هنگامی که بر هارون الرشید، این فرمانروای سرکش و مغرور که روزی با ابرها سخن می گفت و به وسعت امپراتوری خویش می نازید و می گفت: چه شرق چه غرب، هر کجا که بباری خراج تو را برای من می آورند! وارد می شود. هارون از آن حضرت می پرسد:
این دنیا چیست؟ امام موسی بن جعفر علیهما السلام به او پاسخ می دهد:
این سرای فاسقان است و این آیه را تلاوت فرمودند:
"به زودی آن کسان را که در روی زمین به ناحق تکبر کردند از آیات خویش بگردانم و اگر ایشان هر آیه ای را ببیند بدان ایمان نیاورند و اگر راه راست ببیند آن را راه «خود» نگیرند و اگر راه گمراهی را ببیند، آن را راه «خود» می گیرند." ( اعراف 146)
هارون پرسید: دنیا خانه کیست؟ امام فرمود:
دنیا برای شیعیان ما یک فتره (برهه) و برای دیگران فتنه است.
هارون پرسید: چرا صاحب این سرا (خدا) آن را پس نمی گیرد؟
امام فرمود: خداوند این دنیا را آباد به بشر تحویل بنابر این آن را جز به حالت آباد پس نمی گیرد.
هارون پرسید: شیعیان تو کجایند؟ حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
«آن کسان که کافر شدند از اهل کتاب و مشرکان باز نایستند تا وقتی که حجّت پیدا بر ایشان بیاید. » ( بیّنه 1)
هارون پرسید: آیا ما کافریم؟ امام پاسخ داد: نه...ولی چنان هستید که خداوند فرموده است:
«کسانی که نعمت خدا را به کفر مبدل کردند و قوم خود را به سرای تباهی فرود آوردند. »
( ابراهیم 28)
هارون با شنیدن این پاسخ خشمگین شد و بر او سخت گرفت.1
آن حضرت از زندان، جایی که دژخیمان جنایتکار هیأت حاکمه آن را احاطه کرده بودند، نامه ای به هارون نوشت و در آن فرمود:
«روزی از بلا و سختی بر من سپری نمی شود جز آنکه روزی از راحتی و رضا از تو سپری می گردد تا آنکه تمام روزهای ما دو نفر به روزی می رسد که پایان ناپذیر است و اهل باطل در آن روز زیانمند شوند».2
1) بحارالأنوار ص 223.
2) همان ص 148.