0

آسیب شناسی جنگ نرم

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

آسیب شناسی جنگ نرم

جنگ نرم چیست؟ جنگی کم هزینه اما خطرناک     
    انتشار مقاله مشهور جوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که بر اساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.     
        
دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور جوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policyدر سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

هم اکنون کشورهای استکباری به این نتیجه رسیده اند که همان گونه که استعمار به شیوه های قدیم، دیگر جواب گوی نیازها و اقتضائات امروزه نیست و باید در قالب استعمار نو وارد برخی از کشورها شد، از طریق جنگ سخت نیز چندان نمی توان موفقیت های موردنظر را کسب کرد. بنابراین سعی می کنند با تمرکز بر مسائل فکری، ایدئولوژیک و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم، توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد.(۱)


● شیوه اعمال جنگ نرم

شیوه عمده این تأثیرگذاری نیز به این صورت است که ابتدا مجموعه مؤلفه هایی را در ارتباط با یک موضوع استخراج می کنند؛ یعنی در رابطه با موضوعی که می خواهند القائی درمورد آن داشته باشند، چند مؤلفه را استخراج کرده و سعی می کنند دست کم نیمی از این مجموعه مؤلفه ها صادق باشد. آن گاه این اطلاعات صحیح را به عنوان پوشش و چتری به کار می گیرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف واقع و نادرست را با تجزیه و تحلیل هایی و به عنوان کالا و خدمات فکری و فرهنگی به کام مخاطب بریزند. بنابراین با جذابیت ظاهری که برای مخاطبان ایجاد می کنند، آن ها را در پی بردن به انگیزه اصلی، دچار مشکل کنند. زیرا هنگامی که مخاطب می بیند چند مورد از این مؤلفه ها صحیح است، دیگر کل آن پدیده و تحلیل ارائه شده از آن را می پذیرد. دشمنان از این طریق می توانند اهداف مورد نظر خود را به مخاطب تحمیل کنند. استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» هم از این ابزار برای تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود. شیوه های به کارگیری جنگ نرم طی مراحل مختلف و با ابزار متفاوتی انجام می گیرد. شاید اولین کاری که در جنگ نرم انجام می شود این است که شخص را نسبت به دیدگاه های خود دچار شک و تردید می کند. شک، فرد را دچار خلأ فکری و منطقی می کند و او آماده می شود تا چیزهای دیگری را در ذهن بپذیرد.

بنابراین ابتدا فرد باید نسبت به منابع فکری خود شک کند. در مرحله دوم، مخاطب باید منابعی که اطلاعات در آن ریخته می شود را بپذیرد. برای نمونه دشمن می گوید: رسانه های شما دروغ می گویند یا همه واقعیت را نمی گویند و براساس منافع خودشان این کار را می کنند... در نتیجه نسبت به صحت عمل رسانه های خودی شک پیدا می شود؛ ولی همچنان نیاز هست که منابع اطلاعاتی دیگری جایگزین آن شود. آن گاه سریعاً منابع رقیب از سوی دشمنان معرفی می شوند. تزریق اطلاعات این گونه صورت می پذیرد. یکی دیگر از روش های مهم در جنگ نرم، فریب است؛ یعنی مخاطب باید به این نتیجه برسد که باید این کار را انجام دهد و راهی جز این ندارد.

این زمانی است که گزینه های مقابل او آنقدر محدود شود که هرچه را در دایره گزینشش انتخاب کند، برای طرف مقابل، برد محسوب شود. ظاهراً تنوع هست ولی راه گریزی نیست.

مهم ترین و بالاترین سطح فریب این است که فرد را به خودفریبی بکشانند. گاهی فرد فریب می خورد اما می داند که فریب خورده و چاره ای ندارد. گاهی نیز فرد فریب می خورد اما هرچه تلاش می کنند او را از دایره و تور فریب بیرون بیاورند، امکان پذیر نیست؛ چراکه نمی خواهد باور کند که فریب خورده است.

شیوه دیگر اعمال جنگ نرم ایجاد ادبیات و روش های مطلوب برای جذب مخاطب میباشد. هر انسانی، ارزش ها و هنجارهایی در ذهن خود دارد. اگر مطالبی که دیگران می گویند تفاوت زیادی با این ارزش های ذهنی داشته باشد، آن را پس می زند. به عنوان مثال هیچ گاه فردی مذهبی پیامی کاملاً ضدمذهبی را نمی پذیرد و شدیداً با آن پیام مقابله می کند به همین دلیل دشمن تلاش می کند پیام مورد نظرش را باتوجه به ارزش ها و هنجارهای مخاطبان، طراحی کند و با ادبیات و شیوه هایی کاملاً معقول و پسندیده مخاطب را در ابتدا جذب کرده و سپس مفاهیم و ارزش های موردنظر خود را به صورت نامحسوس به او القاء نماید.

از این رو یکی از مسائل پراهمیت در جنگ نرم، طراحی ادبیات مناسب است. ادبیاتی که ظاهری ارزشمند داشته باشد. دشمنان، ادبیات و ارزش های ما را منفور و نامطلوب نشان می دهند؛ ذهن مردم هم طبیعتاً به چیزهای نازیبا گرایش ندارد آن گاه یک ادبیات جایگزین مطرح می کنند و از این راه به مرور زمان بر تمایلات و رفتارهای ما تأثیر می گذارند. این گونه است که بعد از مدتی، فرد دچار عمیق ترین شکل فریب، یعنی خودفریبی می شود و هرگونه تلاش برای آزادسازی را تلاش برای نابودی می انگارد و در نتیجه مقابل آن می ایستد.
        

    
    
            ۱ Joseph S Nye Soft Power: the Means to Success in World Poliics
New York: Public Affairs ۲۰۰۴page
شبنم نادری     
            روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir
)   

چهارشنبه 3 آبان 1391  1:22 AM
تشکرات از این پست
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آسیب شناسی جنگ نرم

سختی جنگ نرم     
    جنگ نرم (Soft War) در فرهنگ سیاسی به معنای فروپاشی از درون و در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که «جامعه هدف» یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد.     
        
    
سختی جنگ نرم         
   
جنگ نرم (Soft War) در فرهنگ سیاسی به معنای فروپاشی از درون و در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که «جامعه هدف» یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد.

جنگ نرم با هدف گرفتن فکر و اندیشه ملت ها نقش مهمی را در سست نمودن حلقه های فکری و فرهنگی جوامع ایفا می کند از این رو برخی کارشناسان معتقدند مهمترین ابزار در این رویارویی نهان رسانه ها و قلم نویسندگان است.

گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی این نبرد را تشکیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند. از این رو این گروه به عنوان یک هدف مورد همواره مورد توجه دشمن است، چرا که دگرگون کردن و نفوذ فکری در نخبگان بی بصیرت به صورت خودکار انحراف فکری بسیاری از مردم در در پی دارد و هزینه های دشمن را کاهش می دهد.

از دیگر گروه های مورد هدف در جنگ نرم همواره دانشجویان و دانشگاهیان بوده اند، چرا که جنب و جوش، تحرک و بی پروایی این گروه به دلیل برخورداری از عنصر جوانی، کرسی علمی، نفوذ کلام و گستردگی جغرافیایی حضور آنان در کشور هدف، می تواند ضمن کم کردن هزینه ها، دستگاه تبلیغی مناسبی نیز برای دشمن فراهم کند، به همین دلیل بزرگان کشور همواره از جنبش های دانشجویی حمایت و آنان را به گسترش فعالیت در زمیه عدالت خواهی تشویق و آنان را به تفکر، تدبر و دوری از افراط و تفریط و پرهیز از اقدامات عجولانه دعوت کرده اند.

در جنگ نرم دشمن می کوشد تا با آماده کردن افکار عمومی به عنوان یکی از مهمترین عناصر توجیه حرکات سیاسی و نظامی، زمینه را برای رسیدن به اهداف خود توسط عناصر درونی جامعه هدف فراهم کند.

جنگ نرم و طراحی آن پیچیدگی ها و درجات خاص خود را دارد به گونه ای که در برخی موارد متخصصان این گونه جنگ ها می توانند با اندکی درنگ نقشه اصلی دشمن را شناسایی و با اطلاع رسانی به هنگام سبب هوشیار شدن اذهان سالم جامعه شوند و به کسانی که بر اساس منطق صحیح و به دور از لجبازی های سیاسی می اندیشند در ارایه تحلیل کمک کنند.

تاریخچه جنگ نرم دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران باز می گردد به دوران پس از جنگ های تسلیحاتی، فیزیکی و تحریم های سنگین اقتصادی. پس از این دوران دشمنان که از مقاومت دلیرانه مردم در پاسداری از مرز و بوم و حکومت خودخواسته خود در بهت فرو رفته بودند خود را با نوعی نظام سیاسی مواجه دیدند که به معادلات سکولاریستی آنان پاسخ های آزمایشگاهی نداد و ارزش های معنوی را بر ارزش های مادی برگزیده جوامع غربی ترجیح داده بود.

نمادهای ارزشی جامعه ایرانی ـ اسلامی و تاثیر آن بر فرهنگ عمومی حاکم بر این جامعه به گونه ای بود که در فرمول های تجربی غرب ساخته پاسخ درست نمی داد و معادلات آنها را بهم می زد به گونه ای که در برخی موارد تهدیدها را تبدیل به فرصتی مناسب برای بهره برداری حداکثری ایرانیان می کرد، هرچند بوق های تبلیغاتی غرب با علم به این مطلب، مساله را آن گونه که می خواستند و به آنها دیکته شده بود منعکس می کردند.

این مساله پریشانی ذهنی سیاستمداران غرب را فراهم کرد و آنان را وادار کرد تا با مطالعه جامعه ایران و نهادها و نمادهای ارزشی موجود در این جامعه به شناخت بهتر و در نتیجه تحلیل صحیح تری از آن برسند. بر اساس این اندیشه فعالیت گسترده ای با کمک دانشگاه ها، موسسات کوچک و اقماری مختلف و کمیته های ویژه سرویس های امنیتی و دیگر مراکز و نهادها آغاز شد.

دانشگاه ها با جذب و بورسیه کردن دانشجویان ایرانی و حمایت از تحقیقات و پایان نامه های با موضوعات تطبیقی، موسسات و بنیادهای مختلفی چون موسسات آماری، جمعیت های دفاع از حقوق بشر، برخی بنگاه های خبری و ... با جمع آوری اطلاعات و ارایه تحلیل های سیاسی و اجتماعی و نهادهای جاسوسی و امنیتی با استفاده از شگردهای خود پرونده ای از ایران فراهم کردند که مطالعه آن کلیدواژه هایی چون دین، معنویت، شهادت طلبی، فرهنگ انتظار، امام حسین(ع)، عاشورا، عزاداری، اهل بیت(ع)، هیات، امام زمان(عج)، ولایت، ولی فقه و دیگر کلمات را به دست می دهد. آنان فهمیدند در این کلیدواژه ها رمزی است که همواره برنامه ها، دسیسه ها وتوطئه هایشان را در ایران با شکست مواجه می کند از این رو تک تک این عناصر و نهادهای ارزشی را مورد حمله یا جایگزین سازی قرار دادند. لکن این کار با ظرافت خاصی از سوی برخی کج فهمان و دگراندیشان داخلی با بیانی به ظاهر علمی و منطقی اما سرشار از مغالطه و سفسطه آغاز شد. طرح مسایلی چون افیون بودن دین، خشونت باربودن شهادت و شهادت طلبی، انتقام کشته شدگان بدر و خشونت پیامبر(ص) در این جنگ با شهادت امام حسین(ع) و جریان عاشورا، معصوم نبودن اهل بیت(ع)، امکان استیضاح امام زمان(عج)، مخالفت با ولایت مطلقه فقیه و تلاش در مخدوش کردن جایگاه آن از شبهاتی است که بارها و بارها در دوران به اصطلاح اصلاحات بر زبان دگراندیشان معلوم الحال در مجامعی که توان پاسخ گویی به آنها را نداشتند جاری شد و برخی رسانه های چمدان دلار بگیر به ترویج آن پرداختند.

در صحنه سیاسی هم کار به همین منوال پیش رفت. القای ناگزیر بودن ارتباط ذلیلانه با آمریکا و دیگر قدرت های استعماری، کامل بودن الگوی غربی دموکراسی، غیردموکراتیک بودن نهادهایی چون شورای نگهبان و ولایت فقیه و ترویج ادبیات سکولار سیاسی در قالب آزادی فعالیت احزاب در داخل از جمله این فعالیت ها بود.

اوج فعالیت و تلاش برای از بین بردن این نهادهای ارزشی در بین مردم و به ویژه نسل جوان در دوران اصلاحات صورت گرفت لکن هربار که ماه ها یا سال ها تلاش دشمنان برای به مخاطره کشیدن یکی از این نهادها می رفت تا به نتیجه برسد، رهبری داهیانه یک فقیه هوشیار از جایگاه ولایت فقیه همه چیز را به هم می زد و معادلات آنان را به بن بست می کشانید از این رو نبردی نه تنها آسان که جنگ نرم سخت آغاز شد. هدف در این رویارویی نهان ولی فقیه و جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی بود، راه های مختلف آزمایش شد، از حمله به کوی دانشگاه با عنوان دستور رهبری تا نامه نوشیدن جام زهرو پذیرش ذلت؛ از طرح شبهات کلامی بین دانشجویان تا فحاشی در جلسات خصوصی و شبکه های ماهواره ای جیره خوار، لکن نتیجه به دست آمده در هر مرحله مورد رضایت سران استعمار و اندیشمندان پلیدی واقع نمی شد.

در جریان انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری دشمن با درک این نکته که بهترین راه ضربه زدن به این جایگاه استفاده از عناصر نزدیک به آن یا به اصطلاح خودی هاست با طرحی پیچیده و با استفاده از همه شرایط سیاسی به وجود آمده در داخل کوشید تا با استفاده از ظرفیت هاشمی رفسنجانی که از یک سو از نزدیک ترین مسؤولان نظام به رهبری به شمار می رود و از سوی دیگر اختلاف نظر وی با دولت در مسایل مختلف سیاسی، اقتصادی و بین المللی آشکار بود، این مقابله را به نمایش بگذارد و با دامن زدن به آن از سوی عناصر داخلی بیشترین بهره را ببرد.

در این میان کوته بینی برخی نامزدهای شکست خورده انتخابات که با حرکات غیرمعمول خود در جهان سیاست آگاهانه یا ناآگاهانه در حال ایجاد گسست در جامعه بودند فضای جامعه را به سمتی سوق داد که زمینه را برای پذیرش شایعات بی اساس آماده کرد. شایعاتی که نمونه آن در اعلام اسامی کشته شدگان اغتشاشات و شکنجه جنسی بازداشت شدگان به سرعت رسانه ای و سرانجام دروغ پردازی افراد مغرض در آن مشخص شد.

به هر حال هر چند هاشمی رفسنجانی در ابتدا با نوشتن نامه ای به مقام معظم رهبری در ایام انتخابات وارد این بازی سیاسی شد و می رفت تا ندانسته بخش سخت جنگ نرم دشمن را عملیاتی کند لکن هوشیاری رهبری باز هم این فتنه را در گلوگاه موفقیت خود متوقف کرد و نماز جمعه تاریخی ایشان در ۲۹ خرداد این طرح شوم را نقش برآب کرد و رییس مجلس خبرگان با موضع گیری های بعدی خود به ویژه در اجلاس رسمی خبرگان در هفته گذشته این پیام را به بدخواهان نظام اسلامی داد که هرگز از چارچوب نظام خارج نمی شود و تنها راه برون رفت از مخاطرات و مشکلات جامعه اسلامی پیروی از ولی فقیه و تلاش برای حفظ ارکان اساسی نظام است، چرا که فتنه ها می گذرند ولی نظام با استواری به راه خود ادامه خواهد داد.

فتنه حوادث پس از انخابات نشان داد آنچه نخبگان سیاسی جامعه باید به آن توجه کنند مساله بصیرت است که بارها در کلام رهبری متبلور شده ، چرا که گاهی در جنگ نرم با همه فراست و نخبگی که افراد از خود نشان می دهند، فریب پیچیدگی طرح دشمن را می خورند و وارد گردونه ای می شوند که یا زیان جبران ناپذیری به بدنه نظام اسلامی وارد می کند.
        
    
    
            روح الله عباسپور
منابع :
۱ کتاب جنگ نرم؛ براندازی نرم در کشورهای مدل
۲ روزنامه رسالت؛ جنگ نرم آمریکا علیه ایران؛ چیستی و چرایی؛ محمدمهدی انصاری
۳ راهکارهای آمریکا در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران؛ مهسا ماه پیشانیان
۴ سایت جوان آنلاین، کالبدشکافی روش ها؛ از فریب تا سبک زندگی؛ امیر محبیان     
            خبرگزاری رسا ( www.rasanews.ir )

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 3 آبان 1391  1:28 AM
تشکرات از این پست
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

استعمار فرانو

        استعمار فرانو     
    قدرت های استعماری برای حفظ سلطه خود، در هر عصری با ابزارهای نو به استعمار کشورها و ملت ها پرداخته اند؛ در دوره هایی با حمله مستقیم نظامی به غارت منابع طبیعی و حتی انسانی اقدام می کردند، اما پس از بیداری ملت ها، به شیوه نوین استعمار متوسل شدند: سلطه از طریق حکومت های به ظاهر مستقل، ولی وابسته به قدرت های استعماری.     
          
استعمار فرانو         
 
قدرت های استعماری برای حفظ سلطه خود، در هر عصری با ابزارهای نو به استعمار کشورها و ملت ها پرداخته اند؛ در دوره هایی با حمله مستقیم نظامی به غارت منابع طبیعی و حتی انسانی اقدام می کردند، اما پس از بیداری ملت ها، به شیوه نوین استعمار متوسل شدند: سلطه از طریق حکومت های به ظاهر مستقل، ولی وابسته به قدرت های استعماری. این شیوه نیز تا مدت ها جزو اصلی ترین شیوه ها محسوب می شد، اما با گسترش آگاهی ملت ها و نیز ضربه هایی که از سوی قدرت های وابسته به ملت ها وارد شد، مقاومت های ضداستعماری و استبدادی گسترده ای در جهان شکل گرفت و این شیوه استعماری با چالش جدی مواجه شد. با گسترش وسایل ارتباط جمعی و تبدیل شدن جهان به یک دهکده جهانی و کم رنگ شدن حاکمیت های ملی، این امکان برای قدرت های استعماری فراهم شد تا با استفاده از ابزار رسانه ای به توسعه طلبی استعماری خود در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بپردازند.

استعمار از نظر هدف و ماهیت، یک گونه بیشتر نیست، ولی تاکنون در سه شکل ظهور پیدا کرده است:

۱. استعمار کهنه؛ «سیستم ارتباط نابرابر بین یک کشور قدرتمند و پیشرفته با یک کشور ضعیف و عقب مانده» را استعمار کهنه گویند. در این روش، استعمارگر با به کارگیری نیروی نظامی، سرزمینی را اشغال نموده، منابع و ذخایر و ثروت های آن کشور را به سود خود تاراج می کند. (۱)

با استقلال کشورهای جهان یکی پس از دیگری این استعمار نیز رنگ باخت. چرا که کشورهای استعمارگر توجیهی برای ادامه چپاولگری خود در این کشور ها یافت نمی کردند. مردم کشورها به آگاهی رسیده بودند و دیگر زور بر آن ها کارگر نمی افتاد.

ناگفته پیداست که این گونه رابطه استعماری، قرن ها بر جهان حاکم بود و بیش ترین قربانیان را می گرفت. که قاره های آسیا و آفریقا بیشترین لطمه را از این حیث خورده اند. همان طور که گفته شد پس از جنگ جهانی دوم و با استقلال کشورها این گونه از استعمار از میان رفت و جای خود را به استعمار نو داد.

۲. استعمار نو؛ این اصطلاح در دهه ۱۹۵۰ رایج شد و منظور از آن نوعی استعمار است که در لباس تازه و با سلطه اقتصادی و فرهنگی، همان اهداف استعمار قدیم (قرون۶ ۱ ـ ۱۹) را پی می گیرد. این شیوه، سیاستی بود که استعمارگران برای مقابله با موج مبارزات ملت ها و نهضت های استقلال طلبانه در پیش گرفتند. رشد فکری جوامع و آشنایی آنان با روش های مدرن و ظلم و ستم استعمارگران، منجر به گسترش مبارزات ضداستعماری و استقلال طلبانه شد و تداوم روند استعمار کهن را با مشکل مواجه ساخت. در نتیجه استعمارگران به روش های دیگری متوسل شدند. طرح مسئله حاکمیت ملّی، از ابزارهای دوران استعمار نوین است. در این دوران کشورها از استقلال برخوردارند و عضو جامعه بین الملل هستند، اما نظام جهانی به گونه ای طراحی شده که کشورهای بزرگ تصمیم گیری های کلان را به دست دارند. در واقع در استعمار جدید، استعمارگر مستقیم حکومت نمی کند، بلکه حکومت های بومی ـ ولی وابسته ـ را بر سر کار می آورد و در حالی که به ظاهر، به استقلال سیاسی آنها تن می دهد، وابستگی سیاسی و اقتصادی آنها را حفظ می کند و به استثمارشان ادامه می دهد. استعمار جدید یا پنهان، همان شیوه های امپریالیستی تفرقه اندازی بین دولت های جدید و تحریک انگیزه های قبیله ای و ایجاد نزاع و مشاجرات ناحیه ای را به کار می گیرد. اعمال محدودیت های گوناگون اقتصادی و فرهنگی و جذب نیروی انسانی متخصص و خبره در کشورهای کم رشد و در حال توسعه از دیگر مظاهر این استعمار است. (۲)

رهبرمعظّم انقلاب در تبیین این شیوه استعماری فرمودند :

استعمار کهن از بین رفت و جای آن، استعمار نو را آوردند. استعمار نو این بود که در رأس کشورها بیگانگان نمی آمدند حکومت کنند. مثل دوران استعمار قدیم نبود که حاکم انگلیسی برود در هند حکومت کند؛ نه، از خود کشورها کسانی را می گماشتند؛ مثل رژیم طاغوت، مثل رضاخان و پسرش، و مثل بسیاری از دولت های دیگر کشورهای جهان سوم.(۳)

در دوران محمّدرضا شاه کشور دربست در اختیار آمریکایی ها بود؛ هم اقتصادش، هم سیاستش، هم روابط اجتماعی اش. آنچه در این کشور تدبیر می شد، در جهت منافع سلطه گران بیگانه و متنفذ در ایران بود. آن روز ملت ایران در گزینش مدیران ارشد کشور کمترین دخالتی نداشت... آن روز علم درکشوردرنهایت عقب افتادگی وعقب ماندگی بود. (۴)

۳. استعمار فرانو؛ با فروپاشی نظام دو قطبی، و گسترش وسایل ارتباط جمعی و تبدیل شدن جهان به یک دهکده جهانی، غرب سعی کرد تا سلطه خود را از طریق ابزار رسانه ای توسعه دهد و افکار لیبرالیستی و دموکراسی را با قدرت نرم افزاری (قدرت رسانه ای و تبلیغاتی و هدایت افکار عمومی) و سخت افزاری(استفاده از قدرت نظامی با توجیه گسترده افکار عمومی از طریق رسانه ها) ترویج نماید .

استعمار فرانو در دوران استعمار نو ساختار سیاسی کشورها حفظ شد، چراکه نظام بین المللی بر استقلال سیاسی و حاکمیت ملّی ظاهری کشورها مبتنی بود. با گسترش وسایل ارتباط جمعی و شکل گیری دهکده جهانی، به تدریج حاکمیت ها در مقابل نظام بین الملل رنگ باخت و این امکان برای قدرت های سیاسی و رسانه ای فراهم شد که بدون توجه به مرزهای جغرافیایی به طور مستقیم ملّت ها را مخاطب خود سازند. فروپاشی نظام دوقطبی و انحصار قدرت رسانه ای و تبلیغی در دست غرب، در این مسئله نقش قابل توجهی داشت. غرب برای گسترش اقتدار خود در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، روش های نوینی پایه گذاری نمود که از جهاتی با شیوه های مورد استفاده در عصر استعمار نو تفاوت داشت. به همین منظور و برای تعیین راهبرد مناسب، غرب عوامل قدرت خود را بر دو بخش نرم افزاری (شامل رسانه و تبلیغات) و سخت افزاری (شامل قدرت نظامی) تقسیم نمود و برای به کار بستن هر یک از قدرت ها جهان را ـ به لحاظ نرم افزاری ـ به چندین حوزه تمدنی تقسیم نمود تا با شناخت عوامل مخل و مزاحم در هر یک از حوزه های تمدنی، متناسب با همان حوزه، روش مبارزه را اتخاذ کند. در روش استعمار فرانو، حوزه تمدنی جایگزین واحد دولت ـ ملّت می شود. تنوع تمدنی در این حوزه ها، باید به شکل گیری تمدّن جهانی با ارزش های واحد منجر شود که همان تمدن غربی است. (۵)

مقام معظم رهبری تاکید کرده اند که «استعمار فرانو یعنی دستگاه استکباری کاری می کند که عناصری از ملّتی که این مستکبر می خواهد آن را قبضه و تصرّف کند، بدون آن که بدانند به او کمک کنند. دشمن، ایمان شما را سدّ محکم می داند و دلش می خواهد این سدّ برداشته شود، حال عناصری از میان خود ما بیایند و بنا کنند این دیوار را تراشیدن یا سوراخ کردن.» (۶)

ایشان با تبیین استعمار فرانو مهم ترین شیوه آن را تهاجم فرهنگی ـ رسانه ای می دانند که با توجه به سیطره استعمارگران بر رسانه و خبرگزاری های بزرگ جهانی صورت می پذیرد که مهم ترین راه کار برون رفت از آن، بیداری اسلامی است. با بیداری اسلامی، استعمارگران نمی توانند به سلطه گری خود ادامه دهند .(۷)

استعمار فرانو اساسا به شیوه عملیات فرهنگی ـ فکری است، و رهبر معظّم انقلاب هم همین شیوه را شیوه غالب آنها می شمارد: »تهاجم خبری، تبلیغی، فرهنگی و اخلاقی رسانه های تحت کنترل زورمندان و زرمندان جهانی به ملت ها، به ویژه ملت ایران، در اوج خود قرار دارد .» (۸)

آنها با گسترش وسایل ارتباط جمعی و تفکر جهانی سازی، سعی دارند تا فرهنگ، سیاست و اقتصاد لیبرالی را بر تمام کشورها حاکم کنند . بنابراین، استعمارگران در این شیوه سعی می کنند با ظاهری مشروع و با شعارهای حقوق بشر، ایجاد صلح و امنیت، استقرار دموکراسی و آزادی، و نیز با استفاده از نیروهای کاملاً وابسته که نه تنها از اشراف و خانواده های طبقه اشرافی، بلکه معدودی از روشن فکران، سیاست مداران، مدیران و تکنوکرات ها را نیز شامل می شود، اهداف استعماری خود را دنبال کنند . (۹)

● ابزارهای استعمار فرانو

ابزارهای استعمار فرانو بیش از این که ابزارهایی سخت افزاری باشند، ابزارهای نرم افزاری هستند. بیشتر تلاش بر آن است تا افکار عمومی به عنوان مخاطب جنگ قرار بگیرد و نه تمامیت ارضی یا گستره سرزمینی. لهذا کاربرد ابزارهای فرهنگی و به کار بردن تکنولوژی های مدرن و روز برای این کار به استخدام در می آید. در زیر به دو نمونه بسیار برجسته از این ابزارها که مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد اشاره خواهیم کرد.

۱) ناتوی فرهنگی؛ این پدیده در ایران با شاخص هایی مانند ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل دادن به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانه ای، عملیات روانی برای ناکارآمد جلوه دادن دستگاه دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طرق جامعه شناختی و نافرمانی مدنی و نهایتا ناتوی فرهنگی متبلور شده است. مهم ترین جلوه و ابزار این پدیده در ایران همان قسمت آخر یعنی «ناتوی فرهنگی» است. ورود این اصطلاح به ایران از اوایل دهه ۱۳۷۰ و با روشنگری های رهبر انقلاب صورت گرفت. سخنرانی سال ۱۳۷۱ ایشان در مورد «تهاجم فرهنگی»، هشداری به نظام اجتماعی و سیاسی برای مراقبت روانی از چارچوب های هویتی بود. در ناتوی فرهنگی فرهنگ هم به عنوان ابزار محسوب می شود و هم هدف اولیه تأثیرگذاری در نظر گرفته می شود.

یکی از مهم ترین ابزارهایی که توسط غرب برای مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی طراحی شده، ابزار فرهنگی است. ابزار فرهنگی مورد استفاده غرب که با عناوین متفاوتی؛ از جمله ناتوی فرهنگی، شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و ...، از آن یاد شده برای فروپاشیدن نظام سیاسی جمهوری اسلامی طراحی شده است. برای مثال در این جا به عبارت«ناتوی فرهنگی» اشاره می کنیم. استفاده از عبارت «ناتوی فرهنگی»، بیانگر گسترد گی حجم معارضه علیه ایران محسوب می شود. زمانی آمریکایی ها برای مقابله با تأثیر و نفوذ کمونیسم به اروپای شرقی، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو را ایجاد کردند که عمده فعالیت آن مبتنی بر نظامی گری بود. حال برای جلوگیری از نفوذ ایران در عرصه داخلی، منطقه ای و بین المللی از ناتوی فرهنگی بهره می برند. ناگفته پیداست که استفاده از تمام ابزارهای رسانه ای، تبلیغاتی و اطلاعاتی در ناتوی فرهنگی صورت می گیرد و در این حمله و شبیخون، هدف، از بین بردن فرهنگ برای جدایی آن، از سیاست است. همان طور که در شبیخون فرد یا کشور مورد تهاجم هیچ اطلاعی از طرف حمله، ابزارها، اراده و توان آن، ندارد در شبیخون فرهنگی نیز کشور هدف هیچ اطلاعی از ابزارها و توان کشور حمله کننده ندارد.

از اوان شکل گیری جمهوری اسلامی ایران هجمه ای از جنگ نظامی (البته نیابتی)، اطلاعاتی، اقتصادی و نرم توسط این کشور علیه ایران، شکل گرفت. ابزارهای این چهارگانه فوق متفاوت از هم بوده اند، ولی اهداف چهارگانه نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و نرم مشترک بوده؛ براندازی و تغییر رژیم. (۱۰)

۲) بهره وری از تکنولوژی های مدرن؛ یکی از ویژگی ها و تمایزات استعمار فرانو این است که نه تنها از تمام ظرفیت تکنولوژی هایی که استعمار نو آن ها را به خدمت گرفته بود، در راستای اهداف خود بهره وری می کند، بلکه با تشدید و ترکیب انواع جدیدتر آن ها، انواع خاصی از تکنولوژی به وجود آورده که تکنولوژی تلقی نمی شوند، اما کار ویژه تکنولوژیک دارند .

الف) تکنولوژی زبان؛ از سویی، با مقایسه غیرمنطقی قابلیت زبانی یک زبان مثلا زبان انگلیسی ـ که طی یک دوره استعماری، تبدیل به زبان بین المللی شده است ـ با قابلیت های متناظر زبان های دیگر، برتری قابلیت زبان انگلیسی ثابت شده و نهایتا این برتری قابلیتی به دیگر حوزه های تمدنی نیز تعمیم داده می شود. این در حالی است که مقایسه منطقی دو زبان علمی را باید در کلیت آن ها ـ نه ضرورتا در قابلیت های خاص و متمایز آن ها ـ صورت داد. از سوی دیگر، استعمارگران عصر استعمار فرانو نتایج تحقیقات خود را در ساختارهای زبانی خاص به گونه ای جهت می دهند که اهداف خود را برآورده کنند .

ب) تکنولوژی سنجش هوش؛ با تأکید بر پروسه بر نامه ریزی شده حاکمیت معادلات سیاسی بر معادلات علمی بهره وری از فرمول های سنجش هوش نیز میسر شده است. به راحتی می توان حدس زد که اگر براساس یک تحقیق آماری ثابت شود که ضریب هوشی مردم آفریقا و آسیا از ضریب هوشی مردم اروپا یا این که ضریب هوشی سیاه پوست ها از ضریب هوشی سفیدپوستان پایین تر است، تا چه میزان برنامه های علمی، غیر علمی، سیاسی، اقتصادی نسبت به مردم آفریقا و سیاه پوست ها توجیه علمی می یابند .

ج) تکنولوژی سنجش افکار عمومی؛ سنجش افکار عمومی یکی دیگر از تکنولوژی های پنهان است که به عنوان یک اهرم فشار، به بهترین نحو در اختیار استعمارگران فرانو قرار گرفته است. آن ها با پرسش هایی جهت دار، پاسخ دهندگانی گزینشی و نتایجی غیرواقعی و کاذب، اهداف خود را دنبال می کنند. آن ها استدلال می کنند که تحقیق درباره سنجش افکار، دموکراسی را بر مبنا و پایه ای علمی قرار می دهد. اگر سیاستمداران ما نمایندگان ما هستند، ضرورتا به اطلاعاتی احتیاج دارند که به آن ها بگوید به چه چیز اعتقاد داریم و در اندیشه چه چیز هستیم.

د) تکنولوژی آمار؛ تکنولوژی آمار، مقادیر انبوهی اطلاعات کاملا بی فایده تولید می کند که کار تشخیص اطلاعات مفید از غیرمفید را به مراتب مشکل تر از آن چه که هست، می نماید. مسئله این جا دیگر فقط در فراوانی اطلاعات نیست، بلکه در عوام زدگی و تجارتی کردن اطلاعات نیز هست که به نوبه خود باعث می شود همه اطلاعات عرضه شده، یکسان و با اعتباری مساوی کنار یکدیگر ردیف شوند. در عصر استعمار فرانو که آمار و کامپیوتر دست به دست هم داده اند، مقادیر عظیمی زباله های اطلاعاتی در سبد محاورات عامه سرازیر شده است .
        
    
    
            

یاسر فروغی     
            روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 3 آبان 1391  1:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها