0

لطیفه ی کامپوتری ( چت )

 
esfahaniran88
esfahaniran88
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 2290
محل سکونت : اصفهان

لطیفه ی کامپوتری ( چت )

لطیفه ی کامپوتری ( چت )

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نيستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم? ASL pls

پسر: تهران/وحيد/۲۶ و شما؟ دختر‌: تهران/نازنين/۲۲

پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.

دختر: مرسی!شما مجردين؟ پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردين؟

دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناييتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟

پسر: خيابون دربند. شما چی؟

دختر : خيابون دربند؟ کجای خيابون دربند؟

پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟

دختر: اسم فاميلی شما چيه؟

پسر: من؟ حسينی! چطور؟

دختر: چی؟وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه می دونين...........

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت ميدی؟می دونم به فريده چی بگم!

پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!

دختر:‌او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای

پسر: باشه عمه ملوک! بای

کاش میدانستی که نباید حس کرد که نباید
دل بست در فضایی که بر از همهمه ی ادم هاست...من گرفتار ترین تنهایم!

 

 



 

دوشنبه 24 آبان 1389  1:22 PM
تشکرات از این پست
sr1313 papeli
دسترسی سریع به انجمن ها