شهید سعید شاهدی؛ تو برو مکه من می رم فکه. ببینیم کی زودتر به خدا می رسه؟! دوم آبان /پادگان امام حسن/ تهران/ صبح سیداحمد میرطاهری از دوکوهه تماس گرفت و گفت: امروز توی منطقه عملیاتی والفجر یک مین والمری منفجر شد. سعید شاهدی و محمود غلامی هم شهید شدند. داریم آنها را انتقال می دهیم تهران. آماده باشید. دوم آبان / معراج شهدا/ تهران/ شب همه منتظرند تا سعید و محمود از راه برسند. بالاخره هم می رسند. با پیکرهایی چاک چاک. همان جا وسط حیاط معراج بچه ها دم می گیرند و دور جنازه سعید و محمود به سر و سینه می زنند. سعید منافی را می بینم گوشه ای به دیوار تکیه داده با خودش چیزهایی نجوا می کند. می گویم: سعید! چی داری با خودت می گویی؟! می گوید: هیچی! دارم به این همه خریت خودم گریه می کنم! می پرسم: چرا؟ چی شده مگر؟ گفت: عازم سفر حج که بودم جلوی در پادگان امام حسن سعید را دیدم. گفتم: آقاسعید! من دارم می روم مکه? سفارشی کاری نداری؟ گفت: نه سعید جون! تو برو مکه منم می روم فکه. ببینیم کی زودتر به خدا می رسه؟! منبع سایت حسین قدیانی : http://www.ghadiany.ir