دليل اصلي غيبت ، موضوعي است كه نزد خداوند متعال محفوظ است . امام صادق (ع) طي حديثي در باب حكمت غيبت مي فرمايند : حكمت آن همان حكومتي است كه در غيبت حجت هاي الهي گذشته بوده است. حكمت غيبت او كشف نمي گردد مگر بعد از ظهور كند … اين امر يك امر الهي و سرّّي از اسرار خدا و غيبي از امور غيبي است و وقتي ما دانستيم كه خداوند حكيم است ، ما مي پذيريم كه همه ي افعال او بر اساس حكمت است اگر چه علت آن براي ما روشن نباشد .
همچنين ، حضرت مهدي (عج) در توقيع خود به حضرت اسحاق بن يقعوب فرمودند : اما درباره ي علتي كه غيبت بر آن واقع شده خدا
مي فرمايد : اي كساني كه ايمان آورديد ، از چيزي نپرسيد كه اگر براي شما آشكار گردد ، شما را ناراحت كند .
در اين توقيع حضرت قائم (عج) آيه ي 102 سوره ي مائده را به عنوان پاسخي براي دليل غيبت خود مرقوم مي نمايند كه نشانگر آن است كه دانستن علت غيبت به مصلحت مردم نيست در عين حال در برخي روايات ، اشاراتي به دلايل غيبت امام دوازدهم شده است . بدين ترتيب مي توان گفت فلسفه غيبت از يك جهت موضوعي است كه علت آن نزد خداوند متعال محفوظ است و از طرفي برخي نشانه ها به بخش هايي از علل غيبت پرداختند كه مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف – امتحان
از جمله سنت هاي الهي سنت امتحان است همه ي ما بندگان هر روز در معرض انواع امتحانات الهي قرار مي گيريم . خداوند متعال در مورد آزموني كه در براي مردم در نظر گرفته شده است در آيه ي 2 سوره ي عنكبوت مي فرمايد : آيا مردم مي پندارند همين كه بگويند ايمان آورديم به حال خود رها مي شوند و مورد امتحان قرار نمي گيرند ؟
جابر ابن عبد الله انصاري به امام باقر (ع) گفت : فرج شما چه هنگام خواهد بود ؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند دور است ، دور است . فرج ما پيش نخواهد آمد تا اين كه غربال شويد و غربال شويد و باز هم غربال شويد تا آن كه نا خالصي برود صافي باقي بماند .
همچنين امام كاظم (ع) مي فرمايند :غيبت امتحاني است از سوي خداوند عزوجل كه مردم را با آن مي آزمايد.
ب- جاري شدن سنت پيامبران
يكي ديگر از سنت هاي الهي ، غيبت پيامبران از مردم بوده است. اين غيبت ها گاه كوتاه و گاه طولاني بودند . امام صادق (ع) ضمن حديثي ، آن حضرت را معرفي كرده و مي فرمايند :
آنچه بر سر امت هاي گذشته آمده است ، بر سر اين امت نيز خواهد آمد و اين سنتي تغيير ناپذير است.
ج- اتمام حجّت
خداوند متعال از طريق غيبت فرصتي را در اختيار بشريّت قرار داده است تا روش هاي مختلف حكومتي را بيازمايد . هنگامي كه ناكامي همه اين روش ها آشكار گرديد ، حجت خداوند نيز به حدّ اعلاي خود مي رسد و كسي نمي تواند بگويد اگر گروه ما حاكم مي شد عملكرد بهتري مي داشت.
در واقع ظهور آن حضرت پايان بخش حكومت هايي است كه مدعي اند در پرتو انديشه ي بشري و به دوراز بهره گيري از وحي الهيو اهل بيت (ع) به عنوان مفسران حقيقي مي توانند سعادت بشري را تضمين كنند .
امام صادق (ع) مي فرمايند:
ظهور تححقق نمي يابد تا اين كه گروهي نماند مگر حكومت كرده باشد تا كسي نگويد اگر ما حكومت داشتيم به عدالت رفتار مي كرديم . آنگاه قائم
ما به حق و عدل قيام مي كند.
د- خطر كشته شدن بي ثمر
دشمن برا ي كشتن آن حضرت تلاش فراواني داشت ائمه اطهار (ع) براي مبارزه با دشمن ، حتي گاهي نام آن حضرت را مخفي نگه مي داشتند تا جايي كه امام حسن عسكري (ع) تولد تا آن حضرت را جز از عدّه ي معدودي مخفي نگه داشته بودند. آن حضرت براي اين كهبراي اين كه زمين خالي از حجت نباشد و وعده ي الهي تحقق يابد ، بايد مخفي مي شد. امام صادق (ع) ضمن اشاره به اين مطلب مي فرمايند : بني اميه و بني عباس وقتي فهميدند زوال حكومتشان به دست قائم ما (عج) خواهد بود با ما دشمني كردند و شمشير هايشان را براي كشتن ما به كار بردند تا اين كه نسل ما را از بين ببرند به اين اميد كه قائم ما (عج) را كشته باشند.
ه-به عهده نداشتن بيعت
برخي روايات علت غيبت آن حضرت را چنين بيان مي كند كه اگر آن حضرت غائب نمي شدند ، بايد تحت تابعيت حكومتي قرار مي گرفتند و اين مسئله امكان آن اقدام قدرتمندانه اي را كه وعده داده شده از ايشان سلب مي كرد . بري اين كه حضرت حجت (عج) بتوانند مستقل باشند و با تمام نيرو بر قدرت هاي فاسد غلبه نمايند ، نبايد ظلّ هيچ
حكومتي باشند . امام رضا (ع) در پاسخ به علت غيبت حضر صاحب الزّمان مي فرمايند : بيعت با كسي تا هنگام ظهور به عهده اش نباشد.