احتمالات زيادي درباره اين نوع مذاكره مطرح ميشود و بسياري تاكيد ميكنند كه مذاكره با آمريكا بستگي به منافع ملي كشور دارد ولازم است تا اين مذاكرات از موضع برابر و بدون پيششرط صورت پذيرد و حتما نتيجه برد ـ برد را به دنبال داشته باشد.اما سوال اينجاست كه حتي بر فرض انجام اين مذاكره، آيا برقراري رابطه ميان ايران و آمريكا، شدني است؟
رابطه كشورها با يكديگر براساس منافع و مشتركات آنها شكل ميگيرد و اين روابط در صورت آغاز به روابط سياسي محض منتهي نميشود، بلكه روابط اجتماعي، فرهنگي و غيره را نيز به دنبال دارد.
حال بايد ديد كه به فرض شروع روابط، آيا ايران ميتواند در زمينه سياسي با آمريكا به نتيجهاي برسد؟ آيا سياستمداران آمريكايي ميتوانند فرهنگ ضدامپرياليستي و تمايلات اسلامي ايران را تحمل كنند حتي اگر آنها قادر به تحمل اين سياستها در داخل ايران باشند، آيا در زمينه سياست خارجي و روابط ايران با ساير كشورها قادر خواهند بود نظرات ايران را بپذیرند و یا مواضع ايران را در زمينه فلسطين و رژيم صهيونيستي يا حزبالله و سوريه قبول كنند.
مسائل زياد ديگري وجود دارد كه در اين باره ميشود تصور كرد و به شرط كنار آمدن آمريكا با آنها كه البته محال به نظر ميرسد، باز اين مساله مطرح ميشود كه آيا ايران ميتواند در صورت روابط با آمريكا در مسائل اجتماعي و فرهنگي با اين كشور كنار بيايد.
آيا ميشود مانع از صدور فرهنگ غربي به ايران و از منظر آمريكاييها مانع از صدور فرهنگ اسلامي ايران به اين كشور شد. به بيان ديگر، چه قرابتي ميان آمريكا و ايران وجود دارد كه آنها بتوانند در كنار يكديگر لحظهاي دوام بياورند؟
نگاهي به مواضع و اصول انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه این مواضع تغييري نكرده است كه براساس اين تغييرات آمريكا بخواهد رابطه جديدي را با ايران شكل دهد و بايد دانست كه اصولا آمريكا با انقلاب اسلامي ايران مشكل دارد و آمريكا همان آمريكاست.