0

قرآن و گردشگري

 
magam4u
magam4u
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1388 
تعداد پست ها : 976
محل سکونت : اصفهان

قرآن و گردشگري

قرآن و گردشگري

خلیل منصوری
اهميت و ضرورت گردشگري، اهداف گردشگري، گردش در طبيعت و ضرورت عبرت گيري در گردش و سياحت از موضوعاتي است كه قرآن درباره آنها نظر و ديدگاه خاص دارد و اصولاً به مساله گردشگري تشويق و ترغيب فراوان كرده است. مقاله حاضر واكاوي ديدگاه قرآن در اين خصوص است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
خصيصه تنوع طلبي در انسان
انسان موجودي تنوع طلب است. گرايش به دگرگوني، جزو خصلت هاي بشري است. اگر از نظر فلسفي بنگريم شايد بتوان رابطه اي ميان حركت جوهري و تنوع طلبي انسان پيدا كرد. اگر انسان همواره از نقص به كمال در حركت است و هر دم از باغ وجودش بري تازه مي رسد، نمي توان آثار اين حركت جوهري و ذاتي را در رفتارها و هنجارهاي بيروني و در اعراضش ناديده گرفت.
به طور طبيعي هنگامي كه انسان از سويي به خود و توانايي فعليت يافته اش و از سوي ديگر به توانايي هاو استعدادهاي نهفته و بالقوه اش مي نگرد و رابطه اي ميان امكانات، ظرفيت و داشته هايش برقرار مي سازد، در مي يابد كه وضعيت موجود نه تنها رضايت بخش نيست، بلكه بسيار نوميدكننده است؛ از اين رو همواره از وضعيت موجود ناخشنود بوده و خواهان دگرگوني و تغيير در وضعيت خود و نسبتش با هست هاي بيروني است. به نظرش آن چه شايسته اوست بيش از آن چه دراختيار دارد مي باشد و سزاوار است تا از هستي و هستي ها بهره فزون تري برد.
از سوي ديگر انسان موجودي استخدام گراست و مي كوشد تا همه كس و همه چيز را به خدمت خود درآورد، از اين رو مي كوشد آن چه را ندارد، دارا شود.
تنوع طلبي را مي توان از اين زاويه نيز تحليل و بررسي كرد. به اين معنا كه آن چه را دارا مي باشد، هر چند به نظر مي رسد در كمال است، ولي وقتي نسبت به امور و يا اشخاص و يا اشيايي كه ندارد مي سنجد، در پي به دست آوردن آن برمي آيد و از آن چه دارد خسته مي شود و مي كوشد تا به آن چه ندارد دست يابد. از اين رو مي توان گفت تنوع طلبي در انسان به معناي چشيدن و يا به دست آوردن لذت امري است كه اكنون دراختيار ندارد. شعار لكل جديد لذه؛ براي هر تازه اي، لذتي است، از آن رو سر مي دهد كه به تازه اي برسد كه دراختيار ندارد. اين گونه است كه تلاشي جانكاه و دايمي را براي به دست آوردن تازه ها به جان مي خرد و تنوع طلبي را توجيه و معقول و مقبول جلوه مي دهد. البته به غير از آن چه گفته شد و يا مي شود، جهاتي ديگر را نيز مي توان نام برد كه مي تواند به عنوان عامل و انگيزه براي تنوع طلبي انسان مطرح باشد.
در نوشتار حاضر به همين اندازه بسنده شده كه عاملي در درون انسان وجود دارد كه انسان را به سوي تنوع طلبي و تغيير سوق مي دهد، عاملي كه يا جزو ذات اوست و يا جزو طبيعت ثانوي انسان مي باشد.
آنچه را كه نمي توان انكار كرد، وجود خصلت تنوع طلبي در انسان است. هر چند كه نتوانيم عامل و انگيزه و خاستگاه آن را به دقت ردگيري و شناسايي كنيم، ولي مي توانيم تحقق و وقوع آن را در هر انسان سالم و طبيعي اثبات كنيم. همين اندازه براي مطلبي كه مي كوشيم آن را اثبات و مستدل نماييم كفايت مي كند. به اين معنا كه خصلت تنوع طلبي و تغيير خواهي، امري طبيعي در هر انسان سالم و برخوردار از شخصيت و طبيعت سالم است.
انسان، دوستدار طبيعت
انسان به طور طبيعي از گردشگري و جهانگردي لذت مي برد و آن را مي پسندد و خوش مي دارد.
در گذشته انسان ها به طور طبيعي در طبيعت و زمين به گردش مي پرداختند. زمين براي آنان به عنوان ارزش مالي معنا و مفهوم نداشت. همه زمين براي آنها به عنوان مسكن به شمار مي آمد و به خاك به معناي امروزي آن وابستگي نداشتند. از اين رو به سادگي از نقطه اي به نقطه اي ديگر كوچ مي كردند. به خاطر شرايط آب و هوايي، ييلاق و قشلاق كردن، امري طبيعي به شمار مي آمد و دست كم در دو فصل، از منطقه اي به منطقه اي ديگر كوچ مي كردند و در مسيري بس طولاني به سير و سياحت مي پرداختند و از مواهب طبيعي برخوردار مي شدند.
زماني رسيد كه انسان ناچار به ماندن شد و زمين به عنوان كالا ارزش مالي يافت و خريد و فروش شد. گرايش به ده نشيني و شهرنشيني براي كسب منافع عالي تر در او تقويت شد. به دنبال شهرنشيني و يك جانشيني، از گردش و سير و سياحت باز ماند. با اين همه در نخستين فرصت ها به دشت و صحرا مي رفت تا از تنوع، بهره مند گردد. شايد گردش روز سيزده جشن نوروزي، از زماني آغاز شد كه آدمي يك جا نشين شد و از طبيعت و گردش باز ماند. او براي رهايي از يكنواختي، مساله گردش و رفتن به دشت و صحرا را برگزيد و از شهر و روستا به كوه و كمر پناه برد تا دست كم روزي را با طبيعت و در سير و سياحت به سر برد.
هر چه باشد مساله گردش گري امري است كه انسان هنوز بنابه طبيعت ذاتي خويش آن را دوست مي دارد و بدان سو متمايل است.
اهميت و جايگاه گردش گري در قرآن
قرآن از جهاتي چند به مساله گردش گري توجه مي دهد. در نگرش آن گردش و سياحت به عنوان امري پسنديده و يكي از نعمت هاي بزرگ به شمار مي آيد كه انسان مي بايست سپاس گزار آن باشد. قرآن در وصف قوم سبا زماني كه سخن از رفاه و آباداني و شهرنشيني آنان به ميان مي آورد و از نعمت هاي زيادي كه به ايشان عنايت كرده، سخن مي راند، به مساله اي به نام كوچ هاي ايشان و امكان سير و سفر در مسيري زيبا و با امكانات اشاره مي كند و مردم را به اين نعمت متذكر مي شود. در بخش ديگر از همين گزارش از وضعيت قوم سبا، بيان مي دارد كه آنان به جهت ناسپاسي از سير و سياحتي آسان همراه با امنيت و آرامش، محروم شدند و ميان سفرها و سياحت هاي ايشان فاصله اي بس طولاني افتاد و آن آسايش و آرامش و امنيت راه ها و سفرها از آنان سلب گرديد. (سبا آيه 15 تا 21)
در اين دسته ازآيات سخن از اين مساله گفته شده كه امنيت راه ها و سير و سفرها تا چه اندازه، نعمت بزرگ به شمار مي آيد. اگر راه در امنيت نباشد و امكانات مناسبي براي سير و سياحت وجود نداشته باشد و ميان زمان و مكان سفرها و سيرها فاصله طولاني ايجاد شود تا چه اندازه انسان در رنج و عذاب قرار مي گيرد.
امنيت راه و كوتاهي سير و سفر و فراواني امكانات در مسير، براي مسافران و گردش گران و تاجران و در يك كلمه براي همه انسان ها نعمتي است كه نمي توان آن را ناديده گرفت و كوچك شمرد. بنابراين در نگرش قرآن مساله سير و سياحت، امري بسيار مهم شمرده شده و براي آن جايگاهي بس رفيع درنظر گرفته شده است. به گونه اي كه قوم سبا را به داشتن اين نعمت دعوت به سپاس گزاري مي كند و در هنگامه خشم و غضب، آنان را به جهت كوتاهي و از دست دادن آن، سرزنش و نكوهش مي كند. پس مي توان به اين نتيجه رسيد كه امر گردش گري و سياحت آسان و همراه با آرامش و امكانات براي انسان تا چه اندازه مهم و اساسي است كه خداوند گرفتن آن را عذابي سخت براي قومي ناسپاس برمي شمارد.
قرآن در سوره ايلاف نيز به قوم قريش يادآور مي شود كه چنين امكانات گردش گري و سياحتي را براي ايشان دست كم در دو فصل بهار و زمستان فراهم كرده است تا در زمستان به سوي يمن گرمسيري سير كنند و از منافع اين سير بهره مند گردند و در تابستان به سير شامي بروند و از طراوت بهاري منطقه مديترانه و شامات استفاده كنند و از تجارت و بازرگاني آن سود فراوان برگيرند.
اين همه نشان گر اين است كه در نگرش قرآن گردشگري نه تنها امري طبيعي، بلكه نعمت بزرگي است كه فقدان آن عذابي سخت و دردناك به شمار مي رود.
هم چنين در ارزش و فضيلت مسافرت، از حضرت رسول اكرم- صلي الله عليه و آله- نقل شده است كه فرمود: «سافروا تصيحوا و جاهدوا تعنموا» مسافرت كنيد تا سالم باشيد و در راه خدا جهاد كنيد تا بهره مند و صاحب غنيمت گرديد. (حديث 14980 وسائل الشيعه)
قرآن و اهداف گردشگري
قرآن براي گردشگري و سير و سياحت، اهداف و منافعي بيان كرده كه يكي از آن ها برخورداري تجاري و بازرگاني از سير و سياحت و گردش سرمايه و اقتصاد پويا و زنده است.
در گزارش قرآن كه درباره قريش و سبا آمده به اين هدف مهم، اشاره شده است. وقتي انسان به سير و سياحت در منطقه و يا مناطقي مي پردازد با خود كالا و اشيايي را منتقل مي كند كه در مناطق ديگر يافت نمي شود و يا نادر است. داد و ستد و مبادلات تجاري امري است كه در گردش گري صورت مي گيرد و انسان هاي مناطق مختلف از داشته هاي ديگر مناطق بهره مند مي شوند و فرد گردش گر نيز از سود و منافع آن بهره مي برد.
منفعت هدف ديگر گردشگري، انتقال فرهنگي و علم و تمدن است. هر كسي با گردش گري موجب مي شود تبادلات فرهنگي خواسته و يا ناخواسته اي به انجام برد. در گردش گري است كه انسان با اقوام و تنوع هاي فرهنگي و زباني و تمدني ديگران آشنا مي شود و زبان و فرهنگ و تمدن و علوم خود را به ديگران منتقل مي سازد و يا از آن ها بهره مند مي گردد و به قوم و منطقه خود انتقال مي دهد.
در قرآن به اين مسأله توجه شده كه زبان و درك آن از سوي اقوام ديگر، از آثار تمدني پيشرفته و نشانه اي روشن از مدنيت انسان است. در آياتي كه درباره قوم ياجوج و مأجوج آمده اين نكته در آن به روشني تأكيد شده كه ذوالقرنين به جايي رسيد كه مردماني در آن جا مي زيستند كه با تعبير «لايكادون يفقهون قولا» توصيف شده اند. به اين معنا كه آنان مردمي بودند كه سخني را فهم نمي كردند. اين آيه 93 سوره كهف معلوم مي كند كه ارتباطات فرهنگي و شناخت زبان هاي زنده دنيا، زيربناي آغازين تمدن هاست كه اين قوم از آن بهره اي نداشته اند. بنابراين مي توان گفت كه گردشگري مي تواند در ايجاد زمينه هاي تمدني اقوام مختلف مؤثر و سازنده باشد. به اين معنا كه اين گونه ارتباطات موجب مي شود تا با زبان هاي اقوام ديگر آشنا شوند و از حالت بدوي و ابتدايي بيرون رفته و در جرگه متمدنان وارد شوند.
اين گونه است كه گردش گري به عاملي براي ارتقاي فرهنگي و تمدني و انتقال داده ها و تبادل امكانات و استعدادها و توانمندها تبديل مي شود.
گردشگري و عبرت گيري از تمدنها
قرآن به مسأله مهم عبرت و پندگيري از تمدن ها توجه خاصي دارد. در نگاه آن يكي از آثار گردشگري، بازديد از داشته هاي تمدني ديگران و آشنايي با آثار باستاني براي بهره مندي از جهات مختلف است. عبرت به معناي پند از چند جنبه قابل توجه است. مراد ازعبرت گيري، درس گرفتن از روش هاي نادرست پيشينيان است تا خود گرفتار سرنوشتي مشابه نشوند. درس گرفتن از اين كه چه عاملي باعث شد تمدني به اين عظمت فروپاشد و جز ويرانه هايي از آن باقي نماند؟ قرآن به مسأله ناسپاسي اقوام اشاره مي كند و مي پرسد چرا از وضعيت اين اقوام ناسپاس درس عبرت نمي گيريد؟
جنبه ديگري كه مي توان از مسأله عبرت مورد توجه قرار داد آن است كه گردشگر مي بايست با توجه و دقت در اين آثار، از آنها براي پيشرفت علوم و هنر تمدني خود بهره گيرد. كسي كه با ديده عبرت به اين آثار باقي مانده مي نگرد مي تواند از روش هايي كه ديگران در گذشته به كار برده و سازه هائي به اين استحكام و استواري برپا كرده اند، استفاده كند و در ارتقاي سازه تمدني خود از آن بهره مند شود.
هر يك از اين معاني مي تواند درست باشد و دليلي وجود ندارد كه نتوان از آثار پيشينيان به اين معنا استفاده كرد. قرآن به گردش گران سفارش مي كند كه با دقت تمام در آثار برجا مانده از پيشينيان مطالعه كرده و از جهات مختلف از آن عبرت و پند گيرند كه يكي از آن ها پندگيري از مسأله سپاسگزاري است. (طه آيه 128 و نيز روم آيه 9 غافر آيه 21 و 82 حج آيات 42 تا 46 فرقان آيه 40 و صافات آيات 136 تا 138 و نمل آيه 69)
قرآن براي گردش گري و بازديد از آثار پيشينيان، فوايد و بهره هاي ديگري نيز برشمرده است. از آن جمله به انسان يادآور مي شود كه با بازديد از اين آثار مي توان ازآ ن ها به عنوان راهي براي خداشناسي استفاده كرد. (آل عمران آيه 96 تا 98)
ضرورت حفظ آثار فرهنگي
بزرگداشت پيشينيان و زحماتي كه آنان در راه اهداف فرهنگي و تمدني بشر كشيده اند از ديگر اهدافي است كه قرآن براي گردش گري و ديدار از آثار باستاني بيان مي كند. قرآن از وجود نشانه هاي گويايي چون مقام ابراهيم در مكه ياد مي كند و از مردم مي خواهد تا آن را مورد توجه و احترام قرار دهند و از آن ديدن كنند (آل عمران آيه 97) بي گمان پيداست كه هدف از ذكر آن، براي تجليل و بزرگداشت حضرت ابراهيم (ع) به عنوان پيشرو و پيشتاز عرصه توحيد و مخالفت با بت و بت پرستي است. هرگاه فردي از اين مقام ها كه به عنوان سازه ها و يا نمادهاي ابراهيمي (ع) مطرح است ديدار مي كند به ياد فداكاريهاي آن حضرت(ع) مي افتد و خود نيز در مسير فرهنگي آن حضرت حركت مي كند و تلاش هاي خود را در آن راستا قرار مي دهد. بنابراين حفظ آثار فرهنگي و تمدني گذشتگان براي عبرت گيري و پاس داشت و گرامي داشت ياد و خاطره تلاش ها و جانفشاني هاي آنان يكي ديگر از علل بازديد از اين مكان ها است.
اين آيه و آيات همانند آن نكته ديگري را نيز به ما مي آموزند و آن اين كه انسان ها مي بايست قدر تلاش هاي ديگران را بدانند و از زحمات آنان به هر نحو ممكن سپاسگزاري كنند. ساخت سازه هايي براي حفظ اين تلاش ها و يا حفظ سازه هاي آنان براي انتقال اين فرهنگ، امري شايسته و ممدوح درنظر شرع است. از اين رو حفظ خانه پيامبران و ائمه(ع) با همان وضعيت و يا ساخت سازه هايي براي حفظ تلاش هاي ايشان امري است كه قرآن از آن به درستي ياد كرده و آن را شايسته و بايسته دانسته است.
حفظ اين آثار براي گرامي داشت و يا عبرت آموزي، مختص به سازه هاي پيشينيان نيست. در قرآن آمده كه براي عبرت و پند ديگران جسد فرعون را از آب بيرون انداختيم تا براي آيندگان حفظ شود و از آن عبرت گيرند كه چگونه كساني كه با آن همه قدرت و توان در برابر خداوند ايستادگي كردند، خوار و ذليل و نابود شدند و از آنان جز پوست و استخواني نماند.(يونس آيه 92)
حفظ بدن هاي افراد ستمگري چون فرعون براي عبرت گيري همگان است و گردش گران بايد به سراغ اين تن هاي بي جان مستكبران رفته و با ديدن آن ها و وضعيت خوارگونه ايشان، دريابند آن كه باقي است وجه الله است و هر كس و چيز ديگري كه باطل شد فاني و هلاك شدني است.
در مقابل نيز مي بايست تن هاي افراد شريف و بزرگواري كه براي هدايت بشر اقدام كرده و تلاش هاي جانكاهي را نموده اند تا به هدف خود دست يابند، حفظ و با احترام نگهداري شود و در ميان سازه هاي محترم چون بقاع نگهداري گردد و مردم در گردش هاي خود به آن اماكن رفته از آنان ياد كرده و راه ايشان را سرمشق و الگو قرار دهند، كساني چون امامان مطهر(ع) و عالمان و دانشمندان بزرگي چون بوعلي سينا، شيخ طوسي و طبرسي و خواجه نصيرالدين طوسي كه الگو و سرمشق همگان هستند.
آثار گردش در طبيعت
اصولا گردش در طبيعت و ديدن جلوه هايي از هنرنمايي الهي، امري است كه دل ها را زنده مي كند و به انسان شادابي و نشاط مي بخشد. در روايات است كه ديدن گل و آب و آيات قرآن و سبزه، نور چشم را مي افزايد. به اين معنا كه ديدن زيبايي هاي طبيعت در بدن آدمي تأثير دارد چه رسد به جان آدمي كه تأثيرات آن به مراتب قوي تر و محسوس تر است.
در قرآن آيات بسياري است كه آدمي را به تفكر در طبيعت بيرون از خود دعوت مي كند. ياد كرد آب، باران، گل، باغ، بوستان، جانوران، ميوه ها و مانند آن در قرآن آن اندازه زياد است كه بيان آنها موجب اطاله كلام مي شود.
ويژگي شهر سالم
در قرآن، براي شهر پاك و تميز خصوصياتي بيان شده كه يكي از آن ها، دارا بودن باغ و بوستان و گلستان است. در نگرش قرآني، شهر سالم، شهري است كه از اين مسائل بهره مند باشد. در گزارش قرآن درباره شهر قوم سبا مي خوانيم كه خداوند به آنان شهري بخشيده بود كه در دو طرف راست و چپ آن، بوستان پر از درخت و گل و گياه بود. اين بوستان ها آن چنان زيبا و چشم نواز و دلربا بودند كه از آن ها به جنتان ياد كرده است. خداوند در توصيف باغ، تعبير زيبايي دارد و مي فرمايد: بلده طيبه و رب غفور (سبا آيه51) شهري طيب و پاك و پروردگاري بخشنده و غفور. به اين معنا كه هم شهر، زيبا و خرم و برخوردار از طبيعت نيكو بود و هم مردماني با گذشت و سالم و مهربان داشت و هم از مسئولان دلسوزي برخوردار بود كه نمادي از دلسوزي الهي بود و جلوه اي از جمال الهي را باز مي نماياندند. در چنين سرزمين و شهري با چنين مردم و مسئولان و پروردگاري بود كه رشد و آباداني همه جا را فراگرفت و شهرها در كنار هم قد برافراشت و آباداني فزوني گرفت و رزق و روزي فراوان شد و سفرهاي تجاري و تفريحي گسترش يافت. ولي مردم قدر اين نعمت را ندانسته و آن را به ناسپاسي و كفران نعمت نيست و نابود كردند. (سوره سبا آيات 51 تا 12)
آن چه در اين جا منظور ما است آن كه گردشگري در طبيعت در آيات قرآني مورد توجه و عنايت خاص بوده است. هدف از گردش گري نيز هر چند در غايت آن خداشناسي و توحيدگرايي و سپاس نعمت است ولي اهداف ديگري نيز به عنوان اهداف ابتدايي و يا مياني مورد توجه و تأكيد است كه از آن جمله مي توان به شادي و نشاط و تفريح اشاره كرد. اين امر اختصاص به اقوام امروزي ندارد بلكه در قرآن گزارش شده كه قوم ابراهيم در جشن ها و شادي هاي خود به دشت و دمن مي رفتند و در آن جا افزون بر شادي و سرور به پرستش و سپاس خدايان مي پرداختند.
در گزارش قرآن داستان شگفتي نيز از سليمان و ملكه سبا بيان مي شود كه به نكته هاي جالب و بديعي چون اهميت هنر و دستاوردهاي هنري و تمدني اشاره دارد. در آن جا مي خوانيم كه حضرت سليمان پيامبر(ع) ملكه سبا را براي نشان دادن قدرت خود به گردش در كاخ و بوستان خود برد و در آن جا ملكه با آبگينه هايي رو به رو شد كه تاكنون مانند آن را نديده بود؛ از اين رو دامن خود را بالا زد تا از آب بگذرد درحالي كه آبگينه و پلي شيشه اي بود كه از زير آن آب جريان داشت. (نمل آيه 44)
.

 

از شما دوستانِ عزیزم در راسخون استدعا دارم ، این اشعار رو بخونید و پخش کنید ، ان شاءالله در ثوابش شریک باشید

 

روزهٔ کودکانه . نماز کودکانه . قرآنِ کودکانه
 

وبلاگ مجموعه اشعار بنده حقیر :

http://delsoroodeha.rasekhoonblog.com

یک شنبه 23 آبان 1389  1:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها