0

متن ادبی «ابتدای عاشورا»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «ابتدای عاشورا»

اشارات :: شهریور 1383، شماره 64
تولد «حماسه» در مدینة‏النبی، در شبعان آسمانی، نویدی است که بوی بال فرشتگان را در سرتاسر جهان گسترش می‏دهد.
«شهید» به دنیا می‏آید تا «قیام» را شهادت دهد و فلسفه «الموت اولی من رکوب العار» را حکیمانه برای تاریخ به تفسیر بنشیند. تاریخ، چنین روزی را از روزنه‏های عبور زمان، سخت به انتظار نشسته بود. و امروز، سرخ‏ترین آیه خلقت، با دستان عشق‏آفرین خداوند، به نمایش گذاشته می‏شود.
مظلومان، شادمان خواهند شد.
کسی آمده است از آن سوی درهای بسته تاریخ، بوی عطر شهادت می‏دهد
آمده است تا روح خداوند را در نگاه آسمانی‏اش به خلق نشان بدهد. کسی می‏آید که «انسان» از حضورش، انسانیّت را بیشتر از پیش، افتخار می‏کند.
آسمان، انباشته از آیه‏های شیرین عروج است.
خوش آمدی، ای ستاره روشن کهکشان مدینه! اینک مدینه با وجود تو، ضمیمه آسمان است.
شهری است آسمانی و تو، آسمانی‏زاده‏ترین ساکن کوچه‏های آبی آن.
زمانه به درک آسمان نایل شده است.
حسین آمده است و اینک ابتدای عاشوراست.
اینک این‏جا کربلاست و قیام از اکنون آغاز شده است.
امر به معروف و نهی از منکر دیگر غریب نیست و فریادگر عدالت و حق، اکنون آماده است تا جهان را دگرگون کند.
آماده است تا حماسه خلق کند.
آسمان و زمین، آغاز این تجلی را به یکدیگر تبریک می‏گویند و «حسین منّی و انا من حسین»، بر لبان پیامبر شکوفا می‏شود.
ولادتت مبارک، ای آیه مستجاب فاطمه زهرا! ولادتت مبارک ای مطهرترین هستیِ این خاک، ای قهرمان! ای صداقت حق در غریبانه‏ترین لحظه‏های زمان! میلادت مبارک!
محدّثه رضایی

پنج شنبه 7 دی 1391  7:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها