روایاتی که به عدم مشورت با زنان وارد شده است؛ دستآویز عدهای شبهه افکن و مخالف دین قرار گرفته و با تمسک و تکیه به آنها، به طرح شبهاتی مبنی بر ناقص بودن زنان نسبت به مردان از نظر اسلام پرداخته و در نتیجه اسلام را همچون آیینهای دیگر به جنسیتگرایی متهم کردهاند.
اشاره
مشورت نوعی هم فکری و نظرخواهی از دیگران، برای برطرف کردن مشکلات و دغدغههای فکری و تصمیمگیریهای مهم است که برای افراد در زندگی پیش میآید. این مسئله از مسائل با اهمیتی است که در زندگی فردی و اجتماعی انسان، نقش به سزایی را ایفا میکند و اسلام بر اهمیت آن تأکید فراوانی دارد تا آنجا که یکی از سورههای قرآن «شوری» نام گرفته است و این مسئله را یکی از صفات مؤمنان برشمرده است: «آنها کسانی هستند که در کارهای خود با دیگران به مشورت میپردازند».
اما این نکته حائز اهمیت است که دین اسلام هر شخصی را صالح در امر مشورت ندانسته و روایات فراوانی، خصوصیات افرادی را که شایستگی طرف مشورت قرار گرفتن دارند، بیان کرده و برخی نیز به معرفی کسانی پرداختهاند که نباید مورد مشورت قرار گیرند؛ از جمله انسانهایی که دارای صفاتی همچون بخل، ترس، نادانی، بی ایمانی و... هستند.
از جمله کسانی که در روایات گوناگون و فراوانی بر عدم مشورت با آنها تأکید شده است، زنان هستند؛ به گونهای که حتی در برخی از این روایات بیان شده که با آنها مشورت کنید و بعد با نظر آنان مخالفت ورزید. این گونه روایات دستآویز عدهای شبهه افکن و مخالف دین قرار گرفته و با تمسک و تکیه به آنها، به طرح شبهاتی مبنی بر ناقص بودن زنان نسبت به مردان از نظر اسلام پرداخته و در نتیجه اسلام را همچون آیینهای دیگر به جنسیتگرایی متهم کردهاند.
اهمیت مشورت
اصل مشورت، در روابط میان انسانها اصل عامی است؛ زیرا آدمی هر اندازه هم از نظر فکری نیرومند باشد، نگرش او نسبت به مسائل مختلف تنها از یک یا چند بعد خواهد بود و ممکن است ابعاد دیگر بر او پوشیده بماند؛ اما هنگامی که مسئلهای به شور و مشورت گذارده شود، عقلها و تجربهها به کمک هم خواهند شتافت و عیب و نقصهای آن به طور کامل روشن خواهد شد.
قرآن کریم و روایات و سیرة معصومین((ع)) نیز بر اصل مشورت تأکید فراوانی کردهاند تا جایی که سورهای به نام «شوری» نام گذاری گردیده و آیاتی از قرآن کریم نیز به این موضوع پرداخته است. قرآن کریم این مسئله را یکی از صفات مؤمنین میداند که در امور خود با یکدیگر به مشورت میپردازند و به صواب دید یکدیگر عمل مینمایند و مستبد به رأی نیستند: ((وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون)).(1) اگر شوری به معنای پیشنهاد و امری که دربارهاش مشاوره میشود باشد، معنای آیه چنین است: «مؤمنین کسانی هستند که هر کاری را که میخواهند انجام دهند، در بین خود و با هم به رایزنی و مشورت میپردازند» و اگر به معنای مصدر باشد، معنای آیه اینگونه میشود که: « مشورت و رایزنی کار مؤمنین است».
شوری در آیه به هر معنایی که باشد، به این نکته اشاره دارد که مؤمنین اهل رشد هستند و در به دست آوردن و استخراج رأی صحیح دقت به عمل میآورند.(2)
سیره و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین((ع)) بیانگر تشویق و توصیه آن بزرگواران به مسلمانان در زمینه مشورت است. برای مثال در روایتی از پیامبر اکرم (ص) میخوانیم: «ما تشاور قوم الا هدوا إلی رشدهم؛(3) احدی در کارهای خود مشورت نمیکند، مگر اینکه به راه راست و مطلوب هدایت میشود».
فواید مشورت
برای مشورت، فواید فراوانی در روایات معصومین((ع)) شمرده شده است که بعضی اشاره به فواید فردی مشورت و برخی به فواید اجتماعی آن نظر دارد.
فواید فردی
1. شناخت لغزشگاهها و گمراه نشدن؛ امام علی(ع) میفرماید: «من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء؛(4) کسی که به استقبال اندیشهها و نظرات گوناگون برود، لغزشگاهها را میشناسد» و در جایی دیگر میفرماید: «ما ضل من استشار؛(5) کسیکه در کارهایش مشورت میکند، گمراه نخواهد شد».
2. مشورت کانون خوبیها؛ امام علی(ع) میفرماید: «جماع الخیر فی المشاورة؛(6) مشاوره جمع کننده خیرات است».
3. عدم ابتلاء به استبداد رأی؛ انسان با مشورت دچار استبداد رأی و در نتیجه هلاکت نخواهد گردید. امیرالمؤمنین(ع) در این زمینه میفرماید: «من استبد برأیه هلک؛(7) کسیکه خود رأی باشد نابود خواهد شد».
فواید اجتماعی
1. جلب دوستی و محبت دیگران؛ مشورت با دیگران باعث جذب آنان شده و در نتیجه میان آنان الفت و دوستی برقرار میگردد. قرآنکریم در این زمینه میفرماید: ((فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الأمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین))(8). به قرینه صدر آیه که میفرماید: «اگر سخت و تند خوی بودی از دور تو پراکنده میشدند، پس لازم است این سه کار (عفو، طلب مغفرت و مشاوره) را انجام دهی»، میتوان استفاده کرد که مشورت عاملی برای جذب مردم به سوی یکدیگر است.
2. مورد مشورت دیگران قرار گرفتن؛ انسان با مشورت کردن با دیگران، برای آنها ارزش قائل شده و به آنها بها میدهد. به طور طبیعی وقتی دیگران ببینند به آنها احترام گذاشته شده و در امور مهم طرف مشورت قرار گرفتهاند، متقابلاً برای شخص مشورت کننده ارزش قائل شده و در امور مهم خود نیز از مشاورههای او بهره خواهند جست.(9)
3. پی بردن به میزان دوستی و دشمنی افراد؛ از دیگر فواید مشورت، پی بردن به میزان دوستی یا دشمنی افراد است؛ زیرا مشورت باعث راهیافتن به اندیشههای پنهان افراد و در نتیجه پرده برداری از آن میگردد.
امام علی(ع) میفرماید: «استشر اعدائک تعرف من رأیهم مقدار عداوتهم و مواضع مقاصدهم؛ با دشمنانت مشورت کن تا از نظر آنها پی به دشمنی آنان نسبت به خود و اهدافشان ببری» و در جایی دیگر میفرماید: «خوافی الآراء تکشفها المشاورة؛(10) مشورت کردن اندیشههای نهان را آشکار میسازد و از آنها پرده برمیدارد».
4. خود کفایی در مدیریت و ساخته شدن دیگران؛ ما در امور اجتماعی فقط به خود کفایی اقتصادی و مادی نیازمند نیستیم؛ بلکه به خود کفایی در مدیریت و فکر هم نیاز داریم؛ که یکی از راههای رسیدن به این نوع خود کفایی مشورت کردن و احترام به نظر زیر دستان و افراد دیگر است؛(11) تا بدین وسیله استعدادهای نهان آنها آشکار و شکوفا گردیده و آیندهسازان و مدیران لایقی برای فردا گردند.
در چه اموری باید مشورت کرد؟
با روشن شدن اهمیت، ارزش و فواید مشورت، این سؤال پیش میآید که جایگاه مشورت کجاست؟ به عبارت دیگر در چه اموری میتوان به مشورت پرداخت؟ آیا هر مسئلهای که برای انسان به وجود میآید، قابلیت مشورت کردن را دارد یا فقط در بعضی از مسائل باید به مشورت پرداخت؟
آنچه که از آیه شریفه ((وَ أمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ))(12) میتوان برداشت کرد، آن است که شوری منحصراً در کارهای اجرایی و شناسایی موضوعات است، نه در مورد احکام؛ زیرا احکام تنها باید از مبدأ وحی و از کتاب و سنت گرفته شود و تعبیر «وَ أمْرُهُمْ» نیز ناظر بر همین معناست؛ زیرا تبیین احکام به امر خداوند است، نه مردم.
امام علی(ع) در این مورد میفرماید : «و لاتشاور فی الفتیا فانما المشورة فی الحرب و مصالح العاجل والدین لیس هو بالرأی أنما هو الاتباع؛(13) در فتوا دادن مشورت مکن؛ زیرا تنها در امور جنگی و مسائل دنیایی مشورت رواست و در امور دین تنها باید پیروی کرد».
با چه کسانی باید مشورت کرد؟
آنچه مسلم است اینکه هر کسی نمیتواند و صلاحیت آن را ندارد که مورد مشورت انسان قرار گیرد؛ زیرا گاه ممکن است فردی نقاط ضعفی داشته باشد که نه تنها مشورت با او باعث گشوده شدن راه و پیشرفت نگردد؛ بلکه چه بسا انسان را دچار رکود و عقب گرد گرداند. در روایات اسلامی به خاطر اهمیتی که مسئله مشورت در پیدا کردن راه درست و صحیح و در نتیجه، رسیدن به راه حل صحیح و مناسب وجود دارد، سفارشاتی در مورد اشخاصی که میتوانند مورد مشورت قرار گیرند، صورت گرفته است و گروههایی را در این زمینه بر شمردهاند، از جمله:
1. کسانی که از عظمت خداوند میترسند؛ امام علی(ع) میفرماید: «شاور فی امورک الذین یخشون الله».(14)
2. کسانی که از گناه میترسند؛ حضرت علی(ع) میفرماید: «شاور فی حدیثک الذین یخافون الله».(15)
3. خردمندان و دانشمندان؛ امیرالمؤمنین علی(ع) در این زمینه فرموده است: «شاور ذوی العقول تأمن الزلل و الندم؛(16) با خردمندان مشورت کن تا دچار لغزش و پشیمانی نگردی».
4. متدینان؛ در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «با کسی مشورت کن که آزاده و متدین باشد؛ زیرا در این صورت در نصیحت تو با نفس خود مجاهدت میکند و از راهنمایی کردن تو مضایقه نخواهد کرد».(17)
5. امین در حفظ سرّ باشد؛ در سخنی از امام صادق(ع) آمده است: «با کسی مشورت کن که وقتی او را بر راز خود آگاه میکنی، او سرّ تو را پنهان دارد».(18)
6. صاحب نظر باشد؛ پیامبر اکرم(ص) در جواب کسی که از او پرسید، دور اندیشی چیست؟ فرمودند: «تشاو امرأ ذا رأی ثم تطیعه؛(19) با فرد صاحب نظر مشورت کن و از او پیروی نما».
با چه کسانی نباید مشورت کرد؟
تعداد زیادی از روایات اسلامی نیز به این موضوع پرداختهاند که با چه کسانی نباید مشورت کرد و گروههایی را بر شمردهاند؛ زیرا مشورت با آنها ـ به خاطر خصوصیاتشان ـ نه تنها سودی برای فرد مشورت کننده در پی نخواهد داشت؛ بلکه ضررهایی هم در بر خواهد داشت.
پیامبر اکرم(ص) در سخنانی خطاب به امام علی(ع) فرموده است: «یا علی! لا تُشاوِرْ جباناً فإنّه یُضَیِّقُ علیک المَخرجُ؛ ای علی! با انسان ترسو مشورت مکن؛ زیرا بیرون رفت از تنگناها را بر تو میبندد و (یا) تنگ مینمایاند»، «و لا تُشاوِرْ البخیلَ فإنّه یَقْصُرُ بک عن غایَتِک؛ با انسان بخیل مشورت مکن؛ زیرا تو را از اهدافت باز میدارد»، «وَ لا تُشاوِرْ حَریصاً فإنّه یُزَیِّنُ لک شرَّها؛(20) با انسان حریص مشورت مکن؛ زیرا طمع ورزی را بر تو زینت میدهد».
در سخنی از امام علی(ع) آمده است: «لا تشاور أحمقَ؛(21) با احمق مشورت مکن» و در سخن دیگری از حضرت میخوانیم: «استشر عدوک العاقل و احذر رأی صدیقک الجاهل؛(22) با دشمن دانایت مشورت کن، ولی از مشورت با دوست نادانت بپرهیز». همچنین حضرت فرموده است: «لا تستشر الکذاب فإنّه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب؛(23) با کذّاب و دروغگو مشورت مکن؛ زیرا او مانند سراب است که دور را به تو نزدیک مینمایاند و نزدیک را دور».
امام صادق(ع) نیز انسان را از مشورت با کسی که عقل او را باور ندارد و تصدیق نمیکند، هر چند که مشهور به اهل عقل و ورع نیز باشد، منع کرده است.(24)
در این میان به روایات بسیاری از معصومین((ع)) بر میخوریم که در آنها به پرهیز از مشورت با زنان توصیه شده است.
امیرمؤمنان علی(ع) در نامهاش به امام حسن(ع) فرموده است: «إیاک و مشاورةَ النساء فإنّ رأیَهنَّ إلی الأفْنِ و عَزْمَهُنّ إلی الوَهنِ؛(25) از مشورت با زنان بپرهیز؛ زیرا رأی آنها به تباهی و اراده آنان به سستی میرود».
امام صادق(ع) نیز فرموده است: «إیاکم و مشاورةَ النساءِ فإنّ فِیهِنَّ الضَعفَ و الوَهنَ و العجزَ؛(26) با زنان مشورت نکنید؛ زیرا در آنان ضعف و سستی و ناتوانی است».
در سخنی از رسول الله(ص) نیز آمده است: «شاوروا النساءَ و خالِفُوهُنَّ فإنّ خِلافَهُنَّ بَرَکةٌ؛(27) با زنان مشورت کنید و مخالفت نمایید؛ زیرا برکت در مخالفت با آنان است».
امیرالمؤمنین(ع) نیز فرموده است: «إیاک و مشاورةَ النساءِ إلا مَن جَرَّبّتَ بِکمالِ عقلٍ؛(28) از مشورت با زنان بپرهیز، مگر زنانی که عقل آنان را آزموده باشی».
رسول اکرم(ص) در توصیهای به امام علی(ع) فرموده است: «یا علی! لیس عَلیَ النساء جُمُعةٌ إلی أنْ قالَ و لا تَوَلِّی القَضاءِ و لاتُستشارُ یا علی! سوءُ الخُلُقِ شُؤْمٌ و طاعةُ المرأةِ نَدامَةٌ یا علی! إن کان الشُّؤمُ فی شیءٍ ففِی لسانِ المرأةِ؛(29) بر زنان [شرکت در نماز] جمعه [واجب] نیست... و [اینکه] متصدی امر دادرسی نشوند، مورد مشورت قرار نگیرند؛ ای علی! بد اخلاقی شوم است و اطاعت زن پشیمانی است؛ اگر چیزی شوم باشد، زبان زن است».
در شماره آینده به تحلیل و ارزشیابی این دسته از روایات خواهیم پرداخت. ادامه دارد...
پینوشت:
. شوری (42): 38.
2. المیزان، مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی، ج 18، ص92.
3. تحف العقول، ص233.
4. غررالحکم، ص441.
5. همان.
6. همان.
7. وسائل الشیعة، ج 12، ص 40.
8. آل عمران (3): 159.
9 . اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ناصر مکارم شیرازی، ج1، ص352.
10. غررالحکم، ص441.
11. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، همان، ص 352.
12. شوری (42) : 38.
13. دعائم الاسلام، ابو حنیفه نعمان ابن محمد تمیمی، ج2، ص534 .
14. غررالحکم، ص 442.
15. وسائل الشیعة، ج 12، ص42.
16. غررالحکم، همان.
17. مکارم الخلاق، حسن ابن فضل طبرسی، ص 318.
18. همان.
19. تحف العقول ، ص46.
20. علل الشرایع، ج 2، ص 559 .
21. تحف العقول، ص 315.
22. غررالحکم، ص442.
23. همان.
24. بحار الانوار، ج 72، ص 103.
25. اصولکافی، ج 5، ص337.
26. همان، ص517.
27. مستدرک الوسائل، ج 8، ص348.
28. بحارالانوار، ج100، ص253، باب 4.
29. وسائل الشیعة، ج 12، ص46.
بلقیس قائمی
منبع: ماهنامه نامه جامعه شماره 88
ادامه دارد........