مصاحبه با یک آخوند درباره حجاب
* اول سلام و صبح بخیر! دوم این که سریع میرم سر سوالا. ببینید من از دید مذهبی نمی خوام بحث کنم، بیشتر دید اجتماعی دارم. از نظر من حجاب یه چیزیه که صراحتاً تو قرآن اومده و هر مسلمونی واجبه که رعایتش کنه. سوال من اینه که واجب شرعی چرا باید اجبار اجتماعی باشه؟
** ببینید تو هر جامعه یه سلسله قوانینی هست. مثلاً برای رعایت نظم شهری قوانین راهنمایی و رانندگی وضع می کنند. یا برای دادوستد یه سری قوانین حقوقی داریم. اگه این اصل عُقلایی رو بپذیریم که هیچ جامعه ای بدون قانون نمی تونه به پیشرفت برسه و مردمش نمی تونند در کنار هم از حقشون بهره مند بشن، حالا بر اساس این اصل میایم می پرسیم که این قوانین بر چه اساسی تدوین می شن؟ یه وقت بر اساس انسان شناسی، یه وقت عقلایی وعرفی. ولی یه وقت بر اساس یه مکتب، قانون شکل می گیره. چون جامعه ما یه جامعه دینیه، قوانین اجتماعی برخاسته از جهان بینی دینی ماست. یعنی تو جامعه دینی ما، نمیشه قوانین اجتماعی رو ازمعارف دینی جداکرد.
* نماز واجب شرعیه، روزه همین طور و… هر کی دلش بخواد نماز می خونه؛ هر کی نخواد نمی خونه. من میگم چرا نباید حجاب اینجوری باشه؟
** این بر می گرده به این که ما حجاب رو امر اجتماعی بدونیم یا نه؟ آیا حجاب هم مثل نماز و روزه یه کار شخصیه و یه باور درونیه؟ روزه کار شخصیه، کسی موظف نیست بگه چرا روزه نگرفتی؟ اما بحث اجتماعی مثل راهنمایی و رانندگی الزام عقلایی داره. اگه شما بگید حجاب بحث اجتماعیه دیگه نمی تونید بگید من رعایت نمی کنم. ممکنه خیلی از دانشجوها حجاب رو امر شخصی بدونند مثل نماز. اگه این باشه خب حق با اونه. کسی نمی تونه جلوشو بگیره که چرا حجاب نداری؟ بحث اینه که حجاب حقه یا تکلیفه؟ اگه حجاب رو تکلیف بدونید و یه امر اجتماعی که عدم رعایتش به دیگران لطمه می زنه، اون وقت نمی تونید بگید من شخصاً حجاب رو رعایت نمی کنم.
* علت این که روی این مسئله تکیه می کنم به این خاطره که اولاً سوال خیلی از بچه هاست و علت دوم به این خاطر که مسئله عقده برام خیلی مهمه. حجاب نداشتن برای دختر ما عقده شده. اگه شما ۵۰ تا دختر و زن بدون گزینش قبلی، از ایران به یه کشور اروپایی ببرید شاید حداقل نصفشون روسری رو برمی دارند.
** خب جوان نمی خواد کسی براش تکلیف مشخص کنه و سعی می کنه مخالفت کنه. و اگر نتونست مخالفتش رو بروز بده براش عقده به وجود میاد. باید صورت مسئله رو درست برای جوانمون توضیح بدیم. حجاب رو باید به صورت فرهنگ و باور برای جوان دربیاریم نه الزام بیرونی. خیلی از جوان ها و مخصوصاً دخترهای ما به این باور نرسیده اند که حجاب یه فرهنگ مثبته. باور نمی کنند که حجاب ارزشه. فکر می کنند بی حجابی ارزشه. حجاب رو در عصر پیشرفت و تکنولوژی یه چیز قدیمی می دونند. حجاب رو نشونه کودن بودن، یا نشونه ارتجاع می دونند.
* حجاب یعنی فقط چادر؟
** حجاب یعنی پوشش. نه چادر.
* اگه اینجوریه پس همه دخترا حجاب دارن، پس چرا اینقدر بهشون گیر می دن؟
** آخه پوشش باید کامل باشه. ممکنه یه نفر مانتوی بلندی بپوشه ولی چادر هم نداشته باشه. این، طوری نیست. ولی ببینید تو جامعه بعضیا یه پارچه می اندازند سرشون که نصف کله شون رو هم نمی پوشونه. نصف از جلو و نصف از عقب سرشون بیرونه. بعضی روسریا برای درِ دهنِ کدخدا رو بستن خوبه، نه برای حجاب و پوشش. (با خنده)
*مگه زیبا بودن و زیبا پوشیدن بده؟ همه آدم ها مخصوصا جنس مونث، دوست دارند تو چشم بقیه زیبا به نظر برسند. چرا با حجاب جلوی زیبایی اونها گرفته می شه؟
** قبول دارم که خانم ها دوست دارند زیبایی خودشون رو به نمایش بذارند. این جزو طبیعت اونهاست. ولی ما هر غریزه و میلی رو باید در زمان و مکان خودش اشباع کنیم. خب همه آدم ها خیلی امیال و غرایز دارند. اما سوال اینه که همین جوری باید در هرجا و هر زمان دنبال غرایزشون باشند؟ یا این که غرایزشون باید تعدیل بشه؟ مثلا مردها دلشون می خواد چند تا زن داشته باشن. آخه دل بخواهی که نیست. نمی شه که دنبال حرف دلشون راه بیفتند. رسالت آدم تو این دنیا اینه که غرایزش را تعدیل کنه و درحد معمول اونها رو اشباع کنه. زن هم می تونه زیبایی خودش رو هنرمندانه به شوهرش ارائه بده. یا مثلاً در جاهایی که فقط خانم ها حضور داشته باشند، نمایش زیبایی مشکلی نداره. جالب اینجاست که خیلی از زن ها برعکس عمل می کنن. یعنی به جای این که تو خونه پیش شوهر زیبا بپوشن، تو خیابون و مهمونی شیک ترین لباس ها و تو خونه وارفته ترین لباس هاشون رو می پوشند.
*شاید بعضی از دخترا که حجابشون رو کمتر رعایت میکنن، یا مثلاً آرایش غلیظ می کنند، هدفشون این باشه که یه پسر رو جذب کنند یا به قول خودمون تور کنند تا اینجوری ازدواج کنند و از اونطرف حجاب رو مانع این کار می دونن. چی دارید بگید؟
** زیبا بودن، تمیز بودن، خوب حرف زدن، خوب فهمیدن همه ارزشه. حجاب باعث نمی شه آدم زشت بشه. و اصلاً برای این نیست که آدم رو زشت کنه. من یه سوال می کنم: آیا برای ازدواج فقط زیبایی ظاهری و به قول شما به تورانداختن کافیه؟ چرا طلاق ها زیاد شده؟ نمی گم زیبایی، نه. ولی نباید تنها ملاک، زیبایی باشه. مثل این که جنس و کالا را رنگ و لعاب بدیم تا خریدار بخره. بعد که خرید می بینه بدرد نمی خوره. ارتباطی که اینجوری شکل بگیره استحکام نداره. دختر باید شیک بپوشه، شیک حرف بزنه، شیک بفهمه، اونوقت ببینید جوان خوب براش پیدا می شه یا نه!
خب زیبایی از نظر اسلام چیز خیلی خوبیه و سفارش مکرر به زیبایی شده. پیامبر می فرمایند: «من ۳ چیز رو از این دنیا دوست دارم: عطر، زن، نماز.» تو فقه اسلامی هم داریم که اگه دو تا امام جماعت بود که از هر نظر علم، تقوا و… در یک سطح بودند، اونی که خوشگل تره باید جلو بایسته و امام جماعت باشه.
* سوال اینه که فساد هم تو ایرانه هم تو خارج. پس حجاب تو این ۳۰ سال چه اثری تو ایران گذاشته؟
** اولاً اگه مقایسه کنیم درصد فساد تو ایران نسبت به خارج خیلی پایین تره. دوماً این سوال رو میشه در مورد همه چیز به کار برد. فلان جا بی عدالتیه، آیا عدالت بده؟ فلان جا تبعیضه، آیا برابری بده؟ اگه مردم جایی اخلاق را رعایت نکردند، دلیل می شه که اخلاق بد باشه؟ اگه تو کشوری مردم مطالعه نکنند یا بی سواد باشند، آیا سواد و مطالعه بده؟ این که حجاب تو ایران نتونسته فساد رو از بین ببره، دلیل نمی شه که حجاب بد باشه. باید ریشه فساد رو جستجو کرد. اگه خودتون نگاه کنید حجاب خیلی اثر مثبت داشته. کسی که حجابش رو رعایت می کنه از خیلی دستبردها محافظت می شه. اما اونی که مثلاً با قیافه بزک کرده میاد تو خیابون، جوان ۲۰۶ دار! جلوش بوق می زنه، خب این اثر بدحجابیه دیگه. ضمن این که نباید انتظارداشت حجاب بتونه فساد رو صددرصد حل کنه.
* پوشش خانم های با حجاب معمولاً مشکیه. رنگی که بیشترین انرژی و گرمای خورشید رو دریافت می کنه.تو فصول گرم،خانم ها مثل تنور می شن. روشون خمیر بذاری نون می شه. برای این چه حرفی دارید؟
** تو کشورهای اطراف مثل هند، پاکستان، ترکیه و خیلی جاها، خانم های باحجاب از رنگ های شاد با پارچه نازک استفاده می کنند. هیچ مانعی نیست که حجاب با لباس رنگی باشه.تو تاریخ هم اگه ببینیم، زن های ما از پارچه های رنگی و متنوع استفاده می کردند. شما جوونا، عشقتون هم سیاه مالی شده می گید: مشکی رنگ عشقه! آخه این چه عشقیه؟! وگرنه کسی نگفته باید مشکی بپوشید. این دیگه هنر طراح های لباس ماست که لباس ایرانی-اسلامی طراحی و تولید کنند.
* یه حرف تکراری هست که خیلی از بچه ها می زنن. میگن که حجاب باید تو ذات آدم باشه. اصل به دله. ممکنه اونی که حجاب داشته باشه از بدحجابه خیلی بدتر و هرزه تر باشه؟
** بله ما داریم که اعمال بالنیات. اصل و اساس به دل و نیته. اما معناش این نیست که ظواهر را رعایت نکنیم. مثل این که بگیم خب اصل به دله پس ظاهرمون بوی گند بِده! انسان از ظاهرش تفکیک نشده. هم ظاهر باید تمیز باشه و هم باطن باید پاک باشه. نمیشه یه بخش رو بگیریم و یه بخش رو ول کنیم.
* یه سوال جالبی یکی از بچه ها پرسیده، منتقل می کنم. «این انصافه که خانم ها همیشه معذب باشن که مردها مبادا مورمورشون بشه؟! اگه یه جایی ۲ تاسگ باشه و ۲۰ تا آدم. باید اون دو تا سگ رو از بین برد یا این که به ۲۰ نفر گفت لباس آهنی بپوشید؟»
** هر دو. البته سگی که ایشون مثال می زنن خب مصداقش تو جامعه، آدمه و آدم رو که نمی شه از بین برد و حذف کرد. پس باید هم اون آدم بده رو مهار کرد و هم باید فن برخورد با اون رو آموخت. یکی از راه های مقابله با اون هم داشتن حجابه.
* باز یه جمله جالب یکی از بچه ها گفته، اون رو هم نقل می کنم. این جمله معروف رو همه شنیدیم که حجاب مصونیته نه محدودیت. این دوستمون گفته که حجاب مصونیت از مردهای ایرانیه. چون زن های خارجیِ تو ایران هم مجبورند حجاب داشته باشند. این یعنی مردهای ایرانی مشکل دارند.
** ممکنه این تعبیر تاحدی درست باشه. چون فضای جامعه بسته بوده و مردهای ایرانی از همون اول تو محیطی بزرگ شدند که روابط، تفکیک شـده بوده و حالت طبیعی و عادی نداشته، به این خاطر ممکنه یه نوع حرص روانی یا تحریک روانی بین مردهای ایرانی به وجود اومده باشه. از اول گفتند نگاه نکن، با اون نرو، اون کار رو نکن… همه این ها ناخواسته تحریک روانی به وجود آورده.
* همون حدیثی که میگه آدم از هر چیزی منع بشه به طرفش گرایش پیدا می کنه.
** بله، و این واکنش روانی به این خاطر به وجود اومده که چرایی ها گفته نشده. ما تو بحثای تربیتی قرآن داریم که وقتی کسی رو امر و نهی می کنی باید بگی که چرا باید یا نباید. اما ما فقط امر و نهی کردیم. چرائیش رو مشخص نکردیم.
* روابط دختر ها و پسرها از نظر شما باید چه جوری باشه؟
** ما باید انقدر پیشرفته و رشد کرده باشیم که بتونیم تعریف درستی از روابط دختر و پسرمون داشته باشیم. ارتباطات در هر جا باید معنادار باشه. مثلاً در دادوستد خب همه انسانند. نگاهمون باید انسانی باشه. اصول انسانی رو باید رعایت کنیم. بر اساس این اصول باید روابط تعریف بشه. مثلاً خوردن میوه قانونیه و حلال. ولی معناش این نیست هر جا میوه دیدیم بخوریم. برای استفاده باید پول بدیم و بخریم. تو دانشگاه، محیط کار، محیط جامعه، کلاس درس، محیط زناشویی و … هر مورد، یک تعریف از روابط داره. نباید تعریف از روابط در محیط های مختلف رو با هم قاطی کنیم. ولی چون جامعه ما خلاء داره، رابطه دختر و پسر رو فقط رابطه جنسی می دونیم. وقتی دو نفر دارن باهم حرف می زنن، همه فکر می کنند این دوتا دارند حرف های عاشقانه می زنن. اما هیچ کس نمی گه اینا دارن حرف علمی می زنند. تو اروپا سر کلاس درس همه میگن این ها دارند درس می خونند. چون به موقع تفریح می رند، موزه می رند، آثار باستانی می بینند. روابط تفکیک شده است. ما هم باید روابط رو در جامعه معنادار و تفکیک شده کنیم. تفکیک نه این که بین دختر و پسر دیوار بکشیم. تفکیک خود روابط نه تفکیک انسان ها. یعنی یعنی نوع رابطه ما تو محیط دانشگاه که یه محیط علمیه باید با نوع رابطه ما تو یه محیط دیگه مثل محیط کاری، مهمونی یا… فرق داشته باشه.
* اگه یکی بگه من میخوام روابط رو قاطی کنم چی؟ اصلا خوبی و بدی یعنی چی؟
** آخه با سلیقه که سنگ رو سنگ بند نمی شه. اگه کسی بگه سلیقه من اینه که این کار خوبه یا فلان کار بده، خب دیگه هیچ ملاکی برای تشخیص خوبی و بدی نداریم. همه انسان ها قبول دارند که باید از حقشون استفاده کنند و همه می گن که از حقشون باید پاسداشت بشه. یعنی در گرفتن حقت باید مواظب باشی حق فرد دیگه پایمال نشه تا همه از حقشون بهره مند بشن. اگه رعایت نشه می شه قانون جنگل.
* اصلاً می شه دو نفر از دوجنس با هم رابطه داشته باشن بدون این که به مسایل جنسیتی و گرایش های جنسیتی توجه داشته باشند؟
** اگه نشه یعنی این که هنوز روابط، معنادار نشده. ارتباط به معنای گفتگو مثل استاد و شاگرد و یا دو دانشجو و حتی دوستی به این معنا که مسایل جنسیتی در نظر گرفته نشه، اشکال نداره. ولی مشکل اینه که ما روابط رو تعریف نکردیم. اگه روابط، انسانی باشه مثل دو تا انسان بدون لحاظ غرایز جنسی هیچ اشکالی نداره. البته اگه دونفر قصد دارند باهم ازدواج کنند، قضیه فرق می کنه که در اون شرایط هم قبل از رسمی شدن ازدواج حدود باید رعایت بشه.
* استاد مثل همیشه من وقت شما رو گرفتم. به قول خودتون تا یه بلایی سرتون نیارم ولِتِون نمی کنم! زیادی ممنون و متشکرم.
** موفق باشید. (مثل همیشه با خنده)
این مصاحبه مربوط میشه به بهار ۸۷ که تو نشریه «ایرانی» دانشگاه اصفهان هم چاپ شد. چون مصاحبه شونده در دسترسمون نبود و نتونستیم ازشون بپرسیم که آیا اجازه پخش این مصاحبه رو در اینترنت میدن یا نه؛ برا همین بدون عکس و اسم ایشون گذاشتیمش. فقط کلی بدونید که ایشون یک استاد روحانی از گروه الهیات دانشگاه اصفهان هستند.