به جرأت ميتوان گفت توليدكنندگاني كه اين سه مؤلفه را مد نظر داشته و براي دستيابي به آنها اقدام و سرمايهگذاري كرده، به خوبي سهم قابل توجهي از بازار را دريافت و همواره مورد توجه مشتريان بودهاند.
در كشور ما به دليل مشكلاتي كه گاه و بيگاه، ولي متأسفانه به وفور، در بازارها ايجاد ميگردد، عكس اين موضوع ديده ميشود و هر از گاهي مشاهده ميكنيم كه توليدكنندگان خاص براي افزايش قيمت محصول خود به هر وسيلهاي تمسك ميجويند و خود را براي اين افزايش به در و ديوار ميزنند.
معمولاً دليلي نيز كه براي توجيه افزايش قيمت ارائه ميكنند اين است: «قيمت تمام شده محصول افزايش يافته است.»
سؤال اصلي اين است كه آيا با كنار گذاشتن سه مؤلفه مذكور و در عوض فقط با افزايش قيمت، ميتوان ادعا كرد كه توليد در كشور اقتصادي ميشود؟ تجربه نشان داده است كه چنين رويكردي فقط درماني موقتي و زودگذر است و ديري نميگذرد كه اقدام افزايش قيمت محصول اثر خود را از دست ميدهد و واحد توليدي مجدداً دچار مشكل ميشود.
بديهي است كه اثرات افزايش ناگهاني قيمت همواره به مصرف كننده تحميل ميشود و در نتيجه احتمال و امكان حذف يا كاهش خريد كالاهايي از سبد خانواده بسيار ممكن ميگردد.
مشكل نقدينگي، ناپايداري در بازار ارز، افزايش قيمت مواد اوليه و محدوديت در قيمتگذاري از عمده مشكلات فعلي توليد است و حل اين مشكلات صرفاً با افزايش قيمت محصول تحقق پيدا نميكند.
مجلس محترم بايد روي ديگر سكه را هم در نظر بگيرد و از توليد كنندگان بخواهد در سه مؤلفه فوق كارآمدي خود را نشان دهند.
فراموش نكردهايم كه در تابستان جاري داد از نهاد دو خودروساز بزرگ كشور بلند شد كه اگر تسهيلات بانكي بهدستشان نرسد ورشكسته ميشوند و بيش از يك ميليون نفر در خطر بيكاري هستند.
بعداً زمزمه افزايش قيمت خودروهاي داخلي مطرح شد و خودروسازان به بهانه واقعيت قيمت بالاتر در بازار آزاد، بهدنبال كسب مجوز تعيين قيمت توسط خودشان رفتند و استدلال كردند كه اين مابهالتفاوت به جيب دلالان ميرود و چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
آنها بالاخره در چند مرحله قيمت محصولاتشان را افزايش دادند. لذا ميبينيد كه هر دم از اين باغ بري ميرسد و اين بهانهها پايان ندارد. چرا؟
همه تجربيات نشان ميدهد كه افزايش بهرهوري و رقابتپذير كردن كالاست كه ميتواند توليد را پايدار كند. به جرأت ميتوان گفت و استدلال كرد، مديرعاملي كه در عمق جان معتقد به افزايش كيفيت، كاهش هزينه و استفاده از فناوريهاي جديد باشد، موفق است و تأثيرگذار.
وجود چنين مديرعامل و هيأت مديرهاي در رأس يك صنعت است كه باعث شكوفايي آن صنعت ميشود و بهرهوري آن را بالا ميبرد و آن را در مقابل هر بحران مقطعي مصون ميدارد و چنين مديري بايد تشويق شده و پاداش سالانه نصيبش شود، نه مدير باري به هر جهت.
مطمئناً بايد از توليدكنندگان حمايت كرد، خصوصاً در سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني و مشكلات آنها را حل كرد ولي بايد توجه كرد كه به مصرف كننده هم توجه ويژه داشت لذا بايد به حل مشكلات اصلي و واقعي توليدكنندگان و مصرفكنندگان با هم پرداخت و راه ساده ولي بي سرمنزل، يعني صرف افزايش قيمت و دادن تسهيلات را انتخاب نكرد.
چون افزايش قيمت و دادن تسهيلات به تنهايي مشكلات را حل نخواهد كرد و مصرف كننده نيز به سمت مصرف كالاي خارجي خواهد رفت. در نتيجه سهم توليد داخل از سهم بازار مصرف كاهش مييابد، كه اين خود نه تنها سودي براي توليد كننده ندارد بلكه خسارات جبران ناپذيري به توليدكننده، صنعتگر و كشور وارد ميكند.
دقت شود كه كاهش سهم توليد كننده از بازار، خود باعث افزايش قيمت تمام شده ميشود و عملاً اثر افزايش قيمت را تا حدي خنثي ميكند. پرداختن به مسائلي نظير اصلاح روشها و تكنيكهاي مديريتي و افزايش قابليتها و نگرش اقتصادي آنها ميتواند بسياري از مشكلات فعلي توليد را حل كند.
سهم زيادي از علت بالا بودن قيمت تمام شده كالا در كشور ما نسبت به خارج، سوء مديريت يا ناتواني و به هم ريختگي مديريت و نگرش اقتصادي غيرصحيح مديريت است.
به عبارت ديگر سهم عوامل غير مالي در بالا بودن و بالارفتن قيمتها در ايران بسيار بالاست و چه بسا از سهم عوامل مالي بسيار بيشتر است. اينها نيز نكاتي است كه جاي بحث آنها در مجلس خالي است و طرحهاي فوريتي بي فوريت مجال توجه به اين نكات را از مجلس گرفته است.
مديريت نوين با ديدگاه نوآوري و مبتني بر سيستمهاي اطلاعاتي ميتواند هزينههاي سربار را بسيار كاهش دهد. براي اين امر بهدست آوردن راهكارهاي بومي و ملي بسيار ضرورت دارد.
بايد توسعه مراكز تصميمگيري و مديريتي در دستور كار قرار گيرد و نسبت به توسعه توانمنديها و قابليتهاي علمي، فني و تخصصي جامعه و خصوصاً مديران و آشنايي با فناوريهاي جديد گامهاي بلند برداشته شود. آيا واقعاً مجلس درگير چنين مباحثي شده است؟ در كدام حوزه چنين نظارتي به عمل آمده است؟
بنگاهها و صنايع توليدي بايد نسبت به توليد رقابتي محصولات داراي مزيت فناوري جديد اقدام كنند تا ماندگاري آنها در بازارهاي هدف، خصوصاً دستيابي به مقاصد جديد صادراتي تضمين و پايدار شود و بايد اين موضوع راهبرد اصلي هيأت مديرههاي شركتهاي توليدي قرار گيرد. مجلس چه زماني ميخواهد به اين مسائل ريشهاي و زيربنايي بپردازد؟ و در كجاي مجلس امكان طرح چنين موضوعاتي است؟
گرانيهاي بيربط بيشتر از هر گراني ديگري كمر مردم را خم ميكند. تنظيم توليدكنندگان بزرگ براي رعايت فرمول صدر اين يادداشت نيازمند دخالت و نظارت مجلس محترم است، امري كه در ابتدا سخت و پيچيده به نظر ميرسد، ولي امكانپذير است و در صورت تحقق هم مردم بهرهمند ميشوند و هم توليدكنندگان پايدارتر و مستحكمتر در برابر بحرانها و نهايتاً عاقبت بخير ميشوند و هم دستهاي زيادي دامن مجلسيان را رها ميكنند. در يك كلمه همه سود ميبرند.