0

امام حسين و ياران عليهم السلام (18)

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

امام حسين و ياران عليهم السلام (18)

خدا رحمت كند شاعر را كه گفت:
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست

اين چه شمعى است كه جان ها همه پروانه اوست

هنگام افطار، اگر تشنه اتان شد يك وقت ياد آقا مى افتيد؟ درست است حالا، هوا خيلى گرم نيست ولى بالاخره آدم روزه دار باز هم تشنه اش ‍ مى شود. نزديك افطار كه شد و تشته شديد، ياد آقا بيفتيد. خدا محتشم را رحمت كند! اين محتشم چه كار كرده؟ چه عنايتى بوده ؟ من باور مى كنم كه مى گويند: رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را محتشم در خواب ديد. آقا فرمود: چرا از طبيعت استفاده نمى كنى ؟ چرا براى حسينم شعر نمى گويى ؟ گفت : آقا نمى توانم ! بلد نيستم ! فرمود مطلعش را من به تو مى گويم . اين مطلع دوازده بند محتشم، از رسول خداست . اين حرف در دل مى نشيند. چون هيچ كس ديگر مثل محتشم نگفته است . چقدر زيبا مى گويد.
از آب هم مضايقه كردند كوفيان

خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

مگر به مهمان آب نمى دهند؟
بودند سيراب ديو و دد و مى مكيد

خاتم، ز قحط آب، سليمان كربلا

------------------------------
محمد رحمتى شهرضا

چهارشنبه 6 دی 1391  12:56 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها