0

نوستالژي پيكان...

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

نوستالژي پيكان...

جام جم آنلاين: پدر من و شما پيكان داشته، شايد امروز هم داشته باشد. پيكان در كودكي و نوجواني خيلي از ماها كه اكنون به‌ميانسالي رسيده‌ايم، نقش تعيين‌كننده‌اي داشته است. برادران و خواهران ما، روزهاي جواني خود را با پيكان گذرانيده‌اند و شايد روزي در حسرت داشتن يكي از آنها تقلاي زيادي كرده‌اند.

خاطره‌ها را كه در ذهنتان مرور مي‌كنيد لااقل چند سفر شيرين را با پيكان به ياد مي‌آوريد. روزهاي كودكي نسلي كه امروز شايد سي‌وپنج، چهل ساله باشد با «نوستالژي پيكان» عجين شده است. لذا شايد هيچ به نظر برسد كه پيكان را فراتر از يك خودرو بدانيم. چرا كه علاوه بر كاركردهاي رايج يك خودرو كه در زمان خود الگويي مناسب از هر نظر براي قشر متوسط بود، خود سر منشأ اثرات اجتماعي و فرهنگي بوده كه تا به امروز ادامه دارد؛ اثراتي كه در تاروپود خانواده‌هاي ايراني تنيده و جزئي جدا نشدني از فرهنگ عاميانه ايراني به شمار مي‌آيد. «پيكان‌بازها» نمونه روشني از اين تاثير است كه با وجود گذشت بيش از هفت سال از تعطيلي خط توليد پيكان، هنوز حضورشان در كوچه و خيابان‌ها پايان نيافته است. اين در حالي است كه ورود خودروهاي جديد كه به نوعي جايگزين پيكان محسوب مي‌شوند، مانند پرايد، سمند و ال‌90 نيز نه‌تنها خاطره و حضور پيكان را كمرنگ نكرده، بلكه اتفاقا وجه نمادين فرهنگي و نوستالژيك آن را تقويت كرده است. اين چنين است كه بايد انتظار داشت تاثير پيكان بر فرهنگ عامه ايراني همچنان تا سال‌ها ادامه داشته باشد؛ تاثيري كه تقريبا در هيچ خودروي ديگري سراغ نداريم و احتمالا نخواهيم داشت.

خيامي و ايران ناسيونال

كارخانجات ايران ناسيونال يا گروه صنعتي فعلي ايران‌خودرو در دوازدهم مهر 1341 توسط برادران خيامي (احمد، محمود و حسن)‌ با سرمايه‌اي حدود ده ميليون تومان در خيابان اكباتان تهران تاسيس شد. اين شركت حدود يكسال بعد با توليد اتوبوس كار خود را آغاز كرد. كمي بعد خيامي‌ها به صرافت توليد خودرويي براي قشر متوسط افتادند و به اين منظور توليد پراكنده خودروهايي چون فورد، پژو، فيات و فولكس در دستور كار قرار گرفت.

در نهايت پنج سال بعد ايران ناسيونال با انعقاد قراردادي با گروه صنعتي روتس كه مالك كارخانه تالبوت انگلستان بود، خودروي پيكان را به صورت مونتاژي وارد ايران كرد و توليد اين خودرو در ارديبهشت‌ 1346 در ايران با ظرفيت سالانه 60 هزار دستگاه آغاز و بتدريج به 120 هزار دستگاه افزايش يافت. خانواده خيامي از خانواده‌هاي اصالتا مشهدي و دقيقا اهل ييلاق طرقبه و جاغرق هستند. سيدمحمود خيامي، فرزند سيدعلي‌اكبر خيامي كه كاميون‌دار بود، ابتدا شغل پدر را ادامه داد، اما بعدا با همكاري برادرانش ايران ناسيونال را پايه‌گذاري كرد. وي به جز ايران ناسيونال موسس بانك صنعت‌ومعدن و فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي كوروش (قدس‌فعلي)‌ نيز محسوب مي‌شود. خيامي هم‌اكنون نيز صاحب چند نمايندگي خودروهاي مرسدس‌بنز در انگلستان و آمريكاست. با اين حال هم خيامي و هم ايران‌ناسيونال، نام و آوازه خود را مديون پيكان هستند. مدل‌هاي نخستين پيكان در حقيقت آخرين مدل خودروهاي «سان بيم آرو» و هيلمن هانتر بود. پيكان در نخستين سال عرضه خود در سال 1346 با دو مدل دولوكس و كارلوكس به بازار عرضه شد، اما خيلي زود مدل‌هاي ديگري چون وانت‌پيكان، تاكسي‌پيكان و پيكان با دنده اتوماتيك (كه البته اقبال چنداني به آن نشد) و پيكان جوانان و پيكان استيشن (پنج در) به آن افزوده شد. در سال 1347 شركت آمريكايي كرايسلر گروه صنعتي روتس انگلستان را خريد، اما اين جابه‌جايي مالكيتي تاثيري بر روند توليد پيكان نداشت و حتي باعث توليد يك مدل جديد پيكان شد كه اكنون به پيكان چراغ بنزي معروف است. در دو سال اول توليد پيكان، قطعات آن كاملا از خارج كشور وارد و در ايران عينا مونتاژ مي‌شد، اما كم‌كم توليد قطعاتي چون بدنه، رادياتور، شيشه، كمك‌فنرها و سپرها در ايران آغاز و ايران‌ناسيونال هسته‌هاي اوليه قطعه‌سازي خودرو در ايران را پايه‌‌ريزي كرد. پس از پيروزي انقلاب، اموال محمود خيامي ازجمله كارخانه ايران‌ناسيونال مصادره و اين كارخانه به ايران‌خودرو تغييرنام داد، اما توليد پيكان متوقف نشد و توليد مدل چراغ بنزي آن ادامه يافت. با اين حال دهه 60 دهه خوبي براي توليد پيكان نبود، چرا كه در سال 1364 خط توليد پيكان در شركت كرايسلر متوقف و اين شركت در شركت پژو فرانسه ادغام شد در نتيجه ايران‌خودرو با كاهش دريافت دستگاه انتقال قدرت اصلي پيكان مواجه شد. اين امر توليد پيكان را از حدود 70 هزار دستگاه در سال 1363 به 3000 دستگاه در سال 1368 رسانيد. با اين حال در اين سال كارخانه پژو موافقت كرد ايران‌خودرو با به كار بردن سيستم تعليق و موتور پژو 405 روي بدنه پيكان، به توليد پيكان ادامه دهد. اين روند حدود شش سال دوام يافت و محصول اين كار به نام پيكان پژويي يا «پيكاژو» معروف شد. با اين حال ايران‌خودرو كم‌كم توانست قطعات مختلف پيكان را در ايران بسازد و به اين ترتيب در شهريور 1371 توليد پيكان تماما ايراني با حجم موتور 1600 سي‌سي آغاز و توليد آن تا بيست و پنجم ارديبهشت 1384 در حدود 13سال ادامه يافت. در اين روز، پس از گذشت 38 سال و توليد دو ميليون و 29 هزار دستگاه پيكان، توليد اين خودروي خاطره‌انگيز متوقف و آخرين پيكان توليدي به موزه ايران خودرو فرستاده شد. اسحاق جهانگيري، وزير وقت صنايع و معادن در لوحي كه روي آخرين پيكان نصب شده بود، نوشت: «پيكان ارابه‌اي بود كه صنعت خودرو بر دوش آن شكل گرفت و امروز به موزه مي‌رود تا نظاره‌گر اعتلاي اين صنعت باشد».

پيكان و زندگي ايراني

يكي از اصلي‌ترين مروجان پيكان، اميرعباس هويدا، نخست‌وزير معدوم پهلوي بود.

جمله معروف او: «به اميد روزي كه هر ايراني يك پيكان داشته باشد» و اين خودرو را وارد فرهنگ و زندگي ايراني كرد، حضوري كه تا به امروز ادامه دارد.

ايران ناسيونال براي ترويج هرچه بيشتر استفاده از پيكان بويژه براي كارمندان و اقشار متوسط از انواع و اقسام سياست‌هاي تشويقي استفاده كرد. در يكي از آگهي‌هاي تبليغاتي ايران ‌ ناسيونال در روزنامه اطلاعات درباره قيمت پيكان آمده است: با وجود امتيازات فوق‌العاده‌اي كه پيكان (مدل)‌ 48 را به صورت يك اتومبيل ايده‌آل براي خانواده‌ها درآورده است و با وجود اين كه هزينه ساخت آن براي كارخانجات ايران ناسيونال گران‌تر از سابق تمام مي‌شود و به علت استقبال بي‌سابقه هموطنان عزيز از اتومبيل‌هاي پيكان و بالا رفتن مقدار فروش و بنا بر اين اصل مسلم اقتصادي كه هميشه فروش بيشتر، مرغوبيت بيشتر و ارزاني قيمت را به دنبال خواهد داشت ـ در بهاي پيكان 48 ـ هيچ‌گونه تغييري داده نشده و به همان قيمت 17890تومان در اختيار ملت ايران قرار مي‌گيرد.

«دولت همچنين شرايط ويژه‌اي چون اقساط كم و بدون بهره و تحويل فوري پيكان به كارمندان را ايجاد كرد تا به‌زعم خود الگويي از خودروي ملي براي ايرانيان بسازد. در اين زمان تلاش‌هاي فرهنگي گسترده‌اي براي ترويج استفاده از پيكان آغاز و سعي شد از پيكان‌سواران يك تيپ شخصيتي مرفه، جذاب، خانواده‌دوست، شيك و امروزي ساخته شود. به اين ترتيب پيكان به يكي از ويژگي‌هاي اصلي قشر متوسط و نشانه اصلي آن تبديل شد. البته اين تلاش‌هاي فرهنگي به عرصه هنر و ورزش نيز كشيده شد. تقريبا در اكثر فيلم‌هاي ايراني قبل از انقلاب پيكان حضوري گسترده دارد و ستاره‌هاي آن روز سينما براي ايفاي نقش‌هاي مثبت خود از پيكان استفاده مي‌كردند و حال آن كه معمولا نقش‌هاي منفي با استفاده از خودروهاي آمريكايي آن روزها چون شورلت، دوج، فورد و... ايفا مي‌شد. در عرصه ورزش نيز اكثر ورزشكاران بويژه فوتباليست‌هاي باشگاه‌هاي پرطرفدار آن زمان يعني تاج (استقلال امروزي)‌ و پرسپوليس، عكس‌هاي خود براي درج روي جلد مجلات را بيشتر در كنار پيكان مي‌گرفتند. البته روشن است كه اين اقدامات نوعي بازاريابي و معرفي غيرمستقيم محصول نيز به شمار مي‌رفت.

يك روزنامه‌نگار با اشاره به تاثير پيكان در عمق زندگي ايرانيان به درستي نوشت: «اگر فالكنر و سالينجر، نويسندگان نامدار آمريكايي در قصه‌هاي خود نام خودروي كرايسلر را جاودانه كردند، ادبيات معاصر فرانسه بر دوش رنو و دوشوسيتروئن (كه نمونه‌اي از آن در ايران به نام ژيان مشهور است) در سال‌هاي مياني قرن بيستم به راه افتاد. سينماي واقعگراي ايتاليا بدون فيات و وسپا معني نداشت و همه جهان آلمان را بيش از هر چيز به فولكس واگن و بنز مي‌شناسند، در ايران نيز سي‌وهفت سال زندگي در بطن مردم، پيكان را در فرهنگ عمومي، ادبيات و هنر جاني هميشگي بخشيد.»

اين تلقي البته پس از پيروزي انقلاب نيز ادامه يافت و پيكان در هنر، ادبيات و سينما جاي خود را از دست نداد. در عرصه سينما كه علاقه‌مندان احتمالا دو فيلم به يادماندني «هامون» به كارگرداني داريوش مهرجويي و بازي درخشان زنده‌ياد خسرو شكيبايي و «زرد قناري» به كارگرداني رخشان بني‌‌اعتماد و بازي مهدي هاشمي، گلاب آدينه و زنده‌ياد منوچهر حامدي را به خاطر مي‌آورند. حضور پيكان در هر دو فيلم كه در زمان خود نقطه عطفي در سينماي ايران بودند، محوري و پررنگ است. در هامون كه با روشنفكري پيكان سوار مواجهيم و در زرد قناري نيز اتفاقا «پيكان زرد قناري» بهانه به تصوير كشيدن مهاجرت خانواده متضرر از شهر به روستاست.

نوستالژي پيكان

و اكنون هفت سال است كه توليد پيكان متوقف شده است! اما توقف توليد آن باعث فراموش شدن خاطره و تاثير آن از ذهن ايرانيان نشده است. پيش و پس از انقلاب خودروهاي متعددي يا توليد يا وارد كشور شده، اما هيچ يك به اندازه پيكان موثر نبوده است. از كاديلاك، ژيان، بي‌.ام.و و آريا گرفته تا شورلت ايران، بيوك، فولكس قورباغه‌اي و جيپ صحرا از پرايد، پژو، سمند، ال‌90، ماكسيما و زانتيا گرفته تا الگانس، كمري، پرادو، گالانت، تينا، سانتافه، پورشه و مازراتي. شايد ما ايرانيان اين خودروها را تحسين كنيم و در آرزوي داشتن يكي از آنها باشيم، اما باز هم جاي پيكان، خاطره پيكان و سرانجام نوستالژي پيكان را هيچ خودرويي پر نخواهد كرد. پيكان است كه عطر خوش كودكي و بي‌خبري، نسيم خنك جاده‌هاي شمال، سواري زير نگاه مهربان پدري كه احتمالا الان نيست، مسافرت‌هاي گرم خانوادگي و رفت و آمدهاي بي‌تكلفي كه زندگي مدرن امروزي كمرنگش كرده و خيلي چيزهاي ديگري را كه اكنون دور از دسترس شده‌اند، دست‌كم به ياد خيلي‌ها مي‌آورد. كافي است يك پيكان، هر چند قديمي و فرسوده با يكي از همين پيكان‌هايي را كه عشق پيكان‌ها با تعصبي ويژه، اسپرتش كرده‌اند در خياباني ببينيد، خنده‌اي كه به لبتان مي‌آيد، صدها حكايت از خود دارد، حكايت‌هايي كه نوستالژي پيكان براي زندگي ايراني ايجاد كرده است...

 

چهارشنبه 15 آذر 1391  12:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها