0

شرط عشق

 
kamelia
kamelia
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 465
محل سکونت : گلستان

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی،

آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت

و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت

و از درد چشم می نالید،

بیماری زن شدت گرفت

و آبله تمام صورتش را پوشاند.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود بود که آبله آن را از شکل انداخته بود.

و شوهر هم که کور شده بود.

مردم می گفتند:

چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت.

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند!

مرد گفت:

من کاری جز شرط عشق به جا نیاوردم!

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست

چهارشنبه 26 آبان 1389  3:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها