0

*** علل بد حجابی در ایران ***

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران *** (تاپیک ویژه ویژه)


مفهوم تهاجم فرهنگي
‌تهاجم فرهنگي عبارت است از تلاش برنامه ريزي شده و سازمان يافته تمام يا بخشي از يك يا چند گروه اجتماعي ـ‌فرهنگي يا ملت يا جامعه يا تمدن و يا دولت، براي تحميل مباني و اصول اجتماعي، باورها، ارزشها، اخلاقيات و‌رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروهها و جوامع و ارائه اطلاعات انبوه به ملتها منجر به تأمين سياسي و‌اقتصادي و... كشورهايي بشود كه از اين حربه استفاده مي‌كنند.
‌هدف از تهاجم فرهنگي كنترل فرآيند تصميم‌گيري و شيوه اطلاع رساني و تغيير در نظام ارزشهاست كه منجر به‌استيلاي سياسي و اقتصادي آنها مي‌شود، بدين ترتيب كه «‌مهاجم فرهنگي» سعي مي‌كند با استفاده از برتري‌اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي و فن آوري، به مباني انديشه و رفتار يك ملت هجوم آورد و با تجديد،‌تضعيف، تحريف و احيانا" نفي و طرف آنها، زمينه حاكميت انديشه، ارزشها و رفتارهاي مطلوب خويش را فراهم‌آورد. اساسا" كالاهاي فرهنگي اين گروه دو دسته است كه يكي مصرف داخلي دارد و ديگري كالاهاي مصرفي‌صادرات است كه پوچ گرايي و فساد را رواج مي‌دهد و در واقع در اثر تهاجم اين نوع اخير از كالاها در كشورهاي‌مقصد، فرهنگ مهاجم به اين كشورها راه مي‌يابد. براي مثال مي‌توان به ويژگي اخلاق كار اشاره نمود كه هيچ گاه به‌كشورهاي مورد تهاجم منتقل نشده است. اين ترويج از طريق زور نيست بلكه با بهره‌گيري از قوانين بازتابهاي شرطي‌است كه انسان بر طبق آن به محركهاي خارجي پاسخ مي‌دهد.
‌بنابر اين، تهاجم فرهنگي به مفهوم نفي هويت فرهنگي و ملي كشور مورد هجوم، براي برقرار كردن سلطه فكري و‌فرهنگي از طريق تغيير باورها، رفتارها، روشها و آداب و رسوم زندگي فردي و اجتماعي آن ملت، منطبق با الگوهاي‌فرهنگ مهاجم خواهد بود.
خرده فرهنگها
‌در درون هر فرهنگ الگوهاي متنوعي قابل مشاهده است كه جامعه‌شناسي به آنها خرده فرهنگ مي‌گويد. خرده‌فرهنگ، فرهنگ بخشي از جامعه است كه در عين اينكه با فرهنگ كل جامعه پيوند دارد داراي ويژگيهاي منحصر به‌خود نيز مي‌باشد. تنوع خرده فرهنگها كه گاه توأم با تعارض با يكديگر نيز هست مي‌تواند زمينه ساز تهاجم فرهنگي‌باشد. اگر تمدن و مدنيت پذيري را مجموعه‌اي از اندوخته‌هاي معنوي و مادي جامعه بدانيم خرده فرهنگها بخشي‌از مدنيت و تمدن جامعه را شامل مي‌شوند كه اسباب گسست فرهنگي را فراهم مي‌آورند.
‌ويژگيهاي تهاجم فرهنگي در جامعه داراي دو بعد سخت‌افزاري يا ساختاري (‌اسباب تهاجم فرهنگي) و بعد‌كاركردي (‌شامل زمينه‌هاي بروز تهاجم فرهنگي) است.‌بعد كاركردي داراي دو بخش است كه بخش دوم آن نيز به‌شرح زير داراي تقسيماتي است .
1ـ خانواده
2ـ جامعه
1ـ2ـ كودكان (‌دختران، پسران).
2ـ2ـ نوجوانان (‌دختران، پسران).
3ـ2ـ جوانان (‌دختران، پسران).
4ـ2ـ جامعه زنان (‌مادران )
5ـ2ـ جامعه مردان (‌پدران).
‌هريك از اين زير گروهها داراي خرده فرهنگهايي هستند كه عموما" در تعارض با يكديگر عمل مي‌كنند. حوزه تأثير‌پذيري تهاجم فرهنگي از طريق خرده فرهنگها را مي‌توان در عدم دستيابي به عزم و وحدت ملي بازشناخت.
تهاجم و تبادل فرهنگي
‌فرهنگ در وجه پويايي و خلاقيت، كاركردهاي متفاوتي دارد. تبادل و تعامل فرهنگي از جمله اين كاركردهاست.‌ آنچه ما تهاجم فرهنگي مي‌خوانيم وجهي خاص از كاركرد ويژه يك فرهنگ در برابر فرهنگ ديگر است ؛ وجهي كه‌در آن فرهنگ مهاجم با تلاش براي تسلط بر فرهنگ مورد تهاجم، فرآيند دو سويه تعامل را به كشمكشي مخرب بدل‌مي‌كند. كاركرد اين فرآيند، با لحاظ تبيين يكي از ويژگيهاي مهم فرهنگها، يعني تبادل و تعامل، بهتر شايان درك‌خواهد بود.
ـ تبادل فرهنگي، آموختن و فراگرفتن انتخابي پاره‌اي از انديشه‌ها و رفتارها از فرهنگهاي ديگر به وسيله عموم افراد‌يك جامعه است .
ـ در تبادل فرهنگي، هدف، بارور كردن و كامل نمودن فرهنگي ملي است، ولي هدف تهاجم فرهنگي، تسلط بر‌فرهنگ ديگر و خود باخته و دنباله رو نمودن آن و احيانا"، از بين بردن فرهنگ ديگر است .
ـ تبادل فرهنگي با آگاهي و اراده است، ولي تهاجم فرهنگي با تحميل خودآگاهانه يا ناخود آگاهانه انجام مي‌شود.www.zibaweb.com
ـ در تبادل فرهنگي، فرهنگها گيرنده عناصر مطلوب فرهنگي يكديگرند، اما در تهاجم فرهنگي، فرهنگ مهاجم‌هنجارها، باورها و ارزشهاي خود را كه در فرهنگ مورد تهاجم نامطلوبند، بر فرهنگ مورد تهاجم تحميل مي‌كند.
ـ تبادل فرهنگي، با اتكاء به نقاط قوت فرهنگها انجام مي‌شود، ولي تهاجم فرهنگي، با اتكاء به نقاط قوت فرهنگ‌مهاجم و نقاط ضعف فرهنگ مورد تهاجم به قوع مي‌پيوندد.
‌در زمينه شناسايي مرز ميان تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي، چگونگي انتخاب و تعيين، اصول زير، نقش محوري‌دارد:
1ـ اصل گزينش :
‌اين سئوال از ديرباز فراروي انديشمندان غير غربي بوده است كه در برابر فرهنگهاي بيگانه چه موضعي بايد اتخاذ‌كرد؟ گروهي كه شيفته فرهنگ جديد اروپايي بوده‌اند، حتي بعضا" با نيت خدمت به مردم و كشور خويش، تسليمي‌بي‌چون و چرا و استحاله كامل در فرهنگ غربي را توصيه كرده‌اند و گروه ديگر، خزيدن به كنج انزوا و محبوس‌نمودن خود در حصار جزميت را توصيه كرده‌اند، اما راه صحيح آن است كه آنچه مفيد و مثبت است را به فرهنگ‌خودي جذب كرد و در عين حال از آفات و ناهنجارهاي فرهنگهاي ديگر پرهيز نمود. تشخيص خوبها و بدها نيز،‌بايد براساس معيارهاي ارزشي فرهنگ خودي سنجيده شود. البته آنچه در فرهنگ خودي قابل ذكر است، اينكه در‌فرهنگ خودي نيز مي‌تواند ارزشهاي منحطي وجود داشته باشد. رژيم قبل نيز از طريق برخي اقدامات ظاهري و‌مضحك سعي داشت نشان دهد كه حافظ فرهنگ خودي است .
2ـ اصل تحصيل و جذب
‌گزينش ويژگي‌هاي مثبت فرهنگ‌هاي ديگر، به تنهايي نمي‌تواند نقشي مؤثر در بالندگي و رشد فرهنگ ايفا كند. از‌طرف ديگر، اتكاري صرف به گزينش مزبور، فرهنگ را آسيب‌پذير خواهد ساخت. پس از گزينش يك جزء فرهنگ‌ديگر، بايد آن جزء تجزيه و تحليل و سپس سنخيت آن با فرهنگ خودي سنجيده شود، تا بتواند در مجموعه‌فرهنگ خودي ثبوت و قرار يابد.
3ـ اصول توليد فرهنگي
‌سومين اصل در نظريه تعامل فرهنگي، توليد فرهنگي است. يعني فرهنگي بالنده است كه علاوه بر پاسخگويي به«‌سئوالات موجود»، «‌سئوال ساز» نيز باشد. در اين مقام، فرهنگ از حالت «‌واكنشي» صرف خارج و به جايگاه«‌كنشي» صعود مي‌كند.
‌با توجه به سه اصل فوق در تعامل فرهنگي، در مي‌يابيم كه تعامل، گزينش صرف يا تسليم در برابر فرهنگ بيگانه‌نيست، بلكه فرآيندي است كه در آن، فرهنگ خودي با توجه به غناي دروني خويش و با در نظر داشتن نيازهاي‌خود، جزئي از فرهنگ بيگانه را گزينش و تحليل كند و آن را در قالب يك باز توليد فرهنگي، همگون و هم سنخ با‌ماهيت خود، به كار ميگيرد؛ اما اگر هر يك از اين سه اصل و يا جملگي از جريان تعامل خارج شوند و قدرت‌فرهنگي فرهنگ بيگانه در اين دادوستد اعمال و حاكم شود، پديده‌اي شكل ميگيرد كه آن را «‌تهاجم يا هجوم‌فرهنگي» مي‌ناميم.
‌فرهنگ مهاجم، فرصت گزينش، شناخت و تجزيه و تحليل مواد تشكيل دهنده خود (‌ارزشها، مباني، معيارها و...) را‌به فرهنگ مورد هجوم نمي‌دهد، بلكه با برخورداري از قدرت تهاجمي خود، ارزشها و معيارهايي را بر آن تحميل‌مي‌كند، كه گاه حتي در حيطه سرزمين خودش نيز فاقد مطلوبيت و مشروعيت است .
‌تعامل فرهنگي، عاملي در جهت رشد، شكوفايي و غني شدن فرهنگهاست. ولي هجوم فرهنگي، ارزشها و‌معيارهاي مذهبي و ملي فرهنگ مورد هجوم را از ساخت آن زدوده و يا تضعيف مي‌كند و فرهنگي با ارزشهاي مغاير‌و متضاد با گذشته جانشين مي‌سازد.
‌هدف هجوم فرهنگي، كمرنگ كردن و در صورت امكان، هدم و نابودي باورها و ارزشهاي فرهنگي و جانشيني‌ارزشهاي مورد نظر خويش است. در حالي كه تعامل فرهنگي، غناي فرهنگهاي متعامل را افزايش مي‌دهد و با آشنا‌نمودن فرهنگها با يكديگر، افقهاي ديد آنها را وسعت مي‌بخشد و آنها را رساتر مي‌سازد. تهاجم فرهنگي با انگيزه‌ايجاد دگرگوني‌هاي مطلوب در بخشهاي اساسي، فرهنگ مورد تهاجم (‌شناختها، باورها، ارزشها، گرايشها، رفتارها و‌كردارها) صورت ميگيرد
‌بنابر اين، هنگامي كه فرهنگي از وجه تعامل با فرهنگ‌هاي ديگر خارج شود و از راههاي اعمال قدرت، چون‌غالبيت سياسي يا اقتصادي و در نهايت با قدرت فرهنگي سعي در تحميل ارزشهاي خود به فرهنگ ديگر نمايد،‌كاركرد فرهنگ غالب را «‌تهاجم فرهنگي» مي‌نامند. هدف تهاجم و ترويج بخشي منحط و غير كارآمد از فرهنگ‌است. اگر مصداق يك تهاجم استيلاي فرهنگي برتر بر فرهنگي منحط باشد، پسنديده است، مانند آنچه در صدر‌اسلام مسلمين انجام دادند.
مراحل و ابعاد تهاجم فرهنگي
1ـ شناخت ملتها
‌طبيعي است كه نفوذ در هر جامعه و بهره برداري بيشتر و بهتر از آن و تربيت هر ملت به صورت دلخواه،
‌مستلزم شناخت زبان، تاريخ و جغرافيا، آداب و رسوم آن جامعه و آگاهي از روحيات و خصلتها و باورها و اعتقادات‌آن ملت است. از اين رو كشورهاي سلطه گر براي پيشبرد اهداف خود مجبورند وضع گذشته و حال جوامع مورد‌نظر را مطالعه كنند و در اين راه از علوم گوناگون به خصوص علوم اجتماعي و جامعه‌شناسي بهره جويند.www.zibaweb.com
‌مهاجمان فرهنگي به تجربه دريافته‌اند كه براي گشودن زمينه تسلط بر ملتها بايد در وهله اول فرهنگ آن جوامع را‌مطالعه كنند و شناخت جامعه شناسانه و روان شناسانه قوي از مردم آنها به دست آورند. اين ويژگي تهاجم،‌ اصلي‌ترين شناسه توسعه‌طلبي و فرهنگ ستيزي نظام سرمايه داري است، كه در رأس مهاجمين به فرهنگ ساير‌ملل، فعال است .
2ـ بي هويت كردن و از خود بيگانه ساختن ملتها
‌براي اينكه ملتها وابستگي به فرهنگ سرمايه داري را بپذيرند و تقليد و پيروي از الگوهاي آن را از ضروريات‌اجتناب‌ناپذير زندگي خود بدانند، لازم است كه احساس كنند خود چيزي ندارند و يا آنچه دارند بي‌ارزش و غير مفيد‌است. اين خود كم بيني و احساس نيازمندي سبب مي‌شود، دست نياز به سوي دنياي سرمايه داري دراز كنند و براي‌جبران عقب ماندگي و رسيدن به قافله تمدن، فرهنگ سفارشي آنها را بپذيرند. لذا براي ايجاد آن احساس و نياز، نظام‌سرمايه داري اقدام به بي‌اعتبار ساختن فرهنگ بومي و از خود بيگانه ساختن ملتها مي‌كند و براي دستيابي به اين‌هدف از راهها و ابزارهاي گوناگوني بهره ميگيرد كه مهمترين آنها به قرار زير است :
1ـ2ـ تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي
‌رفتار انسان، محصول انديشه و بينش اوست كه مجموعه جهان بيني، رفتار و افكار انسان را شكل مي‌دهد. درجامعه‌اسلامي هر فرد مسلمان براساس جهان بيني اعتقادات و باورهاي مذهبي خويش رفتار مي‌كند و مهاجم فرهنگي‌درصدد است اين باورها و انديشه‌ها را تضعيف و تخريب نمايد.
2ـ2ـ بي‌ارزش ساختن ارزشهاي اخلاقي و ترغيب به رها شدن از قيود
‌مهاجمان فرهنگي از راه طرح و ترويج انديشه‌ها و نظرياتي كه مباني و ريشه ارزشها و اخلاق را مي‌سوزاند مانند:‌دنيا گرايي، رفاه‌طلبي و مصرف گرايي، آزادي بي‌قيد و نسبي بودن ارزشهاي اخلاقي كه معمولا" با ابزار هنري و ادبي‌انجام ميگيرد و همچنين با گسترش فساد و فحشا از طريق تئاتر، سينما، تلويزيون، ماهواره و مجلات و نظاير آن،‌تلاش كرده‌اند تا عملاً" اخلاق را از جوامع بزدايند.
3ـ2ـ تحقير و تحريف تاريخ
‌مهاجمان فرهنگي از راه طرح و ترويج انديشه‌ها و نظرياتي كه مباني و ريشه ارزشها و اخلاق را مي‌سوزاند مانند:‌دنيا گرايي، رفاه‌طلبي و مصرف گرايي، آزادي بي‌قيد و نسبي بودن ارزشهاي اخلاقي كه معمولا" با ابزار هنري و ادبي‌انجام ميگيرد و همچنين با گسترش فساد و فحشا از طريق تئاتر، سينما، تلويزيون، ماهواره و مجلات و نظاير آن،‌تلاش كرده‌اند تا عملا" اخلاق را از جوامع بزدايند.
3ـ2ـ تحقير و تحريف تاريخ
‌فرهنگ هر جامعه ريشه در تاريخ آن جامعه دارد و تاريخ هر ملت، شناسنامه و حافظ هويت و اصالت آن است. از‌اين رو سلطه گران براي به اجرا در آوردن مقاصد خود و تحميل فرهنگ دلخواه خويش، دست به تحقير و تخريب‌تاريخ ملتها مي‌زنند. در اين راستا تا جايي كه بتوانند اين ملتها را بي‌تمدن و تاريخ خود را داراي تمدن باستاني و با‌سوابقي روشن معرفي مي‌كنند و در حالي كه مردم جوامع از تاريخ خود بي‌خبر و يا به آن بي‌توجه‌اند، آموزش تاريخ‌خود را براي آنان ضروري و مهم جلوه مي‌دهند و چنين القا مي‌كنند كه چون تاريخ آنها اهميتي ندارد و در تمدن و‌پيشرفت نقشي نداشته است، شايسته نيست مورد مطالعه و آموزش قرار گيرد. به همين علت كودكان و نوجوانان‌جوامع تحت سلطه، تاريخ و قهرمانان كشورهاي سلطه گر را به خوبي مي‌شناسند، ولي از تاريخ و نقطه‌هاي عطف‌تاريخي شان و دانشمندان و قهرمانان جامعه خود اطلاعي ندارند و اگر هم اطلاعي داشته باشند، نادرست و نامنظم‌است. ( )
‌سلطه طلبان اگر دريافتند كه تاريخ ملتي به قدري پرآوازه است كه نمي‌توانند آن را از مردمش بستانند، دست به‌تحريف تاريخ آن ملت مي‌زنند و بخشهاي كم اهميت آن را مهم و با عظمت نشان مي‌دهند تا از قسمتهاي مهم و‌اصل تاريخ خود غافل بمانند.
4ـ2ـ تخريب و نفي هويت ملي
‌پيوندهاي ملي و بومي سبب پايداري جامعه و ايجاد هويت واحد مي‌شوند. بي‌هويت جلوه دادن اقوام و يا ايجاد‌تفرقه‌هاي فرهنگي، زباني، موجبات گسستگي پيوندهاي اجتماعي را فراهم مي‌آورد و هويت ملي و فرهنگي را‌خدشه دار مي‌سازد. دشمنان سعي مي‌كنند به روش‌هاي گوناگون اين ويژگيها را از هم متمايز و در مقابل يكديگر قرار‌دهند. يكي از ترفندهاي قديمي مهاجمان در سده‌هاي اخير ايجاد تفرقه‌هاي قومي، قبيله‌اي و مذهبي است. آنان با‌ايجاد و تقويت جريانهاي انحرافي و نيز حمايت از تشكل‌هاي وابسته در زمينه‌هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و‌اجتماعي سعي در برهم زدن وحدت و يكپارچگي جامعه دارند.
5ـ2ـ تخريب الگوها و اسوه‌هاي خودي
‌انسان‌ها و به ويژه جوانان براي تنظيم چگونگي حيات فردي و اجتماعي نيازمند الگويند. الگوها هر چه بيشتر با‌فرهنگ خودي سازگار باشند، رفتار اجتماعي جامعه از همسويي و هماهنگي بيشتري برخوردار خواهد شد.‌ مهاجمان فرهنگي با درك اين نياز، سعي در تخريب الگوهاي مذهبي و ملي دارند و تلاش مي‌كنند بااستفاده از‌امكانات و ابزارهاي تبليغي، نظير فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي، برنامه‌هاي ماهواره‌اي، كتب و مجلات و نشريات‌و حتي تبليغات تجاري و اقتصادي، الگوهاي منطبق با فرهنگ خويش را بسازند و در بين گروههاي مختلف جامعه‌رواج دهند. تاريخ جوامع اسلامي به ويژه جامعه شيعي ايران، مملو از شخصيتهاي علمي، اجتماعي و مبارزاتي‌است كه هر يك به نوبه خود مي‌توانند الگوهاي سازنده‌اي براي جامعه باشند. الگوپذيري بعضي از جوانان از نوع و‌طرح لباس، آرايش مو، رفتارهاي اجتماعي، لوازم مصرفي بيگانگان و غيره، نمونه‌اي از هجوم فرهنگي بيگانه است.
6ـ2ـ ترويج خط و زبان بيگانه
‌خط و زبان، دو نمود از هويت ملي هر جامعه و عامل پيوند اجتماعي به شمار مي‌روند. از طريق اين دو وسيله‌ارتباطي، پيامها مبادله مي‌شوند و مواريث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يابند. خط و زبان فارسي كه خود‌يكي از مفاخر ادب بشري است، طي قرون متمادي و بيش از هزار سال با فرهنگ اسلامي درآميخته و هويت‌اسلامي ـ ايراني يافته است. مهاجمان فرهنگي سعي در بي‌اعتبار كردن اين ميراث گرانبها دارند و درصدد ترويج خط‌و زبان خويش هستند. از اين رو تلاشي كه در بعضي از كشورهاي منطقه به منظور محو آثار فارسي از زبان‌هاي بومي‌صورت ميگيرد در همين زمينه است. حذف واژه‌هاي عربي و تزريق واژه‌هاي انگليسي و فرانسوي به زبان فارسي در‌زمان گذشته را نبايد اتفاقي تلقي كرد. متأسفانه كماكان عده‌اي سعي دارند با استفاده از واژه‌ها و اصطلاحات بيگانه‌در گفتگوها و مكتوبات، دانسته يا ندانسته اين ترفند دشمن را رواج دهند. در كنار اين خطر بايد به اين مسئله نيز‌وقوف داشت كه در دنياي معاصر زبان انگليسي يك زبان علمي است .
7ـ2ـ تحقير استعدادها و توان مردم
‌اگر مردم نيرو و استعدادهاي خدادادي خود را بشناسند و باور كنند، ديگر دست نياز به سوي بيگانه دراز نخواهند‌كرد. دشمنان براي اينكه اين دست هميشه دراز بماند و اين احساس نياز تداوم يابد، توانايي‌ها و استعدادهاي مردم و‌به ويژه جوانان را تحقير و در بسياري موارد سركوب مي‌كنند.
8ـ2ـ تعارض علم و دين
‌مهاجمان فرهنگي براي القاي شبهات عقيدتي، بزرگنمايي مشكلات فكري، غافل نمودن از مباني استدلالي و‌منطقي، ترويج سطحي نگري از يك سو و تحجر گرايي از سوي ديگر و در نتيجه آسيب پذيري عقيدتي و جز آن، در‌تلاشند تا ارزش تعاليم و باورهاي اسلامي را خدشه دار سازند و تعليمات آن را در پاسخگويي به نيازهاي فكري،‌فرهنگي جديد نسل جوان در عصر حاضر ناتوان جلوه دهند.
9ـ2ـ ناكار آمد نشان دادن دين
‌يكي از شبهات عقيدتي، مطرح كردن مسئله «‌ناكار آمد بودن دين در امر حكومت است» كه شبهه‌اي قديمي و نشأت‌گرفته از تفكر جدايي دين از سياست است. حال آن كه در مكتب اسلام، دين و دولت، دنيا و آخرت همانند عقل و‌دين ملازم و قرين اند؛ ملازمتي كه در تفكر غربي، انكار شده است .
‌در اسلام، رهبري ديني و سياسي در بسياري از مقاطع و به ويژه در صدر اسلام، يكي بوده است. به خصوص كه‌علاوه بر وظايف اساسي دولت اسلامي در خصوص تأمين نظم و آرامش و تنظيم روابط اجتماعي، فراهم آوردن‌مقدمات تعالي روحي و سعادت معنوي جامعه نيز بر عهده حكومت اسلامي نهاده شده است. اما سكولاريسك ( )‌به صورت ابزاري ايده جدايي دين از سياست، يا نا كار آمد بودن دين در امر حكومت را القاء و تبليغ مي‌كند و‌غربزدگان در كشورهاي مسلمان و به ويژه ايران نيز، همين انديشه را رواج داده‌اند.
3ـ تحميل فرهنگ
‌بديهي است مردمي كه از فرهنگ خود دور شوند و يا از انتساب به فرهنگ و تمدن و تاريخ خود احساس حقارت‌كنند، در پذيرش و قبول هويت فرهنگي جديد آمادگي بسيار دارند؛ در اين هنگام است. كه مهاجم فرهنگي، فرهنگ‌دلخواه خود را با وسايل گوناگون و به وسيله تبليغات فراوان و ظاهري آراسته و فريبا در بين مردم مي‌گستراند تا به‌تدريج، مردم با ارزشها، معيارها و عقايد مورد نظر او خو بگيرند و فرهنگ وارداتي در آنها پديدار شود؛ اهم روشها و‌ابزارهايي كه دشمن به اين منظور از آنها استفاده مي‌كند، عبارتند از :
1ـ3ـ آموزش
‌سردمداران تمدن و فرهنگ غرب، پس از آنكه حضور مستقيم و بي‌واسطه خويش را در ساير كشورها، به منظور‌گسترش نفوذ و سلطه اقتصادي، سياسي، اجتماعي، ممكن و مقدور نديدند، سعي كردند نمايندگاني از بين خود‌ملتها برگزينند و مسؤوليت فراهم آوردن زمينه سلطه پذيري را به آنان واگذار كنند كه اكثر غربگرايان خود باخته در‌جهان سوم عهده‌دار اين وظيفه شدند. آنان كه معمولا" پس از مسافرت به غرب و تحصيل و حشر و نشر در آن ديار،‌مقهور پيشرفت و فن‌آوري برتر غرب مي‌شدند، پس از بازگشت به كشور خويش به بلندگوي فرهنگ بيگانه تبديل‌مي‌گشتند. از طرف ديگر، درپي پذيرش باورهاي علمي، به ويژه باور برتري دانش تجربي و همچنين اخذ دانش‌تجربي از غرب، به علت ناسازگاري شيوه‌هاي تحصيل دانش جديد با شيوه‌هاي دستيابي به دانش قديم، شيوه‌هاي‌تحصيل دانش قديم مورد انتقاد قرار گرفت و به دنبال آن الگوهاي جديد مطرح و فراگير شد. الگوهاي ياد شده، هم از‌نظر سازماني و هم از نظر شيوه‌هاي آموزش، اشاعت يافت و كمك مؤثري به تحقق و شكل گيري پديده تهاجم‌فرهنگي نمود.
2ـ3ـ تبليغات
‌اگر تبليغات را مهمترين سلاح نظام سلطه به منظور نفوذ فرهنگي در جوامع بدانيم، چندان مبالغه نكرده‌ايم. اهميت‌تبليغات را از حجم عظيم سرمايه گذاريهايي كه در اين زمينه شده است، مي‌توان دريافت. امروز سلطه طلبان از‌آخرين پيشرفتهاي روان‌شناسي و پيشرفته‌ترين دستاوردهاي صنعتي براي تبليغات رنگارنگ خود سود مي‌جويند.‌شبكه‌هاي ماهواره‌اي همچون تار عنكبوت، فضاي پيرامون كره زمين را احاطه كرده‌اند. با تبليغ، كاهي را كوه و‌كوهي را كاه و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه مي‌دهند. از سوي ديگر، پخش يك سويه گزارش‌هاي خبري از‌طريق خبرگزاريهاي خارجي و شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني سراسري غربي، نمايش مداوم فيلمهاي سينمايي و‌مجموعه‌ها و كارتون‌هاي تلويزيوني امريكايي، اروپايي و ژاپني و نظاير آنها، در انتقال نمادها و ارزشها و شيوه‌هاي‌زندگي فريبنده جوامع سرمايه داري، نقش‌هاي اصلي را ايفا مي‌كنند.
3ـ3ـ ارتباطات
‌در قرن حاضر، چشمگيرترين پيشرفتهاي فن‌آوري در عرصه ارتباطات رخ داده است. به واسطه اين پيشرفت‌ها افراد‌بشر به آساني مي‌توانند در كمترين زمان ممكن با يكديگر ارتباط برقرار كنند و بر روي افكار و شكل زندگي يكديگر‌تأثير بگذارند و آن را دگرگون سازند. اين ويژگي، رسانه‌هاي ارتباطي را ابزار دست مهاجمان فرهنگي قرارداده است،‌تا به واسطه آن بر ذهن و دل انسانها تسلط پيدا كنند و تعيين كنند كه انسانها بايد به چه فكر كنند يا به چه فكر نكنند،‌از چه واقعه‌اي مطلع شوند، چه بپوشند، چه بخورند و چگونه زندگي كنند. در حالي كه مردم جهان سوم از وقايع‌پيرامون محل زندگي خود اطلاع ندارند، با نامهاي رؤساي جمهوري امريكا و هنرپيشگان هاليوود و خوانندگان غربي‌به خوبي آشنا هستند. به واقع، بمباران خبري و تبليغي بدون وقفه با استفاده از دستاوردهاي پيشرفته فن‌آوري‌ارتباطي، مانند ماهواره و ويدئو، بسياري از مردم كشورهاي غير پيشرفته را از هويت خود بيگانه كرده و در ايمان و‌اعتقاد آن‌ها به فرهنگ بومي و سنت‌هاي خودي، خلل وارد ساخته است. از طريق دو دسته اطلاعات جاري و‌تاريخي در تصميم‌گيري‌هاي ملي مداخله صورت ميگيرد اين امر گاه حتي مسئولان يك كشور را نيز ب
ه سمت‌تصميم‌گيري‌هايي هدايت مي‌كند كه به نفع خود است و در عين حال مسئول احساس آزادي و استقلال و كرامت‌انساني نيز مي‌نمايد. مكان بارز آن رويكرد مسئولين فرهنگي جامعه ما نسبت به موسيقي «‌پاپ» است .
4ـ3ـ انتشارات
‌انبوه انتشارات گوناگوني كه در صدها هزار نسخه چاپ و منتشر مي‌شود، اهميت و تأثير آن را در شكل‌گيري فرهنگ‌عمومي مردم نشان مي‌دهد. تأثير تبليغات غير مكتوب يا شفاهي بر مخاطبان فوري است، ولي انتشارات بر‌خوانندگان، نفوذي ديرپا و ماندگار دارد و به همين لحاظ اهميت بيشتري نيز دارد. در اين روش مي‌تواند مفاهيم مورد‌نظر در قالب داستانهاي شيرين و جذاب درآيد و با كيفيت مطلوب و عكسها و طرحهاي زيبا و با تعدادي وسيع در‌اختيار علاقه‌مندان قرار گيرد. براي نمونه مي‌توان به انتشار كتاب «‌آيات شيطاني» در طرحها و اندازه‌هاي گوناگون و با‌زبانهاي متفاوت اشاره كرد. انواع برگه‌هاي تبليغاتي كه همراه كالاها وارد كشور مي‌شوند، يكي ديگر از ابزارهاي نفوذ‌و القاي فرهنگ بيگانه است ؛ اولين تأثير منفي آن ورود تعداد زيادي واژه و اصطلاح بيگانه به زبان فارسي است.‌يعني ورود كالاهاي خارجي به خود خود، حامل فرهنگ بيگانه است .www.zibaweb.com
5ـ3ـ تحقيقات
‌پژوهشهايي كه كشورهاي غربي درباره جوامع شرقي به ويژه جوامع اسلامي انجام مي‌دهند، همواره به منظور كشف‌حقايق و خدمت به جهان اسلام نيست، بلكه بسياري از اين پژوهشها براي شناخت نقاط قوت و ضعف اين جوامع‌و يافتن راههاي نفوذ و رخنه در آنهاست. از اين روست كه گاهي بودجه تحقيقاتي مستشرقان از طريق مراكز دفاعي و‌نظامي يا سياسي پرداخت مي‌شود، نه دانشگاهها و مراكز علمي، بنابر اين يكي از بهترين و مطمئن‌ترين راههاي‌القاي فرهنگ بيگانه، انتشار نتايج بعضي از اين پژوهشها( ) توسط مهاجمان فرهنگي است .

عوامل دروني سلطه پذيري فرهنگي يا پذيرش تهاجم فرهنگي
‌تبادل و برخورد فرهنگي بين جوامع مختلف، امري طبيعي و اجتناب‌ناپذير است. تنوير افكار و رشد فرهنگي‌جامعه، در پرتو تبادل فرهنگي با ديگران قابل حصول است. ولي اگر جامعه‌اي از درون تهي و آسيب‌پذير شد، تبادل‌فرهنگي تبديل به تهاجم فرهنگي مي‌شود. ضعف و ناتواني و آسيب پذيري در درون فرهنگ هر جامعه است كه‌زمينه سلطه پذيري را فراهم مي‌سازد. عوامل دروني سلطه پذيري اعم از فرهنگي و غير فرهنگي را بايد شناسايي و‌مرتفع كرد تا زمينه آسيب‌پذيري به حداقل برسد. به طور معمول خلاء فرهنگي و فكري زمينه مساعدي براي تهاجم‌فرهنگي است. اگر انديشه اسلامي موجود و دستاوردهاي فكري انقلاب اسلامي نتواند نيازهاي فكري و فرهنگي‌افراد جامعه به ويژه نسل جوان و تحصيل كرده و تشنه حقيقت و انسانيت را پاسخ دهد، ميدان براي هجوم فكري و‌تبليغي غرب باز مي‌شود. عوامل دروني آسيب پذيري را مي‌توان در سه حوزه كلان نظري و ساختاري و برنامه ريزيـ اجرا دسته‌بندي كرد:

حوزه اول ـ آسيب ‌پذيريهاي ناشي از مشكلات نظري
1ـ آسيب پذيري در فهم و درك مسائل فرهنگي و هنري بين صاحب‌نظران غير حكومتي و مسئولان نظام كه‌موجب تعارض در معيارها و ارزش‌هاي فرهنگي جامعه شده است .
2ـ عدم تعميق بينش، دانش و تربيت ديني به عنوان مباني فرهنگ و انديشه ملي.
3ـ تعارض نظريه فقهي در مرجعيت با نظريه مرجعيت حاكم.
4ـ عدم تبيين دقيق و همه جانبه انديشه‌هاي مختلف.
5ـ پاسخ ندادن استادان و صاحبنظران حوزه و دانشگاه و مراكز تحقيقاتي به نيازهاي نظري و فكري جامعه.
6ـ عدم تبيين مباني و سياستهاي اصولي نظام در عرصه فرهنگ و هنر (‌ادبيات، فيلم، تئاتر، موسيقي، نقاشي و‌غيره).
7ـ تفكر انفعالي جامعه علمي و فني كشور در برابر غرب و تأثيرپذيري فرهنگي ناشي از آن .
8ـ وجود بنيانهاي فكري مبني بر نا كار آمدي نظام حكومت مبتني بر دين .
9ـ عدم شناخت دقيق و عميق غرب در ايران و روي آوردن به سطوح ظاهري آن .
10ـ بي‌توجهي به گذشته تاريخي كشور در مسير شناخت و برنامه‌ريزي حال و آينده .
11ـ عدم ارتباط نظام‌مند معرفتي بين حوزه و دانشگاه در جهت حل مشكلات فكري و بينشي و عقيدتي.

حوزه دوم ـ آسيب‌پذيريهاي ناشي از اشكالات يا ويژگي‌هاي ساختاري (‌فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي)
‌الف ـ فرهنگي
1ـ فقدان الگوي فرهنگي در سطوح مختلف فرهنگي.
2ـ وجود ضعف‌هاي جدي در نظام تعليم و تربيت .
3ـ يكسان پنداري عملكرد مديران، روحانيون و اسوه‌هاي فكري با ارزشهاي ديني و دامن زدن به اين باور در نگرش‌عمومي .
4ـ عدم وجود الگوي تبييني براي تعميق ارزشها و باورهاي ديني در جامع .
ب ـ اجتماعي
1ـ نارسايي در گستره عدالت اجتماعي.
2ـ مطلق‌گرايي در تحقق و تأمين ايده آلها و آرمانها بدون توجه به واقعيات موجود.
3ـ ناهمگوني نهادهاي اجتماعي و تداخل در وظايف.
4ـ فقدان پيوند مستحكم بين نهادهاي اجتماعي و اقشار گوناگون مردم.
5ـ جوان بودن جمعيت كشور.
ج ـ اقتصادي
1ـ نارسايي در گستره نظام اقتصادي مبتني بر دين .
2ـ عدم توجه به اقتصاد بومي و منطقه‌اي در فرآيند نوسازي اقتصادي.
3ـ نارسايي در رويكرد اقتصاد فرهنگ و هنر كشور.
‌دـ سياسي
1ـ آميختگي مصالح فرهنگي نظام با منافع گروهها.
2ـ تسلط بعضي خرده فرهنگ‌ها از طريق سياسي بر فرهنگ ملي در تاريخ كشور.
3ـ كم توجهي به نظرات مردم در تصميم‌گيري‌هاي سياسي.
4ـ نقش تخريب متقابل جناحهاي سياسي (‌گرايش‌هاي مختلف سياسي در مجموعه طرفداران نظام) كه نتيجه‌اش‌اجماع مركب بر ناتواني و نا كار آمدي و حتي فريبكاري نظام است .
5ـ قطبي شدن فضاي سياسي كشور (‌قطب‌هاي افراطي) و تضعيف فضاي اعتدال و عقلانيت و صميميت .

حوزه سوم ـ آسيب پذيريهاي ناشي از اشكالات برنامه‌ريزي ـ اجرا
1ـ فقدان نظام ارزيابي عملكرد فرهنگي دستگاهها و نهادهاي رسمي و غير رسمي.
2ـ عدم توجه به سياستهاي مصوب فرهنگي نظام جمهوري اسلامي.
3ـ كم توجهي به فرهنگ بر نظام برنامه ريزي كشور.
4ـ عدم شناخت كافي از نيازهاي فرهنگي جامعه .
5ـ عدم توجه به نيازهاي فرهنگي مناطق مختلف كشور در برنامه ريزي فرهنگي .
6ـ توزيع نامناسب امكانات فرهنگي .
7ـ كم توجهي به نيازهاي طبيعي و جديد جامعه به ويژه طبقه جوان در برنامه ريزيهاي فرهنگي.
8ـ تضعيف يا عدم توجه به نهادهاي فرهنگي سنتي (‌مانند كانونها و هيأت‌هاي مذهبي، فعاليتهاي محلي مذهبي) و‌عدم جايگزيني نهادهاي جديد.
9ـ وجود آثار نسبتا" عميق سياستهاي فرهنگي دوران گذشته و به ويژه دوران پهلوي .
10ـ تغييرات مكرر در سياستگذاري و جهت گيريهاي سازماني .
11ـ فرآيند جهاني شدن و عدم جلوگيري از آثار مضر آن در فرهنگ خودي.
‌سياستهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
‌الف ـ سياستهاي كلي
1ـ مشخص كردن نقاط تهديد و مورد هجوم.
2ـ تعميق شناخت و باور ديني.
3ـ اصلاح رفتار مديران
4ـ ترويج و گسترش معرفت و ارزشهاي اسلامي ـ ايراني و انقلاب اسلامي و رسوخ در قلوب افراد.
5ـ ايجاد زمينه‌هاي مناسب براي شناسايي، هدايت استعدادها و حمايت از خلاقيتهاي انساني و كوشش براي شكوفا‌شدن روحيه ابداع هنري و نوآوري در حوزه‌هاي مختلف.
6ـ تلاش هرچه بيشتر براي برقراري عدالت اجتماعي.
7ـ اهتمام به آراستگي سيماي جامعه به مظاهر اسلام و انقلاب اسلامي.
8ـ رعايت اصول و ارزشهاي اسلامي ـ ايراني در برنامه ريزي‌هاي توسعه كشور.
9ـ ساماندهي و هماهنگ كردن فعاليت‌هاي فرهنگي نهادها و دستگاههاي فرهنگي كشور.
10ـ تلاش در جهت قانونمندي بيشتر در فعاليتهاي فرهنگي و معنوي .
11ـ ايجاد زمينه‌هاي رشد كمي و كيفي و آثار و خدمات فرهنگي و بهره‌گيري از فن‌آوري مناسب روز و پويا سازي و‌فعال كردن عناصر فرهنگ.
12ـ فراهم آوردن امكان استفاده بهينه از آثار و خدمات فرهنگي براي عموم مردم .
13ـ گزينش و اولويت بندي بخشهاي مورد تهاجم .
14ـ تحكيم وحدت و همبستگي ملي ضمن احترام به آداب و رسوم و فرهنگ‌هاي محلي.
15ـ اهتمام به اطلاع رساني صحيح و بارور كردن اوقات فراغت جامعه از طريق رسانه‌ها.
16ـ احياء و حمايت از نهادهاي فرهنگي مردمي.
17ـ توجه به بخش فرهنگ در نظام كلي برنامه ريزي توسعه كشور.
18ـ ارزيابي و بازشناسي مستمر سياستها، معيارها و ضوابط فعاليتهاي فرهنگي در بخشهاي مختلف.
19ـ اهتمام نسبت به معرفي شخصيتهاي تاريخي اسلامي و ايران .
20ـ توجه به كارآمد بودن دين در امر حكومت و مبارزه با تفكر جدايي دين از سياست .
21ـ افزايش شناخت و مطالعه دقيق در زبان، تاريخ، جغرافيا، آداب و رسوم اسلامي و ايراني و آگاهي از روحيات و‌گرايشها و باورهاي مردم كشور براي برنامه‌ريزي فرهنگي مبتني بر واقعيت‌ها.
22ـ توجه به اهميت و نقش ابزارهاي هنري و به كارگيري شيوه‌ها و بيان هنري در ترويج مفاهيم و معارف اسلامي،‌ايراني و تعميق و اصلاح فرهنگ عمومي.
23ـ ارائه الگوها و سرمشق‌هاي مناسب براي آحاد جامعه.
24ـ گسترش فرهنگ امر به معروف و نهي از منكر.
25ـ تكيه بر نيروهاي مؤمن و متعهد آموزش ديده فرهنگي.
26ـ تفكيك نتايج عملكرد مديران بخشهاي گوناگون از ارزشهاي ديني.
27ـ مشاركت و بسيج مردمي براي رسيدگي به مشكلات فرهنگي.
28ـ هماهنگي بين ارگانها و نهادها براي جلوگيري از تأثير منفي بعضي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي غير فرهنگي مؤثر و‌فرهنگ.
29ـ توسعه و گسترش زبان و ادبيات فارسي در كشور.
30ـ شناخت و بهره‌گيري از امكانات جهان اسلام و دنياي شرق براي تقويت خود و مقابله با تهاجم.
31ـ ايجاد توافق بر روي ابعاد فرهنگ اسلامي.
32ـ توجه و اطلاع رساني به شخصيتها و گروههاي مرجع نسبت به پيامدهاي نامطولب مواضع و رفتار آنان.
33ـ اولويت بخشيدن به اصل مهم پاسخگويي منطقي و با سعه صدر به پرسشها و ابهامات، به جاي تخطئه سياسي‌يا ارزشي.
ب ـ راهبردهاي اجرايي
1ـ جوانان
1ـ1ـ آشنا ساختن جوانان به افكار و آراء و ديدگاههاي حضرت امام خميني (‌ره) و مباني انقلاب اسلامي .
2ـ1ـ تعميق بينش نسل جوان در مواجهه علمي با فرهنگها و مظاهر تمدن و تبادل و اشاعه فرهنگي.
3ـ1ـ تلاش در جهت آشنا ساختن جوانان با جنبه‌هاي مثبت فرهنگي اقوام و ملتها و تمدنها و وجوه اشتراك و‌افتراق آن با فرهنگ خودي.
4ـ1ـ تشويق جوانان نسبت به امر اسلام‌شناسي و ايران‌شناسي در مراكز علمي و دانشگاهي و هدايت تلاشهاي آنان‌در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامي .
5ـ1ـ اهتمام نسبت به معرفي منابع اصيل فرهنگي اسلام و ايران به جوانان.
6ـ1ـ نقد و بررسي، اصلاح، تصحيح و تنقيح متون و منابع و مآخذ علمي و فرهنگي اسلام و ايران جهت تسهيل امر‌استفاده علمي نسل جوان.
7ـ1ـ نياز سنجي و بررسي تقاضاهاي فرهنگي جوانان و پاسخگويي مناسب به آن از طريق ارائه الگوسازي مناسب.
8ـ1ـ تقويت تفكر و تعقل و قدرت نقادي و انتخاب در عرصه تلاقي و تعارضه افكار .
9ـ1ـ فراهم آوردن امكان حضور فعال و مشاركت جوانان در برنامه‌ها و فعاليتهاي فرهنگي و اصلاح نگرش جامعه‌مبني بر اعتماد و باور داشتن به توانايي‌ها و شايستگي‌هاي نسل جوان .
10ـ1ـ نشاط آفريني فرهنگي از طريق ايجاد و گسترش تسهيلات ورزشي و پرورش و تقويت روح و جسم .
11ـ1ـ معرفي هنر اصيل و سازنده به جوانان.
12ـ1ـ گسترش مراكز مشاوره و راهنمايي جوانان.
13ـ1ـ فراهم ساختن شرايط و امكانات كافي براي مطالعه و تحقيق.
14ـ1ـ ايجاد اشتغال براي جوانان.
15ـ1ـ ايجاد شرايط لازم براي ازدواج جوانان.
2ـ آموزش و پرورش
1ـ2ـ تأكيد بر رسالت تربيتي ـ علمي مراكز آموزشي و تربيت همراه با آموزش و تقدم امور تربيتي در آموزش و‌پرورش .
2ـ2ـ به كارگيري شيوه‌هاي آموزشي جديد مبتني بر پرورش انديشيدن درست، منطقي و آزاد و پاسخ منطقي به‌سئوالات و ابهامات و ايجاد روحيه پرسشگري .
3ـ2ـ تقويت كتابخواني در مدارس.
4ـ2ـ توجه به اصلاح مداوم كتابهاي درسي و تكميل آنها براساس نيازهاي آموزشي عصر حاضر.
5ـ2ـ توجه به تربيت فردي و خانوادگي دانش‌آموزان.
6ـ2ـ توجه و برنامه ريزي براي تربيت سياسي ـ اجتماعي دانش‌آموزان.
7ـ2ـ تقويت و اهتمام به آموزش مربيان پرورشي و معلمان .
8ـ2ـ لزوم هماهنگي در فعاليت‌هاي تربيتي مدارس كشور.
9ـ2ـ توجه به نهاد خانواده و ارتباط مستمر بين مدرسه و خانواده از طريق انجمن اولياء و مربيان.
10ـ2ـ برنامه‌ريزي مناسب براي غني سازي اوقات فراغت دانش‌آموزان و گسترش فعاليت‌هاي فوق برنامه مدارس.
11ـ2ـ توجه به امر ورزش مدارس .
12ـ2ـ تقويت مراكز مشاوره و راهنمايي دانش‌آموزان.
13ـ2ـ تقويت تشكلهاي دانش آموزي در مدارس به ويژه تشكلهاي مذهبي.
3ـ دانشگاهها و نظام آموزش عالي
1ـ3ـ اهتمام در جهت نشر و معرفي انديشه‌هاي امام خميني (‌ره) و مباني نظام جمهوري اسلامي .
2ـ3ـ تربيت نسل انقلابي و اسلامي كه پيام انقلاب را درك و با حفظ و عمل به آن موجب ماندگاري و استمرار بركات‌انقلاب و درون زايي ارزشهاي انقلابي شود.
3ـ3ـ اهتمام به تعاطي افكار و تبادل آراء با تمسك به روشهاي منطقي.
4ـ3ـ توجه كافي به حل مسائل عصر با رجوع به معارف ديني و آراء و ديدگاههاي حضرت امام خميني (‌ره) و رهبر‌معظم انقلاب اسلامي .
5ـ3ـ اهتمام به تأمين نيازهاي فرهنگي و تقويت علمي اساتيد.
6ـ3ـ اهتمام به امر آموزش وپژوهش در علوم انساني.
7ـ2ـ ايجاد نظام برنامه ريزي، نظارت و ارزيابي فرهنگي و اجتماعي در دانشگاهها.
8ـ3ـ قانونمند كردن فعاليتهاي فرهنگي و پشتيباني مادي و معنوي از فعاليتهاي قانوني در دانشگاه.
9ـ3ـ گسترش زمينه‌هاي ارتباط دانشگاهها بادستگاهها و سازمانهاي فرهنگي 10ـ3ـ بهره‌گيري هرچه بيشتر از‌مشاركت دانشجويان و اساتيد در توليد و اجراي برنامه‌هاي فرهنگي.
11ـ3ـ حفظ و تعميق پيوندهاي اسلامي ـ ايراني دانشجويان بورسيه شاغل به تحصيل با انديشمندان ايراني در‌خارج از كشور.
12ـ3ـ گسترش زمينه‌هاي ارتباط دانشجويان غير حضوري و شبانه با نهادها و سازمانهاي فرهنگي دانشگاه.
4ـ حوزه‌هاي علميه
1ـ4ـ تبيين مباني تفكر و نظام اجتماعي اسلامي در ابعاد اقتصادي، سياسي، اخلاقي، فرهنگي و....
2ـ4ـ توجه بيشتر و مقتضيات و تحولات زمان و نقد و تنقيح دستاوردهاي فرهنگي جوامع بشري و استفاده از نتايج‌قابل انطباق با اصول و ارزشهاي اسلامي .
3ـ4ـ پاسخگويي به مسائل عصر و بهره‌گيري و توجه بيشتر به آراء و انديشه‌هاي حضرت امام خميني(‌ره) و رهبر‌معظم انقلاب اسلامي.
4ـ4ـ تلاش در جهت ترويج فرهنگ فراگير و ناب اسلامي و مقابله با خرافات، موهومات، جمود و تحجر فكري،‌ مقدس مأبي و ظاهر گرايي.
5ـ4ـ تنظيم نظام آموزشي حوزه و تقويت تحقيقاتي آن متناسب با نيازهاي فرهنگي كشور، به ويژه نيازهاي فرهنگي‌جوانان.
6ـ4ـ تربيت نيروي انساني متخصص متناسب با اهداف انقلاب و نظام جمهوري اسلامي.
7ـ4ـ توجه بيشتر به وحدت حوزه و دانشگاه و راهكارهاي عملي آن .
8ـ4ـ اهتمام به جذب هرچه بيشتر نخبگان فكري به حوزه‌هاي علميه.
9ـ4ـ برنامه ريزي براي ارتباط مستقيم و گسترده با تمامي اقشار مردم در جامعه ايران .
10ـ4ـ توجه بيشتر به روشهاي كارآمد و نوين تبليغ و ارشاد توسط حوزه‌هاي علميه.
11ـ4ـ تبيين مباني نظري مسائل فرهنگي و هنري (‌ادبيات، فيلم، تئاتر، موسيقي....) متناسب با مقتضيات روز.
12ـ4ـ تلاش براي هماهنگي بيشتر بين مراجع ديني و رهبري مذهبي ـ سياسي .
13ـ4ـ آينده‌نگري و جلو بودن از زمان در نظريه‌پردازي و تبيين آراء اسلامي.
14ـ4ـ پرهيز از سوق دادن فعاليت ديني و فرهنگي روحانيت به نهادهاي رسمي و دولتي و اتكاء هرچه بيشتر به‌فرهنگ سازي خود جوش در روابط متقابل روحانيت با مردم .
15ـ4ـ ترويج فرهنگ قرآن، نهج البلاغه و فرهنگ معاد در ميان اقشار جامعه جهت سالم سازي اخلاق اجتماعي.
16ـ4ـ بهره‌گيري از هنر مشروع و مؤثر در تبليغ ديني .
17ـ4ـ صيانت از روشهاي سنتي تبليغ همراه با بازسازي آن .
18ـ4ـ آسيب شناسي تبليغ ديني .
19ـ4ـ توجه به نيازهاي متنوع و متكثر انسان و جامع نگري در آن و نگاه متوازن و متعادل .
20ـ4ـ توجه به علم كلام و مسائل نوين آن.
21ـ4ـ توجه به علوم انساني بانگاه اسلامي .
22ـ4ـ ايجاد نظام ارزيابي و سنجش در تبليغ و آثار آن .
23ـ4ـ مشخص نمودن آسيب‌هاي فرهنگي ناشي از ناديده گرفتن مباني ديني و آسيب‌هاي ناشي از عدم توجه به‌واقعيات اجتماعي.
24ـ4ـ نگاه متعادل و متوازن به مراسم جشن عزاداري مذهبي.
25ـ4ـ تكيه بر مردم و خود جوشي آنان در تبليغ.
26ـ4ـ برخورداري از موضع فعال و نه منفعل در تبليغ دين در سطوح گوناگون.
5ـ مساجد
1ـ5ـ توجه به مساجد و ساماندهي امور آن به عنوان مراكز نشر و گسترش فرهنگ اسلامي.
2ـ5ـ توجه به بهسازي فيزيكي مساجد و زيباسازي آن .
3ـ5ـ تربيت امام جماعت عالم و آشنا به مسائل روز و جوانگرا.
4ـ5ـ استفاده از فضاي مساجد براي مطالعه كتب ديني و علمي و فكري و تبادل فكري و تبادل آراء.
5ـ5ـ دعوت از متفكران دانشگاهي براي سخنراني در مساجد.
6ـ5ـ همكاري در فعاليتهاي كمك آموزشي و تربيتي و تفريحي.
7ـ5ـ ايجاد فضاي سبز مثلا" پارك در كنار مسجد.
8ـ5ـ ايجاد مراكز مطالعه روزنامه و مجلات در كنار مساجد و فعال نمودن كتابخانه‌هاي مساجد.
9ـ5ـ ايجاد زمينه همكاري بين نهادهاي مردمي و مساجد.
10ـ5ـ تقويت كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد.
11ـ5ـ ترسيم جايگاه مسجد در نظام كشور و تعيين ساختار مناسب براي آن .
12ـ5ـ ايجاد ارتباط بين مسجد و مدرسه در هر محل.
13ـ5ـ ترميم، اصلاح و آموزش خادمين مسجد، هيأت امنا و عوامل ديگر.
ج ـ دستگاههاي تبليغي و رسانه‌هاي گروهي
1ـ برنامه‌هاي فرهنگي و هنري
1ـ1ـ توجه نهادها و رسانه‌هاي گروهي به توليد مؤثر فرهنگي.
2ـ1ـ ترويج مفاهيم و معارف اسلامي و رعايت حد اعتدال در تبليغ.
3ـ1ـ تقويت روحيه تقوا و اخلاق اسلامي .
4ـ1ـ الگوسازي مناسب و توجه به سيره پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع).
5ـ1ـ توجه به تاريخ اسلام و معرفي اصحاب و ياران پيامبر گرامي و ائمه اطهار(ع).
6ـ1ـ يادآوري حماسه ايثار شهدا، جانبازان و آزادگان در دوران انقلاب و دفاع مقدس.
7ـ1ـ حفظ روحيه و شور انقلابي مردم.
8ـ1ـ هماهنگي در تبليغ و فعاليت‌هاي رسانه‌اي .
9ـ1ـ به كارگيري قالبهاي متنوع هنري براي عرضه مفاهيم فرهنگ اسلامي .
10ـ1ـ جمع آوري دقيق‌ترين و آخرين اطلاعات مربوط به فعاليت‌هاي فرهنگي و اطلاعاتي و ارتباطي در سطح‌جهاني و استفاده از آنها در برنامه‌ريزي و فعاليت تبليغاتي كشوري و بين المللي.
11ـ1ـ نياز سنجي مخاطبان و توزيع متناسب برنامه‌ها.
12ـ1ـ تربيت نيروي انساني دست اندر كار در عرصه‌هاي فرهنگي متناسب با اهداف فرهنگي نظام به ويژه در‌بخشهاي تصميم‌گيري و ارزيابي و نظارت مستمر بر فعاليت آنها.
13ـ1ـ بهينه سازي و روز آمد كردن روشهاي سنتي تبليغ در عين حال استفاده از روشهاي نوين .
14ـ1ـ فعالتر شدن تبليغات اسلامي در نمادهاي محلي فرهنگي .
15ـ1ـ گسترش كيفي فعاليت تبليغات اسلامي .
16ـ1ـ گسترش فعاليت‌هاي كارشناسي تبليغات اسلامي .
17ـ1 كمك به نهادهاي مردمي براي فعالي شدن روزمره در مسائل فرهنگي و فكري .
18ـ1ـ گسترش اردوهاي مذهبي ـ تفريحي در سراسر كشور خصوصا" روستاها.
19ـ1ـ استفاده كامل از فضاهاي فرهنگي ـ مذهبي مانند حسينيه‌ها براي ايجاد تحرك جفرافيايي ـ فرهنگي .
20ـ1ـ تقويت مراكز فرهنگي و هنري و كمك به افزايش توليدات اين مراكز.
21ـ1ـ تشكيل و تقويت و تجهيز مراكز اسلامي رساني و حمايت و هدايت صحيح اين مراكز.
22ـ1ـ تقويت مراكز پژوهشي فرهنگي .
23ـ1ـ تشويق مردم به مشاركت و هدايت انگيزه‌هاي آنان در جهت فعاليت در امور فرهنگي و هنري .
2ـ مطبوعات
1ـ2ـ كمك به ايجاد تفاهم ملي در جهت توسعه فكري و فرهنگي از طريق تعاطي افكار و تبادل آراء و تمسك به‌روشهاي منطقي.
2ـ2ـ كمك به ايجاد ثبات براي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و جلوگيري از غربزدگي و التقاط.
3ـ2ـ گسترش فرهنگ نقد و گفتگو با توجه به ارزشهاي معنوي، مباني و مواضع اصولي .
4ـ2ـ صيانت خود جوش و درون زا از ارزشهاي ديني و انقلابي به وسيله مطبوعات .
5ـ2ـ روشن كردن گسل‌هاي اجتماعي و فرهنگي در چارچوب قوانين.
6ـ2ـ نزديك كردن نظريه‌هاي موجود در جامعه با طرح علمي و كارشناسي اين نظريات و نقد صحيح .
7ـ2ـ سعي در تقريب ذهبي داخل كشور و خارج از آن بوسيله برجسته كردن ساختارهاي اقتصادي و ساختارهاي‌فرهنگي با احترام به ارزشهاي ملي و فرهنگي اسلامي.
8ـ2ـ فراهم آوردن امكان گفتگوهاي كارشناسي براي رسيدن به راهبردهاي فرهنگي در جهت اهداف ملي بدون پرده‌دري، حرمت شكني، قانون شكني و جوسازي.www.zibaweb.com
9ـ2ـ بررسي مشكلات اجتماعي براي يافتن راه‌حل‌هاي عمومي.
10ـ2ـ بررسي راههاي جلوگيري از نفوذ سياسي، فرهنگي و اجتماعي دشمنان براي حفظ استقلال كشور.
11ـ2ـ توسعه و تقويت خبرگزاري داخلي.
12ـ2ـ ارتقاء كمي و كيفي با دستيابي به شيوه‌هاي مطلوب و جامع در انتشار اخبار و مطالب .
13ـ2ـ جلوگيري از عوام‌زدگي و عوام فريبي و تكيه بر باورها، عادات و شيوه‌هاي درست .
3ـ صدا و سيما
1ـ3ـ تلاش در جهت تبيين و تعميق بخشيدن ايمان مذهبي مخاطبان با بهره‌گيري از بهترين ابزارهاي هنري در كليه‌برنامه‌هاي صدا و سيما.
2ـ3ـ ارائه الگوهاي مناسب براي اقشار مختلف مخاطبان به ويژه كودكان و نوجوانان و جوانان در برنامه‌هاي‌مختلف با شيوه‌هاي مستقيم و غير مستقيم.
3ـ3ـ فراهم سازي زمينه‌هاي ارتقاء آگاهي مخاطبان (‌بينش و دانش) در زمينه‌هاي مختلف علوم و فرهنگ، به ويژه‌دين در كليه برنامه‌ها با جهت گيري مناسب و منطقي.
4ـ3ـ ارتقاء بخشيدن كيفيت محتوايي كليه برنامه‌هاي صدا و سيما با ارتباط جدي و عميق‌تر و مستمر با اساتيد‌حوزه و دانشگاه .
5ـ3ـ به كار گيري ابزارهاي نوين و فن‌آوري جديد در تهيه كليه برنامه‌هاي صدا و سيما براي ارتقاء كيفيت تصويري‌برنامه‌ها.
6ـ3ـ توجه جدي جهت عملي نمودن فرمايشات و رهنمودهاي حضرت امام خميني(‌ره) و مقام معظم رهبري‌پيرامون صدا و سيما.
7ـ3ـ بهره‌گيري از توليدات داخلي و در صورت لزوم برنامه‌هاي خارجي تلويزيوني با توجه به ارزشهاي اسلامي و‌عدم مغايرت آنها با دينداري، كفرستيزي، ساده زيستي و اخلاق اسلامي .
8ـ3ـ افزايش پوشش جمعيتي و جغرافيايي صدا و سيما.
9ـ3ـ تقويت مراكز خبري با بهره‌گيري از دانش فني جديد و انتخاب شيوه‌هاي مؤثر و متنوع تبليغاتي.
10ـ3ـ بهره‌گيري از نظريات و تجربيات مسئولان، اساتيد و كارشناسان امور فرهنگي و هنري و ارتباط جمعي .
11ـ3ـ ايجاد زمينه‌هاي مناسب براي بهره‌گيري مطلوب و متعادل فرهنگي و هنري از اوقات فراغت و تفريح.
12ـ3ـ تقويت ارتباط مناسب و مكمل بخش فرهنگ با مردم.
13ـ3ـ هماهنگي در تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي فرهنگي با بخش‌هاي فرهنگي سياستهاي فوق در جلسات 444‌مورخ 78.4.1، 445 مورخ 78.4.15، 447 مورخ 78.5.12، 450 مورخ 78.7.20، 451 مورخ 78.8.4، 452‌مورخ 78.8.18، 453 مورخ 78.9.16، 455 مورخ 78.10.14 و 459 مورخ 78.12.24 شوراي عالي انقلاب‌فرهنگي به تصويب نهايي رسيد.

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  3:12 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer borkhar
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران *** (تاپیک ویژه ویژه)

عوامل تهديدکننده عفاف

 

خضوع در کلام زنان

خضوع در کلام به معناي اين است که زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطيف کنند و به تبع، دل دچار ريبه و خيال‌هاي شيطاني شود و شهوت برانگيخته شود.

عدم پوشش و زينت مناسب

خداوند متعال با خودآرايي زن مخالف نيست، بلکه با خودنمايي مخالف است. حتي در بعضي روايات زن و شوهر را براي قوام خانواده توصيه به زينت و آرايش مي‌کند.

خلوت با نامحرم

از جمله عوامل تهديدکننده عفّت، خلوت با نامحرم است. مراد از خلوت اين است که مکان طوري باشد که رفت و آمد در آن کمتر باشد و يا آن محل درهاي ورود و خروجش بسته باشد. در چنين شرايطي است که شيطان وسوسه خود را آغاز و انسان را متمايل به گناه مي‌کند.

عدم توجه به مسایل زناشویی

هريک از زن و شوهر در کانون خانواده وظايفي را بر عهده دارند. عدم توجه به آن موجب مي‌شود که طرفين ارضاي نيازهاي غريزي و طبيعي خود را خارج از محيط خانه به صورت ناسالم طلب کنند.

عدم خودباوري و عزّت نفس

وقتي انسان از جايگاه و شخصيت حقيقي خويش در نظام آفرينش غافل باشد و نداند که بهاي حقيقي او معادل بهشت است و مي‌تواند برتر از ملائکه و ديگر موجودات روي زمين باشد، لذايذ زودگذر و آني دنيا در نزد او خوار مي‌گردد و مصداق کلام اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌شود که فرمود: کسي که در خود احساس کرامت مي‌کند، شهوات و خواهش‌هاي نفساني نزد او بي‌مقدار مي‌شود.

فراموشي ياد خدا

شاه‌کليد عوامل تهديدکننده عفّت، غفلت از ياد خداست. قرآن کريم در سوره زخرف آيه 36 مي‌فرمايد: «هرکس از ياد خدا رويگردان شود؛ شيطاني را به سراغ او مي‌فرستيم و همواره با او قرين خواهد بود.» غفلت از ذکر خدا و غرق شدن در لذات دنيا و دلباختگي به زرق و برق آن، موجب مي‌شود که شيطان بر انسان مسلط گردد و همواره قرين او باشد و رشته‌اي در گردنش افکنده، مي‌برد به هرجا که خاطرخواه اوست.

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

یک شنبه 21 آبان 1391  3:16 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران *** (تاپیک ویژه ویژه)

             جدول شماره 1

کاربران مشارکت کننده

تاپیک:** علل بد حجابی در ایران * (تاپیک ویژه ویژه)

labeik_ya_khameneei

150

mehdi0014

50

siasport23

50

mina_k_h

50

nimaf147

40

Nassersulduz

50

mdsaghi

50

tra1344

50

iran313

50

urubu1234

30

shokraneh

50

fazli1184r132

40

qodrat

150

babak110

70

prompet

50

smst1984

30

hibgfuhuighfyo

50

deremel400

90

govhareireza

50

farshon

50

majnon313

20

reza7359

30

onaderi

40

mrangraz

20

karami141

50

hossein68

50

mohsenchapi

50

tachberdee

50

reza313

50

fardamg

50

dooste_u

50

khastan_tavanestan_ast

50

reza5687

50

abiri064

50

onehamed

50

mahmoodsafari

50

 


سه شنبه 23 آبان 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

 

بدحجابي:

براي تعريف بدحجابي بهتر است در ابتدا حجاب و حدود آن مشخص شود.

حجاب از منظر لغت:

لغت حجاب به معناي پوشيدن، پرده و حاجب به كار رفته و در هيچ موردي اصالتاً به معناي نوع سبك پوشيدن و نوع سبك لباسي كه پوشيده مي شود اطلاق نشده است. (مطهري، ص 78، 1366)

مقصود از حجاب اسلامي آن نوع پوششي است كه داراي اين دو ويژگي باشد:

1) حدود شرعي پوشش در آن رعايت شده باشد.

2) با خودنمايي و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.

طبق اين تعريف حجاب امري نيست كه صرفاً‌ به موضوع پوشش مرتبط باشد بلكه امري رفتاري نيز هست.

شنبه 25 آذر 1391  8:44 PM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

نفوذ شبکه های ماهواره به خانه ها و عقب ماندن صدا و سیما در تولید مجموعه هایی غنی و همسو با فرهنگ اسلامی هم میتواند در این امر دخیل باشه

شنبه 25 آذر 1391  8:46 PM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

 

شرط حجاب و ازدواج با احساس دوگانه

در سال‌های ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی دو نوع ازدواج میان جوانان در کنار انواع سابق و سنتی ازدواج در ایران پا به میدان روابط اجتماعی گذاشت. هر دو نوع ازدواج عمدتا بیرون از روال ازدواج‌های ترتیب داده شده توسط خانواده‌ها شکل گرفته و خانواده‌ها در جو انقلاب‌زدهٔ آن سال‌ها اغلب علی‌رغم داشتن مشکل، با آنها کنار می‌آمدند:

 

۱- ازدواج میان دختران و پسرانی که هر دو طرف به اسلام ایدئولوژیزه گرویده و سر و وضع و سبک زندگی خود را با ایدئولوژی اختراعی جدید (با ترکیب عناصری از مارکسیسم/لنینیسم، هیپی‌گری، فاشیسم و اسلام تبلیغ شده توسط روحانیت معترض) تطبیق داده بودند.

 

شنبه 25 آذر 1391  8:53 PM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

 

دينداري و ايمان و حجاب اجباري از ديدگاه شهيد بهشتي

: شهید بهشتی با استناد به آیات مزبور و برخی آیات دیگر، چنین نتیجه می گیرد: آقا! خانم! خدا به پیغمبرش می‌گوید تو حق نداری انسان ها را وادار به ایمان کنی، تو باید راه ایمان را به انسان ها نشان بدهی، زمینه های محیطی ایمان پیدا کردن و آزادانه به راه ایمان گام نهادن را فراهم کنی، البته در فراهم کردن زمینه ها باید قدرت به کار برد، اما قدرت باید فقط در این حد به کار برود که زمینه های منفی از بین برود و زمینه مساعد برای انتخاب احسن باشد.

 

شنبه 25 آذر 1391  8:53 PM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

 

جوان‌ترین شاگرد چمران از حجاب می‌گوید

حجاب دختران ایرانی را نمی‌پسندم

 

هیام عطوی از اولین نیروهای پیوسته به جنبش امل بود که در ۱۳ سالگی عضو این جنبش شده و در ۱۵ سالگی به عنوان جوان‌ترین شاگرد چمران در جبل عامل شناخته شد.

هنگامی که برای تعیین وقت گفتگو با او صحبت کردم، تازه از لبنان و از ملاقات مادر بیمار خود بازگشته بود. با این حال با روی خوش از این گفتگو استقبال کرد.

هنگامی که به منزل‌شان رفتم، شخصا با رویی گشاده از ما استقبال کرد. نکته جالب این‌جاست که تازه زمانی که با خرما و شیرینی عزا از ما پذیرایی شد، متوجه شدیم هیام عطوی سه روز است در عزای مادر فداکار خود نشسته است.

هیام نه تنها این گفتگو را به دلیل داغ مادر به وقتی دیگر موکول نکرد، بلکه زمانی که خواهران و برادرانش از لبنان برای تسلیت تماس گرفته بودند به راحتی به دخترش گفت بگویید مهمان دارم و بعداً صحبت می‌کنیم.

در طول گفتگو هر زمان در مورد شهید چمران سئوال می کردم برقی در چشمانش و طربی در کلامش موج می زد. لحن شور انگیز صحبتش در مورد دکتر مصطفی (هیام عطوی، شهید چمران را با عنوان دکتر مصطفی صدا می زد) باعث می‌شد که با تمام وجود باور کنی که او چمران را زنده و حاضر می‌داند.

 

 

یک مقدار برای ما از کودکی خود و زمانی که هنوز با شهید چمران آشنا نشده بودید بگویید.
کودکی من در جنوب لبنان مصادف بود با مسئله «توطین» – اسکان آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان- و دغدغه ی این نکته در میان مردم جنوب لبنان. آن زمان مردم ما در لبنان با فرهنگ بی فرهنگی دینی خصوصا شیعه روبرو بوده و تماما در فقر به سر می‌بردند. آن زمان دوران ظلمت مطلق و ضعف مطلق بود. گروههای عربی در آن منطقه بیداد می‌کردند و خب به نوعی جنوب لبنان مرکز گروه‌های مختلف سیاسی کشورهای مختلف عربی بود و آن کشورها هر کدام اقلا دو گروه در جنوب داشتند. اموال زیادی صرف این گروه‌ها می‌شد تا جوانان بی‌کار لبنانی را که دغدغه کار داشتند را جذب نمایند. و جوانان ما برای اندکی حقوق و یا اسلحه‌ای که بتوانند اقلا حافظ ناموس خود در آن شرایط باشند جذب این گروهها می‌شدند.

بدنبال جذب اینها در آن مراکز، سعی در بی هویتی دینی جوانان و جذب و سرگرم نمودن آنان می‌شد تا از مبارزه و فکر مبارزه آنان را دور کنند. در کنار تمام اینها مسئله توطین بود. اسرائیل، طرح اسکان تمام آوارگان مختلف فلسطینی را در جنوب لبنان داده بود. من از هفت سالگی برایم سئوالات مختلف وجود داشت و اینکه «چرا؟!».

چرا باید به جای اینکه وطن فلسطینیان را به آنان باز پس دهند، وطن ما شیعیان لبنان را هم غصب کنند. چرا به جای اینکه ما مبارزه کنیم و فلسطین را آزاد کنیم به مسئله توطین تن می‌دهیم. من با این دغدغه‌ها بزرگ شدم. شاید بتوان گفت یکی از دلایل دزدیدن امام موسی صدر همین مسئله توطین بود. ایشان مخالف این مطلب بود و می‌گفت چرا باید این کار انجام بشود و مردم این منطقه کجا بروند و آنان با بی‌شرمی می‌گفتند: به دریا بروند. یعنی بمیرند. و امام موسی صدر با این دیدگاه و مسئله توطین مبارزه می‌کردند.

با دکتر چمران و اهداف ایشان چگونه آشنا شدید؟
در آن زمان شرایط بی‌هویتی در جنوب لبنان حاکم بود و به هیچ عنوان ما را به رسمیت نمی‌شناختند. امام موسی صدر آمدند و مرکزی را تاسیس نمودند که محل جذب جوانان و کودکان مستضعف لبنانی بود. بچه‌های شیعه لبنانی در این مرکز رشد کرده و با تعالیم انسان ساز، این مرکز بزرگ می‌شدند. اعتماد به نفس می‌گرفتند و آماده می شدند برای اینکه روی پای خود بایستند و اسرائیل را هیچ حساب ننمایند. دکتر مصطفی یکی از فعالین این موسسه بود که بعد از آنکه برای ملاقات با امام موسی صدر به لبنان آمد، اینجا ماند و برای بچه‌های جنوب کار کرد. در آن شرایط من از نزدیکان خود در مورد ایشان شنیدم و اینکه عصرهای جمعه کلاس دارند. من برای اول بار در این کلاس‌ها شرکت کردم و با مردی روبرو شدم که با لهجه‌ی شیرین فارسی _لبنانی ، «تفضل» گفته و ما را دعوت به ورود به جلسه می‌کرد. من در این جلسات و در آن موسسه با دیدگاه‌های دکتر و همسر بزگوارشان خانم غاده آشنا شدم. در واقع من ثمره‌ی کوچکی از مبارزات دکتر در جنوب لبنان هستم که می توانید در میان بزرگان مبارزه امروز لبنان از سید حسن نصرالله تا خیلی از مجاهدین دیگر، شاگردان دکتر را ببینید.

 

این روزها در ایران بحث بر سر این مطلب هست که نمی‌شود جوانی کرد. تعریف شما از «جوانی کردن» چیست؟
سئوال بسیار زیبائی پرسیدید. در یک جمله میگویم که جوانی کردن آن چیزی است که امروز که آن را انجام دادی و با انجام آن شاد بودی اگر در آینده بازگشتی و به آن نگاه کردی، به آن افتخار کنی و باعث سرافکنده‌گی و فرار تو از خاطرات آن دوران و جوانی کردنت نباشد.

 

نظر شما در خصوص جایگاه دختران و زنان ایرانی چیست؟
زنان ایرانی در طول زمان خصوصا سالهای پس از انقلاب اسلامی دارای پیشرفتهای زیادی در زمینه های علمی، فرهنگی و هنری بودند. و از تدبیر و مدیریت بالایی برخوردار بوده و در رتبه های عالی مدیریت شاهد موفقیت زنان ایرانی هستیم.

 

 

جایگاه زنان و دختران ایرانی را در کشورهای مسلمان چگونه می‌بینید؟

 

مشکل در ضعف تبلیغات است. ما شاهد پیشرفت زنان هستیم اما می‌بینیم که تبلیغات ضعیف بوده و این موفقیت‌ها را در اخبار جهانی مشاهده نمی‌کنیم . ضعف تبلیغات به حدی هست که الان در برخی کشورها زنان ایرانی را هم‌پای زنان سعودی متحجر می‌دانند در صورتی که ما می‌دانیم که این چنین نیست. ما باید سرمایه و وقت بگذاریم و زن ایرانی را به همراه تمام موفقیت‌هایش در تمامی جوانب به دنیا معرفی کنیم.

 

با توجه به تعداد دختران زیادی که در میان شاگردان چمران بودند، نحوه ی رفتار دکتر با آنان چگونه بود؟
چمران نگاه جنسیتی به افراد نداشت. برای چمران خدمات آنان مهم بود. او هرگز از این دید نگاه نمی‌کرد که بخواهد فردی را به دلیل دختر بودن کوچک بشمارد و یا به کار کسی به خاطر دختر بودن انقلت الکی وارد کند. من بارها بعنوان کوچکترین شاگرد دکتر از جانب افرادی در همان جلسات مورد خطاب قرار گرفتم که دیگر در جلسات دکتر شرکت نکنم و حتی یک بار من ناراحت شده و دیگر به جلسات نرفتم. دکتر از طریق خانم‌شان مسئله را متوجه شده و مجددا من را به جلسات دعوت نموده و عنوان کردند: «چنانچه کسی از حضور شما در جلسات ناراحت هست، می تواند خود در جلسات شرکت نکند اما نمیتواند شما را از جلسات منع نماید…..»

 

 

گذراندن دوره های مختلف و سخت آموزش نظامی برای دختران نوجوان و جوان و خصوصا مسلمان با تمام قیودات شرعی، آیا با جنسیت آنان ناسازگار نبود؟
ما لباس کامل نظامی می‌پوشیدیم با رعایت حجاب کامل. البته مردها سخت‌تر از ما دوره می‌دیدند. بودند کسانی که ما را از این دوره‌ها نهی می‌کردند و می‌گفتند که تعداد مردان زیاد هست و نیاز به حضور شما نیست. اما ما دوره‌ها را با رعایت حدود گذراندیم. عشیره‌ها و طایفه‌هایی بودند که خب دیدشان نسبت به دختران این نبود و آنان را از این قبیل مسائل نهی می‌کردند و ما را از این حرکات باز می داشتند. در هر حال مشکل بود اما ما طی می‌کردیم.

 

 

با توجه به سابقه مبارزاتی شما آیا بوده زمانی که شما آرزو کنید که ای کاش پسر بودید؟
هرگز. من خیلی لذت می‌بردم و می‌برم از اینکه یک دختر و یک خواهر و یک مادر بودم و در عین حال مبارزه هم می‌کردم. من اکنون با نگاه به گذشته از این که یک دختر بودم و با وجود تمامی سختی‌ها و قیوداتی اعم از دینی شرعی و عرفی که ممکن است برای خیلی‌ها دست و پاگیر باشد، توانستم به مبارزاتم ادامه بدهم لذت می‌برم.

 

من از خدا ممنونم که مرا یک زن آفرید. زن می‌تواند منبع خیر یا منشاء شر مطلق باشد. فاطمه زهرا که بود؟ در یک خانه کوچک اما هنوز همه می‌گوئیم اهل بیت. حدیث کسا را می‌خوانیم و می‌بینیم که از او نام برده شده و سپس پدر و همسر و فرزندان. همیشه به خاطر جنسیتم از خدا شاکر بودم.

 

به نظر شما دختر ایرانی چگونه می‌تواند در مسائل مختلف سیاسی اجتماعی و حتی نظامی حضور داشته باشد؟
ببینین یک دوره‌ای ما خیلی در ایران خراب کردیم و دائم با گفتن این مسئله «تو یک دختر هستی»، دختران را از برخی مسائل سیاسی اجتماعی جامعه دور کردیم. اسلام این را نمی‌گوید. باید آن هویت اصلی و اعتماد به نفس از دست رفته را به دختر ایرانی داد تا بتواند در مجامع سیاسی- اجتماعی حاضر گردد. و در عین حال بداند که می‌تواند هم مومن باشد و هم محجبه و هم یک عضو فعال سیاسی.

 

 

علت علاقه ی دختران لبنانی به جوانان ایرانی و ازدواج با ایرانی‌ها چیست؟
برای یک دختر لبنانی زندگی سالم خیلی مهم است. شاید یک دختر لبنانی به این باور رسیده که مرد ایرانی به دنبال زندگی سالم و کانون صحیح خانوادگی‌ست که به این مدل ازدواج راغب است. البته منکر اختلاف زیاد فرهنگی نیستم و شاهد بودم که خیلی از این مدل ازدواج‌ها به انجام نرسیده است.

 

 

شما حجاب دختر ایرانی را می‌پسندید یا دختر لبنانی را؟
من حجاب دختران محجبه‌ی ایرانی را نمی‌پسندم.

 

 

(با تعجب می پرسم) حجاب محجبه‌ها را نمی‌پسندید؟ چرا؟
من حجاب دختران محجبه ایرانی را به خاطر رنگ حجاب‌شان نمی‌پسندم. رنگ مشکی، حاکم بر حجاب دختران ایرانی است. البته خب رنگ مشکی برای از بین بردن جلب توجه خوب است و در دین اسلام هم تاکید شده اما من می‌بینم دختران و زنان جوان ایرانی حتی در مهمانی‌هایشان نیز از رنگ مشکی استفاده می‌کنند.

 

حجاب دختران لبنانی متنوع و رنگارنگ بوده و من رنگ حجاب دختران لبنانی را ترجیح می دهم. مقنعه چهره را زیباتر می‌کند. اما به نظر من مشکی نباشد بهتر است.

 

این روزها روسری بستن مدل لبنانی هم که خیلی مورد علاقه ی زنان ایرانی است.
علتش را نمی‌دانم. شاید زن ایرانی، زن لبنانی را زن محجبه‌ی مدرن می‌داند. البته این استنباط من است.

 

 

نظر شما در خصوص این چادر ملی‌ها چیست؟
با عرض پوزش باید بگویم من اصلا این چادر ملی‌ها را نمی‌پسندم و به نظرم زشت است. همان مدل چادر معمولی‌ها قشنگتر است. چادر ملی‌ها زن را مثل شبح می‌کند! نه غربی است و نه ایرانی. در واقع پوشش اصیل زن ایرانی مسخ شده با این چادرهای مختلف.

 

 

آیا با شهید چمران رفت و آمد خانوادگی داشتید؟
اولین بار بعد از ازدواج دکتر را در اهواز وقتی مجروح بودند زیارت کردم و یک ماه بعد دکتر شهید شدند و مهلت رفت و آمد خانوادگی در ایران دست نداد.

 

 

آیا همسر شهید چمران را از نزدیک می‌شناختید؟
اخیرا در سفر به لبنان به دیدارشان رفتم. برای تسلیت فوت مادر بزرگوارشان. من در سال‌های مبارزه ایشان را می‌شناختم و درس های زیادی از ایشان گرفتم. ایشان دختری از یک خانواده متمول بودند که به زندگی ساده با چمران تن دادند و یک کمد شکسته داشتند که وسایل‌شان را در آن جا می‌دادند و هرگز تجملات دنیوی گریبان‌شان را نگرفت.

 

 

الان مشغول چه کاری هستند؟
الان مقیم صور بوده و آنجا یک حوزه مخصوص خواهران را سرپرستی می‌کنند. حوزه‌ای بزرگ با کارهای فرهنگی و تدریس علوم دینی.

 

 

رفتار شهید چمران با همسرشان چگونه بود؟
شهید چمران بسیار خانم‌شان را دوست داشتند. حرمت خاصی برای ایشان قائل بودند. به او می‌گفتند «پرنده قدس» یعنی صدا می‌زدند «یا طائره القدس».

 

خانم غاده قبل از آشنایی با چمران یک زندگی بسیار مرفه داشتند و بعد از ازدواج در تمام سال‌ها یک زندگی ساده و خداگونه را با هم گذراندند.

 

از خصوصیت‌های رفتاری ایشان بفرمائید.
ایشان خصوصیت‌های عظیمی دارند. همه چیز در دست خودشان بود. با وجود اینکه می‌توانستند از مواهب مادی بهره مند شوند اما علقه و تعلق مادی نداشتند. همه چیز را کنار گذاشتند. کتاب ایشان به نام «صرخت زینب – فریاد زینب» در تمام لبنان چاپ و بارها تجدید چاپ شد. در کل لبنان تمام دخترها فقط دنبال این کتاب و خواندنش بودند. دختر شیعه با خواندن این کتاب خود و آزادی اسلامی را شناخت. ایشان یک ادیب هستند. اول چیزی که در ایشان دکتر را جذب نمود قلم ایشان بود. زنان لبنانی ایشان را یک عالمه‌ی بزرگ می‌شناسند. ایشان به عرفان رسیده‌اند.

 

 

بهترین تفریح شما در زمان جوانی و اکنون چیست؟
خاطرات سال‌ها مبارزه‌ی من در جبل عامل و سال‌هایی که شاگرد دکتر چمران بودم بهترین خاطرات من هستند و بهترین تفریحات من بود و اکنون هم من یک مادر بزرگ هستم که حضور در کنار فرزندان و نوه‌ام بهترین تفریح برای من است.

 

و … کلام آخر
مثل چمران به گونه‌ای زندگی کنیم که برکات آن عمر تا سال‌ها باقی بماند و خود نیز از نگاه به آن زندگی لذت ببریم. دکتر مصطفی با خدماتش به اسلام و شیعیان جنوب لبنان برای همیشه زنده است.

 

شنبه 25 آذر 1391  8:57 PM
تشکرات از این پست
reza5687
reza5687
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 297
محل سکونت : فارس

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

 

گفتگو با سودابه آقاجانيان، اولین مجری چادری تلویزیون

 
 
 
اگر قرار باشد در ميان هنرپيشه‌هاي زن سينماي ايران، شمايلي مترادف سيدجواد هاشمي انتخاب كنيم، قطعا يكي از اولين انتخاب‌ها، سودابه آقاجانيان است، مجري و بازيگري كه كارهاي متنوعي از دبيري ديني در دبيرستان تا حضور در بنياد فارابي، ستاد بازسازي عتبات عاليات و امروز «مدرسه‌داري» را تجربه كرده است.
 
 
 
جام جم آنلاین: اگر قرار باشد در ميان هنرپيشه‌هاي زن سينماي ايران، شمايلي مترادف سيدجواد هاشمي انتخاب كنيم، قطعا يكي از اولين انتخاب‌ها، سودابه آقاجانيان است، مجري و بازيگري كه كارهاي متنوعي از دبيري ديني در دبيرستان تا حضور در بنياد فارابي، ستاد بازسازي عتبات عاليات و امروز «مدرسه‌داري» را تجربه كرده است.

نكته جالب مصاحبه اين بود كه به دليل شلوغي و سروصداي محيط، لوكيشن مصاحبه اتومبيل شخصي خانم آقاجانيان شد كه البته اين هم تجربه‌اي جديد بود، آقاجانيان صريح و صميمي و البته منتقدانه سخن مي‌گويد.

شما جزو اولين مجري‌هاي چادري تلويزيون هستيد. درست است؟

بله، من اولين مجري چادري تلويزيون بودم، البته قبل از من در بخش خبر، خانم‌هاي چادري بودند، مثل خانم ساكي؛ ولي اولين مجري چادري بنده بودم. من سال 69 وارد سازمان شدم و به معاونت سياسي رفتم و كار را با خبر راديو شروع كردم.

يعني اولين حضورتان در حوزه سياسي بود؟

بله، من به عنوان گوينده خبر وارد سازمان شدم ولي همان موقع، پخش شبكه دو برنامه‌اي را به من پيشنهاد كردند كه اولين برنامه با اجراي يك خانم چادري بود؛ يك برنامه مناسبتي هفت روزه براي ميلاد حضرت زهرا(س) بود كه اتفاقا مصادف شد با فوت آيت‌الله‌العظمي خويي كه طبعا حال و هوايش به خاطر اين حادثه عوض شد.

اين برنامه و حضور شما به سال 1369 بازمي‌گردد؟

بله.

اجرا با چادر، انتخاب خودتان بود يا انتخاب و پيشنهاد تهيه‌كننده؟ بازخوردهايش چه بود؟

قطعا انتخاب خودم بود. اگر شرط تهيه‌كننده اين بود كه بدون چادر برنامه را اجرا كنم، قبول نمي‌كردم. تهيه‌كننده آن برنامه با همين رويكرد كه من يك خانم چادري بودم، سراغ من آمد.

يعني شما قبل از ورود به سازمان و اجراي برنامه هم حجاب چادر داشتيد؟

بله، چون من چادر را نه از سر اجبار و بخشنامه و... كه از جهت تعهدات مذهبي و عقايد خودم قبول داشتم و دارم.

در اولين حضور تلويزيوني شما با چادر در سال 69 در اولين ساعات آن بازخورد‌هايي كه دريافت كرديد چه بود؟ چون به هر حال اولين حضور يك مجري چادري در تلويزيون بعد از انقلاب بود.

بازخوردهاي جالبي بود، تشويق‌هايي از سوي علما و مراجع و تلفن‌هاي زيادي براي تشكر و قدرداني شد، ولي فكر مي‌كنم چون خبر خيلي بيشتر در چشم‌ها بود و خانم ساكي هم چادر سرشان مي‌كردند، بازخوردها براي ايشان و بعد به تبع آن خانم صلحي كه خبر مي‌خواندند، بيشتر بود.

عجيب‌ترين بازخورد براي شما چه بود؟

برخي همكاران آن وقت به من گفتند تو براي تهيه‌كننده يك امتياز خوب هستي و ديگر به اصطلاح نانت در روغن است!

شما در تلويزيون هم خبر خوانده‌ايد؟

بله، من سال 72 كه در معاونت سياسي بودم خواندن خبرهاي فرهنگي را شروع كردم و آخرين مرحله گويندگي خبرم، بخش خبري ساعت 21 بود. من يادم هست زماني كه داشتم مي‌رفتم، مسئول معاونت سياسي به من گفت شما الان اوج كارت است، چرا گويندگي خبر را رها مي‌كني؟

چرا خبر را رها كرديد؟

چون روحيه من يك روحيه هنري و كمتر سياسي بود و از طرف ديگر، محيط خبري ما كاملاً متفاوت با الان بود. خبر آن زمان براي گوينده هيچ‌گونه جايگاهي نداشت و مثل اين بود كه گوينده يك آدم ماشيني است كه نوشته‌اي را بايد بدون هيچ حسي بخواند. من آن‌موقع مي‌گفتم آخر چطور مي‌شود كه ما خبر رئيس‌جمهور و خبر اعلام كوپن را يكجور بخوانيم، چرا نبايد انعطاف داشته باشيم. اين عدم‌انعطاف در خواندن خبر آن سال‌ها خوب و مطلوب بود، البته خوشبختانه الان اوضاع فرق كرده است. به‌طور خلاصه دليلش اين بود كه من ديدم خبر هيچ انعطاف و جذابيتي ندارد. من دوست داشتم جايي باشم كه بتوانم فعاليت بيشتري كنم.

از همان اوايل دهه 70 بود كه موج مجريان چادري فراگير شد. شما به عنوان اولين مجري چادري و كسي كه در اين زمينه صاحب‌نظر است، چه نظري درباره اين موج داريد؟ چقدر از آن واقعي بود؟

زماني كه يك كاري شروع و باب مي‌شود، طبعا يك گروه به عنوان الگو و يك امر مثبت به آن نگاه و از آن تبعيت مي‌كنند و قطعاً هم يكسري به عنوان مد به آن نگاه مي‌كنند و سراغ آن مي‌روند، مخصوصا اگر از اين روش حمايت هم بشود و بها داده شود. در كشور ما موج‌هايي ايجاد شده كه از سر احساس و اعتقاد نبوده و گاهي اوقات هم خودش را به عنوان آفت نشان مي‌دهد. اين نكته مهمي است، مردم ما بسيار باهوش هستند، رسانه را خوب مي‌شناسند، چه در سينما، چه در تلويزيون، فرق چادر واقعي و غيرواقعي را متوجه مي‌شوند، زماني كه آدم باوري داشته باشد و بخواهد آن باور را در چهره، رفتار و زندگي نمود پيدا مي‌كند، مردم هم آن را باور مي‌كنند.

حتي بعدها اين موج به سينما هم راه پيدا كرد و تيپ‌هاي دختران چادري در مقطعي اواسط دهه 70 و اوايل دهه 80 به سينما هم آمد.

بله، اما كارهايي كه ما در سينما شروع كرديم با همين اعتقاد بود كه هر فرد مي‌تواند با حفظ يكسري ارزش‌ها و اعتقادات وارد هر حوزه‌اي بشود و سالم كار كند. حتي در سينمايي كه متهم است نمي‌شود در آن يكسري اخلاق و فضيلت‌ها را حفظ كرد، من كار تئاتر مي‌كردم و از كار تئاتر به سينما آمدم بارها هم در مصاحبه‌ها گفته‌ام زماني كه مي‌خواستم پايان‌نامه تئاتر را ارائه بدهم واقعاً كار سختي بود. من در تمام مدت در كارهاي تئاتر چادر سرم بود...

پايان‌نامه شما كدام نمايشنامه بود؟

آقاجانيان: در فيلم بر بال فرشتگان من اين حس را داشتم كه دنبال جنازه عزيز خودم مي‌گردم و دنبال شهيدي كه از خودم است. اصلاً بازي نمي‌كردم. نمي‌دانيد من چقدر آن پلاك را بوسيدم. البته خيلي از نماها حذف شد.

يكي از نمايشنامه‌هاي مولير بود و درست آن قسمتي كه ژرانت و زربنت داشتند با هم گفت‌وگو مي‌كردند كه سر پدر ژرانت را كلاه بگذارند؛ يعني استادم نقش يك دختر اغواگر را به من داد و گفت ببينم تو كه مي‌گويي مي‌خواهي ارزش‌هايت را حفظ كني، اين نقش را چگونه بازي مي‌كني و من با همين چادر و اعتقاد و حفظ حريم‌ها اين نقش را بازي كردم. دكتر حسين نصير بعد از اجراي اين نمايش به من گفت من هم اعتقاد پيدا كردم كه مي‌شود چادر را هنگام بازي تئاتر حفظ كرد.


 
نمي‌خواهم خيلي رويايي حرف بزنم، اما در بسياري از جاها همين چادر براي من خيلي اعتقادها و ارزش‌ها را محكم كرد و به ديگران ثابت كرد اگر مي‌خواهي مسلمان و معتقد باشي بايد چادر را حفظ كني، ولي خيلي جاهاي ديگر متاسفانه جواب نداد. در عالم سينما من خيلي دلم مي‌خواست با همين ظاهر و حجاب پيش بروم و ادامه دهم، ولي نشد.

مثال مي‌زنيد؟

مثلا همان دهه 70 يك فيلم بود كه كارگردانش بصراحت از من خواست حجابم را كم كنم و موهايم كمي بيرون باشد، اما نپذيرفتم.

جواب شما چه بود؟

من به او گفتم سينما براي من هدف نيست، اگر تماشاگر بخواهد براي اين چند تار موي من جذب سينما شود اصلاً بهتر كه اين‌طور نشود. واقعاً اين توهين به شعور مردم است.

شما در عرصه بازيگري تلويزيون هم حضور داشتيد، اما خيلي كم و گزيده. دلايلش به همين چيزها كه گفتيد برمي‌گشت؟

بله، همين‌طور است. من در «بر بال فرشتگان»، «لبه تيغ»، «جاي امن» و حتي كار آقاي قادري «چشمان سياه»، بازي كردم. خيلي دلم مي‌خواست ادامه دهم، ولي همان‌طور كه گفتم نشد و من در دو راهي عقيده و سينما، عقيده‌ام را انتخاب كردم. سينما براي من هدف نبود.

البته نقش‌هايي كه هم پيشنهاد مي‌شد لابد همه چادري بود يا همسر شهيد؟

اين‌طور نبود كه بگويم حتما من نقش يك زن چادري يا همسر شهيد را بازي مي‌كنم. مي‌توانستم در گونه‌‌هاي ديگر هم كار كنم، اما بعد ديدم خيلي از كارگردان‌هاي مذهبي ما كه اعتقادات مذهبي داشتند و كار سينما مي‌كردند سراغ من و امثال من ديگر نمي‌آيند و مي‌گويند مي‌خواهم فيلمي بسازم كه گيشه داشته باشد و پولش برگردد. اين هم متأسفانه از اتفاقات اينچنيني بود كه افتاد و من هم ديدم دارم خيلي رويايي فكر مي‌كنم و اگر بخواهم اين چادر و اعتقاد را حفظ كنم هزينه‌هايي دارد كه بايد بپردازم كه پرداختم.

خاطره‌اي در اين مورد داريد؟

بله، ما تئاتر «صبر ايوب» را همان سال‌ها براي دو شب در بيت رهبري اجرا كرديم كه كار آقاي فرج‌الله سلحشور بود. البته اين تئاتر اجراي همگاني هم داشت كه بنده در آن حضور نداشتم، اما در اين دو شب اجراي مخصوص، من نقش دختر حضرت ايوب را به عهده داشتم. دقيقا يادم هست در شب دوم پس از پايان اجرا، رهبري گفتند بنشينيد تا با هم صحبت كنيم. من اين جسارت را كردم و گفتم آقا ما درددل داريم و همين بحث‌ها را خدمت ايشان گفتم. دقيقاً ايشان گفتند شما با كار هنري توام با رعايت حجاب و حدود شرعي هزينه مي‌دهيد و ممكن است دچار هجمه هم شويد، ولي ثابت مي‌كنيد كه مي‌شود اين‌طور هم كار كرد و اين خودش ارزش دارد و نشان مي‌دهد اگر يك عده ديگري هم آمدند و خواستند با اين حدود و ضوابط كار هنري كنند، مي‌شود و جا براي آنها هست. اين سخنان رهبري خيلي مارا دلگرم كرد، اما متأسفانه مديران فرهنگي اين محيط را فراهم نكردند.

مي‌شود گفت از نظر تعداد شهيدشدن و تيپ ثابت در فيلم‌ها و سريال‌ها، شما سيدجواد هاشمي عرصه بازيگران زن هستيد؟

(مي‌خندد) بله، شايد بشود گفت! مقايسه درستي است. يعني پيشنهادي كه مي‌شد همين بود. فكر مي‌كردند ما فقط به درد همين نقش‌ها مي‌خوريم.

شما چند بار در سينما و تلويزيون شهيد شده‌ايد؟

نه به اندازه سيد جواد هاشمي اما، من يك بار در فيلم «جاي امن» آقاي مجتبي راعي سال 71 شهيد شدم.

به يادماندني‌ترين نقشي كه در سينما بازي كرديد چه بوده است؟

قطعا بر بال فرشتگان.

يك خاطره فراموش نشدني از بر بال فرشتگان بگوييد؟

من آبادان را بعد از جنگ نديده بودم. سال 69 زماني كه به آبادان رفتيم به ما گفتند جاي‌جاي اين مكان مقدس است. وقتي من در سكانس آخر در آن نخلستان‌ها پلاك را پيدا مي‌كنم آقاي شمقدري فضا را براي من توضيح داد كه اينجا تعداد زيادي از مردم و رزمندگان شهيد شده‌اند و هنوز نخل‌هاي سوخته بودند و زمين همان زمين بكر زمان جنگ بود. وقتي آقاي شمقدري اين توضيحات را داد من اين حس را داشتم كه دنبال جنازه عزيز خودم مي‌گردم و دنبال شهيدي كه از خودم است. اصلاً بازي نمي‌كردم. نمي‌دانيد من چقدر آن پلاك را بوسيدم. البته خيلي از نماها حذف شد. چقدر با آن پلاك حرف زدم. آن بندگان خدا هم فيلمبرداري را قطع نمي‌كردند و من را به حال خودم گذاشتند.

يعني اين در فيلمنامه نبود؟

نه. فقط به من گفتند تو اين پلاك را پيدا مي‌كني و بالا مي‌بري نگاهش مي‌كني و بقيه حسش با خودت. بازي در آن سكانس يكي از خاطرات شيرين و خوب بود.


 
يكي از بازي‌هاي ماندگار شما در جاي امن بود از آن فيلم چه خاطره‌اي داريد؟

سكانسي كه شهداي 17شهريور را بهشت زهرا برده بودند و يك زن جوان هم دنبال جنازه همسرش مي‌گشت و من همراهي‌اش مي‌كردم و آنجا هم صحنه‌هاي غسالخانه خيلي سخت بود. آقاي راعي گفت براي اين كه فضا واقعي شود بايد واقعا يك جنازه سوخته پيدا كنيم، البته متأسفانه يا خوشبختانه جنازه سوخته پيدا نكردند. آن موقع غسالخانه‌ها با امروز فرق مي‌كرد. شيشه نبود. مثل حمام‌هاي عمومي بود كه در‌هاي آهني داشت. اگر نگهبان اجازه مي‌داد وارد شوي در را نمي‌بستند. آخر شب كه مرده نمي‌شستند يا فاصله بين ناهار، در را مي‌بستند و مي‌رفتند كه من هم يك‌بار در فاصله ناهار غسال‌ها توانستم بالاي سر يك مرده بمانم كه تجربه خاصي بود.

چطور؟

خيلي زجرآور بود. جنازه خانمي كه بر اثر سكته قلبي مرده و تمام بدنش سياه شده بود. جنازه يك دختر 8 ساله هم بود. آن روز هر چه از صبح اصرار كردم نگهبان نگذاشت بروم داخل. بعد هر چه صدا كردند اقوام خانم فلاني هيچ كس نيامد و من از فرصت استفاده كردم و داخل رفتم. بعد دخترش آمد. آن دختر 8 ساله هم كه كسي را نداشت. من قول دادم برايش دعا و قرآن بخوانم.

يك سوال بيرحمانه! شما با پارتي و رانت وارد سازمان و عرصه اجرا شديد؟

سوال خوبي كرديد. در خانواده من بجز همسرم هيچ‌كس مدافع من نبود. من فاميل‌هاي زيادي در سازمان داشتم. مرحوم پدرم، پسر عمه‌ها، دختر عمه و... همه در بخش‌هاي مختلف سازمان بودند.

پس يعني پارتي زياد داشتيد؟

اصلا! خداي من شاهد است وقتي براي تست گويندگي رفتم، پدرم فقط ساختمان پخش را به من از دور نشان داد و گفت اگر عرضه‌داري برو! من براي ورود به سازمان بسيار هزينه دادم. براي ورود به سازمان، 4000 نفر بوديم كه امتحان داديم. در شش مرحله از ما امتحان گرفتند. مانديم. در اولين جلسه كه در معاونت سياسي با ما گذاشتند، گفتند شما تازه نصف راه را آمده‌ايد. گفتند تازه بايد ببينيم بعد از شش ماه شما گوينده مي‌شويد يا نه. در استوديو راديو مي‌نشستيم. اول فقط نگاه مي‌كرديم كه چطور خبر مي‌خوانند. يك ماه به ما اجازه دادند بگوييم اينجا تهران است صداي جمهوري اسلامي ايران. بعد خبر كوتاه دادند بخوانيم. آخر مانديم دو نفر. من و آقاي فراهاني كه ايشان بعد از مدتي از سازمان رفتند. حكايت ورودم به سازمان اين‌طور بود.

آيا مي‌شود گفت ديگر شمايل خانم‌هاي مذهبي در تلويزيون شاخص ندارند؟ يعني بعد از شما اين شمايل را نداشتيم يا خيلي نادر بود يا واقعي نبود. شما در زندگي واقعي هم با همين حجاب هستيد ولي خيلي از خانم‌ها فقط زمان بازي در برخي نقش‌ها چادر به سر مي‌كند.

ببينيد اگر حمل بر خودخواهي نباشد بايد بگويم من هيچ‌كدام از اين خانم‌هايي را كه در فيلم‌ها و سريال‌ها چادر سر مي‌كنند اصلاً قبول ندارم به اين دليل كه اگر چادر را با صداقت سر نكنيد بيننده مي‌فهمد. نمايش چادر به عنوان حجاب برتر در رسانه‌اي مثل تلويزيون، ظرافت و صداقتي مي‌خواهد كه در اكثر موارد رعايت نمي‌شود.

يعني شما مي‌گوييد چادر بايد صرفا عقيدتي باشد؟

بله دقيقا. مي‌دانيد چرا فضاي هنري ما با خارج از ايران فرق مي‌كند؟ يك هنرپيشه خارجي وقتي در يك نقش منفي يا مثبت بازي كند مي‌گويند هنرپيشه است، اما هنرپيشه در كشور ما مفهوم و تفسير ديگري دارد.

منظورتان چيست؟

ما متأسفانه يا خوشبختانه مي‌گوييم هنرپيشه بايد آدم با اخلاقي باشد. اگر نقش يوسف را بازي كرده نقش يوسف مقدس است و نبايد نقش‌‌هاي ديگر را بازي كند. كارگردان و تهيه‌كننده ما هم همين ذهنيت را دارد. به همين دليل دنبال بازيگري مي‌گردد كه تا به حال بازي نكرده است و نقش يوسف را به او مي‌دهد، چون دقيقا همين تعبير را دارد كه وقتي مردم او را مي‌بينند به پاكي و خوبي او اذعان كنند. الان در سريال‌هاي ما هم تار مويي از خانم‌ها پيدا نيست، ولي معمولا آن تيپي كه مي‌خواهند باشند، براي مخاطب باورپذير نيست و اشكال در اين است.

چادر به نوعي نماد سبك زندگي اسلامي ـ ايراني محسوب مي‌شود. با اين اوصاف چه بايد كرد كه تصويري واقعي و صادقانه در رسانه‌ها داشته باشد؟

آقاجانيان: مردم ما بسيار باهوش هستند، رسانه را خوب مي‌شناسند؛ چه در سينما، چه در تلويزيون فرق چادر واقعي و غيرواقعي را متوجه مي‌شوند، زماني كه آدم باوري داشته باشد و بخواهد آن باور را در چهره، رفتار و زندگي نمود پيدا مي‌كند، مردم هم آن را باور مي‌كنند.

كارگردانان سينما و تلويزيون اگر در كاري شخصيت چادري دارند بايد دنبال خانمي چادري بگردند و آدمي را پيدا كنند كه به چادر اعتقاد داشته باشد. زماني كه من ماشين نداشتم و گوينده خبر بودم، سوار تاكسي كه مي‌شدم راننده به من مي‌گفت خانم شما واقعا چادري هستيد؟ من فكر مي‌كردم شما فقط جلوي دوربين چادر سر مي‌كنيد. مي‌گفت خيلي از همكارهاي شما اين‌طور نيستند. شايد آن بنده خدا كه همكار من هم بوده واقعا حجاب را حفظ كرده، ولي چون چادر سرش نبوده، برداشت افراد جور ديگري بوده است. مردم ما چادر را طور ديگري مي‌فهمند، مي‌شناسند و توقع واقعي بودن و صادقانه بودن از خانم‌هاي چادري دارند. تا اين توقع در رسانه‌ها و سينما برآورده نشود، اين مشكل حل نمي‌شود.


 
دختران مذهبي و چادري در دهه 60 از طريق حوزه هنري يا كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان وارد سينما و تلويزيون مي‌شوند، اما اكنون راهي براي ورودي آنها كه اعتقاد به حجاب و چادر دارند و در عين حال مي‌خواهند كارهاي هنري كنند، وجود ندارد. با اين گفته موافقيد؟ فكر مي‌كنيد چه كانالي بايد به وجود بيايد؟

بله. خود من از طريق كانون پرورش فكري وارد كار هنري شدم. به كانون رفتم و گروهي را تشكيل داديم. سرگروهمان شهيد اسدي بود و يك گروه هنري بوديم از منشي صحنه، فيلمبردار، بازيگر و كارگردان. نان حلال برايمان يك سوژه كار شد و به مربي‌مان گفتيم و هدايتمان كرد و با مصاحبه‌هايي كه از مردم مي‌كرديم شروع شد كه درآمدتان از كجاست، راضي هستيد يا نه و مخارجتان چطور است. آن موقع من هنوز متوجه نمي‌شدم اين آدم حرفي كه زد يعني چه و مي‌تواند در زندگي و اعتقاد آدم رسوخ پيدا كند و خوشبختانه شهيد اسدي خيلي چيزها را به ما آموزش دادند.

الان چه كانالي وجود دارد؟

دوره راهنمايي تحصيلي فرصت خوبي براي اين موضوع است. با اين كه متأسفانه واحد تربيتي را در آموزش و پرورش حذف كرده‌اند، اگر تقويتش مي‌كردن خيلي خوب مي‌توانست جاي همان حوزه‌ها را پر كند. چون بچه‌ها در مدرسه مي‌توانند تحت تربيت قرار بگيرند. همان گونه كه ما در بخش ورزش، استعدادها را شناسايي مي‌كنيم، فدراسيون‌ها به مدارس مي‌آيند و از تيم‌هاي ورزشي استعدادهاي نوجوان را پيدا مي‌كنند براي امور هنري هم مي‌شود همين كار را كرد.

يعني تلويزيون بايد استعداديابي كند؟

بله. مي‌توان يك تفاهم‌نامه با آموزش و پرورش منعقد كرد و بودجه‌اي در نظر گرفت، چون ما در صداوسيما هنرپيشه استخدام نمي‌كنيم يا تربيت هنرپيشه كه نداريم. پس بايد بدانيم اين نيروها را از كجا جذب كنيم.

يعني در واقع بايد تعاملي بين چند نهاد فرهنگي نظام انجام بگيرد كه مسير سالمي براي ورود به دنياي بازيگري باشد.

يعني تنها مسير همين آموزش و پرورش است كه خانواده‌ها صددرصد به آن اعتماد دارند.

شما در بين بازيگراني كه با چادر نقش‌آفريني مي‌كنند كدام را واقعي‌تر و صادقانه‌تر يافته‌ايد؟

خيلي از خانم‌هاي ما حداقل يك بار با چادر مقابل دوربين بازي كرده‌اند، ولي اگر بخواهم مثال بزنم خانم رويا تيموريان است كه خيلي به تيپ واقعي نزديك شده است. يك مثال از آن چيزهاي نچسب درباره حجاب بزنم؟

بله بفرماييد.

با اين روايت‌خواني‌ها از كتاب «دا» بشدت مخالفم.

چرا؟

بسيار مصنوعي و غيرقابل باور است و به ذهنيت بيننده به دفاع مقدس، چادر و... ضربه مي‌زند.

آيا مي‌توان گفت قشر مذهبي با سينما قهر كرده‌اند؟

اگر قهر كرده‌اند، حق دارند. آنقدر ما فيلم‌هاي مبتذل داريم كه آدم واقعا شرمش مي‌شود آنها را با خانواده تماشا كند. البته يك باور غلطي از سابق ميان قشر مذهبي بوده كه سينما فسادآور است و حتي اگر به آقايان مديران فرهنگي بگوييد اجازه مي‌دهيد دخترتان تئاتر يا سينما بخواند يا هنرپيشه شود، فكر مي‌كنيد چند درصد جواب مثبت بدهند؟ يادم هست بعد از نمايشگاه مانتوها و لباس‌هاي اسلامي بود كه پورمحمدي، وزير كشور و حسيني، وزير ارشاد در افتتاحيه آن صحبت كردند. من اين جمله را به پورمحمدي در وزارت كشور هم گفتم كه چند درصد از شماها حاضريد اين مانتوها را تن دختران يا همسرانتان كنيد.

جوابشان چه بود؟

اصلا جواب ندادند. خيلي هم ناراحت شدند.

چه تيپ‌هاي ديگري از يك خانم مسلمان چادري هست كه هنوز در سينما و تلويزيون نشان داده نشده است؟ چون بخشي از سبك زندگي ايراني ـ اسلامي از طريق رسانه‌ها و بخصوص رسانه ملي به جامعه معرفي مي‌شود.

واقعيت اين است كه يكي از غفلت‌هاي بزرگ ما درخصوص مادر است. يك مادر مذهبي يا چادري كه به روز باشد، با بچه‌اش دوست باشد، چقدر در سريال‌ها و فيلم‌هاي ما وجود دارد؟ در بيشتر سريال‌ها يا يك مادر سنتي و مذهبي ديده مي‌شود كه سرش به كار خانه گرم است و از بچه‌هايش دور است و اگر هم مادر مدرن و به روزي وجود داشته باشد، مادري است كه مذهبي نيست.

يعني مذهبي به روز نيست؟

بله. مادري كه مثلا دست دخترش را بگيرد و باهم به سينما بروند يا ورزش كنند، چقدر ارائه شده است؟

مثال‌هاي ديگر.

شما نگاه كنيد به معلم. ما چقدر چهره يك معلم مذهبي كارآمد را به مردم نشان داده‌ايم و از آن بدتر، چهره معلم‌هاي مذهبي را به بچه‌ها نشان داده‌ايم؟ در تمام سريال‌هايي كه محور مدرسه است، مدير مدرسه مستبد و چادري است، مثل فيلم ورود آقايان ممنوع كه خانم حكمت تهيه‌كننده بودند و آقاي رامبد جوان كارگردان، خانم ويشكا آسايش چه چهره‌اي داشت؟ خانمي كه پشت لبش سبيل داشت و مستبد بود ولي حجاب كاملي داشت و خيلي اسفناك بود كه يواش يواش با عشق آقاي معلم يكدفعه حجابش كمتر شد. ما در همه سريال‌ها و فيلم‌هايمان يك مدير يا يك مربي تربيتي يا معلمي كه به روز باشد و حجاب درست داشته باشد، نداريم، سريال «دبيرستان خضرا» را يادتان هست؟ تمام معلم‌ها و مربي‌ها چطور بچه‌ها را درك نمي‌كردند و البته همه مذهبي بودند.

بحث خوبي شد. ديگر چه تيپ‌هاي جديدي جا دارد از زنان مذهبي و چادري معرفي و بازنمايي شوند؟

تيپ‌هاي مشاغل آزاد. آيا يك خانم مذهبي و چادري جزو زنان موفق در عرصه اقتصادي نشان داده مي‌شود؟ اگر هم خانم موفقي هست، حتما سانتي‌مانتال است. متاسفم اين را بگويم كه خانم‌هاي چادري در رسانه‌ها به فرشتگان بي‌عرضه و خانه‌نشين تبديل شده‌اند. از طرف ديگر نبايد در قضاوت يك طرفه رفت، به دليل برخي حساسيت‌هاي بي‌مورد، كارگردان‌ها و فيلمسازان هم از پرداختن به تيپ زنان مذهبي و چادري، مي‌ترسند و پرداختن به آن را سخت مي‌دانند و طبعا از خيرش هم مي‌گذرند و نتيجه مي‌شود همين كه مي‌بينيد.

شما به عنوان يك بانوي مذهبي در سينما حتما دچار تناقضاتي شديد. اگر بخواهيم مصداقي‌تر به اين قضيه بپردازيم شما طي 20 سالي كه در عرصه هنر حضور داريد كدام مقاطع حس كرديد بين عقيده و كارتان تناقض وجود دارد و مجبور شديد به خاطر عقيده، از هنر چشم بپوشيد؟

در سينما هميشه مي‌گفتم به من يك نقش متفاوت بدهيد. دلم نمي‌خواهد هميشه نقش يك خانم مذهبي، چادري و همسر شهيد را بازي كنم. اگر در اين حرفه توانايي دارم بايد توانايي‌هاي ديگر من هم ديده شود، اما هميشه به من نقش‌هاي تكراري پيشنهاد مي‌شد.

جالب اينجاست كه تا چند وقت پيش اجراهاي برنامه‌هاي خارج از سازمان هم كه به من پيشنهاد مي‌شد بيشتر براي مكان‌هاي رسمي مثل سپاه و آموزش و پرورش، روز پرستار، روز زن، روز معلم و از اين قبيل بود، اما به مرور توانستم به جاهاي ديگر هم راه پيدا كنم. يك سال و نيم مشاور آقاي رجبي در فارابي بودم. از اين طريق خيلي از اهالي سينما مرا شناختند. برادر آقاي رجبي آن زمان در انجمن موسيقي بود. آقاي رجبي من را به ايشان معرفي كردند و گفتند توانايي اجرايي خوبي دارد و ايشان از من دعوت كرد كه مراسم هفتگي تجليل از استادان مختلف در حوزه موسيقي و هنرهاي تجسمي را به عهده بگيرم. از اين راه‌ها توانستم بخشي از توانايي‌هاي خودم را به نمايش بگذارم.

يعني اين تجربه براي شما اتفاقي ايجاد شد؟

بله، كاملا اتفاقي و من بعد به موزه هنرهاي معاصر راه يافتم. يك بار يادم هست در موزه مراسمي بود كه سفراي كشورهاي ديگر هم آمده بودند و اجراي برنامه را به عهده داشتم جمعيت زيادي هم بود. اين خاطره اولش خيلي دردناك است، ولي بعد شيرين مي‌شود. من وقتي پشت تريبون قرار گرفتم يكدفعه ديدم صدايي از ميان جمعيت گفت، اَه اين كيه آوردن به عنوان مجري. اين جمله خيلي برايم دردناك بود، اما تلاش كردم برنامه را به بهترين شكل اجرا كنم. ولي بعد سفراي چند كشور با مترجم‌ها سراغ من آمدند و تشكر كردند و اسم من را پرسيدند. يك بار هم اجراي همايش زنان نيكوكار را كه در وزارت امور خارجه برگزار شد به عهده داشتم كه بعد از پايان همايش برخي مهمانان به من كارت ويزيت دادند و خيلي خوشحال شدم، چون اينها بعدا مي‌گويند ما در ايران اجراي يك خانم چادري را ديديم كه ويژگي‌هاي خاصي داشت. اينها خيلي لذتبخش بود. من در جشنواره‌هايي كه براي اجرا دعوت مي‌شوم با همين چادر حضور مي‌يابم و همه اين را مي‌دانند.

در يك جشنواره استاني كه هنرمندان زيادي مهمان بودند، بعد از جمله‌اي گفتم حالا يك صلوات محمدي هم بفرستيد! عزت‌الله انتظامي بعد از برنامه به من گفت وقتي تو مي‌گويي يك صلوات بفرستيد آنقدر باورپذير است كه ما اين صلوات را مي‌فرستيم. قبول كنيد اگر رفتار و كلامتان باورپذير باشد، مردم هم مي‌پذيرند.

مهم‌ترين انتقاد سوادبه آقاجانيان از اجراي تلويزيوني چيست؟

نزديك شدن اجراي برخي مجريان به لودگي را جسارت نمي‌دانم. در برخي از اين برنامه‌ها، مجريان از واژه‌هايي مانند سلام، حالت چطوره، خوبي، چيكارا مي‌كني، چيكارا نمي‌كني، حالا بريم يك برنامه ديگه ببينيم، آنتن به من بده و... استفاده مي‌كنند. اينها اسمش خلاقيت نيست. در حوزه اجراي خانم‌ها بايد در دنيا نشان دهيم به خانم‌ها بها مي‌دهيم.

به همين دليل بايد فرصت بيشتري براي حضور خانم‌ها در اجرا فراهم شود، آن هم در تمام حوزه‌ها.

 

شنبه 25 آذر 1391  8:59 PM
تشکرات از این پست
jaberyan
jaberyan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 141
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

با سلام

علت بی حجابی به نظر من کم رنگ شدن معنویت در زندگی روزمره مردم ایران هست که علتش عافیت طلبی و عدم توجه به علوم دینی هست .

صراط علی حق نمسکه

راه علی حق است که ما به آن تمسک جسته‌ایم

شنبه 25 آذر 1391  9:08 PM
تشکرات از این پست
appleapple
appleapple
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 242
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

ضعف ایمان یکی از مهمترین دلایل بی حجابیه کسی که اعتقادی به اسلام نداره همچین کارهایی عجیب نیست خودشونو ایرانی میدونن ولی مسلمان نمیدونن!!

  ماهواره که خوانواده ها بدون اینکه متوجه بشن این اعمال در آنها نفوذ میکنه البته ماهواره پیامد های مخرب دیگه ای هم داره مثل خیانت و خیلی چیزای دیگه خانواده رو از هم میپاشونه

این دوستمون گفت بالا رفتن سن ازدواج و درسته...دختر ها که سنشون بالا میره و خواستگاری ندارن دست به بی حجابی میزنن و دختران کم سن هم بر میگرده به خانواده که خودشون اینو بی حجابی نمیدونن! جذابیت و جذب جنس مخالفه میدونن

ضعف مدیریت فرهنگی که باید مسئولان ما اون رو حل کنن که زیاد براشون مهم نیست همه فک میکنن نیروی انتظامی وظیفشه ولی اینطور نیست...

 

 

 

شنبه 9 شهریور 1392  7:55 PM
تشکرات از این پست
alireza1378
alireza1378
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 4

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

با سلام . ابتدا باید توجه کرد که یکی از مهمترین ویژگی های زن ها نیاز به خودآرایی است . یعنی تلاش برای زیبا بودن . پس می توان گفت مشکل بد حجابی از آنجا منشاء می گیرد که خانم ها تعریف صحیحی از زیبایی ندارند . این تعریف نادرست به دو گونه ایجاد می شود . اول : مشاهده و جذب زیبایی های ظاهری و نادرست از طرق مختلف مانند شبکه های ماهواره ای . نکته دوم پیروی مردان هوسباز این دوره از هوای نفسانی و وجود پرده سیاه هوا و هوس در جلو چشم های که از مشاهده زیبایی های حقیقی و نادرست جلوگیری می کند 

یک شنبه 10 شهریور 1392  9:57 PM
تشکرات از این پست
ayeneh
ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2761
محل سکونت : تهران

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

بدحجابی  یعنی کاری برخلاف فطرت 

در ایران که ما به مذهب شیعه مفتخریم حجاب معنای خاصی دارد که درتمامی ادیان و فرق دیگر اسلامی این طور نیست.

حجاب پوششی است که همراه حیا تعریف میشود .حجاب پوششی به دور از شهرت و خودنمایی است

اگر ما بخواهیم حجاب را بشناسیم باید به دوران قبل از رضاخان و بعد از رضا خان نظر کنیم

حجاب مرزی بین بی عفتی و حیاست . حجاب سرمایه  بزرگ و کرامت وعزت بانوی مسلمان است

حجاب آبرو و شکوه واقتدار زن ایرانی ومسلمان است  که او را از نظر نامحرمان ونا اهلان جامعه  مصونیت می بخشد .

حجاب مرزحریم خانواده است

حجاب ثمره عفت وحیای مسلمانی است

 حجاب یعنی حیا وعفاف

اگر ایران را ببینیم شاید دیگر مثل قبل حجابی را که با خون شهیدان تثبیت گشته بود نبینیم. در زمان انقلاب  برای حجاب دولت و جوانان غیور حزب اللهی و بسیجی بسیار زحمت کشیدند تا مردم بدانند که سیاهی رنگ چادر برای حفظ کیان خانواده هاست.

 

حجاب پاسداشت روابط خانوادهاست

اما متاسفانه حجاب را با آوردن تبلیغات ماهواره ها و  فیلمهای  با پوشش نامناسب و نشان دادن زن مدرن و غربی وآزادی ظاهری او !!! زن باحجاب شرقی را حقیر کردند

البته این در همه کشورها مثل ژاپن وکشورهای دیگر باکم کردن پوشش لباس و.... نیز انجام شده.

مشکلات  حجاب  در ایران 1- کم شدن مسائل فرهنگی وآموزشی دینی

2-تقصیر وکوتاهی دولت در پاسداشت  واجرای قوانین حجاب

3-تبلیغات وهجوم فرهنگ  غربی

4- سهل انگاری خانوادها و تعصب های بیمورد ونابجا

5- عدم اعتقاد پدر و مادران در رعایت حجاب و اصل آن و نا آگاهی از عدم رعایت حجاب

6- فراموش کردن یاد و وصایای امام و شهدا در این ارتباط

7- حقیر شمردن موضوع حجاب درمقابل دیگر مسایل کشور

 

 

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

سه شنبه 12 شهریور 1392  12:07 AM
تشکرات از این پست
lvnhkd
lvnhkd
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 48
محل سکونت : قم

پاسخ به:*** علل بد حجابی در ایران ***

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

دلیل بی حجابی تبلیغات منفی رسانه های بیگانه می باشد امّا مردمان ما هم نباید به تماشای این برنامه ها و رسانه هایی که ضدّ اسلام اند بنشینند و در مقابل باید از رسانه های داخلی استفاده کنند ولی کسانی که بر دادن مجوز به فیلم ها، موسیقی هاو... نظارت دارند باید دقیق تر به این کار بپردازند و از دخول کسانی که می خواهند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بد جلوه دهند جلوگیر کنند.

به امید روزی که همه ی ما حجاب و عفاف را طبق دستور خداوند(ج)، پیامبر(ص) و ائمّه(ع) رعایت کنیم.

حق(ج) یارتان

باتشکّر 

دوشنبه 7 بهمن 1392  10:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها