0

خط عاشقي1

 
rezahaghighi97
rezahaghighi97
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1390 
تعداد پست ها : 1980
محل سکونت : گیلان

خط عاشقي1

شهيد حاج عبالرحمن مغفوري

قائم مقام رئيس ستاد لشكر 41 ثارلله

تولد : 1335-كرمان

شهادت : 5/10/1365- كربلاي 4 جزيره ام الرصاص

محل دفن : گلزار شهداي كرمان

محو روضه امام حسين (ع)

هر هفته توي خونه روضه داشتيم. وقتي آقا شروع مي كرد به خوندن، تا اسم امام حسين (ع) مي اومد حاجي رو مي ديدي كه اشكش جاري شده. حال عجيبي مي شد تو روضه ي امام حسين (ع). انگار توي عالم ديگه اي سير مي كرد.
يه بار وسط روضه، مصطفي رفته بود بشينه روي پاش، متوجه بچه نشده بود، انگار نديده بودش. گريه كنون اومد پيش من. گفت:« بابا منو دوست نداره. هر چي گفتم جوابم رو نداد.» روضه كه تموم شد، گفتم:« حاجي ! مصطفي اين طوري ميگه.» با تعجب گفت:«خدا شاهده نه من كسي رو ديدم نه صدايي شنيدم.» از بس محو روضه بود...

راوي: همسر شهيد/منبع: كتاب كوچه ي پروانه ها

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شهيد سيد محمد شكري

پزشكيار گردان عمار لشكر 27 محمد رسول الله (ص)

نام پدر : كاظم

تولد: 18/10/1341 – كربلا

شهادت: 12/12/1365 كربلاي 5 – شلمچه

محل دفن : بهشت زهرا (س)

قطعه 26 رديف 28 شماره 21

ارباً اربا

خيره شده بود به آسمون . حسابي رفته بود توي لاك خودش. بهش گفتم:« چي شده محمد؟»

انگار كه بغض كرده باشه، گفت:«بالاخره نفهميدم « ارباً اربا» يعني چه؟ مي گن آدم مثل گوشت كوبيده مي شه! يا بايد بعد از عمليات كربلاي 5 برم كتاب بخونم يا همين جا توي خط بهش برسم...»

توي بهشت زهرا(س) كه مي خواستند دفنش كنند،ديدم جواب سؤالش رو گرفته.

با گلوله توپي كه خورده بود روي سنگرش...

راوي:همرزم شهيد محمد شكري

 

دوشنبه 13 آذر 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها