در عصر حاضر به دلیل مصلحت اندیشی و تدبیر زنان و تأثیر فراوان آنان در حل مسائل اساسی خانواده به خصوص در مسائل مربوط به زنان و دختران، نه تنها مشورت با زنان لازم، بلکه ضروری نیز به نظر میرسد.
اشاره
مشورت نوعی همفکری و نظرخواهی از دیگران، برای برطرف کردن مشکلات و دغدغههای فکری و تصمیمگیریهای مهم است که برای افراد در زندگی پیش میآید. در شماره گذشته ضمن پرداختن به اهمیت مشورت و فواید آن در اسلام، این مسئله که در چه اموری باید مشورت کرد و یا با چه کسانی باید مشورت کرد یا مشورت نکرد مورد بررسی قرار گرفت.
شاید این پرسش به ذهن بسیاری از اندیشمندان علوم اسلامی و کسانی که در زمینههای گوناگون دینی به خصوص مباحث مربوط به حقوق بشر از نگاه اسلامی به تحقیق و پژوهش میپردازند، خطور کرده باشد و یا از زبان شبهه افکنان در دین شنیده باشند که اگر مشورت اصلی عام در روابط بین انسانها (چه زن و چه مرد) است(1)و اگر زنان و مردان از نظر گوهر انسانی به استناد قرآن کریم که میفرماید:
(یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا)(2)، از حقیقتی یکسان و واحد برخوردارند و هیچ برتری میان آنها وجود ندارد، مگر به تقوای الهی(3)؛ چرا در روایات زیادی از مشورت با زنان نهی شده است(4) و یا بیان گردیده که با آنان مشورت کنید و بعد مخالفت نمایید؟(5)برای روشن شدن این موضوع و پاسخ به این پرسش، با تفحصی که در آراء برخی از اندیشمندان صورت گرفت، از چند طریق میتوان به توضیح و تبیین این گونه روایات پرداخت.
1. این روایات نظیر قضایای شخصیه است
برخی از دانشمندان علوم اسلامی بر این باورند که بیشتر اینگونه روایات نظیر قضایای شخصیه هستند و یا اینکه با توجه به شرایط مخصوص آن عصر یا آن موضوع بیان شدهاند؛(6) یعنی گاهی در بعضی از روایات میبینیم که از یک حادثه یا موضوعی به خاطر یک سلسله عوامل تاریخی، زمانی و مکانی ستایش و یا نکوهش شده است.
این تعریفها و توبیخها نمیتواند ملاک و دلیل بر خوب بودن و یا بد بودن ذات و طبیعت آن شیء یا آن منطقه باشد؛ بلکه مخصوص دوره و زمان یا اشخاص خاص است. پس نمیتوان آنها را به زمانها و افراد دیگر نیز تعمیم داد؛ بنابراین میتوان اینگونه نتیجه گرفت که اساس بخشی از نکوهشهایی که در مورد زنان وارد شده، از این دست بوده و نمیخواهد ذات و طبیعت زنان را مورد نکوهش قرار دهد؛ بلکه مقطعی بوده و مربوط به گروه خاص و زمان خاص است.
همانند روایاتی که در نهجالبلاغه از زبان حضرت علی(ع) در مورد زنان وارد شده است؛ زیرا این سخنان در ظاهر به جریان جنگ جمل و فتنه بزرگی که توسط یک زن در آن مقطع تاریخی به وجود آمد، برمیگردد. در جریان این جنگ، عایشه علیرغم تأکید قرآن مجید که به همسران پیامبر(ص) فرموده بود: «در خانههایتان بمانید و همانند زنان دوران جاهلیت قدیم با اظهار زینتهایتان به خودنمایی نپردازید»(7) و نیز علیرغم اینکه پیامبر(ص) به همسر خود عایشه گوشزد کرده بود که از فتنهای که در ضمن آن سگهای حوأب پارس میکنند، بپرهیزد؛(8) سوار بر شتر شد و با تحریک طلحه و زبیر در مقابل امیرالمؤمنین(ع) به پاخاست و سرانجام شکست خورد. پس از آن بود که امیرالمؤمنین(ع) بسیاری از این سخنان را نسبت به زنان ایراد فرمودند. بنابراین نمیتواند کلی و مربوط به خصوصیات ذاتی زنان بوده باشد.
2. بررسی روایات با توجه به بعضی از مفاهیم علم اصول
برخی دیگر از اندیشمندان علوم اسلامی با توسل به برخی از قواعد علمی علم اصول، اینگونه روایات را مورد بررسی قرار داده و به دلیل متقن نبودن آنها، استدلال به اینگونه روایات را مردود دانستهاند. آنها معتقدند که این روایات بر بیش از کراهت مشورت با زنان بر چیز دیگری دلالت ندارد؛ بلکه این دسته از احادیث با دسته دیگری از روایات تعارض عموم من وجه دارند؛ یعنی در حالی که اطلاق این روایات، زنان عاقل و کار آزموده و نیز زنان فاقد این ویژگیها را شامل میشود، با دستهای دیگر از روایات که مشورت با افراد خردمند و با تجربه را توصیه میکنند؛ تعارض دارند؛ مانند روایتی از امام علی(ع) که فرموده است:
«ایاک و مشاورة النساء إلا من جَرَّبَتْ بکمال عقل».(9) اطلاق این دسته از روایات هم مردان و هم زنان را در بر میگیرد. از این رو حکم زنان خردمند مورد تردید قرار میگیرد؛ زیرا مشورت با آنها از یک سو مورد نهی قرار گرفته و از سوی دیگر مورد سفارش قرار گرفته است. در این حالت میتوان به این برداشت رسید که روایات اخیر به دلیل آنکه تخصیص نخورده (یعنی نگفته است با افراد عاقل مشورت کن، مگر با زنها) بر احادیث نهیکننده مقدم میشوند و در نتیجه جواز مشورت با زنان خردمند وکار آزموده برداشت میشود.(10)
بر فرض اینکه کسی در این برداشت مناقشه کند، باز هم نمیتواند ناپسند بودن مشورت با زنان را اثبات نماید؛ زیرا بر مبنای استدلال برخی از علمای علم اصول در تعارض دو دلیلی که با یکدیگر نسبت عموم و خصوص من وجه دارند، قاعده تساقط، اعمال میگردد و بنا بر مبنایی دیگر که در این موارد قاعده تخییر را اجرا میکنند، میتوان به روایات جواز استناد کرد و در نتیجه مطلوب بودن مشورت با زنان خبره و عاقل را اثبات نمود.(11)
3. بررسی سندی روایات
در بررسی سندی اینگونه روایات، آنگونه که برخی از اندیشمندان علم درایة الحدیث و رجال در کتب خود به آن پرداختهاند، بسیاری از اینگونه احادیث از سندی صحیح برخوردار نیستند؛ زیرا برخی از این روایات در اسنادشان ارسال وجود داشته و بعضی دیگر راویانشان توثیق نشدهاند و ضعیف هستند و برخی هم مرفوعه میباشند و بعضی نیز از طریق اهل سنت نقل شدهاند.(12)
بنابراین اگر بخواهیم روایتی را به یکی از معصومین(ع) نسبت دهیم، ابتدا باید آن روایت سندشناسی شده و سالم بودن آن و ثقه بودن راوی آن مورد بررسی دقیق قرار گیرد. علاوه بر اینکه در روایات اسلامی مهمترین راه برای باز شناسی روایات صحیح از غیر صحیح ارائه روایت بر قرآن است که اگر موافق با قرآن بود، باید آن را پذیرفت و اگر مخالف با صریح قرآن بود، از آن دست بکشید و آن را رها کنید.(13) قرآن کریم نیز به صراحت بیان میدارد که: (وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ)؛(14) «با یکدیگر به شایستگى و خوبى مشورت و سازش کنید».بنابراین میتوان اینگونه نتیجه گرفت که این دست از روایات، نمیتواند دلیل محکمی بر عدم مشورت با زنان و مخالفت با رأی و نظر آنان باشد.
4. بررسی دلالتی روایات منع مشورت با زنان
اگر چشم بر تمامی این استدلالات ببندیم و بپذیریم که اینگونه روایات از قضایای شخصیه نبوده و هیچ اشکالی در استدلال به آنها وجود ندارد و از نظر سندی نیز مشکلی ندارند و از پیشوایان گرامی اسلام در خصوص زنان صادر گردیده است، باز با تعمق بیشتر در آنها به این نتیجه خواهیم رسید که معنای این دسته از روایات این نخواهد بود که زنان در گوهر انسانی خود نسبت به مردان دچار کمبود و نقصان هستند؛ زیرا خداوند میفرماید:
« اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست؛ بلکه) گرامىترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و آگاه است».(15) همچنین نمیتوانیم بگوییم آنان مورد ذم و نکوهش بزرگان دین قرار گرفتهاند؛ زیرا در بسیاری از روایات معصومین(ع) زنها مورد اکرام فراوانی از سوی آنان قرار گرفتهاند؛(16) بلکه بیانگر این واقعیت است که زنها به جهت قرار گرفتن در بطن خانه و خانواده و سامانبخشی به امور آن و اشتغال به تعلیم و تربیت کودکان، در بعضی از حوزههای زندگی به جهت معلومات کم نباید مورد مشورت قرار گیرند، همانگونه که این قانون در مورد مردان نیز صادق است.
از سوی دیگر مقام مشورت، مقامی است که انسان در نظر دارد از عقل و درایت دیگران در موضوعی که خود نتوانسته است جوانب و سر انجام آن را دریابد و به یک جمع بندی صحیح فائق آید، طلب استمداد و یاری نماید تا بر مشکل خود چیره گردد. در چنین موقعیتی، انسان به ناچار به سراغ کسانی خواهد رفت که از فکر و نظر خوبی برخوردار بوده و اندیشه آنان زیر پردهای از جهل و احساسات پنهان نشده باشد.
اما زنان به اقتضای وظیفهای که در امر تعلیم و تربیت فرزندان و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات آنها و تحمل درد و رنج زمان بارداری و بعد از آن دارند و نیز ایجاد شور و شعف و انگیزه در خانواده و اداره آن به نحو احسن، موجودی عاطفی و با احساسات رقیق و شکننده آفریده شدهاند و طبیعی است که نظری دقیق و اندیشهای به دور از عوارض و موانع و مزاحمات نخواهند داشت.(17)
بنابراین اگر زمانی شرایطی به وجود آید که، این نقصان وکمبودها از بین برود، میتوان از نظرات مشورتی بانوان در زمینههای گوناگون بهره برد؛ همانگونه که در برخی از روایات زنانی که از قدرت فهم و تجربه کافی برخوردار باشند، از منع مشورت استثناء شدهاند. در سخنی از امیرالمؤمنین(ع) میخوانیم: «ایاک و مشاورة النساء الا من جربت بکمال عقل؛(18) از مشورت با زنان بپرهیز، مگر زنانی که قدرت فهم آنان را آزموده باشی».
این سخن بیانگر آن است که این دستورات تعبدی نیست و شرایط سالم و مناسب میتواند این کمبودها را مرتفع سازد. حتی در برخی از روایات فرمان داده شده است که در زمینه ازدواج و برخی مسائل خانوادگی با زنان به مشورت بپردازید. امام صادق(ع) فرموده است:«تستأمر البکر و غیرها و لاتنکح الا بأمرها؛(19) دوشیزهگان و بانوان مورد مشورت قرار گیرند و جز با خواستشان به ازدواج در نیایند». همچنین در روایتی وارد شده است که پیامبر(ص) دختری را برای مردی خواستگاری کرد؛ پدر دختر از ایشان اجازه گرفت که در این زمینه با همسرش مشورت کند و رسول گرامی اسلام(ص) به او اجازه این کار را داد.(20)
در جریان صلح حدیبیه نیز پس از امضای قرار داد میان پیامبراکرم(ص) و مشرکان، قرار بر آن شد که مسلمانان آن سال را به مکه نروند؛ بنابراین رسول خدا(ص) به مسلمانان که برای حج محرم شده بودند، دستور داد که قربانی نموده و تقصیر نمایند؛ اما هیچ کس به دستور پیامبر(ص) عمل نکرد. رسول خدا(ص) بر امّسلمه وارد شد و جریان را ذکر فرمود. امسلمه به ایشان پیشنهاد کرد که شما خود قربانی کنید و حلق نمایید و با کسی سخن مگویید. پیامبر(ص) بیرون آمد و آن پیشنهاد را انجام داد؛ مسلمانان نیز از ایشان تبعیت نمودند.(21)
همچنین در منابع تاریخی وارد شده است که امام علی(ع) در مورد تعیین وظایف خود و همسرش حضرت زهرا(س) در منزل به مشورت پرداختند و سپس تصمیم گرفتند که برای تعیین تکلیف نزد رسول خدا(ص) بروند و از آن حضرت نظرخواهی نمایند.(22)در قرآن کریم نیز نسبت به از شیر گرفتن کودک، شور و مشورت والدین ملاک قرار گرفته است: (فإنْ أرَادا فِصَالاً عَنْ تَراضٍ مِّنهُما وَتَشَاوُرٍ فَلاَجُناحَ عَلَیهِمَا)؛(23) «اگر با رضایت و مشورت خواستند کودک را از شیر بگیرند، مانعی ندارد».
از مطالب بیان شده چنین میتوان نتیجه گرفت که:
ـ اینگونه احادیث نشان دهنده آن است که در مقام مشورت، آگاهی و پختگی خاصی لازم است که برخی مردان نیز از این شرایط برخوردار نمیباشند.
ـ همانگونه که از تعابیری همچون: «با مردان عاقل و پارسا مشورت کنید؛ زیرا اینان جز به صلاح رأی نمیدهند» و «چرا هنگامی که به مسئله تازه بر میخورید، با مردان عاقل و پارسا مشورت نمیکنید»،(24) نمیتوان استفاده کرد که مردان از عقل سالمی برخوردار نیستند، به جز تعداد اندکی از آنها؛ به همین نسبت نیز نمیتوان در مورد زنها به این نتیجه رسید.
ـ اگر زنی یا زنهایی در زمینهای از توانایی و پختهگی لازم برخوردار نیستند، نباید مورد مشورت قرار گیرند؛ زیرا در آن زمینه رأیی سست و بیپایه دارند و بر اثر جهل و ناتوانی به عجز و ناتوانی دعوت خواهند کرد.
ـ این تعابیر نشان دهنده نقصان و کمبود زنان در ذات نیست.(25)
نکته قابل توجهی که میتوان به آن اشاره کرد، این است که مقصود از مذموم بودن مشورت با زنان، مشاوره در امور اجتماعی است، نه امور مربوط به خانه و خانواده که زنها از تخصص لازم و کافی در آن برخورار هستند. شاهد بر این مدعی کلام دیگری از امام علی(ع) است که میفرماید: «روزگاری برای مردم بیاید که مقرب نباشد در آن زمان مگر سعایت کننده و زیرک بشمار نیاید، مگر دروغگو و ناتوان شمرده نشود مگر آدم با انصاف. در آن زمان، صدقه و انفاق را غرامت و ضرر شمرند و صله رحم را مایه منّتگذاری و عبادت را سبب فزونیخواهی و برتریجویی بر مردم قرار دهند؛ در زمان سلطنت و حکومت، با مشورت زنان و حکمرانی دادن به کودکان و اندیشه و اداره خواجهسرایان خواهد بود».(26)
مشورت در خانه
قرآن کریم فرموده است: «پس بشارت ده بندگان مرا؛ آنان که سخنان را میشنوند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندان هستند».(27) در این آیه خداوند بندگان خاص خود را با این ویژگی توصیف مینماید که آنان در کارهای خود برای رسیدن به حق و حقیقت، سخنان گوناگون را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند.(28)
بدون تردید اداره خانواده و حل مشکلات و اختلافات آن نیز از اموری است که اقتضا دارد در آن به اصل مهم مشورت و رایزنی توجه گردد. وقتی در توصیههای قرآنی حتی امری جزئی مانند شیر دادن نوزاد و یا از شیر گرفتن او، بر اساس مشورت و رضایت پدر و مادر کودک صورت گیرد،(29) با این استدلال که مادر چیزهایى را در مورد تربیت فرزند میداند که پدر از آن آگاه نیست و اگر هر دو با هم مشورت و همفکری نکنند، به ضرر فرزند تمام خواهد شد؛(30) پس در امور مهمتر نیز میتوان این استدلال را سرایت داده و مشورت با زنان در امور خانه و خانواده را غیر قابل انکار دانست.
قرآن کریم در جایی دیگر، به مؤمنان توصیه میکند که در امور خانواده از جمله مسائل فرزندان، به مشاوره شایسته بپردازند: (وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ)؛(31) «ائتمار» که فعل «ائتمروا» از آن مشتق است، وقتى در مورد چیزى استعمال مىشود، معناى مشورت کردن درباره آن چیز را مىدهد.(32)اما با وجود قوّام بودن مردان بر زنان طبق نصّ صریح قرآن کریم،(33) مشورت با زنان در امور خانواده چه معنایی میتواند داشته باشد؟
در پاسخ باید گفت که تعارضی میان این دو پیش نخواهد آمد؛ زیرا خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است و همانند یک اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدى داشته باشد و رهبرى و سرپرستى دستهجمعى که زن و مرد به طور مشترک آن را به عهده بگیرند، مفهومى ندارد؛ در نتیجه مرد یا زن یکى باید «رئیس» خانواده و دیگرى «معاون» و تحت نظارت او باشد.
قرآن کریم در اینجا تصریح مىکند که مقام سرپرستى باید به مرد داده شود و دلیل این امر را وجود ویژگیهای خاص در مردان میداند، همانند ترجیح قدرت تفکر آنان بر نیروى عاطفه و احساسات (به عکس زن که از نیروى عواطف بیشترى بهرهمند است)، داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر که با اولى بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومى بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید.
همچنین تعهداتى که مردان در مورد انفاق و پرداختهاى مالى در برابر زنان و خانواده به عهده دارند و نیز تعهد آنان در برابر همسر و فرزندان مبنی به پرداخت هزینههاى زندگى، مهر و تأمین زندگى آبرومندانه برای آنها، دلیل دیگری بر این امر است؛(34) اما مقام مشورت، مقام استفاده از همفکری و آراء و افکار دیگران برای رسیدن به راهکاری مناسب در جهت رفع مشکلات و خروج از تنگناها و مقابلة با آنهاست.
علامه محمدتقی جعفری نظام شورایی برای اداره امور خانواده را با سرپرستی و مأموریت اجرایی و قوّامیت مرد، بهترین گزینه و شرط لازم و فوقالعاده با اهمیت میداند؛(35) البته با این شرط که اعضاء شورا با کمال تقوا و عدالت و بیطرفی از تمایلات شخصی در اداره خانواده دست بهکار شوند(36) و معتقد است که این حالت میتواند برای اعضای خانواده دارای فوایدی باشد؛ مانند آنکه هر کدام از اعضای خانواده خود را در تصمیمی که گرفته شده است، سهیم دانسته و از اینرو در انجام امور مربوط به آن، نهایت سعی و تلاش خود را به عمل خواهد آورد و در این راستا هرگز احساس نخواهد کرد که کاری بر او تحمیل شده است.(37)
بنابراین، با توجه به این آیات و روایات و با در کنار هم قرار دادن آنها میتوان به این نتیجه رسید که اصل مصلحت اندیشی، تعقل و تدبر در امور، تخصص و رشد یافتگی و همینطور تلاش در دستیابی به حق و حقیقت، اصولی است که در یک مشورت سالم باید مد نظر قرار گیرد. در عصر حاضر به دلیل مصلحت اندیشی و تدبیر زنان و تأثیر فراوان آنان در حل مسائل اساسی خانواده به خصوص در مسائل مربوط به زنان و دختران، نه تنها مشورت با آنان لازم، بلکه ضروری نیز به نظر میرسد؛(38)
زیرا بعضی از مسائل درون خانواده ارتباط زیاد و تنگاتنگی با زنان داشته و اگر مرد بخواهد در آن زمینهها به تنهایی تصمیم گیری کند، به انجام آن موفق نخواهدگردید.در اینگونه موارد بهترین راه، مشورت و همفکری زن و مرد برای رسیدن به یک راه حل مناسب و مطلوب میباشد. قرآن کریم جریان مشورت دهی یک دختر به پدر را بازگو کرده و بیان میدارد که با این که پدر او پیامبری از پیامبران الهی است، اما از پیشنهاد دخترش استقبال مینماید.(39)
بنابراین مطابق فرمایش قرآن کریم، زنان و مردان از گوهر انسانی واحدی برخوردار هستند و هیچ تفاوتی با هم از این منظر نخواهند داشت، اما بنا بر وظیفهای که آفرینش بر دوش هر کدام از آنان قرار داده است، هر یک از آنها از ویژگیهای خاص و منحصر به فردی برخوردار میباشند. زنها به علت مسئولیت تربیت فرزندان و اداره خانه و بر دوش کشیدن امور مربوط به آن، دارای روحیه حساس و مملو از احساسات لطیف بوده که در بسیاری از موارد بر تصمیمگیریها قضاوتها و شهادتهای آنان تأثیر محسوسی گذاشته است.
همچنین به خاطر وجود همین مسئولیتها فرصت کمتری برای پرداختن به مسائل گوناگون را دارند و وجود همین شرایط باعث میگردد که آنان نتوانند در امور گوناگون تبحر و تخصص لازم را پیدا کنند؛ هر چند با پیشرفت و صنعتی شدن جوامع در زمان کنونی بسیاری از این مشکلات از پیش پای آنان برداشته شده است، اما شاید بتوان ادعا کرد که دلیل عمده منع مشورت با زنان از سوی پیشوایان دینی به ویژه حضرت علی(ع) در همین نکات نهفته باشد؛ اما در اموری که زنها در آن از تخصص کافی برخوردار هستند، مانند امور مربوط به خانواده و فرزندان، میتوان از نظرات مشورتی آنها استفاده برد؛ همان گونه که از نظرات مردان میتوان در امور تخصصیشان بهره جست.
پینوشت:
1. (وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ)؛ شوری (42) : 38.
2. حجرات (49) : 13.
3. (إِنّ أکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أتْقاکُمْ إِنّ اللّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ)؛ همان.
4. اصولکافی، ج 5، ص337؛ وسائل الشیعة، ج 20، ص 64 .
5. مستدرک الوسائل، ج 8 ، ص 348؛ بحارالانوار، ج 100، ص262.
6. زن در آئینه جلال و جمال، عبدالله جوادی آملی، ص 359.
7 . احزاب (33) : 33.
8. «و قال یا حمیراء إیاک أن تنبحک کلاب الحوأب»؛ الجمل، شیخ مفید، ص 318.
9. بحار الانوار، ج 100، ص 253.
10. اسلام و تفاوتهای جنسیتی، حسین بستان(نجفی)، ص 279.
11. همان، ص280.
12. شخصیت وحقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی، ص113 ـ 110.
13. استبصار، ج 1، ص 190؛ اصولکافی، ج 1، ص 69 .
14. طلاق (65) : 6 .
15. حجرات (49) : 13.
16. اصولکافی، ج 5، ص510 و 321 و ج 6، ص 5.
17. به سوی مدینه فاضله، کریمی جهری، ص 253.
18. بحار الانوار، ج 100، ص 253.
19. التهذیب، شیخ طوسی، ج 7، ص 380.
20. وسائلالشیعة، ج 4، ص 422.
21. مسند احمد، ج 4، ص 341؛ صحیح بخاری، ج 3، ص 182.
22. قرب الاسناد، عبد اللهبن جعفر حمیری قمی، ص 25.
23. بقره (2): 233.
24. وسائلالشیعة، ج 12، ص 42.
25. شخصیت و حقوق زن در اسلام، همان، ص 116.
26. نهج البلاغه، کلمات قصار 102.
27. زمر (39) : 17.
28. ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، ص 380.
29. بقره (2) : 233.
30. ترجمه مجمع البیان، ج 3، ص 35.
31. طلاق (65) : 6 .
32. ترجمه المیزان، ج 19، ص532.
33. نساء (4) : 34.
34. تفسیر نمونه، ج 3، ص370.
35. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمدتقی جعفری، ج 11، ص274.
36. همان، ص 267.
37. اخلاق در قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، ج 3، ص 78.
38. ر.ک: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، محمدرضا سالاری فر، ص 149.
39. سوره قصص، آیه 23 به بعد.
بلقیس قائمی
منبع:نامه جامعه شماره هشتاد و نه