سرم خـاك كف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است
بُود پروندهام چـون برگـــــــ گـل پـاك
در این پرونده امضای حسین است
بهـشـت ارزانـی خــــوبان عــــــالم
بهشت من تماشای حسین است
به وقت مرگــــــــــــــــ چـشمم را نبندید
كه چشم من به سیمای حسین است
در این عــالم تمنّایی ندارم
تمنّایم تمنّای حسین است
چــــراغ از بهر قبــــر مــــن نیارید
چراغم روی زیبای حسین است
خوش آن صورت كه در فردای محشر
بر آن نقش كفــــــ پای حسین است
از آن با گریه دائم خو گرفتم
که اشکم درّ دریای حسین است
نترســـــانیـــدم از روز قیـــــامت
قیامت قد و بالای حسین است!
حاج غلامرضا سازگار