«با هم باشيم» عنوان برنامه زنده و شادي از گروه فرهنگي و اجتماعي شبكه تهران است كه جمعه ساعت 10 و 30 دقيقه به مدت يك ساعت و نيم براي شهروندان تهراني پخش ميشود.
اجراي اين برنامه به عهده اميد زندگاني و هومن حاجي عبداللهي است. به اين بهانه با زندگاني به گفتوگو نشستيم.
چه شد براي اجراي برنامه با هم باشيم دعوت شديد؟
اللهيار عطابخشي، تهيهكننده برنامه با هم باشيم درخصوص ويژگيهاي برنامه با من صحبت كرد و قرار شد اجراي برنامه بر عهده من و هومن حاجي عبداللهي باشد. پس از بررسي و چند جلسه صحبت با تهيهكننده برنامه تصميم گرفتم با اين گروه همكاري كنم.
به نظرتان برنامه با هم باشيم ويژگيهاي يك جنگ روز تعطيل را براي مخاطب دارد؟
اين برنامه با رويكردي شاد و مفرح براي جمعههاي شهروندان تدارك ديده شده كه معمولا در اين روز بيشتر اعضاي خانواده دور هم جمع هستند. هدف اصلي برنامه هم ايجاد يك فضاي شاد و سرگرمكننده براي خانوادههاست كه فكر ميكنم در اين مدت مخاطبان خودش را هم بهدست آورده است. البته با حضور خوانندگان، هنرمندان، ورزشكاران و... مهمانان ويژه تلاش ميكنيم به جذابيتهاي برنامه افزوده شود.
به نظرتان صرفا حضور مهمانان ويژه ميتواند در جذابيت برنامه موثر باشد؟
ابتدا بايد به اين نكته توجه كنيم كه مهمانان برنامه بر چه اساسي انتخاب و دعوت ميشوند، پرسشها و گفتوگويي كه با آنها مي شود تا چه اندازه به درد مخاطب ميخورد و آيا اين گفتوگو ميتواند براي مخاطب جذاب باشد. به همين دليل من و تيم توليد بيشتر تلاش ميكنيم تا پرسشهايي را كه از نظر مردم بااهميتتر است، مطرح كنيم تا مخاطب هم بتواند با برنامه ارتباط برقرار كند. در ضمن بخشهاي ديگري همچون طنز، نمايش كوتاه، گزارش مردمي و... نيز در فواصل برنامه پخش ميشود كه برنامه صرفا گفتوگو نباشد.
تا چه اندازه با هومن حاجيعبداللهي در اجرا هماهنگ هستيد؟
ما شايد نيم ساعت قبل از برنامه همديگر را ميبينيم و هماهنگي خاصي را هم انجام نميدهيم. البته اوايل خيلي هماهنگ نبوديم، اما به مرور هماهنگي خوبي بين ما ايجاد شد.
چه دليلي دارد كه اينگونه برنامهها دو مجري داشته باشد؟ چون با يك مجري هم برنامه ميتواند اداره شود.
اين تصميمي است كه تهيهكننده و مديران شبكه گرفتهاند. اما من هم با نظر شما موافق هستم، چون برنامههاي گفتوگو محور ميتواند با يك مجري هم اداره شود.
شما بازيگر هم هستيد. به چه دليل حرفه مجريگري را ادامه ميدهيد؟
اگر فقط بازيگري زندگي مرا تامين ميكرد فقط بازي ميكردم. البته سالهاست كمتر بازي ميكنم و بيشتر به سمت اجرا روي آوردهام. معتقدم اجرا به نوعي زيرمجموعهاي از هنرپيشگي و بازيگري است با اين تفاوت كه يك بازيگر در محدوده شخصيتي كه به جاي او ايفاي نقش ميكند، قرار دارد ولي يك مجري عواطف و احساسات خودش را نسبت به موضوعي كه بيان ميكند، با توجه به اصول نمايشي نشان ميدهد و سعي ميكند با مخاطب همدلي و همذاتپنداري كند.
اول بازيگر بوديد يا مجري؟
من كارم را با بازي در سريال «بازگشت به خانه» شروع كردم. بازيگري من فداي اجرا شد. زماني كه من اجراي تلويزيوني را شروع كردم، خيلي باب نبود بازيگران اجراي برنامههاي تلويزيوني را به عهده بگيرند. در برنامهاي بهنام «از خواستگاري تا ازدواج» (سال 75) براي اولين بار در كسوت مجري حضور يافتم و خوشبختانه آن برنامه براي عموم مخاطبان جذاب بود و بتدريج وارد اجرا شدم و بعد از آن بيشتر اجراي برنامه به من پيشنهاد شد.
به نظر شما بازيگر از نظر حرفهاي ميتواند در حيطه اجرا نيز فعاليت كند؟
بازيگر اگر هنرپيشه خوبي باشد ميتواند در حوزه اجرا هم فعاليت كند. شهاب حسيني هم ابتدا مجري بود بعد به سمت بازيگري رفت. فكر كنم هنوز خيليها اجراي او را در برنامه «اكسيژن» به ياد دارند.
مدتي هم موسيقي كار ميكرديد. نميخواهيد در اين حوزه كاري انجام دهيد؟
مدتي بود خسته شده بودم و به استراحت احتياج داشتم، اما با توجه به شرايطي كه ايجاد شده بزودي آلبومي منتشر خواهم كرد كه فكر ميكنم جذاب باشد.
تاكنون كسي به شما گفته چرا بازيگر، مجري، كارگردان يا خواننده هستيد و چرا تنها در يك رشته فعاليت نميكنيد؟
ما نبايد براي كارمان محدوده خاصي در نظر بگيريم. در اصل همه اينها يك ريشه دارد. به نظرم احساس خلاقانه، استعداد و ذوق هنري در برخي افراد متفاوت است. همه اين هنرها ابزار انتقال است كه هر كسي با توجه به شناخت و توانايي خود در هر كدام از بخشهايي كه گفتيد فعاليت ميكند. من به بازيگري، اجرا، خوانندگي، كارگرداني و... علاقهمند هستم و تلاش ميكنم هر كدام را بخوبي انجام دهم.