در بيشتر نقشهايي هم كه برقنورد ايفا كرده بهوضوح معلوم است كه تحليل خوبي به زير و بمهاي نقش دارد و توانسته ابعاد مختلفش را بيرون كشيده و آنها را نمايان كند و اين در زمانهاي كه بيشتر بازيگران حوزه طنز به تكرار همان تيپهاي هميشگي بسنده كردهاند و با همان تكيهكلامها و ميميك صورتهاي بيمزه وگاه از مد افتاده از سريالي به سريال ديگر روانه ميشوند، يك ويژگي محسوب ميشود كه نويد بخش روزهاي بهتر براي اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون است.
نوع بازي او از جنس بازيگراني است كه نقش را از فرش به عرش ميبرند. هميشه چيزي در آستين دارد كه نقش را به وراي آنچه كه برايش نوشتهاند، برساند و مهمتر از همه به اين راز دست يافته است كه چگونه يك نقش را از معمولي بودن نجات دهد و به آن هويت تازهاي ببخشد كه مخاطب از ديدنش لذت ببرد و سر ذوق بيايد و عجيب است كه بيشتر نقشهايي هم كه بازي كرده براي مخاطب حلاوت و شيريني خاص خودش را داشته است.
در سريال «اشكها و لبخندها» در نقش پير پسري كه زيردست مادري كه روحيات مردانه دارد و ميكوشد مقدمات ازدواج پسرش با دختر برادرش را فراهم كند و همراه گوهر خيرانديش كه نقش مادر او را بازي ميكرد، لحظات نمايشي جذابي را پديد آورد.
در سريال «چك برگشتي» روي ديگر بازيگرياش را به نمايش گذاشت و نشان داد تا چه اندازه ميتواند متفاوت و غيرمنتظره باشد.
آن آدم خلافكار سريال «اشكها و لبخندها» به يكباره تبديل به معلمي شده بود كه تمام فكر و ذكرش اين بود كه همسر حاملهاش از اتفاقاتي كه پيرامونش ميافتد با خبر نشود و همين موضوع ساده او را بهموجودي ترحم برانگيز تبديل كرده بود كه هر واكنش او به اتفاقات محيط بيروني، حلقه ابتدايي مجموعهاي از ماجراهاي بعدي بود.
البته او بجز اين سريالها بازيگر آثاري چون «ساختمان پزشكان»، «توي گوش سالمم زمزمه كن» و «مسافرخانه سعادت» هم بوده است و توانسته قابليتهايش را در اين آثار به رخ بكشد.
حالا اين شبها برقنورد با سريال طنز دزد و پليس به خانهها برگشته است و اين بار در نقش خرده خلافكاري كه ميكوشد با موقعيت جديدي كه برايش فراهم شده، جايگاه خود را نزد ديگران ارتقا دهد.
طبق معمول آثاري كه برادران قاسمخاني نويسنده آن هستند، نقشهاي خلافكار ـ كه قرار است موتور پيش برنده حوادث و قصه باشند ـ حسابي بسط داده شده و درست و حسابي پرداخت شدهاند و در اين ميان نقش داوود كه برقنورد ايفاگر آن است، چنان حلاوت و شيريني به كار بخشيده كه امكان اينكه اين سريال را بدون او فرض كنيم تقريبا ناممكن است.
به نظر ميرسد براي بازيگري كه خلاقيت دارد و تلاش ميكند در هر نمايش و فيلم و سريال وجهي كشف نشده از خودش را به نمايش بگذارد و مدام در حال آشنازدايي است، بايد بيش از اينها نوشت و بها داد. آنها كه دلشان براي ديدن يك مجموعه طنز درست و حسابي تنگ شده، ديدن سريال «دزد و پليس» را از دست ندهند.