0

قاعده‌اي كه پايان ندارد

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

قاعده‌اي كه پايان ندارد

جام جم آنلاين: مفهوم ژانر، برگرفته از كلمه‌اي فرانسوي به معناي نوع، دسته و مشتق از واژه genus است. تا پيش از قرن بيستم، نام‌هاي ژانري به عنوان رده‌هايي عام براي تنظيم و دسته‌بندي شمار زيادي از متون، كاربرد گسترده‌اي داشت.

بويژه اين مفهوم نقش مهمي در طبقه‌‌بندي و ارزشگذاري ادبيات ايفا كرده بود . در بررسي‌‌هاي ادبي، اصطلاح ژانر به اشكال مختلف به كار مي‌رود تا به تمايزهاي ميان انواع متن اشاره كند: نوع نمايشي (حماسي‌، تغزلي‌ و ‌دراماتيك)، نوع رابطه با واقعيت (داستاني و ‌غيرداستاني)، نوع پيرنگ (كمدي‌ و‌ تراژدي)، ماهيت محتوا (رمان احساساتي، ‌رمان تاريخي و ‌رمان ماجرايي) و… .

در نظريه فيلم، ژانر مبحثي است براي دسته‌‌بندي فيلم‌ها براساس شباهت‌هاي روايتي كه فيلم بر آنها بنا شده است. بيشتر نظريات در باب ژانر فيلم‌ها از مفاهيم نقد ژانر ادبي وام گرفته شده است.

با توجه به موضوع ژانر در متن ادبي، روش‌هاي مختلفي براي برخورد با مساله ژانر و تعريف و دسته‌بندي آنها وجود دارد . علاوه بر تفاوت اصلي بين ژانر مستند و داستاني در فيلم، ژانر مي‌تواند در گونه‌هاي ديگري نيز تقسيم‌بندي شود .

ژانر معمولا عبارت مبهمي است كه هيچ مرز مشخصي ند ارد . خيلي از كارها در يك ژانر نمي‌گنجد و تركيبي از چند ژانر است.

در حالي كه بعضي ژانرها براساس محتواي د استان هستند  مثل فيلم‌هاي جنگي، بعضي ديگر وام‌ گرفته از ادبيات‌اند همچون كمدي، ملودرام و بعضي رسانه‌هاي ديگر چون فيلم موزيكال. بعضي‌ها مبتني بر عوامل كار هستند  و بعضي بر مبناي بودجه.

حال آن كه بعضي ديگر براساس جنبه هنري فيلم هستند (فيلم هنري)، بعضي براساس وضع نژادي، به عنوان مثال سينماي سياهان يا سينماي سرخپوستي (اين نوع فيلم‌ها اقليتي خاص از مردم را مخاطب خود  قرار مي‌د هند) و بعضي براساس مكان (وسترن).

فيلم‌هاي داستاني اغلب براساس موقعيت، موضوع، حالت و قالبشان دسته‌بندي مي‌شوند . منظور از موقعيت، محيط و اجتماعي است كه داستان در آن اتفاق مي‌افتد . تم يا موضوع به مفاهيم و مباحثي اشاره مي‌كند  كه فيلم حول ‌و حوش آن مي‌گذرد  و داستان خود  را درباره آن بيان مي‌كند .

حالت به لحن احساسي فيلم گفته مي‌شود  و قالب به روشي كه فيلم تصويربرداري شده است. روش ديگر دسته‌بندي ژانرهاي فيلم براساس هدف حضار است. بعضي نظريه‌پردازان فيلم به دو مولفه قالب و هدف مخاطب در دسته‌بندي ژانر اعتقاد ندارند .

بيشتر اوقات ژانرهاي فيلم به زيرژانرها منتهي مي‌شود . بعضي اوقات ژانر دوگانه يا چندگانه‌اي از تركيب دو يا چند  ژانر تعريف مي‌شود، مثل ژانر فيلم از نوع وحشت و علمي ـ تخيلي براي فيلم بيگانگان.

در محدوده يك ژانر سينمايي خاص، طبقه‌بندي بسياري از فيلم‌ها با توجه به شباهت‌هاي داستاني، سبك روايت و شخصيت‌پردازي صورت مي‌گيرد .

جنت استيگر ادعا مي‌كند: ژانر فيلم مي‌تواند به چهار روش تعيين شود ؛ شيوه ايده‌آليستي در مورد فيلم با استانداردهاي از پيش تعيين شده قضاوت مي‌كند ، شيوه تجربي با مقايسه فيلم با فيلم‌هايي كه در حال حاضر به طور قطعي به ژانري اختصاص داده شده‌اند، شيوه مقدم با استفاد ه از مولفه‌هاي ژانري كه قبلا تعريف شد ه‌اند  و شيوه قرارداد اجتماعي براساس توافقات موجود درون اجتماعي به بررسي اين كار مي‌پردازد .

بسياري از ژانرها براساس مخاطبان و منشوراتي كه از آنها حمايت مي‌كنند،مثل نشريات و سايت‌ها ساخته شده‌اند .

تقسيم‌بندي فيلم به ژانر به دليل نسبيت ويژگي‌هاي هر ژانر تقريبا ناموفق بوده است. بر همين اساس مي‌توان گفت ژانربندي فيلم تنها براي نقد و شناخت فيلم، اماكن فروش فيلم و بازار مصرف كاربرد دارد .

«رابرت استم» در كتاب «نظريه فيلم» خود ذكر مي‌كند:  بيشتر از آن كه ژانر مفهومي موجود  باشد تنها ساخته و پرد اخته منتقدان است.

ژانر را مي‌توان به اسكلت يك ساختمان تشبيه كرد . فيلمنامه‌نويس در مقام مهندس بايد با مصالح مورد علاقه و نياز خود اين اسكلت را پر كند و از آن يك ساختمان بسازد .

اين ساختمان ممكن است از سنگ مرمر باشد يا آجر يا مصالح ديگر، اين به توانايي و قدرت فيلمنامه‌نويس بستگي دارد. البته نوشتن در ژانر، در كنار محاسن‌اش، نقاط ضعف بخصوصي نيز د ارد . يكي از ويژگي‌هاي بنيادين ژانر تكرارپذير بودن آن است.

در طول تاريخ سينما، ژانرهاي مختلف مدام تكرار شده‌اند و اين باعث شده تماشاگران نقاط مشترك فيلم‌هاي ژانر را بشناسند و در نتيجه بتوانند داستان فيلم را از قبل پيش‌بيني كنند اما فيلمنامه‌نويسي كه در محدوده ژانر مي‌نويسد ، موظف نيست با استفاده از تك‌تك عناصر ويژه آن ژانر به تقليد از آن بپردازد .

همان‌طور كه گفته شد، ژانر، حكم اسكلت اثر را دارد و نويسنده مي‌تواند با استفاده از خلاقيتش از مصالح متفاوت و طراحي‌هاي مختلف و چشمگيرتر، داستان را به شيوه‌اي نو و با طراوت روايت كند و گاه با اندكي تغيير در فرمول‌هاي تثبيت شده ژانر از آن فاصله بگيرد .

بسياري از فيلمنامه‌نويسان از ژانر حذر مي‌كنند زيرا حس مي‌كنند تبعيت از قواعد  ژانر دست و پاي آنها را مي‌بندد  و محدوديت‌هاي زيادي برايشان به بار مي‌آورد . بعضي هم حس مي‌كنند داستانشان در محدوده هيچ ژانري نمي‌گنجد ، بعضي‌ها هم نوشتن در ژانر را كار دشواري مي‌د انند .

نكته مهمي كه اينجا بايد متذكر شد ، اين است كه فيلمنامه‌نويس بايد با توجه به داستانش تصميم بگيرد كه در ژانر بنويسد يا نه. بعضي داستان‌ها قابليت روايت در ژانر را د ارند  و بعضي فاقد اين قابليت هستند .درست است كه ژانر قواعد از پيش تعيين‌شده‌اي را در اختيار نويسنده مي‌گذارد اما اين خود  اوست كه بايد با استفاده از خلاقيت و نبوغش، طوري از اين قواعد استفاده كند كه به فيلمنامه رنگ و بوي نو و تازه‌اي دميده شود .

ژانرهاي اصلي كلاسيك عبارت است  از: اكشن، كمدي، درام، وحشت، علمي ـ تخيلي، وسترن، تريلر، جنگي، نوآر، فانتزي و هنري. قدمت هر‌كد ام از ژانرهاي كلاسيك به اندازه قدمت سينماست و منبع بعضي از آنها، ژانرهاي ادبي است كه پيش از تولد  سينما وجود  د اشته‌اند . در يكي دو دهه اخير، ژانرهاي جديدي باب شده كه معمولا مشتقاتي است از ژانرهاي قديمي؛ مثلا ژانر تين‌ايجري ـ عاطفي كه مشتقي است از ژانر كلاسيك رومنس. ژانرهاي جديد  با تغيير دادن بعضي قواعد  ژانرهاي قديمي يا تركيب چند ژانر با يكديگر شكل گرفته‌ است.

البته هنوز عده‌اي از منتقد ان و فيلمسازان بر سر اين كه هر فيلم متعلق به چه ژانري است با هم اختلاف دارند . بعضي فيلم‌ها ـ بخصوص فيلم‌هاي جديد  ـ در عين اين كه متعلق به هيچ ژانر واحدي نيستند، تركيبي است از چند  ژانر مختلف بنابراين در اصل خارج از ژانر قرار مي‌گيرند .

بهترين روش براي شناختن اصول و قواعد  حاكم در هر ژانر، ديدن و مطالعه فيلم‌هاي متعلق به آن ژانر است كه از نظر ساختار، شخصيت‌پرد ازي، پيرنگ و فضا شباهت‌هاي بسياري به هم د ارند .

فيلمنامه‌نويس بايد اين شباهت‌ها را دريابد كه فيلم‌هاي يك ژانر چه تفاوت‌هايي با هم دارند و از چه ابزارهايي براي متفاوت بودن نسبت به بقيه فيلم‌هاي متعلق به آن ژانر استفاده كرد ه‌اند .

امر بديهي و قابل توجه اين است كه اگر قرار بود همه فيلم‌هاي يك ژانر كاملا به هم شبيه باشند، تماشاگر ديگر رغبتي براي تماشاي آنها پيدا نمي‌كرد .

نوشتن و فيلم ساختن در يك ژانر، به معني نوشتن و ساختن يك فيلم تكراري نيست. اگر يك فيلمنامه‌نويس بخواهد برخلاف قواعد ژانر حركت كند بايد از قبل به قواعد  ژانر كاملا مسلط باشد زيرا بدون شناخت مسير اصلي نمي‌توان برخلاف مسير حركت كرد و گام برداشت.

متاسفانه ميان فيلمنامه‌نويسان جوان اين مساله مصداق دارد كه بدون شناخت كامل و همه‌جانبه ژانر، سعي د ر تخطي و شكستن قوانين آن دارند .

نكته مهم اين است كه يك فيلمنامه‌نويس بايد با قواعد ژانرهاي مختلف سينمايي آشنا باشد . حتي فيلمنامه‌نويسي كه قصد نوشتن در ژانر را ندارد ، مي‌تواند از برخي قواعد يك ژانر يا چند ژانر در فيلمنامه‌اش استفاده كند .

فيلمنامه‌نويساني هم كه علاقه دارند در يك ژانر خاص بنويسند بايد بدانند نوشتن در ژانر به خودي خود نمي‌تواند  باعث موفقيت يا عدم موفقيت فيلمنامه شود . دقت، توانايي و قدرت خلاقيت فيلمنامه‌نويس است كه در نهايت موفقيت يا عد م موفقيت يك فيلمنامه را تعيين مي‌كند.

تولد ژانر، مقارن با تاريخ آغاز سينما

در دهه‌هاي آغازين موجوديت سينما، فيلم‌هايي ساخته شدند  كه هركدام بعدها به عنوان الگويي براي ساخت ديگر فيلم‌ها مورد استفاده قرار گرفتند .

در واقع، تولد ژانر مقارن است با آغاز تاريخ سينما. نويسندگي و فيلمسازي در هر ژانر، قواعد خاص خود را مي‌طلبد و هر ژانر مشخصات خاصي دارد .

مشخصاتي كه كم و بيش از پيش تعيين شد ه‌اند و تخطي از آنها به منزله زير پا گذاشتن قواعد ژانر و در نتيجه خارج شدن از ژانر است.

يكي از امكاناتي كه ژانرها و نوشتن در اين ژانرها براي فيلمنامه‌نويسان ايجاد مي‌كند، اين است كه كار فيلمنامه ‌نويس را تا حد زيادي آسان مي‌كند و باعث سرعت نوشتن مي‌شود و مي‌تواند راهنماي خوبي براي فيلمنامه‌نويس باشد .

ژانر با در اختيار گذاشتن تكنيك‌هاي از پيش تعيين شده، نويسنده را از دردسرهاي مربوط به تصميم‌گيري در مورد  چگونگي قسمت‌هاي مختلف فيلمنامه خلاص مي‌كند . (جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

دوشنبه 24 مهر 1391  10:49 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها