در گذشته زنان به دلیل نیاز اقتصادی مجبور به کمک در تأمین معاش خانواده بودند،اما امروزه برای بسیاری از زنان حتی زنانی هم که نیاز مالی ندارند فقط برای اینکه تصور می کنند اشتغال برای آنها شخصیت و هویت به ارمغان می آورد،به این سمت گرایش پیدا می کنند.
اخذ یک رویکرد مدیریتی صحیح پیرامون مساله اشتغال زنان در جامعه اسلامی موضوع گفتوگویی است که با سرکار خانم فرحنازقندفروش صورت گرفت. وی از جمله زنان حاضر در عرصه مدیریتی کشور است. با وجود اینکه خانم قندفروش از پیشتازان عرصه مد و لباس اسلامی و ایرانی به شمار میآید و در این زمینه نمایشگاهها و جشنوارههای بسیاری را اجرا و مدیریت کرده است اما عملکرد مدیریتی ایشان در عرصه مد و پوشاک انتقاداتی را به دنبال داشت است. در این مصاحبه ابعاد مختلف اشتغال زنان و راهکارهای حل این مساله مورد بحث واقع شده است.
سرکار خانم قندفروش دلیل گرایش شدیدی که امروزه خانم ها به سمت بازار کار دارند چیست؟
من فکر میکنم تغییر جغرافیای انسانی در دهۀ اخیر در جامعۀ ما و به دنبال آن تغییر شکل خانوادهها از خانوادۀ گسترده به خانوادۀ هسته ای از یکسو و نیز تغییر مناسبات و کارکردهای خانواده در عرصۀ آموزش و جامعهپذیر کردن افراد و اعضای خود از سوی دیگر و بالاخره ورود گستردۀ تکنولوژی در ساحت خانه، باعث افزایش زمان فراغت زنان شده است.
حال به این عامل اگر ضعف و نادرست بودن مدیریت و برنامهریزی دولت و جامعه در امر فراغت زنان را اضافه کنیم، فهم علت گرایش زنان به امر اشتغال خارج از خانه برایمان بسیار آسان خواهد شد. عامل دیگری که در این زمینه بیتأثیر نبوده است، نگرش جنسیتی حاکم بر خانواده های سنتی در جامعه است که تا همین دوران معاصر نیز وجود داشته است.
براساس این نگرش زن موجودی تحت امر و وابسته به مرد تلقی می شد؛ چه قبل از ازدواج که تحت امر پدر یا برادر بزرگتر بود و چه بعد از ازدواج که وابسته به شوهر شمرده می شد و هیچگونه استقلال و حقی برای او متصور نبود. آسیب ها و کاستی هایی که زنان به واسطۀ این نوع نگاه متحمل شدهاند آنان را بر آن داشته است که به فکر کسب استقلال و حقوق اجتماعی بیفتند. مسلم است که یکی از راه های کسب استقلال، داشتن درآمد مالی است. در کنار اینها نباید از تأثیر دیدگاه های فمینیستی در این زمینه نیز غافل شد.
آسیب ها یا فرصت هایی که این پدیده برای نظام اسلامی در بردارد چگونه است؟
اولاً ما باید به این نکته توجه کنیم که اشتغال زنان به خودی خود اشکال ندارد. شما در تاریخ از صدر اسلام تاکنون مشاهده می کنید که زنان به دلایل گوناگون ازجمله نیاز مالی و کمک به تأمین معاش خانواده، پا به پای مردان خانواده کار می کردند و به فعالیت هایی چون کشاورزی و دامداری تا دایه گی و خدمات به خانواده ها و فرزندان دست میزدند. گذشته از این، در احادیث و روایات معتبر نیز نه تنها موردی در رد و نکوهش کار کردن زنان نمیبینیم، بلکه حتی در تأیید آن نیز سخنانی از معصومین(ع) مشاهده می کنیم.
بنابراین نمی توانیم بگوییم که اشتغال زنان به خودی خود اشکال دارد و برای جامعۀ اسلامی مسئله و معضل است، اما این موضوع که امروزه این پدیده بسیار گسترش پیدا کرده و عمومی و فراگیر شده، نیازمند بحث و بررسی است و باید به آن توجه کرد. خانمی چند سال پیش تحقیقی انجام داد که البته تحتتأثیر دیدگاه های فمینیستی بود و ادعا می کرد که مسئلۀ اصلی امروز زنان جامعۀ ما، اشتغال است.
واضح است که این نظر نادرست است و بر آمار واقعی منطبق نیست و بیشتر صاحبنظران و اهل فن در این زمینه، این نظر را تأیید نمی کنند. آمار موجود نشان میدهد که تعداد زنان جویای کار در مقایسه با مردان جویای کار بیشتر است. این موضوع همانگونه که گفته شد، دلایل خاص خودش را دارد، اما وضعیت آن به گونهای نیست که بخواهیم آن را برای نظام تهدید جدی تلقی کنیم.
البته اشتغال زنان خصوصاً در سبک جدیدی که خانمها شروع به کار میکنند و شاغل میشوند آسیبهایی به دنبال دارد که اگر برای حل آن فکری نشود، هم برای خانواده ها و هم برای خود زنان تهدید جدی در برخواهد داشت. مهمترین نکتهای که در بحث اشتغال زنان در جامعۀ امروزی ما باید به آن توجه شود نگاه هویتی و ارزشی زنان به اشتغال و حضور فعال در عرصۀ عمومی است.
در گذشته زنان به دلیل نیاز اقتصادی مجبور به کمک در تأمین معاش خانواده بودند، اما امروز برای بسیاری از زنان ما، اشتغال کارکرد هویتی و ارزشی پیدا کرده است و ما میبینیم که زنانی هم که نیاز مالی ندارند فقط برای اینکه تصور می کنند اشتغال برای آنها شخصیت و هویت به ارمغان می آورد، به این سمت گرایش پیدا می کنند. اگر تعریف درستی از حضور زن در خانواده نداشته باشیم، این حضور غیرضروری در عرصۀ کار در جامعه آسیبهای شدیدی به خانواده خواهد زد که بخشی از آن را ما در حال حاضر نیز مشاهده میکنیم.
پرسش دیگر من دربارۀ کیفیت و چگونگی انجام دادن وظیفه و شغل برای زنان در جامعۀ اسلامی است. آیا اساساً ما شغل زنانه و مردانه داریم؟ یا هر کاری که برای مردان در جامعه در نظر گرفته شود می توان برای زنان نیز تجویز کرد؟ برای مثال اینکه الان دارند برای زنان گواهینامۀ پایۀ یک صادر می کنند یا کار کردن در معدن و مشاغل خدماتی از این دست درست است یا خیر؟
حرمت و منزلتی که اسلام برای زن قائل است و نوع تعاملی که معصومین(ع) با زنان داشتند یا به دیگران دربارۀ زنان توصیه می کردند، مانع از این می شود که ما هر کاری را به صرف اینکه برای زنان کسب درآمد درپی دارد، برای آنان تجویز کنیم. بالاخره زنان در دین اسلام دارای ارزش و احترام خاصی هستند و ضمن اینکه تفاوت های میان جنس مرد و زن، فارغ از نگاه دینی، با به کار گرفتن عقل مشخص میشود و واضح است که هر کاری را که از عهدۀ مردان بر می آید نباید و نمی توان به زنان تجویز کرد.
برای مثال یکی از مواردی که الان در ذهن بنده هست و دغدغۀ من نیز بهشمار میآید همین فروشندگی زنان است. الان کمتر فروشگاه و مراکز فروش را می توان پیدا کرد که یا فروشندۀ زن نداشته باشند یا اطلاعیه ای پشت شیشه با این مضمون که به یک فروشندۀ خانم با روابط عمومی بالا نیازمندیم، نزده باشند. بسیاری از دختران دبیرستانی بلافاصله پس از پایان یافتن درسشان به سمت این مشاغل روی می آورند.
دخترانی که تا چند وقت پیش کارشان فقط رفت و آمد در راه خانه و مدرسه بود در مغازهای مشغول به کار میشوند که اصلاً معلوم نیست نظارتی بر فروشندۀ آن حاکم است یا خیر و چه فردی در آنجا با عنوان صاحب کار بناست با این دختران کار کند. از این کار هم درآمد آنچنانی نصیب دختران نمی شود که حتی خرج کرایه و هزینه های ضروریشان بشود. اینها با احترام و عزت زنان و دختران مسلمان در جامعه سازگار نیست.البته این نکته را هم باید اشاره کنم که قید گذاشتن و شرط و شروط تعیین کردن برای کیفیت و شیوۀ اشتغال زنان در جامعه به این معنا نیست که ما می خواهیم کارهای فرومایه و کمارزشتر را برای زنان در نظر بگیریم و کارهای سطح بالا همچون مدیریت، ریاست و … را برای مردان بخواهیم.
بعضی از مشاغل در جامعۀ ما وجود دارد که زنانه تلقی می شوند و اتفاقاً هم سطح بالا و ارزشمندند؛ برای نمونه پزشک زنان از کارهایی است که زنانه تلقی میشود. آیا پزشکی زنان کار سطح پایینی است؟ مسلم است که این شغل، کار سطح بالایی است و فرد برای پذیرش در آن و به دست گرفتن این مسئولیت به تخصص خاص و نمرات بالا و دورههای آموزشی کاملی نیاز دارد.
افزون بر این، اکنون درصد بسیار بالایی از زنان شاغل ما در آموزش و پرورش و به شغل معلمی و مربی گری مشغولاند که این کار خیلی خوب و باارزشی است؛ چون مطابق شأن و شخصیت و رسالت زن مسلمان است. پس این نوع قیود یا گذاشتن محدوده برای انتخاب شغل زنان هیچ وقت نباید اینگونه تداعی شود که کارهای نازل برای خانمها در نظر گرفته میشود.
ما میخواهیم خانمها با توجه به شخصیت، توانایی و تأثیری که کارشان درپی دارد، شغل انتخاب کنند. حالا ممکن است در این میان استثنائاتی هم وجود داشته باشد و برای مثال خانمی به دلیل شرایط خاص خود و محیطش، رانندۀ کامیون هم باشد؛ مثل استثنائاتی که برای آقایان هم وجود دارد، اما اگر این وضعیت بخواهد به یک قاعده تبدیل بشود، با آن مخالفت خواهیم کرد؛ زیرا تجربه این را برای ما ثابت کرده است که هر جا زنان بخواهند شغلهای مردانه را انتخاب کنند، در آن قسمت ضعیف عمل خواهند کرد؛ چون توانایی وجود زن بالاخره در حدی است و مرد در حدی دیگر.
دربارۀ اینکه فرمودید مسئلۀ اشتغال برای زنان امروزه جنبۀ هویتی پیدا کرده است باید بگویم که الان در جامعۀ ما شغل خانه داری آنگونه که باید و باارزش تلقی نمیشود. به نظر شما چه راهکارهایی پیش روی نظام اسلامی وجود دارد که این وضعیت را تا حدی اصلاح کند؟
ببینید یکی از عللی که من در گرایش زنان به سمت اشتغال بیان کردم تغییر جغرافیای انسانی ما بود. خانوادۀ هسته ای شکل گرفته از یک زوج جوان است که از ابتدای زندگی از خانوادۀ خود جدا شدهاند و مستقل از آنها در مکانی زندگی میکنند. سبک زندگی این خانواده به این شکل است که مرد از ابتدای روز به محل کار میرود و تقریباً تا پایان روز به خانه برنمی-گردد. زنها نیز معمولاً در این فاصله بخشی از روز را صرف انجامدادن کارهای خانه میکنند و بخش عظیمی از زمان روزانۀ خود را بدون برنامه ریزی میگذرانند.
تصور کنید در یک آپارتمان نقلی که هیچ فضای تفریحی و به اصطلاح قدیمیها دل باز ندارد، زن باید چگونه سر خود را گرم کند؟ همۀ زنها که اهل مطالعه نیستند تا از تنهایی در خانه استفاده کنند بالاخره این زن برای ساعت های فراغتش، سرگرمی و تفریح میخواهد. در گذشته که خانواده گسترده بود، رفتوآمدها و دید و بازدیدها زیادتر و محیط خانهها گرمتر بود، اما در حال حاضر چنین نیست. برای حل این مشکل چند راهکار به ذهن بنده می رسد که عبارتاند از:
1. تقویت و حمایت از خانوادۀ گسترده و ارتقای فرهنگ دید و بازدید و رفتوآمد در خانواده ها که هم می تواند میزان رضایت از گذران وقت در زنان را افزایش دهد و هم به سهم خود صلۀ رحم است؛
2. گسترش فضاهای فراغتی و تفریحی زنان برای مثال رسانۀ ملی برای غنی سازی زمان فراغت خانم ها باید برنامههایی تولید کند که هم اطلاعات و دانش آنها را دربارۀ مسائل و مهارت های زندگی افزایش دهد و هم در پر کردن اوقات فراغت آنها گام مؤثری برداشته شود؛
3. همانگونه که گفتم، همۀ زنان جامعۀ ما در گرایش به اشتغال صرفاً انگیزه و هدف مالی ندارند و بیشتر به دنبال کسب هویت اجتماعی و مؤثر بودن در جامعهاند.از ما در مقام مدیریت این انگیزه و هدف متعالی زنان باید آنها را در گروه ها، سازمانهای مردم نهاد (انجیاُ ها)، مراکز خیریه، مساجد و اجتماعاتی اینچنینی گرد آوریم و از استعداد و توان آنها در زمینه های گوناگون استفاده کنیم.
بالاخره این توان، انرژی و استعداد در جای خود برای نظام اسلامی سرمایۀ عظیمی است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت و فقط به فکر مهار آن بود. مدیریت صحیح آن است که شما تهدیدهای موجود را به فرصت تبدیل کنید.در پایان من دربارۀ شیوۀ تعامل مردان با زنان و کیفیت حضورشان در خانه باید توصیهای عرض کنم و آن این است که مردان بجاست. همان زمان اندکشان در کنار خانواده و همسرشان به بهترین شکل و با بیشترین سطح انرژی و دقت بگذرانند تا خانم ها از حضور همسر در کنارشان رضایت کافی را کسب کنند.
رضا محبینوری
منبع: ماهنامه زمانه شماره 23و 24