اين آثار همان گفتهها و نوشتههايي هستند كه مردم در طول تاريخ آنها را شايسته نگهداري ميدانند و از خواندن و شنيدن شان لذت ميبرند.
فرهنگ درخشان ما جلوهگاه آثار ادبي بسياري مانند شاهنامه، تاريخ بيهقي، مثنوي مولوي، بوستان و گلستان سعدي، غزليات حافظ و... است كه در شمار غنيترين و شيواترين آثار ادبي جهان قرار دارند.
در حال حاضر تلاشهاي بسياري براي گسترش و توسعه ادبيات ما صورت ميگيرد؛ از جمله چاپ متعدد كتب و آثار ادبي، برگزاري جشنوارهها، همايشها و نشستهاي ادبي و... كه در جاي جاي ايران برگزار شده و چراغ ادبيات را همچنان روشن نگاه داشتهاند.
از طرفي با گسترش روزافزون فناوريها و رسانههاي گروهي كه نقش زيادي در انتقال و گسترش يافتهها و اشاعه فرهنگي دارند، باعث شده عصر حاضر را عصر ارتباطات بناميم كه در اين ميان، راديو و تلويزيون يكي از گستردهترين و تاثيرگذارترين اين رسانهها هستند.
بنابراين نقش راديو و تلويزيون در گسترش ادبيات ما بسيار چشمگير خواهد بود كه در حال حاضر با آن كه در قالب برنامههاي مختلفي به حوزه ادبيات پرداخته ميشود، اما جا دارد بيشتر از اينها و به شكل تخصصيتري اين حوزه را بسط داد و به نوعي شاهد ارتباط نزديكتر و مستمرتر نشستها و محافل ادبي با رسانه ملي باشيم و پخش و انعكاس گزارشها و اخبار نشستهاي ادبي در صداوسيما گسترش يابد.
برنامهسازان هم گاهي اذعان ميكنند محافل ادبي در خيلي وقتها ظرفيتهاي رسانهاي شدن و جذب مخاطب را ندارند. ما در اين گزارش داد و ستد محافل ادبي را با تلويزيون مورد بررسي قرار دادهايم.
محافل ادبي در سايه
اسماعيل اميني درخصوص اينكه چرا اكنون چنين برنامههايي در رسانه نيست يا كمتر هست، ميگويد: شايد جزو تعريفهاي برنامههاي صداوسيما نبوده يا اينكه براي قرار گرفتن در برنامهها، بايد جاذبه خبري داشته باشد كه محافل ادبي عمدتاً جاذبه خبري ندارند.
قبلاً يكسري برنامه داشتيم از جمله شعر جوان كه توسط عبدالجبار كاكايي اجرا ميشد كه به معرفي شاعران جوان ميپرداخت و گزارشهايي از نشستهاي ادبي پخش ميكرد كه الان نيست و ما در حوزه ادبيات فقط برنامه مشاعره را داريم.
مشاعره فقط صورت ظاهري ادبيات است و خيلي به مفاهيم و معناي شعر نميپردازد و بيشتر جنبه بازي و سرگرمي دارد كه ادبيات و گستره آن خيلي بيشتر از اينهاست.
اين عضو شوراي عالي شعر صداوسيما معتقد است: در صورتي كه به اين مقوله پرداخته شود قطعاً مخاطبان زيادي جذب خواهد كرد.
از نمونههاي بارز آن ديدار شاعران با رهبر معظم انقلاب است و با اينكه هر سال يكبار انجام و نشان داده ميشود، پخش آن مخاطبان بسياري جذب ميكند و خيلي هم مورد استقبال مردم قرار ميگيرد.
وي ميافزايد: اگر در محافل ادبي بحثهاي جدي مطرح شود و اشعار خوب خوانده شود و از طرفي هم تلويزيون رويكرد جديتري نسبت به اين گونه نشستها داشته باشد قطعاً شاهد اتفاقات بهتري در اين خصوص خواهيم بود. لازم است توجه ويژهاي به نشستهاي ادبي كه در شهرستانها برگزار ميشود، شود و پخش و انعكاس آنها كمك زيادي به گسترش فرهنگ و ادبيات كشور ميكند.
اميني اعتقاد دارد: مردم امروزه با محافل ادبي ارتباطي ندارند و شاعران، نويسندگان ادبيات و آثار آنها را بخوبي نميشناسند كه اين عامل ناشي از كمتر ديده شدن اين نشستها و كلاً حضور كمرنگ شاعران و اهالي ادبيات در تلويزيون است.
اين شاعر از اهميت بالاي شعر و ادبيات در ترويج فرهنگ ميگويد و اينكه ادبيات، هنر ملي ماست و مقدم بر ديگر هنرها ولي انعكاس آن از هنرهاي ديگر كمتر است و تلويزيون به اندازهاي كه به فوتبال و ورزش و ساير حوزهها اهميت ميدهد، به ادبيات هم بايد توجه داشته باشد، هرچند در اين ميان عملكرد راديو را خيلي بهتر از تلويزيون ميداند.
شبكه تخصصي ادبيات
عبدالجبار كاكايي كه سالهاست مسئوليت برگزاري جلسات شعر و ترانه را در فرهنگسراهاي مختلف به عهده دارد، نقد جديتر را ميان اين دو، بيشتر به تلويزيون دارد و معتقد است نگاه به برنامهسازيها بيشتر اقتصادي شده و شايد ادبيات ديگر جذابيت و جايگاهي براي برنامهسازان ندارد.
وي با اشاره به رويكرد صداوسيما در تاسيس شبكههاي تخصصي اعتقاد دارد براي مخاطباني هم كه به شكل حرفهاي ادبيات را دنبال ميكنند شبكهاي تاسيس شود تا ضمن پيگيري و نقد حوزه ادبيات، به پوشش و انعكاس فعاليتها و نشستهاي ادبي بپردازد.
خوب است براي مخاطباني هم كه به شكل حرفهاي ادبيات را دنبال ميكنند شبكهاي تاسيس شود تا ضمن پيگيري و نقد حوزه ادبيات، به پوشش نشستهاي ادبي بپردازد
وي از ديگر مشكلات اين حوزه را متفاوت بودن مسير رسانه و ادبيات ميداند و از مرزبنديهايي كه در رسانه براي ادبيات تعريف شده ميگويد و ميافزايد بايد از نگاه سليقهاي به اين حوزه خودداري كرد.
به اعتقاد كاكايي، از طرفي هم نقدهايي به برخي نشستها و محافل ميشود كه مثلاً در مجامع ادبي جريانهاي متفاوتي فعاليت ميكنند كه عملكرد برخي از آنها بشدت قابل نقد است، مانند جريانهايي كه برخي اصول را مورد هجمه قرار داده و در مواقعي به هتاكي هم ميپردازند كه قطعاً اين نوع جريانات، جايي براي مطرح شدن در حوزه رسانه ملي ندارند.
اين شاعر و ترانهسرا، مهمترين راهكار اين مقوله را داشتن يك نگاه اصلاحگرايانه در اين حوزه و سياستگذاريهاي مناسب در اين خصوص از سوي مسئولان مربوط ميداند و اميدوار است در آينده نزديك شاهد پيوند و تعامل مثبتي ميان حوزه ادبيات و رسانه باشيم.
ضرورتي انكارناپذير
به گفته محمدعلي بهمني، وقتي از رسانه نام ميبريم يعني انتقالدهنده افكار و فرهنگ كه ادبيات هم جزئي از آن است و وقتي رسانه ملي باشد بايد انتقالدهنده همه وجوه فرهنگي و ادبي كشور باشد.
ما در حال حاضر با دو نوع رسانه سروكار داريم. يكسري كه عمدتاً شامل مجلات و روزنامهها هستند و جنبه شخصيتري دارند و بر اساس علايق خود به حوزههايي ميپردازند، يعني اگر مجلهاي به بحث در حوزه ادبيات ميپردازد تا حدي بر حسب علايق شخصي است، اما رسانه ملي همان طور كه از نامش پيداست نميتواند بر اساس ديدگاه و علايق شخصي به اين حوزهها بپردازد، بلكه اين جزو وظايف اوست.
شايد هم خود رسانه گمان ميكند تا حد لازم به مقوله ادبيات ميپردازد، اما به نظر من خيلي اندك است و كافي نيست.
به هر حال همان طور كه در گفتوگو با كارشناسان اين حوزه مطرح شد در حال حاضر اين ارتباط آن طور كه بايد نيست و شاهد پوشش بسيار كمي در حوزه ادبيات هستيم و تلويزيون بايد توجه بيشتري به اين حوزه داشته باشد. ايراداتي هم بر نشستها و محافل ادبي وارد است.
اين كه شايد در بسياري از آنها آن طور كه بايد آثار ادبي فاخري در آنها سروده نميشود و بعضاً هم در آن سطحي قرار نگرفتهاند كه از سوي بينندگان ميليوني رسانه ديده و شنيده شوند كه اين امر مستلزم حركت موازي اين دو حوزه است.
با اتخاذ سياستها و برنامهريزي بيشتر در اين حوزه و در آينده نزديك تاسيس شبكهاي اختصاصي براي ادبيات بايد شاهد تعامل بهتر اين دو حوزه باشيم كه در نهايت به بهبود و گسترش فرهنگ غني ما كمك خواهد كرد. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)