گياهان مي فهمند چه مي کنند؟
اما سوال اين است که گياهان داراي چه بخشهايي از هوش هستند؟ «توانايي آموختن از راه تجربه» يکي از مشخصه هاي هوش است که هيلگارد به آن اشاره کرده است و در گياهان بسيار ديده مي شود.
هر گياه از يک تجربه تلويحي چند هزار ساله براي شناخت محيط اطراف خود چه اقليم و چه خاک برخوردار است. گندم بهتر از هر کس مي داند که پس از جوانه زني و رشد اوليه در پاييز بايد به انتظار سرماي سخت زمستان باشد و هفته ها پيش از رسيدن فصل سرما خود را براي مقابله با آن آماده مي کند و همين طور نيک مي داند که بايد پيش از فرارسيدن فصل خشک و گرم تابستان دوره رشد خود را تمام کند و جهت بقاي نسل به ميزان مناسب بذر که تحمل شرايط سخت را دارد توليد کند.
سازگاري گياهان هر منطقه خود گوياي اين نکته است که اين گياه براساس تجربه هاي تاريخي دريافته که براي سازگاري با محيط بايد از چه ويژگي هاي ژنتيکي و فنوتيپي و چه خصوصياتي برخوردار باشد.
دکتر محمد طباطبايي عضو هيات علمي دانشگاه تهران در اين ارتباط مي گويد: «گياهان خيلي هم از ما باهوش ترند، چرا که آنها از تجربيات پيشينيان خود براي سازگاري با محيط استفاده مي کنند و در هر شرايطي که تطابق پيدا کرده اند، بهترين استفاده را از محيط مي کنند. آنها ضعف خود يعني قدرت حرکت کمتر را با سازگاري بيشتر با شرايط موجود پوشش داده اند. پيشنهادي که همه روان شناسان به ما انسان ها مي کنند، ولي کو گوش شنوا!
شايد شما هم شنيده باشيد که مي گويند آدم هوشمند کسي نيست که از همه چيز بهره مند است ، بلکه کسي است که از دارايي هاي موجود بهترين استفاده را مي کند و خود را با شرايط محيط سازگار مي کند؛ کاري که گياهان استاد آن هستند. در سخت ترين شرايط بيابان و باتلاق و شوره زارها مي توانند خود را سازگار کنند.
اگر چه مکانيسم هاي فيزيولوژيک و ژنتيکي فرآيندهاي سازگاري و مقاومت گياهان به شرايط بد محيطي تا حد زيادي شناخته شده است ، اما مساله مهمي که ذهن گياه شناسان و اکولوژيست ها را به خود مشغول کرده است وجود چنين قابليت هاي پيچيده اي در ساختاري به ظاهر ساده است و اين از نشانه هاي عظمت خلقت است.»
سه شنبه 20 مرداد 1388 4:04 PM
تشکرات از این پست