0

تَرا گَمَه ميرزا كوچك خانا

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

تَرا گَمَه ميرزا كوچك خانا

جام جم آنلاين: در ميان مجموعه‌هايي كه دهه 60 با تأثير از شخصيت‌هاي تاريخي و معاصر ايراني ساخته شد، «كوچك جنگلي» جايگاهي ويژه دارد.

اين مجموعه با درك نياز مخاطب آن مقطع براي قرينه‌پردازي شرايط جامعه و حركت مردمي كه منجر به شكل‌گيري انقلاب شد، جرقه زد؛ قرينه‌پردازي با رويدادها و شخصيت‌هاي تاريخ معاصر كه با دغدغه ميهن‌پرستي و دفاع از مام وطن در برابر بيگانگان ايستادند. انسان‌هايي از همين آب و خاك كه راه سخت‌تر را انتخاب كردند و به قهرمانان واقعي تبديل شدند.

فاصله كوتاه ميان پيروزي انقلاب و آغاز جنگ ايران و عراق كه با حمله و تجاوز عراق به خاك ايران شروع شد، شرايط دهه 60 را به فضا و حال و هوايي خاص تبديل كرد كه در آن فضا بيش از هر چيز به تقويت روحيه حماسي، وطن‌پرستي و عشق به خاك نياز بود، چه بين رزمندگاني كه در جبهه‌ها مي‌جنگيدند، چه بين مردمان عادي كه حداقل يكي از افراد خانواده‌شان درگير جنگ بود و خود نيز زير بار فضاي ترس و دلهره حمله‌هاي هوايي دشمن بودند.

درك اين فضا و موقعيت، فقط با زندگي در ايران دهه 60 امكانپذير بود و آدم‌هايي از همين فضا و موقعيت براي ايجاد روحيه و آرامش ميان مردم، سراغ نهضت جنگل و ميرزا كوچك‌خان جنگلي رفتند.

سال‌هاي آغازين دهه 60 ناصر تقوايي با تأثير گرفتن از شخصيت واقعي ميرزا كوچك معروف به كوچك جنگلي كه از سال 1300-1257 زندگي كرد و جنبش جنگل را شكل داد و رهبري كرد، فيلمنامه‌اي براي شبكه يك سيما نوشت.

تقوايي در اين اقتباس از تاريخ معاصر نگاهي داشت به داستان مردي از جنگل نوشته احمد احرار. وسواس‌هاي خاص تقوايي كه همواره فيلمنامه‌هاي اقتباسي و غيراقتباسي‌اش را خود به نگارش درآورده و بخصوص در شخصيت‌پردازي و ديالوگ‌نويسي مهارتي ويژه داشته و دارد، باعث شد پيش‌توليد اين مجموعه كه مديران تلويزيون نظر خاصي روي آن داشتند طولاني‌تر از زمانبندي پيش‌بيني شده شود.

در شرايطي كه حتي عوامل و بازيگران مجموعه انتخاب شده و قرار بود داريوش ارجمند نقش ميرزا را بازي كند، توليد سريال متوقف شد و مدتي بعد با كارگرداني جديد كليد خورد البته حرف و حديث‌هايي درباره اين مقطع مطرح بود. اين‌كه تقوايي 40، 50 دقيقه از مجموعه را ساخته و... اما هنوز هم پاسخ قطعي براي اين حرف و حديث‌ها وجود ندارد.

بهروز افخمي كه آن زمان از مديران گروه فيلم و سريال و به گفته بهتر باني شكل‌گيري اين مجموعه بود، پس از وقفه ايجاد شده در توليد اين سريال به عنوان كارگردان انتخاب شد.

افخمي با كمك امرالله احمدجو و احمد مرادپور، فيلمنامه را براساس كتاب «سردار جنگل» ابراهيم فخرايي بازنويسي كرد؛ البته با وامداري به شخصيت‌پردازي خاص تقوايي كه در اين مجموعه پرشخصيت هم نمودي خاص داشت. در تكميل اين فيلمنامه هنرمنداني چون مرحوم مهرزاد مينويي، مرحوم سيف الله داد، بهروز ماكويي، يوسف سيدمهدوي و... نيز نقش داشتند.

هوشمندي افخمي اين بود كه ساختماني را كه تقوايي پايه‌هايش را بنا كرده بود، خراب نكرد تا بناي خودش را بر پايه‌اي جديد بسازد و در بخش‌هاي مختلف از حضور عوامل و متخصصاني كه تقوايي انتخاب كرده بود، بهره برد.

يكي از اين هنرمندان متخصص كه تأثير بسزايي در ماندگاري مجموعه كوچك جنگلي داشت، زنده ياد نعمت حقيقي بود كه مدير فيلمبرداري بود و بخصوص هنر او در توليدات عظيم و بازسازي صحنه‌هاي جنگ اين سريال مثال زدني بود. اين همكاري منجر به همكاري‌هاي بعدي اين كارگردان و فيلمبردار برجسته شد كه از تجربه‌هاي مثال زدني هر يك از آنها به شمار مي‌رود.

از جمله تغييرات افخمي در گروهي كه تقوايي كنار هم قرار داده بود، تغيير بازيگر نقش ميرزا بود و عليرضا مجلل جاي ارجمند را گرفت. مجلل كه دانش‌آموخته دانشگاه هنرهاي زيبا بود و تجربه‌هاي تئاتري داشت با نقش‌آفريني در مجموعه‌هاي «افسانه سلطان و شبان» داريوش فرهنگ و همچنين فيلم سينمايي «شايد وقتي ديگر» بهرام بيضايي براي مخاطبان چهره‌اي آشنا بود.

البته شمالي بودن مجلل كه از طرف خانواده مادري از اقوام ميرزا بود همچنين تحقيقات وسيعي كه در مورد زندگي كوچك‌خان داشت در كنار بومي بودن و آشنايي او به زبان گيلكي و موقعيت محلي از مواردي بود كه انتخاب او را به عنوان بازيگر اين نقش، منطقي و هوشمندانه جلوه مي‌داد و البته صداي عامرانه و گرم او كه حكايت از دوران گويندگي در راديو گيلان و... داشت.

مجلل با ظرافت توانست زير و بم‌هاي شخصيت‌پردازي فيلمنامه‌اي ميرزا را از فيلتر ذهني، ريشه‌ها و عِرق خود نسبت به اين قهرمان آزاديخواه عبور دهد و كاراكتر ميرزا كوچك‌خان جنگلي را به مثابه شخصيتي ملموس با ابعاد انساني و دغدغه‌هايي بزرگ ايفا كند؛ قهرماني مهربان و صريح اللهجه كه طرفدار عدل و آزادي بود و مشكلات مردم او را عذاب مي‌داد، بخصوص تفاوت‌هاي اين كاراكتر با نقش مقام لشكري كه مجلل در افسانه سلطان و شبان ايفا كرده بود (و طنز خاصي داشت) باعث شد هنر و ظرافت او در بازنمايي شخصيت‌هاي نمايشي خودنمايي كند.

سريال كوچك جنگلي از سال 63 تا 66 به مدت سه سال در ماسوله و مناطق اطرافش فيلمبرداري شد و از حضور بازيگران برجسته ديگري كه آن مقطع در تلويزيون براي مخاطب شناخته شده بودند، بهره برد.

از جمله اين بازيگران مهدي هاشمي در نقش دكتر حشمت بود كه تصوير او در ذهن مخاطب با كاراكترهاي دوگانه افسانه سلطان و شبان ثبت شده بود.

دكتر حشمت يكي از دوستان نزديك و ياران كوچك خان بود كه در شكل‌گيري نهضت جنگل نقش داشت و هميشه در كنار او بود.

تضاد كاراكتر آرام و درونگراي دكتر حشمت با تصويري كه از اين بازيگر طناز چيره‌دست در ذهن مخاطب مانده بود، يك بار ديگر ظرفيت‌هاي جديدي از مهدي هاشمي ثبت كرد؛ بازيگري كه امروز بعد از گذر سه دهه همچنان آماده غافلگير‌كردن علاقه‌مندانش در نقش‌هاي متفاوت است.

جمشيد گرگين، عنايت‌الله شفيعي، صدرالدين حجاري، جهانگير الماسي، اكبر سنگي، مرحوم فرخ لقا هوشمند و... از ديگر بازيگران اين مجموعه پرشخصيت و عظيم بودند كه به مسير حركت ميرزا كوچك خان جنگلي همزمان با جنگ جهاني اول روح زندگي دادند و كاراكترهاي مكمل و فرعي متعددي را كه در قصه زندگي او جاري بود، واقعي كردند.

جلال‌الدين معيريان، چهره‌پردازي و ناصر مسعودي هم خواندن ترانه به يادماندني تيتراژ اين مجموعه را به زبان گيلكي به عهده داشت؛ ترانه‌اي كه با وجود آشنا نبودن مخاطبان شهرهاي مختلف، بر زبان همگان جاري شد. بخصوص ترجيع بند تَرا گَمَه ميرزا كوچك خانا‌‌( ترا مي‌گويم ميرزا كوچك‌خان)‌ كه هنوز هم يادآور حسي از آزاديخواهي و وطن‌پرستي در كوره راه‌هاي سرسبز شمال با حال و هوايي نمناك است.

بهروز افخمي تلاش كرد در بازنويسي و كارگرداني مجموعه كوچك جنگلي، تم ابهام را به شكلي وارد زيرلايه‌هاي كار كند تاعلاوه بر بازسازي واقعي و هنرمندانه رويدادهاي واقعي بخصوص در سكانس‌هاي جنگ و درگيري، مخاطب بتواند براساس ديدگاه شخصي خود كار را دنبال كند نه اين‌كه صرفا بيننده نقطه نظر فيلمساز باشد. به اين ترتيب مخاطب مي‌توانست در ارتباط با نوع عملكرد ميرزا، دكتر حشمت و ديگر شخصيت‌ها به نوعي خودش قضاوت كند كه كدام يك مسيري قابل قبول را انتخاب كردند.

چنين نگاهي و بخصوص ايجاد ابهام در نگاه به تاريخ معاصر كه افخمي نسبت به آن دغدغه دارد اين ويژگي مهم را دارد كه باعث مي‌شود همراهي مخاطب پويا و بر اساس ديدگاه و نقطه نظراتش باشد نه قضاوتي از پيش تعيين شده كه كارگردان به آن خط مي‌دهد و نه به عنوان يك ناظر بي‌طرف.

در واقع كارگردان در عين وامداري به واقعيت و تاريخ تلاش كرده تصويري جزئي‌نگرانه از فضا و حال و هواي شخصيت‌هاي محوري و تعامل و تقابل آنها و ديدگاه‌هايشان ارائه دهد؛ پرداختي كه باعث شده مباني شكل‌گيري نهضت جنگل و مهم‌تر از آن كاراكتر ميرزا نه فقط به عنوان يك شخصيت نمايشي دراماتيك، بلكه به عنوان فردي دغدغه‌مند، متأثر از شرايط سرزمين‌اش به تصوير دربيايد.

مجموعه‌اي از اين عوامل باعث شد اين مجموعه تاريخي و قهرمان مثبت‌انديش آن كه به مفهوم واقعي كلمه قهرمانانه عمل مي‌كند، در عين مثبت بودن، تخت و يك‌وجهي نشود و مخاطب بتواند او را با ويژگي‌هاي انساني، فردي و اجتماعي‌اش بپذيرد و به عنوان قهرماني ملموس به ذهن بسپارد.

به اين ترتيب در دهه 60 با تكيه بر تاريخ معاصر و مجموعه‌اي از عوامل حرفه‌اي و متخصص در رشته‌هاي مختلف، سريالي شكل گرفت كه همچون بقيه آثار ماندگار اين دهه به عنوان يك الگو ادامه پيدا نكرد و يك تجربه منحصربه‌فرد در عرصه مجموعه‌هاي تاريخي ـ تلويزيوني باقي ماند.

هرچند در فاصله اين سال‌ها مجموعه‌هاي تاريخي و عظيم متعددي در تلويزيون ساخته شد كه هر كدام با تمهيدي، ارتباط خود را با تاريخ قديم و معاصر حفظ كرد تا مخاطب را با تكيه بر رئاليسم همراه كند، اما به نظر مي‌آيد جلب نظر مخاطب نياز به تركيبي از همه اين عوامل و نگاهي يكسان به عنصر درام و واقعيت دارد تا هيچ يك قرباني ديگري نشوند، مخاطب احساس كند همه وجوه و لايه‌هاي كار، در خور توجه و قابل قبول است.

در واقع جذابيت در حين روايت واقعيت تاريخي علاوه بر چينش درست اتفاقات به نگاهي حرفه‌اي از مرحله نگارش تا انتخاب بازيگر، كارگرداني و... نياز دارد. اين چنين است كه گروه سازنده مجموعه‌هاي دهه 60 با دغدغه‌مندي و سختگيري به خود و كارشان، آثاري را عرضه كردند كه امروز همچنان حرفي براي گفتن دارد، هرچند تاريخ محتوم و غيرقابل تغيير است.

در واقع آنچه قابل تغيير و به گفته بهتر قابل تحليل است نوع نگاه به رويدادهايي است كه از زواياي مختلف مي‌تواند تفسير شود و در هر زماني معني و مفهوم و تعبيري خاص و متناسب با روح زمان پيدا كند.

ستايش قهرمانان واقعي

مجموعه «كوچك جنگلي» دهه 60 در شرايطي كه مردم همچنان درگير عوارض جنگ و انقلاب و تغيير نظام حكومتي بودند، با يادآوري گذشته و تلاش ايراني‌هاي دغدغه‌مند نسبت به آب و خاكشان، به تداوم اين روحيه در مردمان دهه 60 كمك كرد تا با ايستادگي بر سر داشته‌ها و سرمايه‌هايشان بدانند آنها نيز به تاريخ خواهند پيوست اگر قلم و چشم هوشيار و دغدغه‌مندي، آنها را ثبت كند و براي آيندگان به امانت بگذارد.

كوچك جنگلي سريالي است در ستايش قهرماناني واقعي كه مي‌توانند به وسعت تاريخ بسط پيدا كنند تا هر كس گوشه‌اي از روحيه وطن‌پرستي خود را در آيينه آنها ببيند و با احترام بر اين خاك پرمخاطره قدم بگذارد. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

سه شنبه 18 مهر 1391  11:33 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها