0

چشم های یک نویسنده

 
yasbagheri
yasbagheri
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1390 
تعداد پست ها : 6297
محل سکونت : تهران

چشم های یک نویسنده

چشم های یک نویسنده

 


محمد بهارلو كه بیش از یك دهه است اداره یك كارگاه داستان نویسی را برعهده دارد، معتقد است: داستان محصول نوعی حساسیت یا قریحه است كه به مقدار فراوان به پشتكار و شهامت و كمی بخت نیاز دارد.بخش های از گفته های این داستان نویس در ادامه می آید:

 

چشم های یک نویسنده

داستان محصول نوعی حساسیت یا قریحه است كه به مقدار فراوان به پشتكار و شهامت و كمی بخت نیاز دارد.هر آدمی احتمالا می‌تواند یك یا چند داستان بنویسد؛ داستان‌هایی كه از تجربه خود او از دست اول نقل می شوند، اما این داستان‌ها الزاما در مدار ارتباط قرار نخواهند گرفت و در قلمرو ممتاز ادبیات جایگاه و مقامی نخواهند یافت؛ مگر اینكه نویسنده آن‌ها به سنت ادبیات، به سنت زبان فارسی و به نثر داستانی، آشنا باشد و داستان‌های خود را به انگیزه یك نیاز درونی و پس از بازخوانی‌ها و وانویسی‌های مكرر نوشته باشد.

اگر واقعا بخواهیم داستان بنویسیم، قطع نظر از اینكه در كارگاه داستان نویسی باشیم یا نباشیم، قبل از هر چیز به چشم و گوش بسیار حساسی نیاز داریم؛ به طوری كه بتوانیم درون تاریكی را بكاویم و صدای سكوت، صداهای در گلو مانده و به زبان درنیامده را بشنویم.

معجزه‌ای كه باید اتفاق بیفتد این است كه ما باید صدا را روی صفحه صاف و سفید كاغذ با مقداری مركب تولید كنیم؛ صدای زنده راوی و صدای آدم‌های داستان را، زیرا هرگز نباید فراموش كنیم كه نویسنده با كلمات می اندیشد و با كلمات تصویر و تخیل را می سازد• خواننده نیز به نوبت خود، به واسطه كلمات است كه ساختمان داستان را با متعلقات و ضمایم آن در ذهن خود بنا می كند.

زبان، اقیانوس پهناور و بیكرانه‌ای است كه هر آدمی به قدر توان و استقامت خود قادر است در آن غوطه بخورد. می توان برای موفقیت بیشتر در کاگاه داشتان نویسی شرکت کرد که نقش كارگاه داستان نویسی در این میان، دست بالا، نقش یك نجات غریق است كه احیانا هم می تواند نماد تهدید و خطر باشد و هم اعتماد به نفس ما را در غوطه خوردن در پایاب‌ها افزایش دهد.

فراگیری زبان كار تمام وقت است و تعطیل بردار نیست. این توهم كمابیش فراگیر كه چون زبان مادری ما فارسی است، بنابراین می توانیم داستان هم بنویسیم، خطر مهلكی است كه وظیفه نویسندگی را در وجود هر علاقه‌مندی خفه می كند. نثر داستانی یك چیز است و نوشتن به خط فارسی چیز دیگر. نویسنده باید زبان ادبیات را با زیر و بم‌ها و سایه روشن‌هایش فرابگیریم؛ همان‌طور كه زبان دیگری را می آموزد.

اما فراگیری زبان كار تمام وقت است و تعطیل بردار نیست. این توهم كمابیش فراگیر كه چون زبان مادری ما فارسی است، بنابراین می توانیم داستان هم بنویسیم، خطر مهلكی است كه وظیفه نویسندگی را در وجود هر علاقه‌مندی خفه می كند. نثر داستانی یك چیز است و نوشتن به خط فارسی چیز دیگر. نویسنده باید زبان ادبیات را با زیر و بم‌ها و سایه روشن‌هایش فرابگیریم؛ همان‌طور كه زبان دیگری را می آموزد.

اصولا نوشتن، محصول آزادی است؛ آزادی اندیشیدن، آزادی خلاقیت و آزادی منتشر كردن. اگر غریزی یا خود به خودی بنویسیم و قلم را به حال خود رها كنیم، چشممان را ببندیم و دهنمان را باز كنیم، این گونه سخن گفتن یا نوشتن، شاید یك اصل روانشناختی برای كشف ناخودآگاه (ضمیر ناهوشیار) باشد؛ اما الزاما یك پدیده ادبی یا زیبایی شناختی نیست.

دوشنبه 13 آذر 1391  9:28 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها