0

آيا حجاب مختص زنان است؟!

 
hosseinb68
hosseinb68
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1269
محل سکونت : بوشهر

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)


نقل قول sarez1353

حجاب مردان چگونه باید باشد؟

 


در پاسخ به این سوال باز به سوره نور و آیه 30 اشاره می کنم

-قُل لِلمُومِنینَ یَغُضُّوا مِن اَبصارِهِم وَ یَحفَظُوا فُروجَهُم ذلک اَزکی لَهُم اِنَّ الله خَبیر بِما یَصنَعون(نور30)

ترجمه : به مردان با ایمان بگو: دیده ازنامحرمان فروبندند و پاکدامنی خود را حفظ کنند،که این برای آنها پاکیزه تراست. هماناخداوند به آنچه می کنند آگاه است.

 

اما چند نکته در این آیه نهفته است که یک به یک آنها را ذکر می کنم :

1-لازمه ایمان حفظ نگاه از حرام است(قُل لِلمُومِنینَ یَغظّوا...)

2.جاذبه ی غریزی را باید کنترل کرد.(یَغُضّوا)
3.گناه را از سرچشمه جلوگیری کنیم وتقوا را از چشم شروع کنیم(مِن اَبصارِهِم)
4.چشم پاک مقدمه ی پاکدامنی است.(یَغُضّوا مِن اَبصارِهِم و یَحفَظوا فُروجَهُم) 

5.پوشش برای مردان هم واجب است.(یَحفَظوا فُروجَهُم)
6. چشم چرانی و بی عفتی مانع رشد معنوی انسان است.(یَغُضّوا.یَحفَظوا.اَزکی)

 7.چشم چرانی در محضر خداست( در محضر خدا معصیت نکنیم)(یَغضوا..اِنَّ الله خَبیر)(تفسیرنور)

پنج شنبه 11 آبان 1391  9:32 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23 mehdi0014
khastan_tavanestan_ast
khastan_tavanestan_ast
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 18
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

سلام دوستان

به نظرم حجاب مختص به زنان نیست

مردان هم باید حجاب خود را رعایت کنن

هر دو جنس به همدیگه احساس دارن

پس مردانی که لباس نامناسبی میپوشن باعث تحریک جنس مخالف خود می شون و مرتکب گناه میشن

لباس مناسب برای هر دو جنس لازم و ضروری است

شنبه 13 آبان 1391  12:47 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23 mehdi0014
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

حجاب مخصوص زن نیست اما به دلیل وجود برخی خصوصیات جسمی و روحی زن ها برای انها واجب است

در مورد آقایان هم حجاب وجود دارد که بستگی به شرایط و محیط متفاوت است

مثلا یک بازیکن فوتبال در زمین بازی یک پوشش دارد اما بیرون از زمین فوتبال نمیتواند با آن پوشش بگردد

دوشنبه 15 آبان 1391  8:31 AM
تشکرات از این پست
hosseinb68 mehdi0014 nargese_montazer empror77 siasport23
abiri064
abiri064
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : تیر 1391 
تعداد پست ها : 479
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

 

حجاب برای همه انسان ها چه مرد و چه زن لازم و ضروری اما به خاطر یه سری از مسائل جسمی و روحی شکل این حجاب برای مرد و زن متفاوت هست.

همانطور که خانم ها در سطح جامعه برای پوشش و حجاب باید یه سری مسائل شرعی و عرفی جامعه رو رعایت کنند آقایون هم باید نحوه پوشش و طرز رفتارشون در جامعه براساس شرع و عرف باشه.

 

لطف خدا و رحمت یزدانم آرزوست

بیمار عشق اویم و درمانم آرزوست ***** بر خوان لطف اویم و احسانم آرزوست

دوشنبه 15 آبان 1391  7:03 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer empror77 siasport23
onehamed
onehamed
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1391 
تعداد پست ها : 6061
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

سلام به راسخونی ها 

به نظر من حجاب فقط برای خانم ها نیست برای آقایان هم وجود دارد زمانی که نام حجاب می آید همه می رویم به سراغ چادر - روسری و ... اما این جور نیست آقایان باید در مواردی از جمله  حجاب گفتار ،حجاب چشم ،حجاب در رفتار و همچنین حدود رعایت حجاب توسط آقایان رعایت شود و همچینین رعایت حجاب فوایدی از جمله  آرامش روانی زن ، استحکام پیوند خانوادگی ،ارزش گذاری به وجود زن و..... را به همراه دارد 

باتشکر

دوشنبه 15 آبان 1391  7:38 PM
تشکرات از این پست
empror77 siasport23 nargese_montazer
mahmoodsafari
mahmoodsafari
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 7673
محل سکونت : کهگیلویه و بویراحمد

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

البته که حجاب بر هر مرد و زنی واجب است.منتهی این وظیفه بیشتربرای زنان توصیه شده.(چون به هر حال اگه زن سالم باشد کانون خانواده به خودی خود سالم و استوار است.)

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی  ،  ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم

                          صــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوشنبه 15 آبان 1391  8:08 PM
تشکرات از این پست
empror77 siasport23 nargese_montazer
empror77
empror77
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 11
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

سلام من یه روایت از پیامبر اکرم تو ذهنم هست :

رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

 

اینم برای اقایان:

حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.

 حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند!

 شهید ابراهیم همت

دوشنبه 15 آبان 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23 nargese_montazer
nazarianali
nazarianali
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

مطمئنا حجاب برای تمام انسانهاست. 

حجاب خانمها که کاملاً مشخص است. حجابی که مردان در برابر خانمها باید داشته باشند، به نظر من عبارتست از پوشش قسمتهایی از بدن  که باعث ایجاد تحریک می شود.

دوشنبه 15 آبان 1391  9:37 PM
تشکرات از این پست
siasport23 nargese_montazer
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

آیا حجاب فقط مخصوص زنان است؟!
اینقدر توی جامعه ی ما از حجاب و ربط دادن اون به زنان و دختران صحبت شده که تا اسم حجاب می آد همه فکرشون متوجه خانومها و چادر و حجاب اونها میشه.
اما واقعیت اینه که حجاب مخصوص زن نیست و مرد هم باید خودش رو در حجاب و لفافه ای از گزند روزگار حفظ کنه.
بعنوان مثال،جایی خوندم که حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به قدری زیبا بود که بعضی وقتها که از خونه بیرون می اومدن، چهره ی مبارکشون رو می پوشوندن که مبادا باعث تاثیر در دل های بیمار بعضی از افراد ضعیف النفس جامعه بشه.
قرآن میفرماید:«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‏»( نور-30)
یعنی به مردان مومن بگو که چشمهاشون رو (از نگاههای بد و شهوانی) فرو بندازند و فرج(عورت) هاشون رو حفظ کنند.
از اینجام معلوم میشه که مرد هم در قبال جامعه وحفظ حریم های اخلاقی جامعه مسئولیت داره و نباید خودش رو طوری آرایش کنه که باعث این بشه که جنس مخالف و یا حتی جنس مخالف،در دلش طمعی نسبت به اون پیدا کنه
از این گذشته وقتیکه یه پسر برای جلب توجه دیگران، سینه ش رو باز میذاره و یا آستین هاش رو بالا میزنه از نظر شرعی اگه یه دختر نگاه شهوت آلود بهش کنه،این دختر گناه کرده ولی چون پسر هم مسبب و زمینه ساز این کار بوده و برای جلب توجه این دختر این کار رو کرده مسلما گناهکار خواهد بود.

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:30 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

 آیا حجاب مختص اسلام است؟


قبل از اسلام هم حجاب بود ه است به گفته بعضی ازنویسندگان و تاریخ شناسان , زنان قبل از اسلام حجاب نداشتند , برخی دیگر معتقدند که زنان قبل از اسلام دارای حجاب بودندوعفت آنهاثمره آزادی خواهی و استقلال طلبی آن روز عرب می باشد . دراین زمینه نظرات متعددی بیان شده است ازآن جمله دکتر هیکل می نویسد : « قبل از اسلام , زنان حجاب نداشتند و زینت خودرا آشکار می ساختند , بعدها اسلام این کار را حرام کرد .»(1) جرجی زیدان , شرق شناس اروپایی درجلد پنجم تاریخ خود , در مورد زنان قبل ازاسلام می گوید :
« اگر مقصود ازحجاب , پوشاندن تن وبدن است , این وضع پیش از اسلام وحتی پیش از ظهوردیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم تغییری درآن نداده و تا اواخر قرون وسطی دراروپا معمول بوده آثار آن هنوز درخوداروپا باقی مانده است . باید گفت که این وضع میوه ای از میوه های درخت تمدن اسلامی است و پیش ازآن شایع نبوده و همین که مسلمانان کاملاً بازندگی تجملی و عیاشی آشناشدند , قضیه حجاب بیش از پیش شدت یافت و راجع به آن دقت های فوق العاده مبذول گشت .(2)
داستانی پیش ازاسلام مؤلف عقد الفرید ( ج۲ ص ۳۶۸ ) درکتاب خودگفته فجار دوم بین قریش و هوازن واقع شد . منشأ هیجان این آشوب این بود که : گروهی از جوانان قریش د رسوق عکاظ ( بازاری که برای خودنمائی و عرضه کالاها بوجود می آمد) کنار زنی ازبنی عام نشستند جوانی از بنی کنانه دورآن زن می چرخید در حالی که آن زن روپوش بر چهره و پیراهنی بلند در برداشت جوانان از دیدن طرز و هیئت او شگفتی نمودنداز وی تقاضا کردندکه نقاب از چهره بردارد , خوداری کرد. یکی از جوانان از پشت سرش آمد دنباله پیراهنش را بوسیله خاری به پشتش بست آن زن ملتفت نشد چون ازجای برخاست پیراهن قهراً کوتاه شده بود ( درنتیجه پشت او پیدا گردید ) جوانان خنده کنان گفتند او مارامنع کرد ازنگاه کردن بصورتش ما پشت او را دیدیم زن فریاد کنان آل عامر را صدازد مردم ( دراطراف قضیه ) بگفتگو پرداختند سرانجام جنگی که باخونریزی همراه بودواقع شد , حرب بن امیه میانجی گری کرد و طرفین را آشتی داد.(3)
درواقعه فجار ازعمرمبارک پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم ده پانزده سال می گذشت این داستان سی سال یاکمتر پیش از ظهور اسلام اتفاق افتاد و تقریباً چهل سال قبل ازهجرت بوده است . حجاب دختران کسری هنگامی که سه تن از دختران کسری شاهنشاه ساسانی با ثروت فراوانی ازاموال آنهار ا برای عمرآوردند شاهزادگان ایرانی را برابر عمر در حالی که باپوشش و نقاب چهره خود را پوشانده بودند واداشتند . عمر دستور داد باآوازی بلند به آنها فریاد کشندکه : پوشش از چهره برگیرند تامسلمانان آنهارا ببینند و خریداران بیشتر پول پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خود داری کردند ومشت به سینه نماینده عمر زدند و آنان راازخود دور ساختند , عمر خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد درآن حال شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی علیه السلام به عمر فرمود: دررفتارت مدارا باش , ازپیغمبر خداصلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که می فرمود: بزرگ و شریف هرقومی راکه خوار و حقیر شده گرامی دارید . عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی علیه السلام آتش خشمش فرونشست , پس حضرت اضافه فرمود: با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری کرد. و این دستور عمر نسبت به کنیزان بوده است که باید کنیزان از بانوان ممتاز شوند , کنیزان باروی باز باشند و بانوان با روی پوشیده.(4)

حجاب زن یک امر فطری است ممکن است گفته شودحجاب برای زن ازآغاز خلقت یک امر طبیعی و فطری به شمار می رفته . ابن عباس می گوید : آدم علیه السلام پس ازیک توقف کوتاه د ربهشت که نصف روز ازروزهای آخرت بودبه کوه نوذ درکشور هند و حوا به جدهّ پیاده شدند ( اگر روزهای آخرت رامانند روزهای متوسط دنیا بدانیم توقف نصف روز ه حضرت آدم شش ساعت خواهد بود و اگر یک روز اخرت برابر هزارسال دنیا باشد توقف نیم روز آدم باین حساب پانصدسال می شود ) ( پس از پایان هجران و مفارقت که به وصال منتهی می شد ) برهنه و عریان بودند خداوند امرکرد یکی از هشت جفت قوچی که ازبهشت با ایشان عطاکرده بودذبح کنند پس حوا پشم آن را رشت , با دست یاری آدم علیه السلام ازتابیده های آن یک جامه بلند (جبه ) ( جامه بلند و گشادی که روی لباسهای زیری می پوشند) برای آدم و یک پیراهن وروسری جهت خودبافت , بدین وسیله بدن انسانهای نخستین پوشیده گردید و ازبرهنگی و شرمندگی آن نجات یافت .(5) این داستانها می رساندکه :
از اسلام حجاب و نقاب بوده و بشر در بدو خلقت قبل ازآنکه شرایع آسمانی گوش زد وی گردد, می بینیم انسان نخستین مأمور به پوشش خودمی گردد. ازچه زمانی بی حجابی به ایران روی می آورد ؟ از اواخر دوره قاجاریه به بعد زمزمه هایی توسط آزادی خواهان و متجددین برای «آزادی زنان » و « رفع حجاب» از آنان , آغاز شد. بعد ازبرقراری مشروطیت ,کم کم صحبت « رفع حجاب » به میان آمد , مدارس دخترانه توسط زنانی پیشقدم باز شد و دراین زمان پای زنان ایرانی به فرنگ (اروپا) باز شد , و فکر آزادی زن به سبک غربی ورفع حجاب توسط زنان فرنگ رفته توسعه پیدا کرد. رفع حجاب جزء یکی از برنامه های آموزش و پرورش مدرسه های دخترانه بود. دخترانی هم که به این نوع مدارس می رفتند , تحت تاثیر این برنامه ها قرار گرفته و آرزوی بی حجابی می کردند. به مرور زمان انجمنهای مختلف زنان به این منظور تشکیل شد که ازآن جمله :
شرکت خواتین اصفهان » ( اصفهان ۱۳۱۷ ه.ش ) و « شرکت آزمایش بانوان »(رشت ۱۳۰۰ ه.ش ) که زنانی چون جمیله صدیقی و سکینه شبرنگ از مؤسسین آن بودند و « انجمن نسوان وطنخواه» ( تهران ۱۳۰۰ ه.ش) به مدیریت محترم اسکندری و همچنین « بیداری نسوان » ( تهران ۱۳۰۵ ه.ش) و «انجمن ترقی نسوان» ( تهران ۱۳۰۶ ه.ش ). (6) بی حجابی چگونه به ایران آمد پرهیز از بدن نمایی و عریانی و میل به حفظ حریم تن و داشتن احساس شرم و عفت , صفت مشترک همه جامعه هایی بوده است که به نحوی دارای معنویت بوده و انسان را فقط جسم و تن نمی دانسته اند , این برهنگی همراه با فعالیت شدید غریزه جنسی از مختصات تمدن جدید غرب است این تمدن از بدو ظهور خودتاکنون , مثل یک ابر تیره سعی داشته است تاآسمان سراسر جهان را بپوشاند و همة زمین را ازآفتاب حقیقت محروم سازد و صدالبته مملکت ما نیز از سایة شوم این ابر زحمت درامان نمانده است. یکی از ثمرات هجوم غرب به ایران همین تغییر لباس ورواج برهنگی درمیان قشرهایی از جامعه بوده است و ازآن دررژیم طاغوت تحت عنوان «کشف حجاب » و دراین اواخر «رفع حجاب » یاد می شد و درحقیقت چیزی جز مبارزه باپوشش اسلامی و ترویج لباس غربی نبود . اجرای این برنامه محتاج دو شرط بود:

۱) نخست یک زمینه فرهنگی و اجتماعی برای پذیرش لباس غربی ,
۲) دوم یک عامل اجرا که زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان , مامور و سرسپردة دولت استعمارگر انگلیس بودکه وظیفه داشت « ایران را هرچه زودتر از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و ازگمراهی به شاهراه ترقی هدایت نماید »(7) .
درپی اجرای همین ماموریت موظف بودبه زور لباس مردان را متحدالشکل کندوبر سر همه آنها کلاه پهلوی بگذارد و چاد ررا نیز از سرزنان بردارد. اماشرط اول « یعنی زمینه فرهنگی و اجتماعی پذیرش لباس غربی را , غربزده ها تامین کردند .آنان اسلام را نمی شناختند وبه غرب خوشبینی مطلق داشتند . بیگانه با خویش و چشم بسته , دلبسته بیگانه بودند ودر واقع این قشر معدود همان قشری بودندکه قبل از فرورفتن در لباس غربی و قبل ازبه دست گرفتن پرچم فرهنگ غرب, آن فرهنگ را پذیرفته بودند و تغییر لباس , آخرین و بیرونی ترین پوستهای بودکه دروجود آنها تغییر می کرد , این امر به ظاهر که اهمیت تنها درجامعه ما اتفاق نیفتاد , درهمه مشرق زمین , بسیاری از مردم به دنبال تسلیم دربرابر فرهنگ غرب , جامعه غربی به تن کردند . درلباس مردان - که خود البته غربی است - کراوات ظاهرا قطعه کوچک کم اهمیتی است , اماقبول آن در مشرق زمین درحقیقت نشانه یک تحول عظیم فرهنگی است . اگر پذیرش لباس غربی نتیجه سلطه فرهنگی غرب و خود باختگی مشرق نیست .
چرا تاکنون دیده نشده است که حتی یک نمونه از خصوصیات لباس شرقی درمغرب زمین پذیرفته شود ورواج یابد ؟ ساده انگاشتن این مسائل نشانه ساده لوحی است. در جامعه ما درسالهای قبل و بعد از ۱۳۱۴ آنهاکه تغییر لباس را پذیرفتند همان کسانی بودندکه فرهنگ غربی را پذیرفته بودند , آنها که نپذیرفتند نیز دقیقا آنهایی بودندکه آن فرهنگ را نپذیرفته و گول آن به اصطلاح « ترقی» و «آزادی » و «تساوی حقوق » را نخورده بودند و همانها بودند که دربرابر آن همه زور و قلدری مقاومت کردند. مساله به ظاهر خیلی ساده بود , رضاخان می خواست زنان رااز کیسه سیاه چادر بدر آورد وآنان را وارد دنیای پرنور و مترقی جدید کند, ولی اکثریت عظیم این مردم دربرابر این پیشنهاد ساده و منطقی , تا سرحدجان مقاومت کردند و حتی حاضر شدند جان خودرا فدا کنند و کفن بپوشند , اما لباس غربی بپوشند. راستی که دفاع زنان ما از لباس و حجابشان د رقضیه کشف حجاب رضاخانی , یک حماسه غرورانگیز درتاریخ ملت ماست. یکی از بزرگترین فتنه های بهائیت ( اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر ایران) یکی از بزرگترین فتنه هایی را که بهائیت شروع به طرح ریزی و اجرای آن کرد فتنه قرة العین بودنام اصلی او . نام اصلی او فاطمه یا زرین تاج و در یک خانواده روحانی به دنیا آمده بود .
پدر او ملا صالح برغنی از مجتهدین معروف قزوین و برادر ملا محمد تقی برغانی مجتهد مشهور و قدرتمند آن موقع ایران بود . قرة العین پس از جذب شدن به بهائیت همسر خود ملا محمد برغانی که پسر عمویش نیز بود و از او دارای سه فرزند بود رها کرده و شروع به تبلیغ این مرام ساخته استعمار کرد. علت جذب قرة العین به «باب» نه جهت فکری بلکه به علت شهوت پرستی او بود . وی نمی توانست به یک شوهر روحانی اکتفا کند و از طرفی دیگر خاندان او خاندان زهد و قناعت و عصمت و عفت بود در چنین خاندانی از برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی و شهوترانی وجود نداشت وبه این جهت صلاح و مصلحت خود در آن دید که یک باره خود را از قید دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده و حدود و ادبی مقید نیستند همراه و هم قدم گردد و چون بابیان تنها حزبی بودندکه دارای مرام اشتراک جنسی بودند , با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سرداد و خود رابه عنوان اولین زن بی حجاب د رتاریخ معاصر مطرح کرد . نه تنها بی حجاب در مجامع ظاهر می شد وبرای آنها تبلیغ مرام بهائیت می کرد بلکه بدون هیچ ترس و واهمه ای عقاید سخیف بهائیان را در مورد مرام اشتراک جنسی شرح و توصیف می کرد و به حضار بشارت می داد !!!!!! که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند بلکه یک زن می تواند با چند مرد زندگی زناشوئی کند. قرة العین اولین زنی است که در تاریخ معاصر ایران ( قرة العین معاصر با حکومت ناصرالدین شاه بود) پوشش از سرو تن برگرفت و در اجتماع مردان ظاهر گشت و با این اقدام اولین سنگ بنای بی حجابی را در جامعه اسلامی ایران بر جاگذاشت و جرقه شروع هدف های استعماری را برای برافروختن جهنم توطئه ها زد. در عصر ناصرالدین شاه , استعمار غرب در یافت که دین اسلام بزرگترین و محکمترین عاملی است که سد راه آنان است , برای اینکه این عامل را تضعیف کنند از راههای گوناگون وارد شدند ازجمله با دین سازی خواستند بین مسلمانان ایجاد تفرقه کنند در این راستا آیین استعماری « بابیگری و بهائی گری » را در ایران بوجود آوردند . (۸)

رضا خان و مسئله کشف حجاب باروی کارامدن آخرین پادشاه قاجار - احمد شاه - که فردی ضعیف و فرزند محمدعلی شاه مخدوع بود , سلسله قاجار که شاهان مقتدری داشت به ضعف گرائید و پایه های آن متزلزل گشت . سلطنت احمدشاه باجنگ بین الملل اول و پس ازانقلاب بلشویکی ( قبل از انقلاب بلشویکی در روسیه , روسها از قدرت و نفوذ زیادی درایران برخوردار بودند و مناطق شمالی ایران عملا تحت سلطه و نفوذ آنهابود) روسیه مصادف شد . دولت احمدشاه از دوطرف درخطر بود . ازیک طرف نیروی نظامی ایران که به قشون نظامی قزاق معروف بود , تحت نظارت و فرماندهی افسران روس قرار داشت . یکی از برحسته ترین افسران قزاق « رضاخان » بود و مستقیما زیر نظر فرماندهان روس انجام وظیفه می کرد . از سوی دیگر قسمتی از خاک ایران در اشغال نیروهای انگلیس بود که با وقوع انقلاب در روسیه , انگلیسی ها احساس خطرکردند , کوشیدند ضمن قطع نفوذ روسها در ایران , نیروی برای مقاومت در برابر حکومت جدید روسیه در این منطقه فراهم آورند . « رضاخان » افسرقزاق درهمین جریان توجه انگلیسی ها را به خود جلب کرد و با توصیه آنها به فرماندهی نیروهای قزاق گماره شد . دراین موقع رضاخان به حمایت انگلیسی ها که درآن موقع ازحکومت وقت راضی نبودند و خواستار یک دولت قوی د رایران بودند تا در عین حفظ منافع وسیع آنهابا خطر کمونیسم هم مقابله نماید دست به کودتایی زد و از احمدشاه خواست که یکی از دو راه - تأیید حکومت کودتا و یا استعفاء - راانتخاب کند. احمدشاه تایید حکومت کودتا راترجیح می دهد, ولی عملاً تمام قدرت و اختیار خودرا ازدست می دهد . سرانجام رضاخان بعداز چهارسال سلسله قاجار را برمی اندازد و خوددرسال ۱۳۰۴ توسط مجلس مؤسسان به سلطنت برگزیده می شود .
رضاخان هم این سلطنت را به نام پهلوی ( انتخاب نام « پهلوی» برای این سلسله هم نکته قابل توجهی بود . پهلوی نام زبان باستانی ایران است و رضاخان با انتخاب این نام برای خود نشان داد که سنن باستانی ایران را بر سنتهای اسلامی مسلط برجامعه ایران ترجیح می دهد.) برای خاندان خود موروثی ساخت . این مرد عامی درمدت سلطنت خودکه بیش از شانزده سال بطول انجامید , دست به کارهایی زد که بعدها پسرش آنهارا ادامه داد. بسیاری از این کارها مخالف شعائر مذهبی جامعه ایران بود, که ازآن جمله می توان به کشف حجاب و وادار ساختن زنان به برداشتن چادر و تقلید از طرز لباس پوشیدن غربی ها و تعطیل مراسم عزاداری و روضه خوانی اشاره کرد . البته رضاخان خود به تنهایی در نابودی شعائر مذهبی به خصوص « کشف حجاب زنان » دخالت نداشت بلکه از پشت صحنه استعمار پیر انگلیس و دیگررقبای آنها با او دست داشتند و از حمایت او دریغ ننمودند . این ابرقدرتها چون بعد از جنگ جهانی دوم به صنعت و تکنولوژی پیشرفته ای دست یافته بودند وروز به روز کار خانجات و صنایع آنها افزوده می شد , انبارهای تولیدکنندگان و سرمایه داران پر ازتولیدات و مواجه باکمبود بازار مصرف داخلی شدند, درصدد بازار یابی جهانی برآمدندولی تحقق این بازار یابی منوط به دوشرط بود.

۱) محظورات سیاسی وجودنداشته باشد , تا صاحبان صنایع بتوانند بدون هیچ مانعی کالاهای خودرا دراین بازارها به فروش برسانند .
۲) تقاضا وجود داشته باشد .
استعمارگران و سرمایه داران برای تحقق شرط اول به قدرت نظامی - سیاسی متوسل شدند تا بدین وسیله بتوانند کالاهای « بنجل » خود را در کشوهای دیگر بخصوص جهان سوم سرازیر نمایند و مواد اولیه و منابع طبیعی و زیرزمینی آنهارابه یغما ببرند و برا ی اینکه شرط دوم محقق شود, وابستگی فرهنگی و غربزدگی شدیدی را دراین کشورها رواج دادندو با تحمیل طرز فکر و زندگی غربی کوشیدند برای تولیدات خودتقاضا ایجادنمایند. ازطرف دیگر اعتقادات ملی - مذهب این کشورها سد ومانع بزرگی برای سوداگران استعماری به حساب می آمد, زیرا مسلمین با اعتقاداتی که داشتند به آسانی فریبنده فرهنگ غربی از قبیل : قمار ,میگساری , مصرف فراورده های غربی و... نمی شدند , به همین جهت استعمارگران اندیشیدند که اعتقادات اسلامی و تعصبات دینی و مذهبی مسلمانان را از بین ببرند یا متزلزل کنند . (۹)
دراین زمینه « مستر همفر » جاسوس معروف انگلیس در خاطرات خودچنین می نویسد : « زنان مسلمان دارای حجابی محکم هستند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست , زیرا که دراین صورت باید زنان مسلمان را فریب داده , از زیر چادر بیرون کشید ,با این بیان که حجاب یک « عادت » است ازخلفای بنی عباس , و یک برنامه اسلامی نیست ! و لذا مردم زنان پیامبر را می دیدند که با زنان صدر اسلام در هر کاری با مردان شرکت می کردند . پس ا زآنکه زنان را از چادر بیرون آوردیم , باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنان بیفتند تا درمیان مسلمانان , فساد رواج یابد.»(10) برای انجام این برنامه خطرناک یکی از موثرترین گامها ازبین بردن « حجاب زنان مسلمان » توسط حکام دست نشانده داخلی بود . این اقدام خیانتکارانه در افغانستان توسط « امان الله خان » د رترکیه به وسیله « آتاتورک » و درایران با عمل « رضا خان » انجام گرفت .


پاورقی:
1- تاریخ اجتماعی ایران جلد ۳ - مرتضی راوندی
۲- همان
۳-طنطاوی د ر تعلیقه خودبر سیره ابن هشام جلد ۱ ص ۱۷۶ داستان فجاررا بیان کرده .
۴- السیرة الحلبیه جلد ۲
۵- طبقات محمد بن سعد جلد ۱
۶- پوشش زن درگسترة تاریخ- طیبه پارسا
۷- فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی - غلامعلی حداد عادل
۸- حجاب بیانگر شخصیت زن - محمد محمدی اشتهاردی صفحه ۸۱
۹- پوشش زن درگسترة تاریخ - طیبه پارسا
10- یادداشتهای مستر همفر صفحه ۵۴
منبع: انتخاب زینب پاداش

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:32 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

حجاب و پوشش زن و مرد

 

ضرورى بودن حجاب

641. آيا حجاب از ضروريات اسلام است و منكر آن و كسانى كه به اين دستور الهى، به ويژه در جامعه  ى اسلامى بى  اعتنايى مى  كنند چه حكمى دارند؟

ج. اصل حجاب از ضروريات و نصّ قرآن است و كسانى كه به اين دستور بى  اعتنايى مى  كنند، كار حرام انجام مى  دهند و بايد توبه نمايند.

 

انكار حجاب

642. اگر كسى در نوشته يا گفتار خود حجاب را منكر شود، آيا مرتد محسوب مى  شود؟

ج. بله.

 

راه شناخت مميّز بودن بچه

643. گفته مى  شود كه زن بايد خود را از پسر بچّه مميّز، بپوشاند. بفرماييد مميّز بودن پسر بچه از چه راه و يا راه هايى شناخته مى  شود؟

ج. شرط تمييز، شناختن مميّزات مرد و زن در اين مقام است و با شك، استصحاب عدم رسيدن به سنّ تمييز جارى است در نتيجه هنگام شك در به سن تمييز رسيدن پسربچه، حكم به نرسيدن آن مى  شود.

عدم الزام به حجاب توسّط شوهر

644. اگر مردى همسرش را به حجاب شرعى ملتزم نكند، آيا فاسق محسوب مى  شود؟

ج. اگر امر به معروف و نهى  ازمنكر با شرايطش را انجام ندهد، فاسق محسوب مى  شود.

 

سن تمييز

645. مراد از سن تمييز چه سنّى است؟

ج. به حسب سن مقدار معينى ندارد، تمييز مثل رشد است كه اهلش در طفل تشخيص مى  دهند.

 

پوشش واجب براى زن

646. حدّ واجب پوشش براى زنان تا چه اندازه  اى مى  باشد؟

ج. زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند، اگرچه كمك به حرام نبوده و قصد لذتى نيز در بين نباشد؛ بلكه احتياط واجب آن است كه از پسر غير بالغ كه خوب و بد را مى  فهمد نيز خود را بپوشاند.

 

حكم پوشاندن دست و صورت زن

647. هل استتار المراة وَجْه َها و كَفيْها حتّى على القول بعدم وجوب ذلك يُعَدُّ راجحا شرعا و مرغوبا به فى الشّريعه المحمّديه ـ صلّى  اللّه  عليه  وآله  وسلّم ـ ؟

ج. نعم يعدّ راجحا و مرغوبا فيه بل الاحوط ذلك.

داشتن زينت و پوشاندن وجه و كفّين

648. چنان چه زن با خود زينت داشته باشد، مانند حلقه  ى ازدواج، يا انگشترى در دست، يا چهره آراسته كرده باشد، آيا واجب است وجه و كفّين را بپوشاند؟

ج. واجب است.

 

چادر

649. آيا در پوشش اسلامى چادر الزامى دارد يا خير؟

ج. حجاب كامل همان چادر است.

 

نمايان بودن حجم پاهاى زن

650. آيا نمايان بودن حجم پاهاى زن از جوراب ضخيم و يا شلوار تنگ اشكال دارد؟

ج. اگر مهيّج باشد، جايز نيست.

 

لباس هاى مهيج

651. پوشيدن لباس هاى تنگ و مهيّج براى زن و مرد، اگر حجاب اسلامى در آن رعايت شود شرعا اشكال دارد؟

ج. جايز نيست.

 

كفش هاى صدادار

652. پوشيدن كفش هاى صدادار براى خانم ها اگر به قصد جلب توجه نامحرم نباشد، آيا اشكال دارد؟

ج. اگر جلب توجه كند، اشكال دارد و قصد ملاك نيست.

 

پوشش سر با كلاه يا كلاه گيس

653. آيا پوشاندن سر با كلاه گيس براى خانم ها پوشش شرعى محسوب مى  شود و به چنين زنانى آيا مى  توان نگاه كرد؟

ج. خير و نگاه به آن ها هم جايز نيست.

 

پوشش بيماران بدحال

654. رعايت پوشش بيمارانى كه در شرايط مطلوبى از توجه به پوشش خود نيستند، بر عهده خود آن ها است يا بر عهده  ى اطرافيان و پرستاران مى  باشد؟

ج. تا بتوانند بر عهده  ى خود آن ها است و اگر نتوانند، ديگران بايد مراعات كنند.

 

بالا زدن آستين زن با حضور مرد نامحرم

655. آيا با وجود برادران در اتاق عمل مى  شود، دست تا آرنج بدون پوشش باشد؟

ج. جايز نيست.

 

پوشيدن لباس نازك

656. پوشيدن لباس هاى نازك و تن نما براى خانم ها چه حكمى دارد؟

ج. در جايى از بدن كه برهنه بودن جايز نيست يا خلاف احتياط است، پوشيدن لباس هاى نازك و بدن نما همان حكم را دارد.

 

پوشيدن لباس هاى تنگ

657. پوشيدن برخى لباس هاى تنگ كه بدن را نشان نمى  دهند، امّا حجم بدن و پستى و بلندى آن كاملاً مشهود است چه حكمى دارد؟

ج. اگر طورى باشد كه منشأ فساد براى ديگران شود، جايز نيست.

 

پوشيدن لباس مبتذل و تنگ و مهيج

658. پوشيدن لباس مبتذل يا تنگ و مهيج غربى براى زن و مرد چه حكمى دارد؟

ج. چون معرضيّت براى مفسده دارد، جايز نيست.

پوشيدن مانتو

659. پوشيدن مانتو بدون چادر و سخنرانى زن ها در مقابل مردان جايز است يا حرام؟

ج. پوشيدن لباس و غير آن ضوابطى دارد كه بايد بر اساس آن باشد و نيز از آن چه كه در معرضيّت مفسده است، بايد احتراز شود.

660. آيا پوشيدن مانتو براى زنان، در صورتى كه برجستگى  هاى اندام مشخص باشد، جايز است؟

ج. جايز نيست.

 

لباس شهرت

661. مقصود از لباس شهرت چيست و پوشيدن آن چه حكمى دارد؟ آيا چادر سفيدى كه موجب انگشت  نما شدن شود از مصاديق لباس شهرت است؟

ج. لباس شهرت عبارت است از لباسى كه از جهت جنس يا رنگ يا نحوه برش و دوخت و مانند آن خلاف شأن و زىّ پوشنده لباس باشد و پوشيدن چنين لباس هايى حرام است. بنابراين پوشيدن چادر سفيد به اقتضاى محل پوشش و شخص پوشنده بايد ملاحظه شود.

 

مقدار پوشش زن

662. پوشش زن در مقابل زن چه مقدار بايد باشد؟

ج. در صورت عدم وجود مفسده و بدون وجود انگيزه  هاى شهوانى، پوشاندن غير از عورتين در مقابل زن ديگر لازم نيست.

 

حجاب در بيمارستان

663. دانشجوى پزشكى هستم و در بعضى بخش هاى بيمارستان با وجود نامحرم، بايد چادر خود را بردارم كه ناچار حجاب كمتر مى  شود، لطفا بفرماييد تكليف من چيست؟

ج. مراعات حداقل حجاب شرعى در هر حال بايد بشود و از مواضع غير ضرورى پرهيز كنيد.

 

امر به پوشاندن صورت و دست ها از طرف شوهر

664. آيا مرد مى  تواند همسر خود را به زدن پوشيه يا پوشيدن لباس خاصّى مجبور كند؟

ج. نمى  تواند، ولى مى  تواند بدون پوشيدن آن لباس، اذن خروج از منزل را ندهد.

665. اگر شوهر بداند و يا احتمال دهد كه اگر همسر او بدون پوشانيدن صورت و دست به بيرون از خانه برود به او نگاه حرام مى  شود، آيا واجب است به پوشاندن زن امر كند و يا اجازه  ى بيرون رفتن به او ندهد؟

ج. بله، اگر علم دارد، بر شوهر واجب است؛ بلكه بدون آن ها هم احوط پوشانيدن وجه و كفين است.

666. اگر نپوشاندن وجه و كفّين (صورت و دست ها تا مچ) فسادى را براى زن در جامعه به بار آورد، آيا پوشاندن وجه و كفّين واجب مى  شود؟

ج. اگر منشأ حرام باشد، حرام است.

 

امر شوهر به پوشيدن چادر

667. زنى هستم، دوست دارم مانتو و روسرى بپوشم. امّا شوهرم مى  گويد بايد چادر بپوشى، وظيفه  ى من چيست؟

ج. به حرف شوهرتان عمل كنيد.

 

مانتو و شلوار

668. آيا پوشيدن مانتو كه تمام مواضع لازم را مى  پوشاند، همراه با شلوار و روسرى كه به عنوان حجاب اسلامى محسوب مى  شود، در صورتى كه حجم بدن از آن نمايان باشد چه حكمى دارد؟

ج. حجاب كامل همان چادر است.

 

مشخص بودن حجم موهاى زنان از زير چادر

669. خانم هايى كه موهاى بلندى دارند و آن ها را مى  بافند، اگر حجم و اندازه موهايشان از زير چادر مشخص باشد اشكال دارد؟

ج. اگر تحريك كننده باشد، جايز نيست.

 

پوشش لازم زن در حمام

670. در حمام زنانه لازم است كه زن باسن هاى خود را از زنان ديگر بپوشاند؟

ج. اگر مظنّه حرام است، احتياطا بايد بپوشانند.

 

حجاب در خوابگاه  هاى دخترانه

671. وضع حجاب در خوابگاه  هاى دخترانه بايد چگونه باشد؟

ج. با جاهاى ديگر فرق ندارد.

 

كنار رفتن چادر

672. اگر سهوا چادر خانمى كنار رود و در معرض ديد نامحرم باشد، اشكال دارد؟

ج. اگر فورى خود را حفظ كند، گناه نكرده است.

 

بيرون بودن مقنعه از زير چادر

673. بيرون بودن مقنعه و روسرى از زير چادر چه حكمى دارد؟

ج. اگر جلب نظر نامحرم كند، جايز نيست.

پوشش در برابر اقوام شوهر

674. وظيفه زن با فاميل هاى نامحرم شوهر از نظر پوشش اسلامى چيست؟

ج. با نامحرم هاى ديگر فرقى ندارند.

 

پوشش در مراكز آموزشى پزشكى

675. به جهت عدم جواز لمس و اختلاط با نامحرم در مراكز آموزش پزشكى، آيا متدينين از آموزش اين گونه حرفه  ها بايد دست بردارند؟

ج. چون آموزش اين حرفه  ها ملازمه  ى با انجام حرام ندارد، بايد برنامه ريزى كنند تا طبق ضوابط شرعى، آموزش صورت گيرد.

 

حجاب دختر عقب افتاده

676. نگاه كردن به مو و بدن، لمس كردن و بوسيدن دختر عقب افتاده  اى كه اندكى بد و خوب را تمييز مى  دهد، چه از رو و چه از زير لباس اشكال دارد يا خير؟

ج. احكام دختر غير عقب افتاده را دارد. يعنى اگر غير بالغ باشد با قصد لذت جايز نيست و بدون آن، خلاف احتياط است و در صورت بلوغ مطلقا جايز نيست.

 

پوشيدن و آرايش مطابق مد روز

677. آيا پوشيدن و آرايش كردن طبق مد روز اشكال دارد؟

ج. اگر ترويج كفر كافر نباشد، اشكال ندارد، لكن در مقابل نامحرم بايد مراعات كنند.

 

مشخص بودن اندام از زير چادر

678. چادر به عنوان حجاب برتر شناخته مى  شود ولى بعضى از خانم ها على رغم استفاده از چادر مناسب، (ضخيم)، به لحاظ ويژگى  هاى جسمى كه دارند، اندام آن ها از زير چادر مشخص است آيا مسؤوليت پوشش آن ها باز متوجه خود آن ها مى  باشد يا طرف مقابل بايد از نگاه به او احتراز كند؟

ج. در اين رابطه، هر دو طرف وظيفه دارند و اگر طورى است كه جلب نظر نمى  كند، پوشاندن حجم واجب نيست به خلاف رنگ و شبح كه واجب است پوشانده شود.

 

جلب توجه نامحرم با چادر

679. آيا هر كارى كه موجب جلب توجه نامحرم شود اشكال دارد؟ حتى اگر پوشيدن چادر باشد؟

ج. بله، اگر پوشيدن چادر هم به گونه اى باشد كه جلب توجه كند، بايد آن را نپوشد و منظور از جلب توجه، معرضيّت براى توجه همراه با ريبه است.

 

برآمدگى سينه زنان در مقابل نامحرمان

680. اگر برآمدگى سينه زنان در مقابل نامحرم پيدا باشد، اشكال دارد؟

ج. بله، اشكال دارد.

 

حجم شانه زنان در مقابل مردان

681. آيا اگر حجم شانه  هاى زنان در مقابل نامحرم پيدا باشد اشكال دارد؟

ج. اگر فتنه و فسادى ندارد، اشكال ندارد.

 

پوشيدن لباس هاى زننده توسط زن

682.آيا پوشيدن لباس هاى زننده بين خانم ها ايراد دارد؟

ج. اگر فتنه و فسادى به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.

عدم پوشش نامحرمان اقوام

683. آيا عدم پوشش دختر دايى و دختر عمه و دختر خاله و دختر عمو ـ كه تأثيرى در من ندارد ـ گناه است؟

ج. بله، گناه است و بين آن ها با نامحرم هاى ديگر فرقى نيست.

 

جوراب و كفش

684. آيا پوشيدن جوراب ضخيم بدون شلوار ـ با اين كه حجم بدن از بيرون مشخّص است و در بعضى موارد مهيّج است ـ و يا پوشيدن كفش هايى كه هنگام راه رفتن صداى مهيّج دارد، جايز است؟

ج. اگر مهيّج و محرّك نامحرم باشد، جايز نيست.

685. آيا پوشيدن جوراب در برابر نامحرم واجب است؟

ج. بله.

 

حجاب در كشورهاى غير اسلامى

686. حضور خانم هاى مسلمان در كشورهاى غير اسلامى با پوشش چادر، بسيار سخت و همراه با مشقت است، آيا اگر امر داير مدار ماندن در خانه يا حضور در اجتماع با مانتو (و پوشش كامل اسلامى بدون چادر) باشد، كدام يك اولويّت خواهد داشت؟

ج. در هر جايى كه انسان نتواند مسايل شرعيّه  اش را رعايت كند، نمى  تواند در حال اختيار در آن جا بماند.

 

پوشيدن لباس هاى غربى

687. در اين زمان بسيارى از مد لباس ها از غرب وارد شده و جوانان از لباس هايى با فرهنگ غربى استفاده مى  كنند، آيا پوشيدن اين گونه لباس ها شرعا اشكال ندارد؟ و آيا عنوان تشبّه به كفار بر آن ها صدق مى  نمايد؟

ج. اگر ترويج كفر و فرهنگ غرب شود، اشكال دارد.

 

الزام توريست هاى خارجى به حجاب

688. آيا لازم است حجاب را به توريست ها الزام كنيم؟

ج. در حدّ پيشگيرى از زمينه سازى فساد، لازم است.

 

لزوم پوشيدن چادر در مكان هاى مقدس

689. آيا پوشيدن چادر در مكان هاى مقدس، مانند حرم حضرت معصومه ـ عليهاالسّلام ـ واجب شرعى است؟

ج. پوشيدن چادر در همه جا حجاب كامل است.

 

مقدار پوشش بدن مرد از نامحرم

690. پوشاندن چه قسمت هايى از بدن براى مردان واجب است؟

ج. به مسأله  ى 1937 رساله رجوع شود.

 

حجاب مرد

691. اگر مردى بداند كه زنى به بدن او نگاه مى  كند، در اين حال بر مرد پوشاندن بدن واجب است يا بنابر احتياط واجب است؟

ج. در فرض كمك به حرام، پوشاندن بدن واجب است.

 

انواع لباس هاى ورزشى

692. استفاده از لباس هاى آستين كوتاه و شلوارك در مسابقاتى مانند فوتبال، واليبال، كشتى، وزنه بردارى و... كه يا حجم بدن وعورتين كاملاً مشخص است و يا قسمت هاى زيادى از بدن آشكار است چه حكمى دارد؟

ج. چون در مقابل نامحرم هم هستند، جايز نيست. (به توضيح مذكور در مسأله  ى 1937 رساله رجوع شود.)

 

پوشيدن لباس ورزشى در مكان هاى مخصوص بانوان

693. آيا دختران در محيط ورزشى مخصوص خودشان مى  توانند لباس ورزشى بپوشند؟

ج. اگر معرضيت براى مفسده دارد، جايز نيست.

 

لباس تنگ

694. اگر مردى براى پوشانيدن عورتين خود از محارم و مردان ديگر از لباس تنگ و چسبيده به بدن استفاده كند، كفايت مى  كند؟

ج. اگر موجب فساد نباشد و رنگ و شبح پيدا نباشد، مانعى ندارد.

695. پوشيدن شلوار تنگ براى آقايان به گونه اى كه حجم عورت و باسن را نشان دهد، چه حكمى دارد؟

ج. چون معرضيت براى فتنه و فساد دارد، اشكال دارد.

 

پوشيدن پيراهن آستين كوتاه براى آقايان

696. پوشيدن پيراهن آستين كوتاه براى مردان در جامعه، بدون قصد شهوانى و براى زيبايى بيشتر يا به علت گرماى هوا چه حكمى دارد؟

ج. در مواردى كه معرضيت براى مفسده دارد، اشكال دارد.

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:33 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

آیا حکم حجاب در قرآن، ظلم به زنان است؟

مسئله حجاب


سوره نور آیه ۳۱

وَقُللِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَايُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّعَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْآبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءبُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِيأَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِالتَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِالَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَبِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَىاللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْتُفْلِحُونَ.

و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.

سوره احزاب آیه ۵۹

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَوَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَىأَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًارَّحِيمًا.

ای پیامبر،به زنان و دختران خود و زنان مومنانبگو که چادر خود را برخود فروپشونند. این مناسب تر است، تا شناخته شوندو مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است.



در زیر شبهۀ سایتهای الحادی مطرح شده است که بدانها پاسخ میدهیم:








نقل





شبهه: در آیه 31 سوره نور به زنان دستور داده میشود که حجاب را رعایتکنند و زینتهای خود را پنهان کنند. چنین حکمی در مورد مردان وجود ندارد. بر اساساحادیث معتبر اسلامی مسئله حجاب به پیشنهاد عمر وارد اسلام شد زیرا برخی از زنانمحمد با مردان غریبه سخت میگفتند و محمد این آیات را برای کنترل زنان خودش سرایید.
آیه 59 سوره احزاب از زنان میخواهد که حجاب را بگونه ای رعایت کنندتا شناخته نشوند، این بدان معنی است که صورت آنها نیز همچون حجاب فعلی زنان عرب وافغان باید پوشیده باشد در مورد حجاب میان زنان و مردان برابریوجود ندارد و این نابرابری ظالمانه با اصل 1 ام اعلامیه حقوق بشر است





پاسخ:
برای پاسخ به این شبهه، آنرا به چند قسمت تقسیم میکنیم:

۱) آیا عمر حکم حجاب در آیه ۳۱ سورۀ نور، را پیشنهاد کرده است؟

شبهه‌افکن، اقدام به ادعای فاقد سند میکند. او ادعا میکند که این آیۀ قرآن را محمّد(ص) به پیشنهاد عمر بن خطاب، از خودش سروده است!! در مورد اینکه قرآن را پیامبر از نزد خود آورده که شبهه‌افکن مصادره به مطلوب میکند چون خودش خیال میکند قرآن را پیامبر خودش سروده است انتظار دارد همه قبول داشته باشند که این آیه را خود پیامبر سروده است!! این در حالی است که در بخش [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] تمام استدلالات اسلامستیزان در مورد بشری بودن قرآن را پاسخ دادیم.

باری، این ادعا که عمر این پیشنهاد این حکم را کرده است نیز یک دروغ بزرگ است. در اصول کافی به نقل از امام باقر(ع) در مورد شأن نزول این آیه میفرماید:جوانی از انصار در مسیر خود با زنی روبرو شد، چهرۀ زن توجه جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت، زمانی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه میکرد، در حالی که راه خود را ادامه میداد، تا اینکه وارد کوچۀ تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه میکرد.ناگهان صورتش به دیوار خورد تیزی استخوان یا تکه شیشه ای که در دیوار فرو رفته، صورتش را شکافت. هنگامی که زن گذشت زن به خود آمد و دید خون از صورتش جاریست و به صورت و لباسش ریخته! با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر میروم و ماجرا را بازگو میکنم. هنگامی که چشم پیامبر خدا به او افتاد فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل کرد. در این هنگام جبرئیل پیک وحی خدا نازل شد و آیۀ ۳۱ سورۀ نور را نازل کرد.(نگاه کنید به تفسیر نمونه، جلد ۱۴، صفحۀ ۴۳۵) شاید این نکته لازم به ذکر باشد که احکام قرآن در زمانی نازل میشد که زمینۀ مناسب به وجود آمده باشد و خداوند نیز فرمان حجاب را زمانی نازل کرد که این ماجرا پیش آمده بود و برای مردم، بحث نگاه به جنس مخالف مطرح شده بود. اگر این فرمان زمانی نازل میشد که چنین زمینه ای در کار نبود، مورد اعتراض قرار میگرفت پس خدا زمانی این فرمان را نازل فرمود که چنین شرایطی وجود داشته است.

۲)آیا زنان محمّد(ص) با مردان غریبه سخن میگفتند و این مسئله باعث این حکم است؟

این ادعا یک دروغ دیگر است. نخست اینکه هیچ روایت معتبری که نشان دهد، که زنان پیامبر با مردان غریبه سخن میگفتند در کار نیست و از این گذشته اگر این دستور بخاطر مسئلۀ زنان پیامبر میخواست نازل شود مثل آیۀ بیست و هشتم از سورۀ احزاب، فرمان را به طور مستقیم در مورد زنان پیامبر صادر میفرمود.

۳)حکم حجاب در مورد مردان نیست!

نکتۀ نخست اینستکه فرمان حجاب برای همه هست و هر کس که احساس کند که نپوشاندن بخشی از بدنش باعث نگاه شهوت آمیز دیگران(به غیر از همسرش) میشود باید ان بخش را بپوشاند. یک مرد هم اگر ببیند نوع لباس پوشیدنش باعث جلب نگاه شهوت آلود از سوی زنان است باید لباس و پوشش خود را اصلاح کند. قرآن در مورد زنان تنها این مسئله را تبیین کرده است. وگرنه به مردها نیز در جاهای مختلف قرآن در مورد پوشاندن اعضا اخطار داده شده است.
نکتۀ دوم این است که حجاب در مورد زنها بدان علّت صفت و سختتر است که این زنان هستند که میل به تنازّی دارند و مرد چنین میلی ندارد و در مقابل مرد بیشتر میل به نگاه کردن دارد این تمایل در زنان کمتر است. پس برای زنان تأکید بر حجاب است و برای مردان بر غضّ بصر، هر چند زنان نیز به غضّ بصر و مردان نیز به پشاندن اعضای خود در صورتی که خطر افتادن به شهوات حرام وجود داشته باشد توصیه میشوند. همانگونه که گفته شد اسلام احکام را به صورت متعدل بیان میدارد و نه بصورت مساوی. مسلّم است که وقتی زن بیشتر از مرد میل به جلوه کردن دارد باید بیشتر به او فرمان به پوشش داده شود تا مرد.

۴)حجاب باید در چه شکلی باشد؟

استخراج احکام که کار فقها است را جناب شبهه‌افکن برای خودش انجام داده میگوید حجاب باید طوری باشد که اکنون در افغانستان باب است! در حالی که این یک ادعای پوچ است. از دید اسلام، پوشاندن صورت و مچ دست برای زنان، در برابرنامحرم الزامی نیست و پوشش ایندو فقط در دو صورت واجب است، یکی اینکه صورت زن آرایش داشته باشد دوم اینکه افراد چشمچران وبیماردل به او نگاه کنند.

۵)عدم تطابق با اصل نخست حقوق بشر و تساوی انسانها!

پیش از این نیز گفته شد که حقوق بشر یک قانون خشک و غیرقابل انعطاف است و به هیچ وجه به نیازهای انسانها بر مبنای جنسیت نمینگرد بلکه تمام انسانها را با هم یکی حساب میکند و همین میشود که وظایف زن و مرد با هم یکی میشود حال انکه نگرش ایندو به جهان با هم خیلی متفاوت است. در مورد حجاب هم همانگونه که در بالا گفتیم بر اساس همین نیازها و روح زن است که این حکم برای زن میاید.

در مورد حکمت فرمان خدا به حجاب به دوستان توصیه میکنم مقالۀ [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] را بخوانند تا در ذهنشان تصویر بدی از حجاب باقی نماند:





نقل








حجاب
یکی از مسائل مهم در اسلام پوشیدگی زن در برابر بیگانگان است که با عنوان حجاب مطرح می شود.
در معنی واژه حجاب در دانشنامه جهان اسلام امده است :معنی مصدر آن پنهان کردن و منع از وارد شدن است و معنی اسمی آن پرده می باشد.
تاریخچه حجاب :
مسئله حجاب محدود به اسلام نمیشود .در ادیان گذشته مسیحی ،یهودی ، زرتشتی و ادیان هندو انواعی از حجاب تعریف شد ه است . در بسیاری موارد هر چه طبقه اجتماعی فرد بالاتر بوده حجاب بیشتری وجود داشته و پوشش به نوعی نشان دهنده منزلت اجتماعی فرد بوده است . در دین اسلام این مسئله کاملتر و ظریفتر مطرح شده است.

مسئله حجاب در قران
در چند سوره از قران کریم مسئله حجاب تصریح شده است که نشان از اهمیت موضوع دارد .در آیاتی از سوره نور ،احزاب و انفال به حجاب و عفت زنان اشاره شده است.لفظ حجاب در آیه ۵۴سوره احزاب اورده شده ."حجاب مخصوص که در قران کریم برای زنان است :یکی خمر(مفرد آن خمار= به کسر "خ" و فتح "م" به معنای روسری است ) در آیه ۳۱ سوره نور است و دیگرجلابیب(مفرد آن جلباب=لباس بلند زنانه)است که در آیه ۵۹سوره احزاب به ان اشاره شده است "(دانشنامه جهان اسلام)
در سوره احزاب آیه ۵۹ میخوانیم : ای پیامبر به زنان خود و دختران و زنان مومن بگو روسریها و مقنعه های خود را بپیچانند این جور به عفیفه بودن و شریف بودن شناخته می شوند ،تا کسی معترض ایشان نشود وایشان را ازار ندهد و خداوند امرزنده و مهربان است.
قرائتی در کتاب گناه شناسی آورده است :در قران با تعبیرات گوناگون از حیا سخن به میان امده است : حیا در زبان (انعام ۱۰۸)،حیا در طرز سخن گفتن (احزاب ۳۲)،حیا در راه رفتن (قصص۲۵)،حیا در شرکت در مجالس میهمانی (احزاب ۵۳)،حیا در نگاه کردن (نور۳۰ و ۳۱)،حیا در امور اقتصادی (بقره۲۷۳)،حیا در ورود به منازل (نور ۵۸و ۵۹)

فلسفه حجاب
در دوره های مختلف تاریخی در مورد فلسفه حجاب دلایل مختلفی ذکر شده که بر هریک اشکالاتی وارد است .شهید مطهری این دلایل غیر صحیح را به چند دسته تقسیم کرده است که دارای ریشه های اقتصادی ،اجتماعی،اخلاقی،فلسفی و روانی است. شهید مطهری در فلسفه حجاب از دید اسلام چند دلیل را مطرح میکند که به اختصار بیان میکنیم:

۱.آرامش روانی: به علت اثری که دیدن یک زن زیبارو در یک مرد میتواند داشته باشد به خصوص پسرهای نوجوان(حتی پیش از بلوغ) که دچار طوفان های شخصیتی و شهوانی میشوند و از آنجا که امکان ارضای این میل برایشان وجود ندارد ممکن است دچار صدمات روحی و یا خودارضایی شوند. در اینجا وجود حجاب باعث میشود که چنین طوفانهایی با تأخیر صورت گیرند و موکول به زمانی میشوند که پسرها به بلوغ فکری و جنسی رسیده اند.

۲_استحکام پیوند خانوادگی: وجود عارضۀ خیانت به همسر(رابطۀ شوهر با زنانی غیر از هسرش) ، در همه جای دنیا از عوامل از هم پاشیدگی خانواده است. جالب است که در این موارد فقط مرد محکوم میشود در حالی که در هر خیانتی زنی دیگر هم بوده که از این مرد متأهل دلبری کرده است. از آنجا که بخش عظیمی از میل جنسی مرد با چشمانش پاسخ داده میشود حکم حجاب برای زن در برابر مرد غریبه و حفظ چشم برای مرد در برابر زن غریبه خود یکی از بهترین عوامل ممانعت از اینگونه خیانتهاست.

۳-استواری اجتماع: اگر نوجوانان و جوانان ما دچار طوفانهای شهوانی شوند(چنانکه در بالا ذکر شد.) بیشتر وقت آزاد خود را به فکر کردن به این موضوع یا متلک پرانی به دخترها یا دوستیابی و خلاصه در یک کلام با جنس مخالف سپری میکنند. از آنجایی هم که تمکن مالی و فکری لازم برای ازدواج ؛ معمولا" در سنین پایین ایجاد نمیشود این فکر از مخیلۀ جوانان خارج ناشدنیست. حتی در ممالک غیر اسلامی که این روابط جنسی آزاد هستند هم میبینیم که نوجوانان و جوانان با هر بار رابطه فقط برای مدت کوتاهی قانع میشوند و دوباره خیلی زود به این موضوع باز میگردند . در یک کلام وقتشان را با این میل میگذرانند. خب شاید بگویید ایرادش چیست؟ ایرادش اینست که جوانان و نوجوانان آینده سازان ما هستند. اگر ما جوانان به فکر ساختن جامعه نباشیم پس چه کسی میخواهد جامعه را بسازد؟ اگر این مدت زمانی را که برخی پسرها به ...چرخ زدن(با عرض معذرت!) میگذارنند و به دخترها متلک میپرانند تا شاید برگردند و در جوابشان چیزی بگویند تا فقط صدایشان را بشنوند!!! زمانی را که برای دلربایی کردن از دوست دخترشان میگذرانند و مدتی را که به دیدن فیلمهای شهوانی(یادش به خیر یه زمانی فقط عکس بود!!) میگذرانند را صرف کسب علم و آموختن صنعت کنند میدانید چه پیشرفتی پیش میاید؟ ولی در صورتی میتوانند چنین کاری کنند که دچار طوفانهای شهوانی نباشند.

از سوی دیگر با وجود حجاب، زنان بهتر و در آرامش بیشتری میتوانند در جامعه حاضر شوند و در ساخت جامعه یاری کنند. زیرا دچار عشق و عاشقیهای بیدلیل مردها آنهم در محل کار نمیشوند.

باز هم گقتنیست اکثر از موارد تجاوز به عنف و مزاحمتهای خیابانی حاصل همان طوفان فوق الذکر است.


۴-ارزش واحترام زن: عجیب است که برخی میگویند حجاب توهین به زن است. حجاب حامل احترام به زن است. بی احترامی به زن اینستکه به برای جذب مشتری برای یک شرکت در بروشور تبلیغاتیش یک عکس آنچنانی از یک زن قرار میدهند. زن میشود وسیلۀ تبلیغ آنهم نه به اسم یک انسان به اسم یک موجود جذاب! این توهین به زن است که او را به جای یک انسان به عنوان یه موجود لطیف و ... بشناسند.
اینکه به جای اینکه به فکر و عقل و هنر زن فکر کنند به اعضا و جوارحش فکر کنند اهانت است و عجب دارم از زنانی که توهین را نادیده گرفته، حجاب را که حامل احترام است را توهین مینامند.

تذکر:دوستان عنایت داسته باشند که علت اصلی اینکه حجاب را بر زنان مسلمان واجب میدانیم دستور خداست. ما با اثبات توحید و نبوت و اثبات الهی و بی تحریف بودن قرآن خود را موظف میدانیم هر دستوری که در قرآن آمده باشد(البته با توجه به آیات ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه) را به مرحلۀ اجرا در آوریم زیرا دستور خداست.
دلایل فوق الذکر، صرفا" برای کسانیست که میخواهند فلسفۀ این فرمان را درک نمایند.

ویژگی ذاتی زن و مرد
زن به طور طبیعی گرایش دارد که خود را زیبا و آراسته جلوه دهد ،هرچند قصد اغوا کردن مرد را نداشته باشد."آنچه مرد را تهییج میکند سه چیز است :زیبایی ،زیور و حرکات اغوا کننده که در قران مجید از آنها به تبرج یاد شده است "(قران و مقام زن).که زنان معمولا از این موضوع غافلند و به چیزی جز زیبایی خود نمی اندیشند.گرایش به زیبا جلوه دادن از طرف زن از یک سو موجب دلپذیر شدن محیط خانواده می شود و از سوی دیگر در صورتیکه مهار نشود بسان سیلی بنیان کن تمامیت حیات معنوی انسان را دست خوش زوال و نابودی قرار میدهد و آنها را در چارچوب دنیای مادی رها میکند .
مسئله پوشش در دنیای امروز
در دنیای امروز غرب پوشش مانعی برای آزادی فردی و اجتماعی تلقی میشود و با این سیاست از زن سوء استفاده های مختلف میشود.حتی در جریان جنبش های فمینیسم در خارج از کشور یکی از مسائلی که به شدت مورد انتقاد قرارمیگیرد موضوع حجاب زنان در کشورهای اسلامی است .این موضوع گریبانگیر جامعه ما نیز شده است .میل به خودنمایی به گونه ی نامطلوب بروز کرده که فقط محدود به خانمها نمیشود .یکی از این معضلات تقلید از انواع گروههای متالیست بدون اطلاع از دلایل ایجاد ان (که عموما اعتراض به جامعه زمان خود بوده است)است. این امر نشان از عدم اگاهی جوان از شخصیت خویش و کمبود معنویات در زندگی است .

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:34 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

تقسيم تاريخ روابط زن و مرد به چهار دوره به نحوی كه ذكر شد تقليد نارسائی است از آنچه پيروان كمونيزم درباره ادوار تاريخی زندگی بشر از نظر عوامل اقتصادی كه به عقيده آنها زيربنای همه پديده‏های اجتماعی است ، ذكر كرده‏اند . آنها می‏گويند ادوار تاريخی بشر عبارتست از دوره اشتراك اوليه ، دوره ملوك‏ الطوايفی ، دوره سرمايه‏داری و دوره كمونيزم و اشتراك ثانوی كه شباهت‏ كامل به دوره اشتراك اوليه دارد
آنچه درباره ادوار زندگی زن در كتاب سابق الذكر آمده كپيه‏ای است از آنجا ولی كپيه‏ای كه به هيچ حسابی درست در نمی‏آيد . به عقيده ما چنين‏ دوره‏هائی در زندگی زن هرگز نبوده است و امكان نداشته باشد . همان دوره‏ اولی كه به عنوان اشتراك اوليه معرفی می‏كند ، از لحاظ تاريخ جامعه‏شناسی‏ به هيچ وجه مورد تصديق نيست . جامعه‏شناسی تاكنون نتوانسته است قرينه‏ای‏ به دست بياورد كه دوره‏ای بر بشر گذشته كه زندگی خانوادگی وجود نداشته‏ است . به عقيده مورخين ، دوره مادرشاهی بوده است ولی دوره كمونيزم جنسی‏ نبوده است . ما درباره اين ادوار نمی‏خواهيم به تفصيل بحث كنيم ، كافی‏ است درباره خود اين مدعا كه می‏گويند پوشش زن معلول مالكيت مرد نسبت‏ به زن است بحث كنيم و آنرا مورد بررسی قرار دهيم :
ما اين جهت را كه در گذشته مرد به زن به چشم يك ابزار می‏نگريست و از او بهره‏كشی اقتصادی می‏كرد ، به صورت يك اصل كلی حاكم بر همه اجتماعات‏ گذشته قبول نداريم . علائق عاطفی زوجيت هرگز اجازه نمی‏داده كه مردان به‏ صورت يك " طبقه " زبردست ، بر زنان به صورت يك " طبقه " زبردست‏ حكومت كنند ، آنان را استثمار نمايند ، همچنانكه معقول نيست فرض كنيم‏ در دوره‏های گذشته ، پدران و مادران به عنوان يك " طبقه " بر فرزندان‏ به عنوان يك " طبقه " ديگر حكومت و آنها را استثمار می‏كرده‏اند . علائق عاطفی والدين و فرزندان همواره مانع چنين چيزی‏ بوده است . علائق زوجين به يكديگر ، حتی در اجتماعات گذشته بيشتر عاطفی‏ و عشقی بوده و زن با نيروی جاذبه و جمال خود بر قلب مرد حكومت كرده او را در خدمت خود گرفته است . مرد به ميل و رغبت خود نان آور زن شده و راضی شده او با خيال راحت به خود برسد و مايه تسكين قلب و ارضای عاطفه‏ عشقی او باشد ، همچنانكه با ميل و رغبت خود ، زن را در پشت جبهه جنگ‏ برده خود به وظيفه سربازی و فداكاری و دفاع از زن و فرزند قيام كرده است‏
در عين حال انكار نمی‏كنيم كه مرد در گذشته هم به زن ظلم كرده و هم به‏ فرزند ، و از هر دوی اينها بهره‏كشی اقتصادی كرده است ، همچنانكه به خود نيز ستم كرده است . مرد به علت جهالت و تعصبهای بيجا ( نه به قصد استثمار و بهره‏كشی ) هم به خود ظلم كرده هم به زن و فرزند . مرد در گذشته‏ از لحاظ اقتصادی هم در خدمت زن بوده هم از او بهره‏كشی اقتصادی كرده است‏ . هر وقت طبيعت مرد به سوی خشونت گرائيده عشق و عاطفه در وجودش ضعيف‏ شده ، از زن به صورت يك ابزار اقتصادی استفاده كرده است . ولی اين را به صورت يك اصل كلی حاكم بر تمام جوامع ما قبل [ قرن ] نوزدهم نمی‏توان‏ ذكر كرد
تجاوز به حقوق واقعی زن ، استثمار زن ، خشونت نسبت به او منحصر به ما قبل قرن 19 نيست . در قرن نوزدهم و بيستم حقوق واقعی زن كمتر از گذشته‏ پايمال نشده است . منتها چنانكه می‏دانيم از مشخصات اين قرن اينست كه‏ روی مقاصد استثمارگرانه سرپوشی از مفاهيم انسانی گذاشته می‏شود
سخن ما درباره اسلام است . آيا اسلام در دستورات خود درباره پوشش و حريم ميان زن و مرد چه هدف و منظوری داشته است ؟ آيا خواسته است زن را از لحاظ اقتصادی در خدمت مرد قرار دهد ؟ !
قدر مسلم اينست كه حجاب در اسلام بدين منظور نيست . اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره‏كشی اقتصادی كند ، بلكه سخت با آن مبارزه كرده‏ است . اسلام با قطعيت تامی كه به هيچ وجه قابل مناقشه نيست ، اعلام كرده‏ است كه مرد هيچ گونه حق استفاده اقتصادی از زن ندارد . اين مسأله كه زن‏ استقلال اقتصادی دارد از مسلمات قطعی اسلام است . كار زن از نظر اسلام‏ متعلق به خود او است . زن اگر مايل باشد كاری كه در خانه به وی واگذار می‏شود مجانا و تبرعا انجام می‏دهد ، و اگر نخواهد مرد حق ندارد او را مجبور كند . حتی در شير دادن به طفل با اينكه زن اوليويت دارد ، اولويت‏ او موجب سقوط حق اجرت او نيست ، يعنی اگر زن بخواهد فرزند خود را در مقابل مبلغی فرضا يكهزار ريال در ماه شير بدهد و زن بيگانه‏ای هم به همين‏ مبلغ حاضر است شير بدهد پدر بايد اولويت زن را رعايت كند . فقط در صورتی كه زن مبلغ بيشتری مطالبه می‏كند ، مرد حق دارد طفل را به دايه‏ای كه‏ اجرت كمتری می‏گيرد بسپارد . زن می‏تواند هر نوع كاری همينقدر كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد ، برای خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصرا متعلق به خود او است

اگر اسلام در حجاب ، نظر به استثمار اقتصادی زن داشت بيگاری زن را برای مرد تجويز می‏كرد ، معقول نيست كه از يك طرف برای زن استقلال‏ اقتصادی قائل شود و از طرف ديگر حجاب را به منظور استغلال و استثمار زن‏ وضع كند
پس اسلام چنين منظوری نداشته است


حسادت

ريشه ديگری كه برای پيدا شدن حجاب ذكر كرده‏اند جنبه اخلاقی دارد . در اينجا نيز مانند نظريه سابق علت پديد آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت‏ زن معرفی كرده‏اند ، با اين فرق كه در اينجا برای تسلط جوئی مرد ، به جای‏ ريشه اقتصادی ريشه اخلاقی ذكر شده است ، گفته‏اند علت اينكه مرد ، زن را بدين شكل اسير نگه می‏دارد حس خودپرستی و حسادت وی نسبت به مردان ديگر است . مرد نمی‏خواهد ورشك می‏برد كه مردان ديگر و لو با نگاه كردن يا همسخن شدن ، از زنی كه تحت اختيار او است استفاده كنند
به عقيده اين دسته ، قوانين دينی و مذهبی با اينكه در جاهای ديگر با خودخواهيها و خودپرستيها مبارزه كرده است در اينجا برعكس عمل كرده روی‏ اين خودخواهی مردان صحه گذاشته منظور آنها را تأمين كرده است
برتراند راسل می‏گويد : بشر توانسته است تا حدی در مورد مال و ثروت بر خودخواهی و بخل غالب گردد ولی در مورد زن نتوانسته است بر اين خودخواهی‏ تسلط پيدا كند . از نظر راسل " غيرت " صفت ممدوحی نيست و ريشه آن نوعی بخل و امساك است

مفهوم سخن راسل اينست كه اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است در مورد زن هم خوب است . چرا بخل و امساك و حسادت در مورد مال نكوهيده و در مورد زن ستوده است ؟ چرا نان و سفره داشتن و نمك خود را خورانيدن از لحاظ اخلاق اقتصادی مورد تمجيد و ستايش است و همين بذالی و گذشت و كام‏ ديگران را شيرين كردن در اخلاق جنسی مذموم است ؟ به عقيده امثال راسل اين‏ تفاوت علت معقولی ندارد ، اخلاقی نتوانسته است در مورد امور جنسی بر خودخواهی و تسلط جوئی بشر غلبه كند ، برعكس تسليم خودپرستی شده همان‏ رذيله را به نام غيرت از طرف مرد ، و به نام عفاف و حجاب از طرف زن‏ تحت عنوان اخلاق حسنه پذيرفته است


بررسی

از نظر ما در مرد تمايل به عفاف و پاكی زن وجود دارد ، يعنی مرد رغبت‏ خاصی دارد كه همسرش پاك و دست نخورده باشد ، همچنانكه در خود زن نيز تمايل خاصی به عفاف وجود دارد . البته در زن تمايل به اينكه شوهر با زن‏ ديگر رابطه و آميزش نداشته باشد نيز وجود دارد ولی اين تمايل به عقيده‏ ما ريشه ديگری دارد مغاير با ريشه تمايل مشابهی كه در مرد است . آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و يا آميخته‏ای است از حسادت و غيرت ، ولی‏ آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است

ما فعلا درباره لزوم عفاف مرد و ارزشش از نظر خودش و از نظر زن بحث‏ نمی‏كنيم
سخن ما فعلا درباره حسی است كه در مرد وجود دارد و به نام " غيرت " ناميده می‏شود كه : اولا آيا غيرت همان حسادت است كه تغيير اسم داده‏ است يا چيز ديگری است ؟ ثانيا آيا ريشه پوشش و حجاب اسلامی احترام به‏ حس غيرت مرد است يا جهات ديگری منظور است ؟ اما قسمت اول : ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملا متفاوت‏اند و هر كدام ريشه‏ای جداگانه دارد . ريشه حسادت خودخواهی و از غرائز و احساسات شخصی می‏باشد ولی غيرت يك حس اجتماعی و نوعی است و فايده و هدفش متوجه ديگران است
غيرت نوعی پاسبانی است كه آفرينش برای مشخص بودن و مختلط نشدن‏ نسلها در وجود بشر نهاده است . سر اينكه مرد حساسيت فوق العاده‏ای در جلوگيری از آميزش همسرش با ديگران دارد اينست كه خلقت مأموريتی به او داده است تا نسب را در نسل آينده حفظ كند . اين احساس مانند احساس‏ علاقه به فرزند است . همه كس می‏داند كه فرزند چقدر رنج و زحمت و هزينه‏ برای پدر و مادر دارد . اگر علاقه مفرط بشر به فرزند نبود احدی اقدام به‏ تناسل و حفظ نسل نمی‏كرد . اگر حس غيرت هم در مرد نمی‏بود كه محل بذر را هميشه حفاظت و پاسبانی كند ، رابطه نسلها با يكديگر به كلی قطع می‏شد ، هيچ پدری فرزند خود را نمی‏شناخت و هيچ فرزندی پدر خود را نمی‏دانست‏ كيست ؟ قطع اين رابطه ، اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل می‏سازد


پيشنهاد اينكه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی غيرت را كنار بگذارد درست مثل اينست كه پيشنهاد شود غريزه علاقه به فرزند را بلكه به طور كلی‏ مطلق حس ترحم و عاطفه انسانی را به عنوان اينكه يك ميل نفسانی است‏ ريشه كن كنيم . در صورتی كه اين يك ميل نفسانی در درجات پائين حيوانی‏ نيست بلكه يك احساس عالی بشری است
علاقه به حفظ نسل در زن هم وجود دارد ، ولی در آنجا احتياج به پاسبان‏ نيست ، زيرا انتساب فرزند به مادر هميشه محفوظ است و اشتباه پذير نيست . از اينجا می‏توان فهميد كه حساسيت زن در منع آميزش شوهر با ديگران ، ريشه‏ای غير از حساسيت مرد در اين مسأله دارد . احساس زن را می‏توان ناشی از خودخواهی و انحصار طلبی دانست ولی احساس مرد چنانكه‏ گفتيم جنبه نوعی و اجتماعی دارد . ما منكر حس حسادت و انحصار طلبی مرد نيستيم . ما مدعی هستيم كه فرضا مرد حسادت خود را با نيروی اخلاقی از ميان ببرد يك نوع حس اجتماعی در او وجود دارد كه اجازه نمی‏دهد با آميزش همسرش با مردان ديگر موافقت كند . ما مدعی هستيم منحصر شناختن‏ علت حساسيت مرد به حس حسادت كه يك انحراف اخلاقی فردی است اشتباه‏ است
در برخی از روايات نيز بدين موضوع اشاره شده است كه آنچه در مردان‏ است غيرت است و آنچه در زنان است حسادت
برای توضيح اين مطلب می‏توان يك نكته را افزود و آن اينست كه زن‏ هميشه می‏خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد


جلوه‏گری‏ها ، دليری‏ها ، و خودنمائی‏های زن همه برای جلب نظر مرد است . زن‏ آنقدر كه می‏خواهد مرد را عاشق دلخسته خويش كند طالب وصال و لذت جنسی‏ نيست . اگر زن نمی‏خواهد كه شوهرش با زنان ديگر آميزش داشته باشد به‏ اين جهت است كه می‏خواهد مقام معشوق بودن و مطلوب بودن را خاص خود كند . ولی در مرد چنين احساسی وجود ندارد . اينگونه انحصار طلبی در سرشت مرد نيست . لهذا اگر مانع آميزش زنش با مردان ديگر است ، ريشه‏اش همان‏ حراست و نگهبانی نسل است
زن را با ثروت هم نبايد قياس كرد . ثروت با مصرف كردن از بين می‏رود و لذا مورد تنازع و كشمكش واقع می‏شود و حس انحصار طلبی بشر جلو استفاده‏ ديگران را می‏گيرد . ولی كامجوئی جنسی يك نفر مانع استفاده ديگران نيست‏ . در اينجا مسأله انبار كردن و احتكار مطرح نيست . انسان اين حالت را دارد كه هر چه بيشتر در گرداب شهوات شخصی فرو رود و عفاف و تقوا و اراده اخلاقی را از كف بدهد ، احساس " غيرت " در وجودش ناتوان می‏گردد . شهوت پرستان از اينكه همسران آنها مورد استفاده‏های ديگران قرار بگيرند رنج نمی‏برند و احيانا لذت می‏برند و از چنين كارهائی دفاع می‏كنند . برعكس ، افرادی كه با خودخواهيها و شهوات‏ نفسانی مبارزه می‏كنند و ريشه‏های حرص و آز و طمع و ماده پرستی را در وجود خود نابود می‏كنند و به تمام معنی " انسان " و " انساندوست " می‏گردند و خود را وقف خدمت به خلق می‏كنند و حس خدمت به نوع در آنان بيدار می‏شود ، چنين اشخاصی غيورتر و نسبت به همسران خود حساستر می‏گردند .

اينگونه افراد حتی نسبت‏ به ناموس ديگران نيز حساس می‏گردند . يعنی وجدانشان اجازه نمی‏دهد كه‏ ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گيرد . ناموس اجتماع ناموس خودشان می‏شود
علی عليه السلام جمله عجيبی دارد . می‏فرمايد : " « ما زنی غيور قط » " يعنی هرگز يك انسان شريف و غيور زنا نمی‏كند . نفرموده است : انسان‏ حسود زنا نمی‏كند ، بلكه فرمود انسان غيور زنا نمی‏كند . چرا ؟ برای اينكه‏ غيرت يك شرافت انسانی و يك حساسيت انسانی است نسبت به پاكی و طهارت جامعه . انسان غيور همانطور كه راضی نمی‏شود . دامن ناموس خودش‏ آلوده گردد ، راضی نمی‏شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود . زيرا غيرت‏ غير از حسادت است . حسادت يك امر شخصی و فردی و ناشی از يك سلسله‏ عقده‏های روحی است ، اما غيرت يك احساس و عاطفه نوع بشری است
اين خود دليل است كه " غيرت " از خودپرستی ناشی نمی‏شود ، احساس‏ خاصی است كه قانون خلقت برای تحكيم اساس زندگی خانوادگی كه يك زندگی‏ طبيعی است نه قراردادی ، ايجاد كرده است
و اما اينكه آيا نظر اسلام درباره حجاب و پوشش احترام گزاردن به حس‏ غيرت مرد است يا نه ؟

جواب اينست كه بدون شك اسلام همان فلسفه‏ای كه در حس غيرت هست يعنی‏ حفاظت پاكی نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد . ولی علت حجاب‏ اسلامی منحصر به اين نيست . در بخش بعد كه تحت عنوان " فلسفه پوشش و حجاب در اسلام " بحث خواهيم كرد ، اين مطلب را توضيح خواهيم داد .

عادت زنانگی

به عقيده بعضی حجاب و خانه نشينی زن ريشه روانی دارد . زن از ابتدا در خود نسبت به مرد احساس حقارت می‏كرده است از دو جهت : يكی احساس‏ نقص عضوی نسبت به مرد ، ديگری خونروی ماهانه و حين زايمان و حين ازاله‏ بكارت
اينكه عادت ماهانه نوعی پليدی و نقص است ، فكری است كه از قديم در ميان بشر وجود داشته است و به همين دليل زنان در ايام عادت مانند يك‏ شی‏ء پليد در گوشه‏ای محبوس بوده‏اند و از آنها دوری و اجتناب می‏شده است‏
شايد به همين علت است كه از پيغمبر اكرم درباره اين عادت سؤال شد

ولی آيه‏ای كه در پاسخ اين سؤال نازل شد اين نبود كه حيض پليدی است و زن‏ حائض پليد است و با او معاشرت نكنيد ، پاسخ رسيد كه نوعی بيماری تن‏ است و در حين آن بيماری از همخوابگی احتراز كنيد ( نه از معاشرت ) : « يسئلونك عن المحيض قل هو اذی فاعتزلوا النساء فی » « المحيض »( 1 )
يعنی از تو درباره حيض سؤال می‏كنند . بگو نوعی بيماری است ، بگو نوعی‏ بيماری است ، در حال اين بيماری با زنان نزديكی نكنيد . قرآن اين حال را فقط نوعی بيماری مانند ساير بيماريها خواند و هرگونه پليدی را از آن سلب‏ كرد
در " سنن ابوداود " جلد اول صفحه 499 در شأن نزول اين آيه می‏نويسد : " انس بن مالك گفت عادت يهود اين بود كه همينكه زنی از آنها حائض‏ می‏شد او را از خانه بيرون می‏كردند ، نه با او غذا می‏خوردند و نه از ظرف‏ او آب می‏آشاميدند و نه با او در يك اتاق می‏زيستند . لهذا از رسول خدا در اين باره سؤال شد و اين آيه نازل گشت . رسول خدا از دوری گزيدن از آنها منع كرد و فرمود جز همبستری هيچ ممنوعيت ديگری ندارند "
از نظر اسلام زن حائض حكم يك انسان به اصطلاح " محدث " را يعنی‏ انسان فاقد وضو و غسل را دارد كه در آن حال از نماز و روزه محروم است
هر موجب " حدث " نوعی پليدی است كه با " طهارت " يعنی وضو يا غسل مرتفع می‏گردد . بدين معنی حيض را نيز می‏توانيم مانند جنابت ، خواب‏ ، بول و غيره پليدی بدانيم . ولی اين نوع پليدی اولا اختصاص به زن ندارد و ثانيا با غسل يا وضو مرتفع می‏گردد


پاورقی : 1 - سوره بقره آيه . 222

در ميان يهوديان و زردشتيان با زن حائض مانند يك شی‏ء پليد رفتار می‏شده است و اين جهت ، هم در زن و هم در مرد اين فكر را به وجود آورده‏ كه زن موجود پست و پليدی است ، و مخصوصا خود زن در آن حالت احساس شرم و نقص می‏كرده خود را مخفی می‏ساخته است
قبلا از ويل دورانت نقل كرده‏ايم كه گفت : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در ميان طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد . زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی خود را حفظ كردند . ولی در مورد زنان ديگر گوشه نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگانی اجتماعی‏ ايشان را فرا گرفت "
و هم او می‏گويد : " نخستين مرتبه كه زن حيا و شرم را احساس كرد آن وقت بود كه فهميد در هنگام حيض نزديك شدن او با مرد ممنوع است "
درباره اينكه زن ابتدا در خود احساس نقص می‏كرده است و سبب شده كه‏ همه خود او و هم مرد ، او را موجود پست بشمارد ، سخنان زيادی گفته شده‏ است . خواه آن سخنان درست باشد و خواه نادرست ، با فلسفه اسلام درباره‏ زن و پوشيدگی زن رابطه‏ای ندارد . اسلام نه حيض را موجب پستی و حقارت زن‏ می‏داند و نه پوشيدگی را به خاطر پستی و حقارت زن عنوان كرده است ، بلكه‏ منظورهای ديگری داشته است ، چنانكه بعدا خواهيم گفت


بالا بردن ارزش

عللی كه قبلا ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پوشيدگی زن قرار گرفته است . به عقيده ما يك علت اساسی در كار است كه مورد غفلت واقع‏ شده است . به عقيده ما ريشه اجتماعی پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت ، يا ميل مرد به استثمار زن ، يا حسادت مرد ، يا عدم امنيت اجتماعی ، يا عادت زنانگی نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينها جستجو كرد . ريشه اين پديده را در يك تدبير ماهرانه غريزی‏ خود زن بايد جستجو كرد
به طور كلی بحثی است درباره ريشه اخلاق جنسی زن از قبيل حيا و عفاف ، و از آنجمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد . در اينجا نظرياتی‏ ابراز شده است

دقيق‏ترين آنها اينست كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيری است كه خود زن با يك نوع الهام برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است . زن با هوش فطری و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمی نمی‏تواند با مرد برابری كند و اگر بخواهد در ميدان زندگی با مرد پنجه نرم كند از عهده زور با زوی مرد بر نمی‏آيد ، و از طرف ديگر نقطه‏ ضعف مرد را در همان نيازی يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است‏ كه او را مظهر عشق و طلب ، و زن را مظهر معشوقيت و مظلوميت قرار داده‏ است . در طبيعت ، جنس نر گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است . به‏ قول ويل دورانت : " آداب جفتجوئی عبارت است از حمله برای تصرف در مردان ، و عقب‏ نشينی برای دليری و فريبندگی در زنان . . . مرد طبعا جنگی و حيوان شكاری‏ است ، عملش مثبت و تهاجمی است . زن برای مرد همچون جائزه‏ای است كه‏ بايد آنرا بربايد "
وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زيور و خودآرائی و تجمل شد كه‏ از آن راه مرد تصاحب كند ، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد . دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد
ويل دورانت می‏گويد : " حيا امر غريزی نيست بلكه اكتسابی است . زنان دريافتند كه دست و دل‏بازی مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند "


ويل دورانت می‏گويد : " خودداری از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح برای شكار مردان است . اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشريح می‏كردند توجه‏ ما به آن جلب می‏شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحريك می‏گرديد . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بی آنكه بداند حس‏ می‏كند كه اين خودداری ظريفانه از يك لطف و رقت عالی خبر می‏دهد "
مولوی ، عارف نازك انديش و دوربين خودمان مثلی بسيار عالی در اين‏ زمينه می‏آورد ، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می‏گويد :

زين للناس حق آراسته است
زانچه حق آراست چون تانند رست
چون پی يسكن اليهاش آفريد
كی تواند آدم از حوا بريد
رستم زال ار بود ، وز حمزه بيش
هست در فرمان اسير زال خويش
آنكه عالم مست گفتارش بدی
كلمينی يا حميرا می‏زدی

آنگاه راجع به تأثير حريم و حائل ميان زن و مرد در افزايش قدرت و محبوبيت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز ، مثلی لطيف می‏آورد : آنها را به آب و آتش تشبيه می‏كند ، می‏گويد مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش ، اگر حائل از ميان آب و آتش برداشته‏ شود آب بر آتش غلبه می‏كند و آنرا خاموش می‏سازد ، اما اگر حائل و حاجبی‏ ميان آن دو برقرار گردد مثل اينكه آب را در ديگی قرار دهند و آتش در زير آن ديگ روشن كنند ، آنوقت است كه آتش آب را تحت تأثير خود قرار می‏دهد ، اندك اندك او را گرم می‏كند و احيانا جوشش و غليان در او به وجود می‏آورد ، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبديل به بخار می‏سازد .

می‏گويد :

آب غالب شد بر آتش از لهيب
زآتش او جوشد چو باشد در " حجيب "
چونكه ديگی حايل آمد آن دو را
نيست كرد آن آب را كردش هوا

مرد برخلاف آنچه ابتدا تصور می‏رود ، در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگانی او متنفر است . مرد هميشه عزت و استغناء و بی‏ اعتنائی زن را نسبت به خود ستوده است
ابن العفيف می‏گويد :

تبدی النفار دلالا و هی آنسه
يا حسن معنی الرضا فی صوره الغضب

نظامی می‏گويد :

چه خوش نازی است ناز خوبرويان
زديده رانده را از ديده جويان

به طور كلی رابطه‏ای است ميان دست نارسی و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گرانبهائی از طرف ديگر ، همچنانكه رابطه‏ای است ميان عشق و سوز از يك طرف و ميان هنر و زيبائی از طرف ديگر ، يعنی عشق در زمينه فراقها و دست نارسی‏ها می‏شكفد و هنر و زيبائی در زمينه عشق رشد و نمو می‏يابد
برتراند راسل می‏گويد : " از لحاظ هنر مايه تأسف است كه به آسانی به زنان بتوان دست يافت‏ و خيلی بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غير ممكن گردد "

هم او می‏گويد : " در جائی كه اخلاقيات كاملا آزاد باشد ، انسانی كه بالقوه ممكن است‏ عشق شاعرانه‏ای داشته باشد عملا بر اثر موفقيتهای متوالی به واسطه جاذبه‏ شخصی خود ، ندرتا نيازی به توسل به عاليترين تخيلات خود خواهد داشت "
ويل دورانت در لذات فلسفه می‏گويد : " آنچه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها می‏گردد . زيبائی به قدرت ميل‏ بستگی دارد و ميل با اقناع و ارضاء ، ضعيف و با منع و جلوگيری ، قوی‏ می‏گردد "
از همه عجيب‏تر سخنی است كه يكی از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك - كه‏ به قول آن مجله به حسب فن و شغل فيلمسازی خود درباره زنان تجارب فراوان‏ دارد - نقل می‏كند . او می‏گويد : " من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلمی پرهيجان و پرآنتريك باشد ، بدين‏ معنی كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و برای كشف خود مرد را به نيروی‏ تخيل و تصور زيادتری وادارد . بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعنی كمتر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد "
ايضا همان مجله در شماره ديگری از همين شخص چنين نقل می‏كند : " زنان شرقی تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و رويبندی كه به‏ كار می‏بردند خود بخود جذاب می‏نمودند و همين مسأله جاذبه نيرومندی بدانها می‏داد ، اما به تدريج با تلاشی كه زنان اين كشورها برای برابری با زنان‏ غربی از خود نشان می‏دهند حجاب و پوششی كه ديروز بر زن شرقی كشيده شده بود از ميان می‏رود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم‏ كاسته می‏شود "


می‏گويند : " مشتاقی است مايه مهجوری " . اين صحيح است اما عكس آن‏ هم صحيح است كه : " مهجوری است مايه مشتاقی " . امروز يكی از خعهايی كه در دنيای اروپا و امريكا وجود دارد خع عشق است‏ . در كلمات دانشمندان اروپائی زياد اين نكته به چشم می‏خورد كه اولين‏ قربانی آزادی و بی‏بند و باری امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات‏ بسيار شديد و عالی است . در جهان امروز هرگز عشقهائی از نوع عشقهای شرقی‏ از قبيل عشقهای مجنون و ليلی ، و خسرو و شيرين رشد و نمو نمی‏كند
نمی‏خواهم به جنبه تاريخی قصه مجنون و ليلی ، و خسرو و شيرين تكيه كرده‏ باشم ، ولی اين قصه‏های بيان كننده واقعياتی است كه در اجتماعات شرقی‏ وجود داشته است
از اين داستانها می‏توان فهميد كه زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسی‏ مرد تا كجا پايه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به‏ آستان خود فرود آورده است ؟ قطعا درك زن اين حقيقت را در تمايل او به‏ پوشش بدن خود و مخفی كردن خود به صورت يك راز تأثير فراوان داشته است‏


بخش سوم فلسفه پوشش در اسلام :

1 - واژه حجاب
2 - سيمای حقيقی مسأله حجاب
3 - معاشرت آزاد از جنبه روانی
4 - بحثی در حس تغزل
5 - معاشرت آزاد از نظر زندگی خانوادگی
6 - معاشرت آزاد از نظر زندگی اجتماعی

فلسفه پوشش در اسلام

فلسفه‏هائی كه قبلا برای پوشش ذكر كرديم غالبا توجيهاتی بود كه مخالفين‏ پوشش تراشيده‏اند و خواسته‏اند آن را حتی در صورت اسلاميش امری غير منطقی‏ و نامعقول معرفی كنند . روشن است كه اگر انسان مسأله‏ای را از اول خرافه‏ فرض كند ، توجيهی هم كه برای آن ذكر می‏كند متناسب با خرافه خواهد بود
اگر بحث كنندگان ، مسأله را با بيطرفی مورد كاوش قرار می‏دادند در می‏يافتند كه فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هيچيك از سخنان پوچ و بی‏اساس‏ آنها نيست
ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستيم كه نظر عقلی آن را موجه می‏سازد و از نظر تحليل می‏توان آنرا مبنای حجاب در اسلام دانست

واژه حجاب

پيش از اينكه استنباط خود را در اين باره ذكر كنيم لازم است يك نكته‏ را يادآوری كنيم .

آن نكته اينست كه معنای لغوی حجاب كه در عصر ما اين كلمه برای پوشش زن معروف شده است چيست ؟ كلمه‏ حجاب هم به معنی پوشيدن است و هم به معنی پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معنی پرده است . اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‏دهد كه‏ پرده وسيله پوشش است ، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششی‏ حجاب نيست ، آن پوشش حجاب ناميده می‏شود كه از طريق پشت پرده واقع‏ شدن صورت گيرد . در قرآن كريم در داستان سليمان ، غروب خورشيد را اينطور توصيف می‏كند : " « حتی توارت بالحجاب »" ( 1 ) يعنی تا آنوقتی كه خورشيد در پشت پرده مخفی شد . پرده حاجز ميان قلب و شكم را " حجاب " می‏نامند
در دستوری كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نوشته است‏ می‏فرمايد : « فلا تطولن احتجابك عن رعيتك » ( 2 ) . يعنی در ميان مردم‏ باش ، كمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان كن ، حاجب و دربان‏ ترا از مردم جدا نكند ، بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمنديها و شكايت خود را بن گوش تو برسانند و تو نيز از جريان مور بی‏اطلاع نمانی


پاورقی : 1 - سوره ص ، آيه . 32 2 - نهج البلاغه ، نامه . 53

ابن خلدون در مقدمه خويش فصلی دارد تحت عنوان " فصل فی الحجاب كيف‏ يقع فی الدول و انه يعظم عند الهرم " در اين فصل بيان می‏كند كه حكومتها در بدو تشكيل ميان خود و مردم حائل و فاصله‏ای قرار نمی‏دهند ولی تدريجا حائل و پرده ميان حاكم و مردم ضخيمتر می‏شود تا باعخره عواقب ناگواری به وجود می‏آورد . ابن خلدون كلمه حجاب را به معنی پرده و حائل - نه پوشش - به كار برده‏ است
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبة جديد است . در قديم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء كلمه " ستر " كه به معنی پوشش است به‏ كار رفته است . فقهاء چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه‏ متعرض اين مطلب شده‏اند كلمه " ستر " را به كار برده‏اند نه كلمه حجاب‏ را . بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمی‏شد و ما هميشه همان كلمه " پوشش " را به كار می‏برديم . زيرا چنانكه گفتيم معنی شايع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به كار برده می‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن‏ است و همين امر موجب شده كه عده زيادی گمان كنند كه اسلام خواسته است‏ زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود
وظيفه پوشش كه اسلام برای زنان مقرر كرده است بدين معنی نيست كه از خانه بيرون نروند . زندانی كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست . در برخی‏ از كشورهای قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهائی وجود داشته است ولی‏ در اسلام وجود ندارد


پوشش زن در اسلام اينست كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمائی نپردازد . آيات مربوطه همين معنی را ذكر می‏كند و فتوای فقهاء هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذكر خواهيم كرد . در آيات مربوطه لغت‏ حجاب به كار نرفته است . آياتی كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره‏ مباركه احزاب ، حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذكر كرده است بدون‏ آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد . آيه‏ای كه در آن ، كلمه حجاب به‏ كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام
می‏دانيم كه در قرآن كريم درباره زنان پيغمبر دستورهای خاصی وارد شده‏ است . اولين آيه خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز می‏شود : « يا نساء النبی لستن كأحد من النساء »يعنی شما با ساير زنان فرق داريد
اسلام عنايت خاصی داشته است كه زنان پيغمبر چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان ، در خانه‏های خود بمانند ، و در اين جهت بيشتر منظورهای اجتماعی و سياسی در كار بوده است . قرآن كريم صريحا به زنان‏ پيغمبر می‏گويد : « و قرن فی بيوتكن »يعنی در خانه‏های خود بمانيد . اسلام‏ می‏خواسته است " امهات المؤمنين " كه خواه ناخواه احترام زيادی در ميان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند ، و احيانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسی و اجتماعی واقع نشوند . و چنانكه‏ می‏دانيم يكی از " امهات المؤمنين " ( عايشه ) كه از اين دستور تخلف‏ كرد ، ماجراهای سياسی ناگواری برای جهان اسلام به وجود آورد . خود او هميشه اظهار تأسف می‏كرد و می‏گفت دوست داشتم فرزندان زيادی از پيغمبر می‏داشتم و می‏مردند اما به چنين ماجرائی دست نمی‏زدم


سر اينكه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اينكه بعد از آن حضرت با شخص‏ ديگری ازدواج كنند به نظر من همين است . يعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده می‏كرد و ماجراها می‏آفريد
بنابراين اگر درباره زنان پيغمبر دستور اكيدتر و شديدتری وجود داشته باشد بدين جهت است
به هر حال آيه‏ای كه در آن آيه كلمه " حجاب " به كار رفته آيه 54 از سوره احزاب است كه می‏فرمايد : " « و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من‏ وراء حجاب »" . يعنی اگر از آنها متاع و كالای مورد نيازی مطالبه‏ می‏كنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد . در اصطلاح تاريخ و حديث اسلامی هر جا نام " آيه حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آيه حجاب‏ چنان بود و بعد از نزول آيه حجاب چنين شد ، مقصود اين آيه است كه مربوط به زنان پيغمبر است ( 1 ) ، نه آيات سوره نور كه می‏فرمايد : « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم »- الی آخر - « قل للمؤمنات يغضضن من‏ ابصارهن » يا آيه سوره احزاب كه می‏فرمايد : « يدنين عليهن من جلابيبهن »- الی آخر
اما اينكه چطور شد در عصر اخير به جای اصطلاح رائج فقهاء يعنی ستر و پوشش ، كلمه حجاب و پرده و پردگی شايع شده است برای من مجهول است ، و شايد از ناحيه اشتباه كردن حجاب اسلامی به حجابهائی كه در ساير ملل مرسوم‏ بوده است باشد . ما در اين باره بعدا توضيح بيشتری خواهيم داد


پاورقی : 1 - رجوع شود به صحيح مسلم جلد 4 صفحات 151 - . 148

سيمای حقيقی مسأله حجاب

حقيقت امر اينست كه در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان ؟ روح سخن اينست كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد ؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زنی در هر محفلی حداكثر تمتعات‏ را به استثناء زنا ببرد يا نه ؟ اسلام كه به روح مسائل می‏نگرد جواب می‏دهد : خير ، مردان فقط در محيط خانوادگی و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين‏ می‏توانند از زنان به عنوان همسران قانونی كامجوئی كنند ، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است . و زنان نيز از اينكه مردان‏ را در خارج از كانون خانوادگی كامياب سازند به هر صورت و به هر شكل‏ ممنوع می‏باشند
درست است كه صورت ظاهر مسأله اينست كه زن چه بكند ؟ پوشيده بيرون‏ بيايد يا عريان ؟ يعنی آنكس كه مسأله به نام او عنوان می‏شود زن است ، و احيانا مسأله با لحن دلسوزانه‏ای طرح می‏شود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است‏ و آن اينكه آيا مرد بايد در بهره‏كشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی‏ مطلق داشته باشد يا نه ؟ يعنی آنكه در اين مسأله ذی نفع است مرد است نه‏ زن ، و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذی نفع‏تر است . به قول ويل دورانت‏ : " دامنهای كوتاه برای همه جهانيان بجز خياطان نعمتی است "

پس روح مسأله ، محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگی و همسران مشروع ، يا آزاد بودن كاميابيها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است . اسلام‏ طرفدار فرضيه اول است
از نظر اسلام محدوديت كاميابيهای جنسی به محيط خانوادگی و همسران مشروع‏ ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع كمك می‏كند ، و از جنبه‏ خانوادگی سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقراری صميميت كامل بين‏ زوجين می‏گردد ، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استيفاء نيروی كار و فعاليت اجتماع می‏گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب می‏گردد كه‏ ارزش زن در برابر مرد بالا رود
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چيز است . بعضی از آنها جنبه روانی‏ دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی ، و بعضی ديگر جنبه اجتماعی ، و بعضی‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيری از ابتذال او
حجاب در اسلام از يك مسأله كلی‏تر و اساسی‏تری ريشه می‏گيرد و آن اينست‏ كه اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص يابد ، اجتماع منحصرا برای كار و فعاليت باشد . برخلاف سيستم غربی عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجوئيهای جنسی به هم می‏آميز دل ، اسلام می‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند


اكنون به شرح چهار قسمت فوق می‏پردازيم :

1 - آرامش روانی

نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار ، هيجانها و التهابهای جنسی را فزون می‏بخشد و تقاضای سكس را به صورت يك عطش روحی‏ و يك خواست اشباع نشدنی در می‏آورد . غريزه جنسی ، غريزه‏ای نيرومند ، عميق و " دريا صفت " است ، هر چه بيشتر اطاعت شود سركش‏تر می‏گردد ، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند ، شعله ورتر می‏شود . برای‏ درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت : 1 - تاريخ همانطوری كه از آزمندان ثروت ياد می‏كند كه با حرص و آزی‏ حيرت‏آور در پی گرد آوردن پول و ثروت بوده‏اند و هرچه بيشتر جمع‏ می‏كرده‏اند حريصتر می‏شده‏اند ، همچنين از آزمندانی در زمينه مسائل جنسی ياد می‏كند . اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف تملك زيبا و يان در يك‏ حدی متوقف نشده‏اند . صاحبان حرمسراها و در واقع همه كسانی كه قدرت‏ استفاده داشته‏اند چنين بوده‏اند
كريستن سن نويسنده كتاب " ايران در زمان ساسانيان " در فصل نهم‏ كتاب خويش می‏نويسد : " در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنی كه خسرو ( پرويز ) در حرم داشت می‏بينيم . اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نمی‏شد
دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان می‏دادند ، به حرم‏ خود می‏آورد . هر زمان كه ميل تجديد حرم می‏كرد ، نامه‏ای چند به فرمانروايان اطراف می‏فرستاد و در آن وصف زن كامل عيار را درج می‏كرد . پس عمال او هرجا زنی را با وصف نامه مناسب می‏ديدند ، به خدمت می‏بردند "

از اينگونه جريانها در تاريخ قديم بسيار می‏توان يافت . در جديد اين‏ جريانها به شكل حرمسرا نيست ، به شكل ديگر است ، با اين تفاوت كه در جديد لزومی ندارد كسی به اندازه خسرو پرويز و هارون الرشيد امكانات‏ داشته باشد . در جديد به بركت تجدد فرنگی ، برای مردی كه يك صد هزارم‏ پرويز و هارون امكانات داشته باشد ميسر است كه به اندازه آنها از جنس‏ زن بهره‏كشی كند
2 - هيچ فكر كرده‏ايد كه حس " تغزل " در بشر چه حسی است ؟ قسمتی از ادبيات جهان عشق و غزل است . در اين بخش از ادبيات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستايش می‏كند ، به پيشگاه او نياز می‏برد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه می‏دهد ، خود را نياز می‏برد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه می‏دهد ، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او می‏داند ، مدعی‏ می‏شود كه محبوب و معشوق " صد ملك جان به نيم نظر می‏تواند بخرد ، پس‏ چرا در اين معامله تقصير می‏كند " از فراق او دردمندانه می‏نالد
اين چيست ؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهای خود چنين نمی‏كند ؟ آيا تاكنون ديده‏ايد كه يك آدم پول پرست برای پول ، و يك آدم جاه‏پرست برای‏ جاه و مقام غزلسرائی كرده است ؟ ! آيا تاكنون كسی برای نان غزلسرائی‏ كرده است ؟ چرا هر كسی از شعر و غزل ديگری خوشش می‏آيد ؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت می‏برند ؟ آيا جز اين است كه همه كس آنرا با زبان يك غريزه عميق كه سراپای وجودش را گرفته است منطبق می‏بيند ؟ چه‏ قدر اشتباه می‏كنند كسانی كه می‏گويند يگانه عامل اساسی فعاليتهای بشر عامل‏ اقتصاد است !

بشر برای عشقهای جنسی خود موسيقی خاصی دارد ، همچنانكه برای معنويات‏ نيز موسيقی خاص دارد ، در صورتی كه برای حاجتهای صرفا مادی از قبيل آب‏ و نان و موسيقی ندارد
من نمی‏خواهم ادعا كنم كه تمام عشقها جنسی است و هم هرگز نمی‏گويم كه‏ حافظ و سعدی و ساير غزلسرايان صرفا از زبان غريزه جنسی سخن گفته‏اند . اين‏ مبحث ، مبحث ديگری است كه جداگانه بايد بحث شود
ولی قدر مسلم اينست كه بسياری از عشقها و غزلها عشق و غزلهائی است كه‏ مرد برای زن داشته است . همين قدر كافی است كه بدانيم توجه مرد به زن‏ از نوع توجه به نان و آب نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود ، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستی در می‏آيد و يا به صورت عشق و غزل . ما بعدا در اين باره بحث خواهيم كرد كه در چه شرائطی حالت حرص و آز جنسی‏ تقويت می‏شود و در چه شرائطی شكل عشق و غزل پيدا می‏كند و رنگ معنوی به‏ خود می‏گيرد
به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است
روايات زيادی درباره خطرناك بودن غريزه‏ای كه مرد و زن را به يكديگر پيوند می‏دهد وارد شده است


اسلام تدابيری برای تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين‏ زمينه هم برای زنان و هم برای مردان ، تكليف معين كرده است . يك وظيفه مشترك كه برای زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است : « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم . . . قل للمؤمنات‏ يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن »
خلاصه اين دستور اينست كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چرانی كنند ، نبايد نگاههای مملو از شهوت به يكديگر بدوزند ، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند . يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏گری و دلربائی نپردازند . به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانه‏ای كاری نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند
روح بشر فوق العاده تحريك پذير است . اشتباه است كه گمان كنيم‏ تحريك پذيری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‏گيرد
همانطور كه بشر - اعم از مرد و زن - در ناحيه ثروت و مقام از تصاحب‏ ثروت و از تملك جاه و مقام سير نمی‏شود و اشباع نمی‏گردد ، در ناحيه جنسی‏ نيز چنين است . هيچ مردی از تصاحب زيبا رويان و هيچ زنی از متوجه كردن‏ مردان و تصاحب قلب آنان و باعخره هيچ دلی از هوس سير نمی‏شود
و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و هميشه مقرون‏ است به نوعی احساس محروميت . دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بيماريهای روانی می‏گردد


چرا در دنيای غرب اينهمه بيماری روانی زياد شده است ؟ علتش آزادی‏ اخلاقی و جنسی و تحريكات فراوان سكسی است كه به وسيله جرائد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غير رسمی و حتی خيابانها و كوچه‏ها انجام می‏شود
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين‏ است كه ميل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است . از نظر تصاحب‏ قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچی ، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچی . ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس‏ شكارچيگری او ناشی می‏شود . در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای‏ بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند . اين زن است كه به حكم‏ طبيعت خاص خود می‏خواهد دلبری كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به‏ خود اسير سازد . لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان‏ است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گرديده است
اما درباره طغيان پذيری غريزه جنسی و اينكه بر خلاف ادعای افرادی مانند راسل ، غريزه جنسی با آزاد گذاشتن كامل و خصوصا با فراهم كردن وسائل‏ تحريك هرگز سير نمی‏شود و اشباع نمی‏گردد و همچنين درباره انحراف " چشم‏ چرانی " در مردان و انحراف " تبرج " در زنان ، باز هم بحث خواهيم‏ كرد


2 - استحكام پيوند خانوادگی

شك نيست كه هر چيزی كه موجب تحكيم پيوند خانوادگی و سبب صميميت رابطه زوجين گردد ، برای كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود . و بالعكس هر چيزی كه‏ باعث سستی روابط زوجين و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی‏ زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد

اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج مشروع ، پيوند زن و شوهری را محكم می‏سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر می‏شود
فلسفه پوشش و منع كاميابی جنسی از غير همسر مشروع ، از نظر اجتماع‏ خانوادگی اينست كه همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت كردن او به شمار برود ، در حالی كه در سيستم آزادی كاميابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار می‏رود و در نتيجه كانون‏ خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پايه‏گذاری می‏شود
علت اينكه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقت به آنان پيشنهاد می‏شود ، جواب می‏دهند كه حالا زود است ، ما هنوز بچه‏ايم ، و يا به عناوين‏ ديگر از زير بار آن شانه خالی می‏كنند همين است . و حال آنكه در قديم يكی‏ از شيرين‏ترين آرزوهای جوانان ازدواج بود . جوانان پيش از آنكه به بركت‏ دنيای اروپا كالای زن اينهمه ارزان و فراوان گردد ، " شب زفاف را كم از تخت پادشاهی " نمی‏دانستند


ازدواج در قديم پس از يك دوران انتظار و آرزومندی انجام می‏گرفت و به‏ همين دليل زوجين يكديگر را عامل نيكبختی و سعادت خود می‏دانستند ، ولی امروز كامجوئيهای جنسی در غير كادر ازدواج به‏ حد اعلی فراهم است و دليلی برای آن اشتياقها وجود ندارد
معاشرتهای آزاد و بی‏بند وبار پسران و دختران ، ازدواج را به صورت يك‏ وظيفه و تكليف و محدوديت در آورده است كه بايد آن را با توصيه‏های‏ اخلاقی و يا احيانا - چنانكه برخی از جرائد پيشنهاد می‏كنند - با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد
تفاوت آن جامعه كه روابط جنسی را محدود می‏كند به محيط خانوادگی و كادر ازدواج قانونی ، با اجتماعی كه روابط آزاد در آن اجازه داده می‏شود اينست‏ كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت ، و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است . در سيستم روابط آزاد جنسی ، پيمان ازدواج به‏ دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‏دهد و آنها را ملزم می‏سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامی به محروميت و انتظار آنان پايان می‏بخشد
سيستم روابط آزاد اولا موجب می‏شود كه پسران تا جائی كه ممكن است از ازدواج و تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی كه نيروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می‏نهد ، اقدام به ازدواج كنند و در اين‏ موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احيانا برای خدمتكاری و كلفتی بخواهند ، و ثانيا پيوند ازدواجهای موجود را سست می‏كند و سبب می‏گردد به جای‏ اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك‏ از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادی و محدوديت ببيند و چنانكه اصطلاح‏ شده است يكديگر را زندانبان بنامند


وقتی پسر يا دختری می‏خواهد بگويد ازدواج كرده‏ام ، می‏گويد برای خودم‏ زندانبان گرفته‏ام . اين تعبير برای چيست ؟ برای اينكه قبل از ازدواج‏ آزاد بود هر كجا بخواهد برود ، با هر كس بخواهد بر قصد ، بلاسد ، هيچكس‏ نبود كه بگويد بالای چشمت ابرو است . ولی پس از ازدواج اين آزاديها محدود شده است ، اگر يك شب دير به خانه بيايد مورد مؤاخذه همسرش قرار می‏گيرد كه كجا بودی ؟ و اگر در محفلی با التهاب با دختری بر قصد ، همسرش به او اعتراض می‏كند . واضح است كه روابط خانواده در چنين سيستمی‏ تا چه اندازه سرد و سست و غير قابل اطمينان است . بعضی‏ها مانند برتراند راسل پنداشته‏اند كه جلوگيری از معاشرتهای آزاد صرفا به خاطر اطمينان مرد نسبت به نسل است ، برای حل اشكال ، استفاده‏ از وسائل ضد آبستنی را پيشنهاد كرده‏اند ، در صورتی كه مسأله ، تنها پاكی‏ نسل نيست . مسأله مهم ديگر ايجاد پاكترين و صميمی‏ترين عواطف بين زوجين‏ و برقرار ساختن يگانگی و اتحاد كامل در كانون خانواده است . تأمين اين‏ هدف وقتی ممكن است كه زوجين از هرگونه استمتاع از غير همسر يا همسران‏ قانونی چشم بپوشند ، مرد چشم به زن ديگر نداشته باشد و زن نيز در صدد تحريك و جلب توجه كسی جز شوهر خود نباشد ، و اصل ممنوعيت هر نوع‏ كاميابی جنسی در غير كادر خانواده حتی قبل از ازدواج هم رعايت گردد
به علاوه ، زنی كه تا اينجا پيش رفته است كه به پيروی از امثال راسل و تقليد از صاحبان مكتب " اخلاق نوين جنسی " با داشتن همسر قانونی ، عشق خود را در جای ديگر جستجو می‏كند و با مرد مورد عشق و علاقه‏ خود همبستر می‏شود ، چه اطمينانی هست كه به خاطر همسر قانونی كه چندان‏ مورد علاقه‏اش نيست وسائل ضد آبستنی به كار برد و از مرد مورد عشق و علاقه‏ خود آبستن نشود و فرزند را به ريش همسر قانونی نبندد .

قطعا چنين زنی‏ مايل است كه فرزندی كه به دنيا می‏آورد از مرد مورد علاقه‏اش باشد نه از مردی كه فقط به حكم قانون همسر او است و الزاما به حكم قانون نبايد از غير او آبستن بشود . همچنان مرد نيز طبعا علاقه‏مند است كه از زن مورد عشق‏ و علاقه‏اش فرزند داشته باشد نه از زنی كه با زور قانون به او پيوند كرده‏اند . دنيای اروپا عملا نشان داده است كه با وجود وسائل ضد آبستنی ، آمار فرزندان غير مشروع وحشت‏آور است

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:38 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

حجاب فقط برای زنان است ؟
آيا حجاب فقط براي زنان است يا مردان هم مقيد به حجــاب بايد باشند؟وچرامردان در جامعه ما اهل رعايت حجاب نبايد باشند و در زمان پيامبر مردان هم گونه اي ازحجاب را داشته اند چرا اين همه زنان را مورد عتاب واقع سازيم ؟
جواب) اوّلاً هر انساني پوشش و حجاب دارد ، همين لباسي که انسان به تن مي کند گونه اي ازحجاب است اما آنچه بايد به آن توجه نمود اين است که تفاوتي کاملا آشکار در خلقت و جسم زن و مرد است که هيچکس منکر آن نيست و وجود زن به جهت لطافت و نازکي و جذابيتِ بسيارش ، با همه ي آن ترکيب خاصي که دارد کاملا متفاوت از وجود جسماني مردهاست ؛ زن مانند گل مي باشد و از فرق سر تا انگشت پايش زيباست و جلب کننده ي نگاه ديگران ، که در صورت نيمه عريان بودنش بسياري را بسوي خويشتن خواهد کشاند و بسيار اندک هستند زناني که از نگاه به مو يا دست مردي احساس لذت برده و بگونه اي ارضاء غريزه نمايند ؛ برخلاف مردان ، که بسيار اند مرداني که در نگاه به زن و حتي موي زن و حتي تصوير و عکسي از زن لذت مي برند .
همينکه صورت زنان بدون موست و همينکه بر صورت مردان مو مي رويدگواه بر اين سخن است گرچه برخي از مردان کاملا خود را بصورت زنان درآورده ومخصوصا به جهت شباهت لباسهاي زنان و مردان گاهي ازفاصله دور ممکن است مردي با زن اشتباه گرفته شودکه دراينصورت بد نيست از آن مردان تقاضاي حجاب کامل وپوشش بر سر نمود ، شايد به غيرتشان برخورده و از اينرو به همان شکلي که خداوند برايشان انتخاب نموده است بازگردند و انصافا در ميان حيوانات حتي تاکنون مشاهده نشده است که حيوان نر خود را به شکل حيوان ماده اي در آورد .
ثانياً زنانيکه از عادت و ولادت باز نشسته اند واميد ازدواج ونکاح ندارند( يائسه مي گرددند ) در مورد ايشان چنين در سوره نور آيه ي شصت آمده است که اگر اظهار زينت وتجملات خود ننمايند باکي نيست جامه هاي خود مثل چادر و روپوش و امثال آنرا نزد نامحرمان برداشته و آنگونه که از زنهاي جوان انتظار مي رود از ايشان رعايت حجاب مورد انتظار نمي باشد که اگر رعايت نمايند برايشان بهتر خواهد بود.
ثالثاً درمتون ديني واژه ي عورت نسبت به زنان بر تمام بدن بجز گردي صورت و دستها تا مچ ( وپشت پا در مورد نماز) اطلاق مي گردد از اينرو زنان بايد در نماز تمام بدن خود را بجزاعضاي که استثنا شد ، بپوشانند ولي نسبت به مردان چنين نيست و واژه ي عورت فقط بر قسمتهاي خاص از بدنشان اطلاق ميگردد.
رابعاً خداوند همه ي انسانها را در زندگيشان امتحان مي کند و اين سنت امتحان الهي غير قابل انکاراست که پيروان ديگر اديان نيز به آزمايشهاي خداوند معتقدند و اين امتحانها گاهي مشترک بين زنان ومردان است مانند صبر و شکيباي بر مصيبات وگاهي برخي آزمايشها مختص مردان است مثل حضور آنها در ميادين نبرد وجنگ و گاهي هم آزمايشهاي الهي مختص به زنان است چونان رعايت حجاب و غرور در مقابل نامحرمان ؛
پس همانطورکه بر زنان وظيفه اي در جنگ و حضورآنها در ميدان نبرد وخط مقدم جبهه نيست ، بر مردان نيز رعايت حجابي که بر زنها فرض و لازم است ، واجب و ضروري نمي باشد و نزد خداوند عرق ريختن زنان در زير لباسها و چادرشان مخصوصا در فصل گرم تابستان کمتر ازعرق ريختن مردها در ميدان کار وتلاش براي خدا و ميدانهاي جنگ نخواهد بود وهر کدام جهاد ويژه ي خود را داشته و دارند چنانچه آمده است(جهادُ المَرءَهِ حُسنُ التَّبَعُّلِ) که جهاد زنان در خوبي شوهرداري است که اکثرمردهاي که در امور دنيوي و معنوي پيشرفتهاي بسيار قابل توجه داشته اند مديون همکاري وکمک زنانشان مي باشند وهمچنين زنان در تکامل خود بايد در کنار خود کمک و همکاري مرد را داشته باشند.

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:40 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:آيا حجاب مختص زنان است؟!(تاپیک ویژه ویژه)

آيا حجاب فقط براي دختران است؟


 

آيا حجاب فقط براي دختران است؟ چرا اينقدر كه حساسيت نسبت به حجاب دختران و خانم ها در جامعه  بين علما و قشر مذهبي وجود دارد نسبت به آقايان اين امر وجود ندارد؟

 

پاسخ سئوال: 

 

با سلام خدمت شما پرسشگر محترم

اگر خانمی خود را مسلمان دانسته و خود را ملزم به پیروی از احکام  دین اسلام میداند،لازم است از احکامی که شارع مقدس بیان داشته تبعیت کند. نظر بسیاری از فقهاء در مورد حجاب آن است که زن بایستی تمام بدن را به غیر از دو دست و صورت، به گونه‏ای بپوشاند که باعث جلب توجه دیگران نشود. چرا که رعایت نکردن حجاب یا بد حجابی از سویی ممکن است موجب لغزش مردان شده و از سوی دیگر بانوان را در معرض هجوم و یا تعرض قرار دهد بنابراین آیین مقدس اسلام برای آنکه بانوان از تعرض، نگاه و توجه دیگران در امان باشند، و موجب لغزش مردان نیز نشوند از آنان خواسته که گوهر خویش را در صدف گرانمایه حجاب محفوظ بدارند و این رحمت خاص الهی نسبت به بانوان است.

برای این که فلسفه پوشش و حجاب خانم‏ها روشن شود و مترقی بودن این حکم اسلامی آشکار گردد، لازم است کتاب ارزشمند "مسئله حجاب" شهید مطهری را مطالعه فرمایید.
ایشان در این کتاب در بخشی که آرامش روانی جامعه را یکی از آثار حجاب بر می‏شمارد می‏فرماید:"اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خود آرایی مخصوص زنان است.
از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی.
میل زن به خود آرایی از حس شکارچی گری او ناشی می‏شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند.
این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‏خواهد دلبری کند. بنابراین از آن جا که انحراف خود آرائی و دل ربودن از دیگران، از انحرافاتی است که غالباً در زن‏ها پیدا می‏شود، دستور پوشش هم برای آنان مقرّر گردیده است.(مرتضی مطهری، مجموعه آثار (حجاب) ج 19، ص 436، با تلخیص)
به عبارت دیگر:جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری مردان، از علت‏های این حکم دانسته شده است.
دستور به پوشش و حجاب زنان در واقع نشانه داشتن عفت و گوهر ارزشمندی است که باید از آن مراقبت بیشتر شود و حفظ گردد، تا به تاراج نرود، پس هر چه که ارزشمندتر باشد، محافظت و مراقبت بیشتری را می‏طلبد و این کاملاً معقول است.

البته ذکر این مساله به این معنی نیست که مردان بدون هر قید و بندی میتوانند وارد جامعه شوند. خیر مردان نیز باید از پوشیدن لباسهای محرک و زننده خودداری کنند.

موفق و سربلند باشید.

 

 

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  2:41 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
دسترسی سریع به انجمن ها