خدا رابنده وار،
تعظیم کردم
آن زمان که
تو را
در میان معرکه ی خشک خون آلود
عاشق دیدم!
آنگاه
سر بر تربتی گذاشتم
که بوی تو را می داد
و فریاد کردم:
«خدایا!
نه به خاطر آنکه تو را به درستی شناختم؛
و نه برای صفات عالی ات؛
- که به درک آن نرسیدم-
بلکه به خاطر حسین، ستودنی یافتم!
که خدایی که «حسین» بنده ی اوست، خود چگونه است؟»
آقای من، حسین!
من
راه بندگی را برگزیده ام:
گریستن برای رنج هایت
زخم خوردن هنگام شکستنت
خمیدن برای خواهرت
آرزوی زیارت کربلا به دل داشتن،
دعا برای آمدن منتقمت
و سر باختن در راه خونخواهی ات.
خدا را
بندگی می کنم
که پدری چون تو داشته باشم:
یا ابا عبدالله
پ.میعاد