«کهیعص» (1)
(از حروف مقطعه ی قرآن کریم است و معنای آن را جز خداوند و رسولش کسی نمی داند.)
توضیح مطلب: حضرت زکریا (علیه السلام)، از خداوند خواست تا نام پنج تن آل عبا (علیهم السلام) را به او بیاموزد. حضرت جبرئیل (ع)، نام آنها را به او آموخت. حضرت زکریا، زمانی که نام آنها را می برد و به نام امام حسین (ع) می رسید، اندوهگین می شد و حتی خودش نیز دلیل آن را نمی دانست. این شد که از خداوند پرسید: «معبود من، مرا چه شده كه چون نام چهارتن را می برم، تسلی می یابم. چون نام حسین (ع) را می برم اشكم می ریزد و ناله ام سر می كشد. خدای تبارك و تعالی سرگذشت او را برایش در كلمه «كهیعص» بازگو نمود. چون زكریا این را شنید، سه روز از مسجد خود بیرون نرفت و كسی را هم نپذیرفت و به گریه و ناله رو آورد و برای او نوحه می خواند...
پس از آن حضرت زكریا (ع) همیشه می گفت: «معبودا، به من پسری بده كه در پیری نور چشمم باشد و چون به من عطایش كردی محبوب من سازش و پس از آن مرا داغدار او كن، چنان چه دوستت محمد را داغدار فرزندش می كنی.» و خدا یحیی را به او داد و داغش را به دلش نهاد. مدت حمل یحیی شش ماه بود و همانند امام حسین (ع) او را شهادت رساندند. (2)
تفسیر آیه: امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) در پاسخ به سوال «سعد بن عبدالله اشعری» در تفسیر آیه ی کهیعص، داستان حضرت زکریا را بیان کردند و فرمودند: «در اين هنگام خداوند او را از ماجراى حسين (ع) آگاه كرد و فرمود: كهيعص؛ كافِ آن يعنى كربلا، هاى آن يعنى هلاكتِ عترتِ [رسول]؛ ياى آن يعنى يزيد بن معاويه كه به حسين ستم كرد؛ عين آن عطش و تشنگى حسين (ع) و صاد آن صبر اوست.» (3)
نکته ی مهم: بد نیست بدانید که از حروف مقطعه، تفاسیر بسیار زیادی شده است و یکی از این تفاسیر که مورد تایید شیخ صدوق (ره) بوده است، در این مطلب بیان گردیده است. با این حال می توان گفت که در لایه های باطنی قرآن کریم، ناگفته های بیشتری هست که در بیان ائمه ی معصومین (علیهم السلام) نیامده است.
پی نوشت:
1. سوره ی مریم: 1
2. ترجمه نفيس المهموم، حاج شيخ عباس قمي ـ صفحه 64 و 65؛ به نقل از سایت موعود به آدرس http://old.mouood.org/content/view/4679/3/
3. كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، ص 454 – 465؛ به نقل از مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن، به آدرس http://iec-md.org/MUHARRAM/baazkhaani_chand_hadith_mashhoor_ashura_sehhati-sardroodi.html و شوشتری، شیخ جعفر، خصائص الحسینیه، نشر آرام دل، ص 371
پ.میعاد