سلام بر حسین و عاشورای حسینی، درود خدا بر عشق پاک و اشک با معرفت شیعیان عاشق ولایت. عاشورا، حادثهای نبود که در یک نیم روز در سال 61 هجری اتفاق بیفتد و از قبل و بعد خود جدا باشد، با آن همه بهره برداریهای حماسی، مبارزاتی، تربیتی و معنوی که تا کنون از قیام کربلا و شهادت اباعبدالله حسین (ع) شده است؛ به نظر میرسد که غنای محتوایی این نهضت خدایی، بسیار بیش از آن است که تاکنون مطرح شده است. امروزیان و آیندگان پیوسته باید از این کوثر ایمان و یقین بنوشند و سیراب شوند و تشنگان حقیقت ناب را هم سیراب بسازند.
عاشورا، روز عملیاتی بزرگ و شگفت آور در تاریخ اسلام است که طی آن، انقلاب عاشورا بر سرزمین کربلا چهره اسلام و جامعه اسلامی و طی آن بنیان حکومت اموی را دگرگون ساخت و اعماق جانها و جامعه را تهییج کرد و تکان داد.
آری، انقلاب عاشورا در میان تحولات سیاسی - اجتماعی در صدر اسلام، مؤثرترین عامل در جهت بقای اسلام عزیز و گویاترین تفسیر بر حدیث شریف نبوی: «حسین منی و أنا من حسین» است.
عاشورا، صحنه رویارویی حقیقت اسلام با غاصبان خلافت و حکمرانان به ظاهر مسلمان است.
عاشورا، روز اوج از جان گذشتگی انسان کامل و امام نور برای احیای دین، میراندن بدعت، افشای ماهیت پلید غاصبان حاکمیت یافته بر امور مسلمین است.
عاشورا، مدرسه عشق و ایثار و جانفشانی در راه حفظ دین و ادای تکلیف شرعی است و به همین دلیل، تکریم از عاشورا بزرگداشت هر نهضت اصیل و دارای پیام و هرخون پاکی است که در نهضتهای آزادی بخش، بذل میشود.
آری، انقلاب حسینی، اسلام مجسّم است که کمال عبودیت و عرفان عاشقانه، سلم محض و اطاعت بی چون و چرای خداوند، اوج نهایی در اتصاف به مکارم اخلاقی و فضایل انسانی را در جای جای، آن میتوان یافت و کربلا این کعبه آمال عشق، مجمع اسوههای کمال برای اقشار مختلف جامعه اسلامی است.
قلم در بیان عظمت امام حسین (ع) ناتوان است، شخصیتی که تمام مراحل زندگی سرشار از خدمت و برکت آن حضرت، درس انسانیت و کمال است.
امام بزرگواری که قیام جاویدش اسلام را از خطر انحراف و بدعت، نجات داد، شعور دینی را بیدار ساخت، ارکان دین اسلام را مستحکم گرداند، پایههای حکومت اموی را لرزاند و تحوّل و حرکت عمیق فکری و فرهنگی به وجود آورد، شأن و جایگاه امامت دراسلام و ولایت را تفسیر و محبوبیت خدادادی اهل بیت و بازماندگان خاندان وحی را تضمین کرد. متفکر بصیری که جاهلیت نوین حاکمیت یافته توسط بنی امیه را ریشه کن ساخت و از طریق شعارهای آزادی بخش و آگاهی بخش عاشورا، ارتجاع ارزشی را افشاکرد.
من از تصور عظمت ثارالله عاجزم و قلم قاصرم از ادای حق عظیم امام حسین (ع) ناتوان است. ولیکن خدا را سپاس که مرا در اصلاب شامخه و ارحام مطهره پاک مردان و شیرزنان اهل بیت عصمت و طهارت قرار داد و ان شاء الله که بتوانم در این سال عزت و افتخار حسینی، الگوی کاملی از امام بگیرم و با عزّت و اقتدار، زندگی کنم.
پس عاشورا برای همه و همیشه پیام دارد و میسزد که ما همواره پای درسهای این کلاس ابدی بنشینیم و به مراتب بالاتری از ایمان، دینشناسی، شناخت تکلیف و عمل و وظیفه برسیم.
الگوی نحوه مشارکت زنان در مدیریت شرایط بحران
تأثیر غیر مستقیم زن در ساختار جامعه بشری و نقش بی بدیل آن در پرورش مرد را حتی متعصبترین نظریه پردازان علوم انسانی و جامعه شناسی، پذیرفتهاند، بنابراین، میتوان چنان تعبیر کرد که زن، مرد را و مرد جامعه را میسازد. به تعبیر امام بزرگوار امت «قدس سره» «از دامن زن است که مرد به معراج میرود»، با این مبنا میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که یافتههای علمی زن نه تنها از اثری همچون یافتههای علمی مرد برخوردار است، بلکه تأثیر یافتههای علمی نسل زن در جامعه بشری، پایدارتر و بیشتر هم هست ولیکن در مقام ارزیابی و تحلیل، حضور و نقش زن در ساختار تحولات جامعه بشری، میتوان مجموعه نظریات ذیل را به ترتیب بیان کرد.
الف - نقش منفی محض، بدون هیچ گونه تأثیر مستقیم در تحولات اجتماعی ولی همراه با منزلت و موقعیت به عنوان موجود و شیء گرانبها، این نوع نگرش به نسل زن، از قدمت و فراگیری بیشتری در طول تاریخ و در میان ملل گوناگون برخوردار بوده و دربرخی جاها هنوز هم هست، ولی به طور قطع، نظریهای منطقی نیست و نمیتواند جوابگوی نیمی از نسل بشر، بلکه نیازهای جامعه انسانی باشد.
ب - حضور مؤثر و کارآمد، در مدیریت جامعه، همراه با منزلت والای اجتماعی و شخصیتی گرانبها که بنا به ملاحظات اجتماعی و عدم پذیرش عرفی با وجود نقش مستقیم، همواره با نوعی کتمان و پوشش و اقدامات احتیاطی لازم در راستای مخفی نگهداشتن آن نقش بوده است و صحنههای حاوی چنان نقشی را در بسیاری از کشورهایی که در مقطعی از زمان با شیوه سلطنتی اداره میشدند، میتوان یافت.
ج - زن به عنوان فردی مؤثر و صاحب نقش ولیکن نه موجودی گرانبها. این نوع نگرش به زن را در مدل تمدن و فرهنگ غربی میتوان مشاهده کرد که با کمال تأسف، رفته رفته سمت و سوی نگرش ابزاری به نسل زن و بهره بردن از زن به عنوان شیء مؤثر در بازاریابی به تولیدات رنگ و وارنگ و آلت دست افراد هوسباز قرار میگیرد و در این نوع برخورد، هر چند نسل زن برخی از مسئولیتها را بر عهده میگیرد ولیکن آفات مراعات نکردن ارزشهای در خور شایسته، بحرانهای اجتماعی خطرناکی به ارمغان میآورد که اوضاع خطرناک اجتماعی، سرشار از فساد و احساس نا امنی و پوچی غرب، تزلزل روزافزون بنیادهای خانواده، خودکشیها، تجاوز به عنفها و اضطرابهای روانی، ناشی از ابتذال اخلاقی جامعه غربی که همه سیاستمداران و صاحب نظران، بدان اعتراف دارند و رهبران مذهبی کلیسا نیز از تدبیر مؤثر برای مقابله با آن عاجزند، اینها نمونهای از سرانجام این نحوه نگرش به نسل زن است و با کمال تأسف با به کارگیری امواج صوتی، تصویری، ویدئوها، سینماها و ماهواره، روند خطرناک و خانمان براندازی را در پیش روی جامعه بشری قرار میدهد و رسالت روشنفکران، جامعه شناسان متعهد، علمای دلسوز علوم تربیتی و بویژه رهبران مذهبی را برای حفظ و تقویت بهداشت روانی و اخلاقی جامعه، بسیار سنگین میسازد.
د - دیدگاه چهارمی که مطرح شده و نظریهای مترقی، جامع و کارآمد هست، عبارت از این است که: زن را از یک طرف، به عنوان شخصی گرانبها و ارجمند و از سوی دیگر، دارای شخصیت روحی و معنوی و کمالات روحی و انسانی بدانیم و در عین حال که منکر استعداد و تواناییهای این عنصر بسیار مؤثر در ساختار تحولات اجتماعی نیستیم، لیکن ضمن رّد دو نظریه محدودیت صرف، همراه با نقش منفی محض و نیز اختلاط زن و مرد بدون هیچ قید و بند، یک سوی مقرارات را به منظور رعایت حریم منزلت و شخصیت انسانی زن، پایبند شویم!
به نظر میرسد اسلام عزیز این دیدگاه چهارم را تقویت میکند، یعنی در عین حال که برای زن منزلت والایی قایل است تا آن حد که بر زن وحی نازل میشود مثل حضرت مریم و یا در صحنهای دیگر پیامبر بزرگ مانند حضرت زکریا در برابر بانویی بزرگ چون مریم زانو میزند و با وجود آنکه زن در این دیدگاه مصداق وحی قرار میگیرد همانند وجود مقدس زهرای اطهر (س) در سوره مبارکه کوثر، آیه مباهله، آیه تطهیر و... ولیکن یک سری مقررات را به منظور حفظ حرمت شخصیت زن، ارائه میدهد، در ایننوع نگرش، حجاب و مقررات آن، مصونیت است نه محدودیت.
در حماسه جاوید عاشورا زنان پاکدامن والا و از جان گذشتهای دوشادوش اصحاب بی نظیر، مایه روشنی دیده سرور و سالار آزادگان شدند.
عاشورا؛ پیامی به بانوان
عاشورا را نمیتوان در قلمرو قشر خاصی محدود کرد. تأثیر درسهای آن برای همگان است، از این رو پیامهایی که میدهد، عام و برای همگان میباشد، مخصوصاً زنان. و از آنجایی که نیمی از افراد جامعه را بانوان و دختران تشکیل میدهند و از آنجا که در نهضت عاشورا سهمی عمده و قابل ملاحظه بر دوش بانوان کاروان حسینی استوار بود و عاشورا ماندگاری خود را تا حد زیادی مرهون فداکاریها و قهرمانیهای خانواده امام حسین (ع) بخصوص زینب کبری است، از این رو پیامهای عاشورا خطاب به زنانمسلمان است تا هم رسالت اجتماعی و سیاسی این قشر را نشان دهد و هم خنثی کنندهتبلیغات سوئی باشد که دیدگاه اسلام را از محروم کردن زنان از مشارکت در کارهای اجتماعی و حضور در صحنه، معرفی میکند و هم نقش زنان در پشتیبانی از مبارزات مردان و جوانان، نشان دهد.
همچنین آمیختن عفاف و پاکدامنی را به تلاش و مجاهدت اجتماعی قابل اجرا بنمایاند و هم به مسئولیت شهید پروری و تربیت نسلی با ایمان، شجاع و مدافع حق، توسط بانوان اشاره کند و هم به تبلیغ و تبیین مرام و اهداف شهیدان بپردازد.
پیامهای عاشورا
1- مشارکت زنان در جهاد.
2- آموزش و الهام صبر و مقاومت.
3- پیام رسانی پس از یک حماسه و انقلاب و جهاد.
4- روحیه بخشی به رزمندگان و بازماندگان شهدا.
5- مدیریت خانوادههای شهدا و بازماندگان نهضت در شرایط دشوار.
6- حفظ ارزشها و پایبندی به اصول، حتی در شرایط اسارت.
زنان حاضر در عاشورا، برخی از اولاد علی (ع) بودند و برخی، جز آنان، چه از بنی هاشم یا دیگران، از فرزندان امیرالمؤمنین میتوان از زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانی، نام برد.
سکینه و فاطمه نیز دختران سیدالشهداء بودند که در نهضت مشارکت داشتند.
رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیّه ، کنیز خاص امام حسین، مادر وهب بن عبدالله و... از جمله زنان حاضر در کربلا بودند.
پنج نفر از خیام امام حسین (ع) به طرف دشمن بیرون آمدند، آنان عبارت بودند از کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبدالله کلبی، مادر عبدالله کلبی، مادر عمرو بن جناده و زینب کبری (س) که نقش چشمگیرتری از دیگران داشت. ام وهب، زنی بود که در عاشورا شهید شد، آن هم بر بالین شوهر شهیدش.
در عاشورا دو زن از فرط خشم و عصبانیت و احساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند: یکی همسر عبدالله بن عمیر، دیگری مادر عمرو بن جناده که یادشان خواهد آمد.
همسر زهیر بن قین در راه کربلا همراه شوهرش به امام حسین (ع) پیوستند، به نقلی، رباب همسر امام حسین (ع)، نیز مادر سکینه و عبدالله رضیع هم در کربلا حضور داشتند.
سخنرانیهای زینب، ام کلثوم و فاطمه بنت حسین در کوفه و شام، کاخ یزید و یزیدیان را لرزاند.
مشارکت زنان در جهاد
وقتی حضرت مسلم به نمایندگی از سوی امام حسین (ع) به کوفه اعزام شد و هزاران نفر با او بیعت کردند، با آمدن ابن زیاد به کوفه و دگرگون شدن اوضاع، مردم نیز دور مسلم بن عقیل را خالی کردند و او تنها و غریب و سرگردان در شهر کوفه میگشت و پناه و مأمنی نداشت.
طوعه، زنی فداکار بود که وقتی مسلم را شناخت، با آنکه شهر، پرآشوب بود، او را به خانه خویش راه داد و پذیرایی کرد و با این عمل مخاطره آمیز و شجاعانه، وفاداری خویش را به امام حسین (ع) و نماینده او نشان داد.
درها همه بسته بود در قحطی مرد
فریاد نشسته بود، در قحطی مرد
یک زن، شب کوچههای بن بست غریب
مردانه شکسته بود، در قحطی مرد
و در یک مرحله، خانه آن زن، میدان رزم مسلم با مهاجمان کوفی شد و سر انجام از خانه طوعه بیرون آمد و در میدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگید.
همسر زهیر
وقتی سیدالشهدا (ع) در راه کربلا به زهیر بن قین برخورد و قاصدی به طرف خیمه او فرستاد، ابتدا زهیر نمیخواست اجابت کند و بی میلی نشان داد. ولی همسرش او راتشویق کرد که نزد امام رود و ببیند که پسر پیامبر چه میگوید و با او چه کار دارد؟ همین رفتن بود که زهیر را حسینی ساخت و او به امام پیوست. همسرش نیز همراه او آمد و همراه و همسفر زینب و اهل بیت امام شد.
اگر تشویق و تحریک همسر زهیر «دلهم بنت عمرو» نبود، شاید زهیر توفیق پیوستن به جناح حق و نیل به فوز شهادت در عاشورا را نمییافت.
ام وهب زن فداکار دیگر
امّ وهب، همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود و در کوفه میزیست. وقتی شوهرش تصمیم گرفت برای یاری سیدالشهداء شبانه از کوفه به کربلا برود، اصرار کرد تا او را نیز همراه خویش ببرد. آنان شبانه به یاران امام پیوستند. روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، او نیز چوبی به دست گرفت و عازم میدان شد، اما امام جلو او را گرفت و فرمود: «برزنان جهاد نیست». پس از آنکه شوهرش به شهادت رسید، خود را به معرکه رساند و به پاک کردن خون از چهره او پرداخت، شمر، غلام خود را فرستاد. آن غلام، با گرزی که برسر آن بانوی رشید کوبید، او را هم شهید کرد.
فرزند امّ وهب نیز در عاشورا به شهادت رسید، مادرش روز عاشورا از مشوقان او بود تا به جانبازی و فداکاری بپردازد. وقتی وهب (پسر او) پس از مقداری جنگیدن، نزد مادر برگشت و گفت: آیا راضی شدی؟ مادرش گفت: وقتی راضی میشوم که در رکاب حسین به شهادت برسی. دوباره رفت و جنگید تا شهید شد. ام وهب، اولین زنی بود که از سپاه حسین بن علی به شهادت رسید و تنها زن شهید در کربلا بود.
امام حسین (ع) خطاب به ام وهب فرمودند:«جزیتم من اهل بیتی خیراً ارجعی الی النّساء رحمک الله فقد وضع عنک الجهاد»
«به خاطر حمایت از اهل بیت من، به پاداش نیک نایل میشوید، به سوی زنان بازگرد، رحمت خداوند بر شما باد، بر تو جهاد نیست».
مادر عمرو بن جناده
کم سن و سالترین شهید کربلا از یاران امام، عمرو بن جناده یازده ساله بود. این شهید سعید، از شهدای نوجوان کربلاست که پدرش نیز در رکاب حضرت امام حسین (ع) به شهادت رسید. وقتی که این نوجوان شجاع خواست به میدان رزم برود، امام فرمودند: پدر این جوان به شهادت رسید، شاید مادرش راضی نباشد که به میدان برود.
- عمرو عرض کرد: مادرم دستور داده که به میدان بروم و لباس رزم بر منپوشانده است.
بعد او که نه یا یازده ساله بود، به میدان رفت و رجز خواند و جنگید تا شربت شیرین شهادت را نوشید. سر او را به طرف سپاه امام حسین (ع) افکندند، مادرش ـ که مشخصات ایشان را بحریه بنت مسعود خزرجی ضبط کردهاند ـ آن سر مطهر را برداشت و گفت: پسرم! ای شادی قلبم! ای نور دیدهام! چه نیکو جهاد کردی، سپس سر را پرتاب کرد و با آن یکی از لشکریان کوفه و شام را به هلاکت رساند، آنگاه چوبه خیمه را برداشت و حملهور شد که باآن بجنگد، (اما) امام حسین (ع) مانع شد و او را به خیمه زنان برگرداند.
همسر مسلم بن عوسجه
«ام خلف» همسر مسلم بن عوسجه از زنان برجسته شیعه بود که در کربلا حضور داشت و از یاران سیدالشهدا بود. وقتی همسرش مسلم شهید شد، پسرش «خلف» آماده نبرد شد، امام از او خواست که به مراقبت از مادرش بپردازد، اما مادرش او را به جهاد در راه یاری امام تشویق کرد و گفت: جز با یاری پسر پیغمبر، از تو راضی نخواهم شد. خلف به میدان شتافت و پس از جنگی نمایان، به شهادت رسید. وقتی سر او را به طرف مادرش پرتاب کردند، شجاعانه سر را برداشت و بوسید و گریست.
او نیز، در تشویق فرزند به مبارزه در راه یاری دین و هم با برخورد مناسب و شایسته با شهادت جوانش، الهام بخش مادران شهید است که از تقدیم فرزندان خود برای یاری اسلام، مضایقهای ندارند.
در عصر عاشورا وقتی زینب دید مسئولیت سنگینی به دوش این بانوی شجاع نهاده شده، با کمال شهامت و بزرگواری و گذشت و فداکاری چون کوهی پولادین و سدی آهنین در برابر دشمنان منحرف و گرگان خونخوار ضد دین و انسانیت، قیام کرد و حتی در موارد چندی، جان فرزند برومند امام یعنی حضرت سجاد (ع) را از مرگ حفظ کرد و در سختترین اوضاع و پرخفقانترین محیطها در برابر جنایتکاران و ستمگران بی دین، بدون هیچ واهمهای از دین و آیین خود و مسلمانان دفاع کرد و هر کلمه از سخنان پرمعنا و روح بخشش و نیز هر جمله از نطقها و سخنرانیهایش همچون تیرِکاری و شهابسوزانی بود که بر قلب دشمنان مینشست و با کمال سرافرازی و موفقیت، این مسئولیت سنگین را به خوبی انجام داد و باری که مردان بزرگ نمیتوانستند به صورت دسته جمعی به منزل برسانند، این بانوی با عظمت، به تنهایی به منزل رسانید در شجاعت او سرودهاند:
سرحلقه آن زنان که بودند اسیر
بود آن علویه اشجع از شیر دلیر
اندیشه به دل نداشت زان کوه سپاه
زیرا که به چشم او جهان بود حقیر
«محمد غالب شافعی»، یکی از نویسندگان مصری گفته است: «یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آینیه تمام نمای مقام رسالت و ولایت بوده، زینب دختر علی (ع) است که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گردیده به حدی که در فصاحت و بلاغت، یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت در کارها مشهور و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت، جمع کردهبود. آنچه از خوبان همگی داشتند او به تنها دارا بود، او در زهد و تقوا و پرهیزگاری، معروفبود».