اولينبار كه با عليرضا جلالي، يكي از تهيهكنندگان سريال «دولت مخفي» تماس گرفتم تا براي نوشتن گزارشي از پشت صحنه اين مجموعه تلويزيوني بروم، چند ماه پيش بود كه استقبال كرد و گفت هر وقت بخواهم ميتوانم به شمال كشور بروم. مسافت طولاني بود و ترجيح دادم منتظر بمانم.
حالا گروه به تهران آمده و در شهرك دفاع مقدس كار ميكند. لوكيشن در تهران است، اما رسما در بيابان قرار دارد.
خواستم عقبنشيني كنم و در لوكيشنهاي ديگر همراهيشان كنم كه فهميدم گروه براي ادامه كار به عراق ميرود. بسختي خود را به شهرك سينمايي دفاع مقدس، آنطرفتر از اسلامشهر و جايي در اتوبان قم رساندم.
تجربه خوبي بود. به محض ورود به شهرك، صداي خمپاره نظرمان را به انتهاي جادهاي كه از در شهرك شروع ميشد و معلوم نبود تا كجا ادامه داشت، جلب كرد. پس از آن، دودي در هوا پخش شد. نگهبان جلوي در شهرك اشاره كرد كه گروه فيلمبرداري همانجا مستقر است.
كمي به راه آسفالتي كه انتهايش معلوم نبود و عبور و مروري در آن نميشد نگاه كردم و تصميم گرفتم به نشانياي كه دود به ما ميداد بروم. دو كيلومتري راه رفتم. در مسيرم تانكها روي تپهها و با فاصلههاي تقريبا نامنظمي ايستاده بودند.
چند ماشين سوخته نيز اطراف تانكها به چشم ميخورد. صداي موتوري از دور ميآمد كه با سرعت به من نزديك ميشد. خودم را از جاده كنار كشيدم. موتور هوندايي با دو سرنشين از كنارمان رد شد. كمكم به جايي رسيدم كه تقريبا گروه را در حين كار ميديدم.
موتور دوباره برگشت. پشت موتور پژمان بازغي نشسته بود. اين را بعد به من گفت كه زير سايبان نشسته بوديم و درباره كار با هم صحبت ميكرديم.
بالاخره به گروه رسيده بودم. كمي آب خوردم و به سمت خرابههايي رفتم كه در يكي از آنها عبدالحسين برزيده، كارگردان سريال با دستيارانش نشسته بود و صحنهاي را ميگرفت كه بايد يك سرباز عراقي، سرباز ديگري را كه مرده بود به داخل خرابهها ميكشاند.
با اينكه هماهنگيهاي لازم براي رفتن به شهرك و حضور در پشت صحنه صورت گرفته بود، با كارگردان هماهنگ نكرده بودند و منتظر ماندم تا وي نيز اجازه گفتوگو با عوامل و بچههاي گروه را صادر كند. روي چند صندلي كه زير سايبان قرار داشت، نشستيم.
كاوه خداشناس و پژمان بازغي نيز آمدند و روي صندليها نشستند. خداشناس مجلهاي دست گرفته بود و ميخواند.
بازغي پرسيد از كجا آمدهام و در همين حين محمدرضا رهبري به ما اضافه شد. دو هنرور نيز روي صندليها نشستند. تقريبا زير سايبان پر شده بود.
پژمان بازغي از وضعيت مصاحبههايي كه تاكنون با وي شده است به ما گفت و از سوالهاي غيركارشناسانه برخي خبرنگارهاي حوزه سينما گلهمند بود. در حين همين گلايهها، مجلهاي را كه دست همكارمان بود گرفت، عكسي را نشان داد و از ما خواست احساسمان را در چند كلمه نسبت به آن بگوييم. ناخودآگاه ياد برخي مصاحبههاي سرگرمكننده مجلات خانوادگي افتادم.
رهبري حواسمان را به اين جمع كرد كه «شما تازه آمدهايد و عادت نداريد... الان خمپاره ميزنند. بهتر است گوشهايتان را بگيريد.» اعتقاد بچهها بر اين بود كه كار خيلي كند پيش ميرود و پلانهايي هست كه 90 بار تكرار شده تا به آنچه ميخواستند نزديك شدهاند.
در اين مدت كه صحبت ميكرديم صحنه داخل خرابه كشيدن عراقي كشته شده تكرار ميشد. پرسيدم كي عراق ميرويد؟ بازغي گفت: شايد نرويم. ميگويند آنجا خيلي امن نيست. فعلا دارند رايزني ميكنند.
بعد يكي از هنرورها را آورد و معرفي كرد و گفت: سينما يعني اين! منظورش حسن نقوي بود كه به گفته خودش 15 سال بود هنروري ميكرد. خيلي پر جنب و جوش بود و حتي براي شادي دل بچههاي پشت صحنه پشتكوارو ميزد و صداي بچه درميآورد و ديالوگ چندتا از فيلمهايي را كه در آنها نقشآفريني كرده بود، ميگفت.
نقوي دستهايش را نشانمان داد كه بهخاطر پشتكواروهايي كه زده پر از تيغ شده است. او نقش بيسيمچي پژمان بازغي را بازي ميكند كه در اين مجموعه فرمانده است.
رفتن به عراق منتفي نيست
مجموعه تلويزيوني دولت مخفي، داستان سه جوان است كه در شمال كشور زندگي ميكنند و با هم دوست هستند. وضع و شرايط زندگي هر يك از آنها به حدي خوب است كه تصورات ذهني هر يك از كساني را كه گمان ميكردند جوانان براي فرار از سختيهايي كه گرفتار آن هستند به جبهه رفتهاند، بههم ميريزد.
به همين دليل صحنههاي خانوادگي و آغازين فيلم در شمال كشور و بهترين منطقه آب و هوايي آن فيلمبرداري شده است.
قصه آن در دهههاي 60 و 70 ميگذرد. پژمان بازغي در اين سريال در نقش سعيد، فرماندهاي است كه پس از شهادت پدرش، خانوادهاش را از جنوب به شمال كشور آورده و با پروانه (لاله اسكندري) نامزد ميكند.
او در جريان اين مجموعه زخمي و سپس اسير ميشود. پس از 10 سال بازميگردد، اما با بازگشت سعيد از جبهه، ماجراهاي دراماتيكي در روند داستان اتفاق خواهد افتاد.
از ديگر بازيگران اصلي دولت مخفي كاوه خداشناس (اصغر)، محمدرضا رهبري (رحيم)، امير آتشاني (غفور)، مهتاج نجومي (فروغ)، مريم بوباني (صفورا)، هادي قميشي (حاج نايب)، ابراهيم برزيده (پرويز)، مريم سلطاني (پرستو)، كريم خودسياني (اشكان) و... هستند.
فيلمنامه اوليه اين سريال با حمايت موسسه فرهنگي پيام آزادگان توسط رحمان سيفيآزاد و داريوش ربيعي نوشته و به قلم عبدالحسين برزيده و سيدمجيد امامي بازنويسي نهايي شده است.
دولت مخفي، به كارگرداني عبدالحسين برزيده و تهيهكنندگي حميد آخوندي و عليرضا جلالي است.
عليرضا جلالي، تهيهكننده اين مجموعه ميگويد: اين مجموعه درباره اسراي ايراني در عراق است و در بخشي به خانواده آنان پرداخته شده كه كمتر از اسرا عذاب نكشيدهاند و آنان نيز اسيران اين وضع بهحساب ميآمدند.
در بخشي از اين مجموعه به اسارت حجتالاسلام سيد علياكبر ابوترابي نيز اشاره ميشود.
وي اشاره ميكند كه درباره شخصيت ابوترابي بسيار تحقيق شده و همه تاكيد داشتهاند كه او در آن دوران بسيار تاثيرگذار بوده و حتي با رفتارش روي عراقيان نيز اثر ميگذاشته است.
جلالي اضافه ميكند: اين مجموعه قرار است روايتگر گذراندن لحظههاي دوران اسارت از سوي اسرا و خانوادههاي چشم انتظار آنها باشد و در قالبي داستانگونه، صبر، اراده و استقامت اين هموطنان را به تصوير بكشد.
در بخش ديگر نيز به آزادي آنان و استقبال مردم از ايشان ميپردازيم. جلالي به نقش عبدالحسين برزيده در تغييرات مثبت ايجاد شده در فيلمنامه اشاره ميكند و ادامه ميدهد: اين تغييرات براي بهتر شدن روند سريال بوده و با فيلمنامهنويسانش هماهنگي لازم صورت گرفته است.
به گفته اين تهيهكننده، دولت مخفي در 26 قسمت توليد ميشود كه همزمان با توليد در حال تدوين است. حميد آخوندي، ديگر تهيهكننده سريال نيز اكنون به عراق رفته تا رايزنيهاي لازم را براي انتقال بازيگران و عوامل صحنه به آنجا انجام دهد.
جلالي مدت كار در لوكيشن عراق را 15ـ10 روز ميداند و به روند كند كار اشاره ميكند. او طرح كلي مجموعه را جرياني عام در رزمندگان ميداند و ميگويد: سه فرزند دارم كه زمان بهدنيا آمدن هيچيك از آنها بالاي سر همسرم نبودم و اين امر خيلي ميان رزمندگان آن دوره رايج بود. بايد گفت خيليها از روي بيكاري و بدبختي به جبهه نرفتند، بلكه نوعي وظيفه بود كه آنها را به جبهه ميكشاند.
تهيهكننده اين سريال درباره مشكلات هزينهاي كه طولانيشدن كار برايشان پيش آورده معتقد است اگر از شهرك بيرون بيايند، قسمت اعظمي از مشكلات را پشت سر گذاشتهاند.
او ميگويد: هنوز به دليل نبود تمركز، درباره تيتراژ و موسيقي سريال تصميم نگرفتهام و فعلا عزم خود را جزم كردهام تا توليد خوبي داشته باشيم.
وي در پايان به همكاريهايي كه ارتش جمهوري اسلامي در ساخت فيلم «روز سوم» كرده اشاره كرد و گفت: ارتش براي فيلم روز سوم امكانات، تشكيلات، نيروي انساني، هليكوپتر خود را در اختيار ما گذاشت و براي كار به ما گردان معرفي كرد كه هر چه بهتر كار پيش رود. چيزي كه در ساخت اين فيلمها با اين كه كار بسيار دشواري است با آن كمتر روبهروييم. جلالي خود را مديون ارتش ميداند و اميدوار است كاري در خور آنان تهيه كند.
تصويربرداري دولت مخفي اسفند 90 آغاز شده و با گرفتن صحنههايي از شمال كشور (رامسر) و بخشهاي خانوادگي سريال شهريورماه به نيمه خود رسيده است.
مشكلات نفسبُر شهرك
ظهر است و با گروه براي خوردن ناهار به استراحتگاهها ميروم. بچهها درباره روند كار و مشكلات آن صحبت ميكنند و همه دوست دارند زودتر كار در شهرك دفاع مقدس تمام شود، چون امكانات خوبي ندارد.
مجموعه تلويزيوني دولت مخفي، داستان سه جوان است كه با هم دوست هستند. وضع و شرايط زندگي هر يك از آنها به حدي خوب است كه تصورات ذهني هركس را كه فكر ميكند براي فرار از سختيها به جبهه رفتهاند بههم ميريزد
با توجه به اين كه چند نفر به دليل طولاني شدن كار از گروه جدا شده و عدهاي ديگر جاي آنان به گروه پيوستهاند محمود ريحانصفت، مدير توليد فعلي سريال ميگويد: بيشتر افرادي كه از گروه جدا شدهاند دلايل شخصي داشته و هيچ يك اخراج نشدهاند.
او اين روند را درباره طرحي كه طول ميكشد عادي ميداند. وي ميگويد: 25 ـ 20 لوكيشن در شمال فيلمبرداري شده است و هنوز كار آنجا ادامه دارد. از آنجا كه كار فصل پاييز در شمال جلوي دوربين رفت، با طول كشيدن آن به گرما خورديم و با مشكلات پوشيدن لباسهاي زمستاني در تابستان و پاك شدن گريمها به خاطر شرجي بودن هوا روبهرو و مجبور شديم به تهران بياييم و مجدد اواسط پاييز براي ادامه كار به شمال بازگرديم.
سريال پس از اين در آبادان و پرند كه اردوگاه اسرا خواهد بود، ادامه خواهد يافت. ريحانصفت ميافزايد: بيشترين سختيهاي كار در بخش شهرك دفاع مقدس است. شايد شهركيها خود مقصر نباشند، اما اينجا همواره مشكل حركتي و... داريم كه بازه كاري را بسيار پايين آورده است.
داستان عشق، رفاقت و دوستي
كاوه خداشناس، بازيگر نقش اصغر در مجموعه دولت مخفي سريال را داراي رنگآميزي خوب و موفقي ميداند كه نويسندگان و كارگردان برايش بهوجود آوردهاند و معتقد است: موفقيت چنين كارهايي كه همدلي ميان عوامل آن بسيار زياد است تضمين شده است. 
او كه يكي از سه رزمندهاي است كه از شمال راهي جبهه شده و در پايان اين مجموعه شهيد خواهد شد، ميگويد: اين داستان با محوريت عشق، رفاقت و دوستي است و قسمتهايي از آن در شمال فيلمبرداري ميشود. اين مجموعه پر از تصاوير كارتپستالي است كه متحرك شدهاند.
اصغر سريال دولت مخفي ادامه ميدهد: عبدالحسين برزيده سعي كرده تصاويري خاكستري از شخصيتها ارائه كند و اين از هوشمندي قصه است كه بخش عاطفي و خانوادگي مجموعه به شكلي پررنگ شده كه بخشهاي جبهه آن تاثيرگذارتر جلوه كند.
كاوه خداشناس درباره اين پرسش كه دولت مخفي هم خاصيت اغراقآميز بودن فيلمهايي را كه در حوزه جبهه و جنگ ساخته ميشود، دارد يا خير توضيح ميدهد: آدمهايي كه در اين حوزه كار ميكنند و مينويسند چون بسيار وابسته به آن محيط و شرايط هستند، هرچقدر هم بخواهند برخي ارزشها را برايشان كمرنگ كنند، به آن تن نميدهند و از منظر ديگري به قصه نگاه ميكنند.
بايد به آنها حق داد، چون جوان بوده و تاثيري كه شرايط در ذهنشان داشته بسيار زياد است، اما ما به فراخور آدمي كه 20 سال از جنگ گذشته به آن نگاه ميكنيم.
اين بازيگر ادامه ميدهد: در كل، جنگ ذاتا فرآيند اغراق شدهاي است و در تمام دنيا فيلمهايي كه در اينباره ساخته ميشود اغراقشدگي را در خود دارند و رفاقت، نفرت، از خودگذشتگي و... در آن بسيار بالاتر از حد معمول است.
اما محمدرضا رهبري، ديگر بازيگر سريال ميگويد: با وجود كارگرداني مانند عبدالحسين برزيده و اين كه متن كار بارها بازنويسي شده است، تصور ميكنم مجموعه تلويزيوني خوب و منحصر به فردي از آب درآمده باشد.
خوشبختانه ارتباط عوامل، چه پشت صحنه و چه جلوي دوربين بسيار عالي است. اينجا اختلاف سليقه و عقيدهاي وجود ندارد.
محمدرضا رهبري كه كار تصوير را با مجريگري در برنامه «موج» آغاز كرده نسبت به بازيگري در سريالهاي تلويزيوني خوشبين است و ميگويد: من تلويزيون را دوست دارم چون در آن ميتوان به جاي مشهور شدن، محبوبيت را تجربه كرد. برخي سوپراستارهاي سينمادر مجموعههاي تلويزيوني حاضر نميشوند، چون سينماي ما به اين كه گيشه را با وجود آنها تكان دهد عادت كرده است.
اما من اگر در سينما به جايگاه خيلي بهتري هم برسم دوست دارم باز با تلويزيون همكاري كنم. تلويزيون به فراخور نوع رسانهايش بيشتر ديده ميشود، در حالي كه سينما، بخصوص سينماي بحرانزده اين روزها، دچار فضاهاي تخصصي و در عينحال محدودتر است.
اين بازيگر كه در نقش سينا در مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» ديده شد، دولت مخفي را يكي از بهترين تجربههاي بازيگري خود ميداند و در اين باره اضافه ميكند: بازي در دولت مخفي به دليل گرماي تابستان لوكيشن شهرك سينمايي دفاع مقدس و مشكلات كار با اسلحه و جنگافزارها ميتواند براي بازيگران دشوار باشد و چهبسا برخي توانايي تحمل اين مشكلات را نداشته باشند.
رهبري كه در دولت مخفي نقش رحيم، يكي از نقشهاي اصلي را ايفا ميكند درباره قصه مجموعه معتقد است: داستان بيش از آن كه دربرگيرنده مضامين صرف دفاع مقدس باشد، ميخواهد دغدغه نسلي را كه همزمان با جنگ دچار مشكلات عديده ديگر بوده بپرورد.
سه جوان از يكي از شهرهاي شمال راهي جبهه ميشوند، اصغر (كاوه خداشناس) شهيد و سعيد (پژمان بازغي) اسير ميشود و رحيم (من) برميگردم و به خانوادهها اطلاع ميدهم ولي اين اطلاعرساني مشكلاتي بهوجود ميآورد، اما متن مدام بازنويسي ميشود و ممكن است تغييراتي در آن پيش بيايد.
با توجه به اين كه به عقيده رحيم، اين مجموعه تلويزيوني بنا به شرايط ويژه توليد و قصه تراشخوردهاش تجربهاي موفق خواهد بود اميدوار است شبكه دو سيما وقت مناسبي را در كنداكتور خود براي پخش آن
در نظر گرفته باشد.
گرمه، خاكه؛ سينماست ديگه
حسن نقوي، هنروري كه در نقش بيسيمچي در اين سريال بازي ميكند، ميگويد: مانند ديگر هنروران از طريق موسسه معرفي شده است.
او كه تا پيش از اين در فيلمهايي چون «فقر و فحشا» و «رسوايي» مسعود دهنمكي، «سرزمين كهن» كمال تبريزي، «زير هشت» و «تا ثريا» سيروس مقدم، «حريم» و «نردبان آسمان» محمدحسين لطيفي، «دنده معكوس» حسن فتحي، «كلاه پهلوي» ضياءالدين دري و... بازي كرده است مشكلات بازي در اين مجموعه تلويزيوني را گرما، خاك و امكانات كم ميداند، اما در عينحال معتقد است همه اينهاست كه سينما را ميسازد. 
نقوي اضافه ميكند: بايد هر چه را كارگردان ميگويد انجام داد و در آن كمتر چون و چرا كرد تا كار سريعتر انجام شده و صميميت ميان گروه حفظ شود.
او كه از همين راه امرار معاش ميكند گاهي در مدارس و جشنها برنامه اجرا ميكند و اين را از مشكلات بازيگران كمتر در ويترين ميداند.
اين هنرور معتقد است بايد همه ديالوگها را حفظ كرد تا كمتر در كار مشكل ايجاد شود. او كه ديالوگ فيلمهايي را كه بازي كرده است هنوز به ياد دارد ميگويد از بازي كنار بازيگران خوب هميشه لذت برده و اين را از لذتهاي كارش ميداند.
ديگر عوامل اين مجموعه عبارتند از مدير توليد: محمود ريحانصفت، جانشين شهرام دانشپور، مدير تصـويربرداري: ايرج عاشوري، طراح صحنه و لباس: سعيـد آهنگراني، طراح گريـم: مهدي شيرازي، مدير صدابرداري: هادي معنويپور، منشي صحنه: مهدي آقايي، تدوين: سيدمجيد امامي، مجيد حسني و مريم جلالي، عكاس: مهدي صادقي.
يك شبانهروز كار براي ضبط 50 ثانيه
گرچه اين سريال هنوز نوبت پخش نگرفته است، اما همچنان همه اميدوارند با توجه به حساسيتهاي كارگردان مورد توجه بينندگان قرار گيرد.
مشغول گفتوگو با محمدرضا رهبري بوديم كه بچهها سر صحنه رفتند، اما حالا به انتهاي جاده كه نگاه ميكنم نه دودي به چشم ميآيد و نه صدايي به گوش ميرسد.
در سكوت كامل رزمنده عراقي همرزم مردهاش را به داخل خرابه ميكشد و ما ميدانيم تائيد صحنهها چقدر براي برزيده حساس است؛ آنقدر كه از يك صبح تا شب فقط ممكن است 50 ثانيه از اين مجموعه تلويزيوني فيلمبرداري شود. كارگرداني كه در ساخت سريالي براي اهل ويژه، بارها كات ميدهد.
شهرك با وجود گرما، خاك و امكانات نداشتهاش براي ما خاطرهاي شد از بچههايي كه با اميد براي رونق دادن به قاب كوچك خانوادهها تلاش ميكنند. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)