سيروس مقدم اين روزها مشغول تدوين سريالش در اين دفتر است و تلاش ميكند آخرين قسمتها را براي پخش از آنتن شبكه يك آماده كند.
بينندگان تلويزيون از سريال ديوار كه به مناسبت هفته نيروي انتظامي پخش ميشود، توقع يك كار پليسي صرف را داشتند، ولي اين شبها با ماجراي عاشقانهاي مواجه هستند كه حس وظيفهشناسي يك پليس و حس شرارت يك خلافكار، آن را تهديد ميكند.
از سيروس مقدم درباره پركاري اش پرسيدم و اين كه چطور در اين سن و سال، سالي چند سريال ميسازد. او پاسخ داد: تنها دليلش اين است كه زندهام و آدم زنده هم تا وقتي نفس ميكشد بايد از عمرش لذت ببرد.
مقدم كه اين روزها مشغول خواندن رمان «پايي كه جا ماند» است، خيلي دوست دارد با اقتباس از اين داستان بلند، يك سريال در حوزه دفاع مقدس بسازد. او در اين باره گفت: هميشه به موضوع دفاع مقدس فكر كرده ام. اما هيچ وقت سوژه نابي كه تكراري و شعاري و سفارشي نباشد، پيدا نكردهام.
هنگامي كه از او پرسيدم: دوست نداريد كمتر كار كنيد و صبحها كمي بيشتر بخوابيد، پاسخ جالبي داد: آدم وقتي بميرد، فرصت براي خوابيدن زياد دارد. من به اندازه لازم ميخوابم. بيشترش رخوت و كسالت و بيهودگي ميآورد.
مقدم در اين باره صحبت كرد كه طرح اوليه براي ساخت سريال را نپذيرفته چون در آن مجموعهاي از پليسهاي مطلقا خوب و بياشتباه حضور داشتهاند. آن طرف هم شخصيتهاي بد قصه آدمهاي خنگي بودهاند. او معتقد است در «ديوار» فعلي ما با دو انسان طرف هستيم؛ يك طرف ماجرا پليسي است كه گاهي دچار اشتباه ميشود و طرف ديگر خلافكاري است كه عشق به دخترش در وجودش موج ميزند.
از سيروس مقدم پرسشهاي ديگري هم پرسيدم. اين كه چرا يونس (پليس) با خواهر يك خلافكار ازدواج ميكند؟ چرا رابطه عاشقانه امير حسين و خورشيد را نميبينيم؟ چرا لحن كارهاي مشترك او با سعيد نعمتالله شبيه فيلمهاي مسعود كيميايي ميشود؟ چرا همچنان بر استفاده از دوربين روي دست اصرار دارد و....
اين كارگردان بيش از يك ساعت پاي مصاحبه نشست و به تمام پرسشها با دقت و وسواس پاسخ گفت. مشروح اين گفتوگو را سهشنبه هفته آينده در صفحه هفت روزنامه جامجم بخوانيد.