درگیری می‌گوید: «من خودم به داخل یكی از سنگرهای اجتماعی دشمن رفتم. در را باز كردم، همه خوابیده بودند. وقتی بیدار شدند، خیال كردند از خودشان هستم. با من صحبت كردند. اصلاً ما متعجب مانده بودیم؛ زیرا درگیری را كه شروع كردیم، هنوز فكر می‌كردند ما از نیروهای خودشان هستیم و ما را نمی‌زدند. البته بسیاری از ما را هم نمی‌دیدند.»

دو تن از برادران غواص نیز نحوه شروع و انجام درگیری را چنین توصیف می‌كنند:

«تا سیم خاردارها رفتیم، عراقی‌ها داشتند كار می‌كردند و موانع مخصوص كار می‌گذاشتند. كارشان كه تمام شد، بعد خوب نگاه كردند و رفتند. برادر مسعودی رفت جلو، بچه‌ها با كمی فاصله همه رفتند پشت سرش. بعد برگشت و گفت: همه خواب‌اند. بعضی از سنگرهایشان خالی بود. بچه‌ها رفتند داخل آن و مستقر شدند. داشتیم صحبت می‌كردیم كه یك نفر عراقی آمد و شروع كرد به عربی صحبت كردن. اسلحه‌اش به اسلحه یكی از بچه‌ها خورد و متوجه ما شد. در این جا یك درگیری تن به تن انجام شد. همزمان صدای تیراندازی از نقاط دیگر شنیده می‌شد و اجرای آتش خودی شروع شده بود. یكی از بچه‌ها آن عراقی را با خنجر زد و دادش كه بلند شد، عراقی‌های دیگر شروع كردند به این طرف و آن طرف رفتن. بچه‌ها هم با آر. پی. جی 7 و نارنجك از دور و نزدیك آنها را به هلاكت رساندند.»

از ساحل خودی، مشاهده انفجار نارنجك در سنگرهای نگهبانی دشمن كه یكی پس از دیگری، برای چند ثانیه سنگرها را روشن و سپس منهدم می‌كند، صحنه‌ای تكان دهنده و غرورانگیز ایجاد  كرده است. در نقاطی كه آثاری از آتش و درگیری مشابه وجود ندارد، اجرای آتش از ساحل خودی، حجم زیادی از گلوله‌های تانك و تفنگ 106 میلیمتری و خمپاره و تیربارهای كالیبر بزرگ را روی آن نقاط متمركز كرده است. آتشی سهمگین و مهلك همراه با آتش مسلسل‌های سبك افراد پیاده نزدیك به 20 كیلومتر طول جبهه را پوشانده و در مدتی كوتاه، سكوت و آرامش عمیق منطقه به صحنه‌ای هولناك و فضایی آكنده از دود و انفجار وحشت‌زا تبدیل شده است. در این لحظه دو تن از برادران غواص كه به دلیل تلاطم و حركت سریع آب اروند، كه به سمت چپ، منحرف و  در نقطه‌ای دیگر، به ساحل رسیده بودند، بدون اسلحه، خسته و نفس زنان در پی یافتن محل اصلی ماموریت خویش هستند. كمی آن طرف‌تر، سنگری از دشمن در معر تیر‌اندازی گلوله‌های مستقیم خودی است؛ ولی از داخل سنگر، همچنان علائمی از تیراندازی متقابل به وسیله كلاش مشاهده می‌شود. این دو نفر در محدوده‌ای قرار گرفته‌اند كه هیچ اثری از نیروی پیاده خودی نیست و فقط آتش ساحلی روی دشمن اجرا می‌شود. كمی به سنگر نزدیك می‌شوند و تصمیم می‌گیرند كه به تنهایی دست به كار شوند. این دو جز چند عدد نارنجك، هیچ سلاح دیگری با خود ندارند. هر كدام یك نارنجك به داخل پرتاب می‌كنند و به این وسیله سربازان دشمن كشته می‌شوند. بعد وارد سنگر می‌شوند و اسلحه و قشنگ‌های موجود را با خود برداشته و به پاكسازی دیگر سنگرها می‌پردازند. در حالی كه آتش شدید از ناحیه ساحل خودی هنوز قطع نشده است و پیوسته گلوله‌های تیر مستقیم در اطراف این برادران به زمین می‌نشیند، آنها تصمیم می‌گیرند پاك‌سازی را ادامه دهند و به‌همین ترتیب، 150متر دیگر از خط دشمن را پاك‌سازی می‌كنند. این دو به كمك هم بدون توقف، به راه خود ادامه می‌دهند و در آخر پس از مدت كمی، به برادران همرزم خویش پیوسته و همراه دیگر برادران به ادامه ماموریتشان می‌پردازند. در محور دیگر، از یك دسته برادران غواص، تنها سه تن موفق به استقرار كامل در ساحل دشمن گردیده‌اند. یك فرمانده دسته و دو رزمنده دیگر پس از كمی سردرگمی، به هم پیوسته و بدون اتلاف وقت، اقدام به شكستن خط كنند.

درباره نحوه شكستن خط در یكی دیگر از محورها، مسوول گروه غواص چنین توضیح می‌دهد:

«حدود سه ربع ساعت زیر موانع خوابیدیم. در این فرصت، بچه‌ها را تقسیم و افراد آر. پی. جی زن را برای هر سنگر مشخص كردیم. در این حال، یك مرتبه دیدیم همه جا روشن شد. متوجه شدیم عملیات آغاز شده است. دیگر فرصت نبود كه تخریب چی‌ها كاملاً سیم خاردارها را قطع كنند. از قبل هم به دلیل ایجاد سر و صدا از بریدن آن خودداری كرده بودیم. همه هجوم بردیم به طرف سیم خاردارها. چون بلند بود، نتوانستیم رد شویم، یكی از بچه‌ها از همان جا به طرف سنگری كه تیراندازی می‌كرد، آر. پی. جی شلیك كرد و سنگر فورا ساكت شد. بلافاصله یكی دیگر از بچه‌ها از داخل سه ردیف سیم‌خاردار عبور كرد و به شدت زخمی شد؛ ولی رفت. به دنبال او، من و سه نفر دیگر، از لابه لای سیم خاردارها عبور كردیم. اولین كاری كه كردیم، با نارنجك سنگرهای اول را زدیم. سپس سیم خاردارها را بریدیم و بقیه بچه‌ها هم به ما پیوستند و با استفاده از نارنجك‌های عراقی، پاكسازی سنگرها را ادامه دادیم.»

در بقیه محورها نیز، در مجموع رزمندگان به محل اطلاع از شروع عملیات، به صورت گسترده و همه جانبه از پشت و رو به رو، به خط دفاعی دشمن هجو می‌برند و با سرسختی هر چه تمام‌تر در پی یافتن عناصر دشمن و پاكسازی كامل سنگرها، به جستجو می‌پردازند. در این لحظه، بسیاری از تیر بارهای دشمن با مشاهده میزان نفوذ غواصان به تصور هلی برن16 نیروها، به طرف آسمان نشانه می‌گیرند و برای رویت آثاری از چرخ‌بال برفراز اروند، به جستجو ادامه می‌‌دهند. نیروهای دشمن وحشت زده، نگاه‌شان به آسمان و به آتش خودی دوخته شده است و چنان سرگرم یافتن حمله كنندگان هستند كه حتی از پرتاب و انفجار نارنجك برادران غواص به درون سنگرشان، غافل مانده‌اند و پیوسته بدون حساب تیراندازی می‌كنند. از یك سو، گلوله‌های آر. پی. جی و تفنگ 106 بر سنگرهای سه دهنه با ضخامت تقریباً یك متر، چندان موثر نمی‌افتد و از سوی دیگر، دالانی كوچك به وسیله پیچ 2متری، محیط خارج و داخل سنگر را به هم مرتبط كرده است و مانع ورود نارنجك در محوطه اصلی سنگر می‌شود.

این تحركات كه در زمانی كوتاه صورت می‌گیرد، پر از هیجان و التهاب است در این جا بار دیگر رزمندگان غواص شجاعت، اعتماد به نفس و سرعت عملشان به نمایش می‌گذارند. آنان برای رفع چنین مساله‌ای، به بام سنگر رفته و از طریق دهانه‌های سنگر كه لوله‌های كلاش یا تیربار از آن بیرون آمده است، به داخل آن نارنجك پرتاب می‌كنند و با انفجار اولین نارنجك، سكوتی همیشگی بر سنگر مستولی می‌شود.

شهید بنفشه (از مسوولان گروهان غواص) از جمله كسانی است كه پس از پاك‌سازی 9 سنگر فعال دشمن، به این نحو یكی دیگر از سنگرهای دشمن را خاموش می‌كند و عاقبت مورد اصابت گلوله‌ای از داخل نخلستان واقع می‌شود. وی در حالی كه دستانش قطع شده، یك دستش در نزدیكی دهانه سنگر آویزان كرده و دست دیگرش بر بام سنگر قرار گرفته است؛ نمایی از یك شهادت شجاعانه و قهرمانانه را در معر دید شاهدان قرار می‌‌دهد.


حركت نیرو به طرف محورهای عملیاتی

از صبح روز، 20/11/1364 تمام گردان‌های رزمی و غیره با شور و هیجان و گام‌های استوار نوید پیروزی سر داده و خود را برای انجام یك عملیات دیگر آماده می‌كردند. همه به رغم آن كه می‌دانند تا مرز شهادت فاصله چندانی نیست؛ اما با روحیه‌ای عالی، یكدیگر را در آغوش می‌گیرند و از هم حلالیت می‌طلبند. عده دیگری از نیروها در حال نوشتن وصیت‌نامه‌های خود هستند.

حال و هوای نیروهای غواص حال و هوای دیگری است.

این آخرین دعای توسلی است كه می‌خوانند و چند شبی بیشتر به لحظه موعود نمانده است. آنها می‌دانند كه احتمال بازگشتشان نسبت به نیروهای دیگر بسیار ضعیف تر است. آنها با بدن‌های نحیف و دستان پینه بسته جز شهادت به هیچ چیز دیگری نمی‌اندیشند. هم‌چنین به خوبی می‌‌‌دانند كه پس از حدود یك ساعت جنگیدن با امواج آب و موانع جنگ با نیروهای دشمن را در پیش دارند. زمانی كه فرمانده لشكر گفت: «شاید این آخرین دعای توسل شما باشد و.» نیروهای غواص حالات عجیبی داشتند؛ به طوری كه انسان می‌توانست شب عاشورای امام حسین(علیه‌السلام) را تجسم كند.

لحظات حركت فرا رسیده بود. نیروها با توجه به سازمان رزم خود، گردان به گردان به صورت ستون، به طرف محورهای عملیاتی حركت كردند. همه چیز طبق روال از پیش تعیین شده پیش می‌رفت؛ یگان دریایی قایق‌های خود را با موتور خاموش- با پارو یا طناب- درون نهرها و محورهای عملیاتی برای استقرار در پیچ‌های نزدیك اروند، به طرف جلو حركت می‌داد. گردان‌های خط‌ شكن به صورت ستونی به طرف محورهای عملیاتی خود در حركت بودند تا در زمان مقرر، سوار بر قایق‌ها شوند و سپس با اعلان فرمانده عملیات را آغاز كنند.


پیروزی احتمالی ایران و تأثیر آن در عراق

در پی عملیات قوای ایران، رژیم عراق كه خود را با خطری جدی مواجه می‌دید، دست به تحركات سیاسی وسیعی زد؛ از جمله: احضار روسای نمایندگی عربی به وزارت خارجه این كشور، ملاقات عزیز با سفرای پنج كشور عضو دایم سازمان ملل در بغداد، دیدار عزت ابراهیم (معاون صدام) با ولیعهد عربستان و ... نمونه‌هایی از تأثیرات احتمالی این عملیات را كه منجر به هراس رژیم عراق شده بود، می‌توان در گزارش‌ها و تحلیل‌های مفسرین رسانه‌های خارجی مشاهده كرد: روزنامه‌ اسراییلی معاریو (28/11/64): «اگر ایرانیان موفق شوند پایگاهی را كه به تصرف درآورنده‌اند، حفظ كنند، موقعیت صدام را متزلزل خواهند ساخت و راهی برای نفوذ در كشورهای ثروتمند خلیج فارس، به دست خواهند آورد.»

رادیو امریكا (25/ 11/64):

«واضح است كه پس از چهار روز جنگ، عراقی‌ها درد سر بزرگی را در عقب راندن ایران تجربه می‌كنند و آگاه هستند چنانچه ایران موقعیت خود را در آن منطقه تحكیم بخشد، چه مشكلات بعدی به وجود خواهد آمد.»


هوشیاری دشمن

در آغاز كار، شواهد نشان می‌داد كه دشمن هنوز نسبت به محدوده عملیاتی یگان آگاه نشده است؛ اما به زودی با فرستادن هلی‌كوپتر شناسایی، شلیك چند گلوله خمپاره و همچنین با توجه به نزدیك شدن علمیات، شلوغ شدن منطقه و از دیاد ترددها، تقریباً هوشیارتر شد؛ به طوری كه فرمانده لشكر در این مورد در تاریخ 17/11/1364 می‌گوید:

«پریروز، دو فروند هلی‌كوپتر به منطقه آمده و آن‌جا را شناسایی كردند. هلی‌كوپتر شناسایی، برای كنترل ویژه ساحل خودی آماده بود، اینها حساسیت‌های دشمن است، آتش دشمن، ثبت تیرهای آن كه اخیراً انجام می‌دهد، نشان‌دهنده آن است كه دشمن حساس شده است.»


دلایل موفقیت عملیات والفجر هشت

هنگام طراحی عملیات والفجر هشت و نیز همزمان با تلاش‌های پس از آن، واقعیاتی رخ نمود كه به تدریج  نقش اساسی خود را در رابطه با پیروزی‌های این عملیات و نیز ضرورت‌های مورد نظر جهت ادامه جنگ نشان داد. در نهایت آنچه فتح فاو را به دنبال داشت، عوامل متعددی بود كه بعضاً به طور مستقیم یا عیرمستقیم تأثیر خود را بر جای گذاشت. در این رهگذر به پاره‌ای از آن عوامل اشاره می‌شود:

1- غافل‌گیر شدن دشمن و عدم آمادگی آن؛

2- ضعف اطلاعاتی دشمن؛

3- عملیات پشتیبانی از ام الرصا ص، شلمچه و محورهای دیگر؛

4- اتخاذ تاكتیك‌های ویژه، خصوصاً به هنگام عبور از رودخانه اروند؛

5- موقعیت زمین منطقه كه امكان مانور مناسب را از دشمن سلب می‌كرد؛

6- امكان استفاده مناسب از آتش خودی؛

7- سیستم نسبتاً مناسب پدافند هوایی؛

8- وسعت نسبتاً مناسب منطقه؛

9- پشتیبانی بیشتر دولت و مردم نسبت به گذشته در فراهم آودن امكانات و نیرو؛

10- اقدامات مهندسی؛

11- آموزش و سازماندهی مناسب نیروها؛

12- اقدامات پیش‌گیرانه در مقابل تك‌های شیمیایی دشمن؛

13- استفاده مناسب از نیروی هوایی و هوانیروز؛

14- به كارگیری سلاح‌های ضدزره.

جنگ در مقایسه با سه‌ سال گذشته خود، از ابعاد و پیچیدگی‌های روزافزون برخوردار شده بود. در این روند تغییر زمین مانور از دشت و خشكی به هور و رودخانه اروند- كه طبعاً تاكتیك‌های ویژه‌ای را برای عبور، تأمین عقبه‌ها و ... نیاز دارد- بارزترین وجه آن بوده است. ناتوانی عراق در انطباق خود با شرایط به وجود آمده و رویارویی با تاكتیك‌های برتر قوای ایرانی، ابتكار عمل‌ را در اختیار قوای نظامی ایران قرار داده بود؛ به‌طوری كه در این شرایط، فریب و غافل‌گیری دشمن و به دنبال آن، در هم ریختگی خطوط دفاعی عراق، از جمله مهمترین عوامل هراس و نگرانی حاكمان بغداد و قدرت‌های شرق و غرب را  تشكیل می‌داد.

عملیات والفجر هشت تجارت متفاوتی را در پی داشت  كه در این قسمت، نظر به اهمیت موضوع، تنها به «ضرورت تجزیه‌ قوای دشمن» و نیز «ضرورت پشتیبانی همه جانبه از جنگ» اشاره می‌شود:

1- ضرورت تجزیه قوای دشمن

تجزیه قوای دشمن، عملاً تضمین پیروزی عملیات را افزایش و جنگ را به سمت تعیین تكلیف نهایی سوق می‌داد. بر این اساس عملیات والفجر نه و حملات به جزیره ام الرصا ص همزمان با عملیات والفجر هشت، در غرب و جنوب كشور طراحی و انجام شد. از آن جا كه منطقه فاو برای دشمن اهمیت خاصی داشت، لذا عمده قوای خود را در آن جا متمركز كرد و این پیشامد، فرصت مناسب را برای نیروهای خودی برای پیشروی در منطقه عملیاتی غرب كشور (والفجر نه) فراهم كرد.

تحمیل وضعیت مشابه به دشمن با انجام عملیات از دو یا چند محور به طور همزمان، عملاً میزان تأثیر‌گذاری ابزار تكنولوژیك عراق را كاهش داده و توان ارتش این كشور را تضعیف می‌كرد؛ در نتیجه مانع از دفاع متمركز قوای دشمن در یك محور می‌شد.

لازمه محقق چنین وضعیتی، عبارت از گسترش سازمان رزم با بسیج نیرو و افزایش توان سازماندهی آنان بود؛ چنانچه پس از عملیات والفجر هشت، تلاش گسترده‌ای به منظور سازماندهی 500 گردان رزمی و افزایش آن به 1000 گردان صورت می‌گرفت.

2- پشتیبانی همه جانبه از جنگ تأكیدهای مكرر فرماندهی كل قوا مبنی بر این كه «جنگ در راس امور است.» به معنای بسیج تمام كشور در خدمت جنگ و نیز ضرورت‌های اجتناب ناپذیر آن، انجام این مهم را كه برآمده از ارتباط تنگاتنگ جنگ با ارگان‌های گوناگون كشور بود، روشن‌تر كرد.

در این میان، آنچه در عملیات والفجر هشت محقق شد. نشانگر ضرورت به كارگیری تمام امكانات كشور در خدمت جنگ و تأثیر‌گذاری فزاینده آن در كسب پیروزی بود.

طبیعتاً تحقق وضعیت یاد شده، به طور مطلوب و شایسته در گرو ایجاد سیستم مناسب با امر جنگ و ضرورت‌های آن بود. در این صورت، گذشته از این كه فاصله جبهه و پشت جبهه كاهش می‌یافت، امكان حل برخی از معضلات كه قطعا ناشی از ناهماهنگی بود  نیز میسر شد و در نتیجه، در زمانی نه چندان طولانی، امكان دستیابی به موقعیت‌های چشم‌گیر و سرنوشت ساز فراهن گردید.

سه شنبه 12 دی 1391  12:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها