شهيد محمد باقر مومني راد
لشكر 32 انصارالحسين(ع)
نام پدر :عبدالله
تولد: 25/3/1344 – همدان
شهادت: 9/2/1365 والفجر 8 – فاو
محل دفن: گلزار شهداي همدان
چرا اين روزها كتر زيارت عاشورا مي خواني
قبل اذان صبح بود. با حالت عجيبي از خواب پريد.گفت:«حاجي!خواب ديدم. قاصد امام حسين (ع)بود . بهم گفت: آقا سلام رساندند و فرمودند:«به زودي به ديدارت خواهم آمد» يه نامه از طرف آقا به من داد كه نوشته بود:«چرا اين روزها كمتر زيارت عاشورا مي خواني؟»»
همينطور كه داشت حرف مي زد گريه كرد. صورتش شده بود خيس اشك. ديگه تو حال خودش نبود.
چند شب بعد شهيد شد.امام حسين (ع) به عهدش وفا كرد...
راوي: حاج علي سيفي، همرزم شهيد
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شهيد حسين قلي پور اسحاق
از رزمندگان گردان حمزه سيدالشهداء(ع)
تيپ 3 لشكر 7 وليعصر (عج)
نام پدر: محمد حسين
تولد: 1/7/1346 – انديمشك
شهادت: 21/9/1360 –عمليات طريق القدس
محل دفن: انديمشك(قطعه قديم)
«يا حسين»، اولين كلمه پس از 15 روز بيهوشي
15 روز بود كه بيهوش افتاده بود روي تخت. گفتند بهوش اومده خودتون رو برسونيد. با پدرش رفتيم بيمارستان. انگار داشت اشاره مي كرد. تشنه بود. آب كه به لبش رسيد حالش عوض شد. شايد ياد تشنگي امام حسين (ع) افتاده بود. شروع كرد به يا حسين (ع) گفتن. بعد از 15 روز بيهوشي اين اولين كلمه اي بود كه به زبون آورد. هنوز داشت يا حسين (ع) مي گفت كه شهيد شد...
راوي:مادر شهيد حسين علي پور اسحاق