کشاورزی در ایران با مشکلات بنیادی روبروست؛ در واقع کشاورزان نه تنها در تأمین نهادههای مرغوب برای تولید محصولات بیشتر و با کیفیتتر با مشکل مواجه هستند، بلکه دورنمای روشنی از تلاشی که طی یک سال انجام میدهند ندارند و نمیدانند محصولی را که برای تولید آن هزینه سنگینی میکنند با چه قیمتی خواهند فروخت.
عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی و از صاحب نظران این بخش که هم اکنون دبیرکلی خانه کشاورز را به عهده دارد، از جمله مدیرانی است که دیدگاههایش میتواند گره گشای بعضی از مشکلات بخش کشاورزی باشد:
*همانطور که میدانید امسال برای خرید تضمینی گندم 425 تومان از سوی دولت تعیین و این امر باعث نارضایتی کشاورزان شده، سؤال این است که آیا معیار درستی برای خرید تضمینی محصولات کشاورزی در ایران وجود دارد؟
- البته من کاری به این ندارم که تعیین قیمت تضمینی سیاست درستی است یا خیر. اما بحث اینجاست که چرا وقتی قانون داریم، اجرا نمیشود. چون اگر طبق مصوبه سال 84 قیمتهای تضمینی هر سال بر مبنای تورم گزارش شده از سوی بانک مرکزی که حدود 15 درصد بوده افزایش مییافت، مشکلات خریدگندم پیش نمیآمد و کشاورزان متضرر نمیشدند، در حالی که این گونه نشد و طی 7 سال گذشته که تورم حدود 140 درصد افزایش داشته قیمت خرید تضمینی گندم متناسب با این نرخ تورم افزایش رشد نداشته است.
به هر حال روال کار خرید تضمینی مشخص است، یعنی دو شاخص برای این منظور در نظر گرفته شده است: با دلار، قیمت تولیدات داخلی نباید ارزانتر از واردات باشد، به میزان تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی به قیمت خرید تضمینی اضافه شود. اگر این قانون اجرا شود مشکلی ایجاد نمیشود.
* اما مسؤولان جهاد کشاورزی اعلام کردند که اعلام نرخ پایین برای خرید تضمینی گندم در راستای آزادسازی قیمتها انجام گرفته تا کشاورزان از این فرصت سود ببرند، ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
- هیچ مسؤولی در جهاد کشاورزی حق چنین کاری را ندارد، این یک تخلف محسوب میشود و دست کردن توی جیب کشاورزان است.
*واردات محصولات کشاورزی همواره بحث کارشناسان و مسؤولان حوزه کشاورزی است با وجود این بفرمایید خودکفایی کشور در بخش موادغذایی تا چه اندازه است و اینکه گفته میشود جریان مافیایی با واردات موادغذایی نمیگذارد کشاورزی در ایران جان بگیرد آیا واقعیت دارد؟
- الان باید کمبود مواد غذایی را از دیگر کشورها تأمین بکنیم، چون در حال حاضر و در صورت استفاده از تمام امکانات به 30 درصد واردات موادغذایی نیاز داریم. اینکه گفته میشود تا 92 درصد در موادغذایی خودکفا هستیم حرف درستی نیست. فقط واردات روغن 13 درصد واردات موادغذایی کشور را تشکیل میدهد، یعنی اگر در سایر موادغذایی هم خودکفا باشیم باز این رقم 87 درصد خواهد بود. به هر حال خودکفایی ما در بخش موادغذایی در صورتی که بارندگی مناسب و مدیریت کارآمد باشد، بین 75-70 درصد میباشد در غیر این صورت به 55 درصد میرسد.
اما در پاسخ به بخش دیگر پرسشتان عرض کنم، اینکه واردات توسط یک نفر و یا 10 نفر انجام گیرد برمیگردد به سیاستهای دولت، با این وجود من برغم آنکه مخالف واردات میوه هستم، اما این نکته را میدانم که کل واردات کشور در این بخش- به غیر از موز- به 20 هزار تن نمیرسد، یعنی مجموع واردات میوه به کشور به اندازه یک درصد تولید داخلی نیست، پس این میزان واردات اصلاً به کشاورزی داخلی لطمه نمیزند، اما علت مخالفت من با واردات میوه به این دلیل میباشد که واردات قیمت میوهجات داخلی را بشدت بالا برده است. در واقع وقتی انگور خارجی در بازار ایران به قیمت 10 هزار تومان به فروش میرسد، قیمت انگور داخلی نیز به 3 هزار تومان افزایش مییابد. در این صورت مصرف مردم پایین میآید و آنان کمبود کالری پیدا میکنند و همچنین بازخوردش به تولید لطمه میزند، یعنی با نخریدن میوه توسط مردم محصول روی دست کشاورز میماند، بنابراین باید گفت اگرچه واردات میوه قیمت محصولات داخلی را بالا برد، اما جای این نگرانی وجود دارد که زنجیره تولید را متوقف کند.
*آقای دکتر، یکی از مشکلات بخش کشاورزی به الگوی کشت برمیگردد، در واقع به نظر میرسد یک تقویم مشخصی برای سطح تولید محصولات کشاورزی وجود ندارد، در این رابطه نظر شما چیست؟
- وزارت جهاد کشاورزی با برقراری سیاستهای اقتصادی و حمایتهایی که از محصول میکند، میتواند کشاورزان را هدایت کند. به طور مثال در سال 83 دولت با افزایش 50 درصدی قیمت گندم این انگیزه را در کشاورز به وجود آورد تا گندم کشت کند. در نتیجه ما در آن سال در تولید گندم خودکفا شدیم؛ البته خودکفایی کاذب، چون سبب شد نظم اقتصاد کشاورزی به هم بخورد. در واقع تولید گندم در آن سال بالا رفت اما تولید محصولات دیگر کاهش یافت، برای اینکه اراضی محدودی برای کشاورزی داریم؛ به عبارت دیگر کل اراضی آبی کشور 6 میلیون و صد هزار هکتار است و سطح باغها هم 5/2 میلیون هکتار میباشد.
پس مانور وزارت جهاد کشاورزی روی اراضی آبی کشور است که باید بر مبنای تناوب کشت و ایجاد انگیزه اقتصادی و حمایتی کشاورزان را ترغیب کند. به طور نمونه الان بحث اقتصاد مقاومتی مطرح شده است، بنابراین در این نوع اقتصاد تولید محصولات استراتژیک اولویت پیدا میکند. بر این اساس جهاد کشاورزی با سیاستهای تشویقی میتواند کشاورزان را به کشت محصولات مورد نظر خود هدایت کند؛ بنابراین باید واردات را تنظیم و کالاهایی که نمیتوانیم آنها را وارد کنیم. مثلاً هندوانه، پیاز، سیب زمینی را تولید کنیم اما کمبود ذرت و گندم را با واردات رفع کنیم، چون واردات مثلاً دو میلیون تن گندم استقلال کشور را زیر سؤال نمیبرد در صورتی که اگر وارد نشود نظم تولید بقیه محصولات را به هم میریزد، لذا باید واردات داشته باشیم، البته حساب شده نه نامعقول و با قیمت بالا. مثل اتفاقی که اخیراً در خرید و واردات گندم افتاد.
*آقای دکتر کلانتری، مدتهاست که بعضی از کشورها به تولید محصولات تراریخته روی آوردهاند تا موادغذایی بیشتری تولید کنند و این گونه هم نیاز داخلی خود را برآورده و هم به سایر کشورها صادر نمایند. وضعیت ایران- که در بهترین شرایط در مواد غذایی وابستگی 13 درصدی به خارج دارد- در تولید این محصولات چگونه است؟
- متأسفانه خوب نیست. دانش علمیاش را هم نداریم محصولات تراریخته ما برنج و پنبه است. این در حالی میباشد که در دنیا بالای 170 میلیون هکتار محصولات تراریخته کشت میشود که عمدتاً در آمریکا، چین، آرژانتین، برزیل و هند است. در مجموع واقعیت این است که ایران با هر نوع کشت محصولات تراریخته یا GMO که یک تکنولوژی است مخالف میباشد، در حالی که 90 درصد محصولات کشاورزی وارداتیاش تراریخته هستند، مثلاً صد درصد سویا و ذرتی که از برزیل، هند و آمریکا وارد میشود، تراریخته میباشند.