میخواهم بگویم
- فـقر همه جا سر می کشد...
- فـقر گرسنگی نیست...
- فـقر عریانی هم نیست...
- فـقر گاهی زیر شمش های طلا خود را مخفی می کند...
- فـقر چیزی را نداشتن است، ولی آن چیز پول نیست، طلا و غذا نیست...
- فـقر ذهن را مبتلا می کند...
- فـقر بشکه های نفت را در عربستان تا ته سر می کشد.
- فـقر همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یک کتابفروشی می نشیند.
- فـقر تیغه های برنده ماشین بازیافت است که زباله های برگشتی را خرد می کند.
- فـقر کتیبه سه هزار ساله ای است که بر روی آن یادگاری نوشته اند...
- فـقر پوست موزی است که از پنجره اتومبیل به خیابان انداخته می شود.
- فـقر همه جا سر می کشد
- فـقر شب را بی غذا سرکردن نیست.
فقر روز را بی اندیشه سر کردن است.