اين فيلم تلويزيوني همچنين با نگاهي انتقادي به موضوع سودجويي از خبر و رسانه و سرعت انتشار اخبار كذب در سطح جامعه نگاه جديدي داشت كه باوجود اهميت تا پيش از اين اگر نگوييم هيچ، اما كمتر در فيلمها و سريالها به آن اشاره شده است.
لبخند در مراسم ترحيم، هرچند آغاز داستان و گره اصلي را بر مبناي سوء استفاده از اعلام دروغين مرگ براي رهايي از مشكلات مالي بنا گذاشته است، اما در بيان اين داستان كه نمونههايش را بارها ديدهايم از اتفاقات و حوادثي استفاده كرد كه مخاطب با ديدن آن احساس نميكرد با ماجرايي تكراري مواجه است.
در واقع با توجه به محدوديت سوژهها و موضوعات مورد استفاده توسط فيلمنامه نويسان، نحوه طرح داستان با محوريت يك سوژه تكراري و پروراندن همان سوژهها در قالب داستاني متفاوت و خلاقانه است كه اهميت پيدا ميكند و سازندگان اين فيلم تلويزيوني نيز تلاش كردهاند اين خط داستاني در بطن ماجرايي دست اول به تصوير درآيد.
لبخند در مراسم ترحيم، داستان پژمان اميري، استاد نقاشي دانشگاه هنر است كه تصور ميكند كسي قدر آثار و هنرش را نميداند.
او به اين موضوع معترض است و به همين دليل همواره در مواجهه با دوستان و آشنايان، خود را در دسته هنرمنداني طبقهبندي ميكند كه بعد از مرگش معروف ميشود.
او همچنين به دليل چكي كه دست فردي به نام نصرت شرخر دارد از طرف او تهديد ميشود و در ادامه بر اثر شوخي يكي از دانشجويانش كه از او آزرده شده، خبر مرگش به صورت پيامكي منتشر ميشود و همه تصور ميكنند او فوت كرده است.
شهرام، برادر زن پژمان كه از قضا مديرمسوول يك مجله هنري است از اين موقعيت سوء استفاده كرده و استاد و همسرش را قانع ميكند از اين فرصت براي فروش آثار نقاشي استفاده كنند و خودش در دامن زدن به اين موضوع و انتشار هر چه بيشتر اين شايعه از طريق رسانهاي كه در اختيار دارد، تلاش ميكند.
حسين قناعت به عنوان كارگردان فيلم تلويزيوني لبخند در مراسم ترحيم كه پيش از اين از او فيلمهاي ماجراهاي اينترنتي و من و نگين داتكام را نيز ديدهايم در لابهلاي فيلم خود بار ديگر علاقهاش به مباحث جديد عصر ارتباطات را نشان داد و در بخشهاي مختلف اين فيلم سعي كرد با استفاده از اين عناصر به واقعيتر شدن شخصيتها كمك كند.
همچنين از آنجا كه مخاطبان با زبان طنز بيشتر ارتباط برقرار ميكنند، لبخند در مراسم ترحيم با استفاده از طنز موقعيت و استفاده از يك تيتراژ متفاوت كه كاريكاتوري از شخصيتهاي اصلي را نمايش ميداد توانست داستان خود را بسيار روانتر و صميمانهتر روايت كند و اين مقوله يكي از نقاط قوت اين فيلم تلويزيوني بود.
نگاه منتقدانه اين اثر به مقوله سرعت انتشار اخبار كذب در عصر شبكههاي اجتماعي و ارتباطات مجازي نيز نگاه قابل توجهي است كه هرچند ميتوانست ابعاد بيشتري از اين قضيه را دستمايه قرار دهد، اما در همين ابعاد نيز پيش از اين مطرح نشده بود و نياز به آن حس ميشد.
حتي ميتوان گفت اين بخش از ماجراي لبخند در مراسم ترحيم برخلاف مبناي اصلي گرهگشايي اين اثر يعني همان سوءاستفاده از مقوله مرگ، بسيار بكر و دست نخورده است و آنقدر ابعاد گستردهاي دارد كه ميتوان چندين و چند فيلمنامه بر مبناي آن نوشت.
شايد حالا كه رسانهها بر اهميت مقوله شهروند خبرنگار به عنوان منابع دست اول خبر واقف هستند و درعمل بسياري از اخباري را كه توسط مردم عادي دست به دست ميچرخد به تيتر يك خود تبديل ميكنند، نگاه داستاني به آن، هم براي نويسنده و هم مخاطب جذابيتهاي زيادي داشته باشد.
امروزه سرعت دست به دست شدن اخبار و به اشتراكگذاري خبرها چه در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي و چه از طريق تلفنهاي همراه و پيامك آنقدر زياد است كه براحتي ميتوان از آن سوءاستفاده كرد و در ايران نيز با اينكه ميزان نفوذ اينترنت محدودتر از ساير كشورهاست، اما آسيبهاي ناشي از انتشار اخبار كذب و شايعه به عنوان يكي از آسيبهاي جدي عرصه رسانه مطرح است و نحوه مواجهه با آن همواره مورد بحث و بررسي كارشناسان رسانه قرار ميگيرد.
كاربران بسياري در ايران ايميلها و پيامكهاي حاوي اخبار و اطلاعات نادرست را بدون حتي لحظهاي تفكر درباره صحت و سقم آن بسرعت send to all ميكنند و اگر اين شيوه بدون آسيبشناسي و آموزش سواد رسانهاي به آنها ادامه يابد ديگر نميتوان جلوي آن را گرفت.
اگر با همين سرعتي كه تكنولوژي و ابزارهاي رسانهاي روبه پيشرفت است، بتوان فيلمها و سريالهايي برگرفته از ماجراها و داستانهاي اين حيطه توليد كرد، علاوه بر جذابيت و به روز بودن براي مخاطبان، ميزان آگاهي آنها را كه اغلب در زمره كاربران اينترنت و تلفن همراه هم قرار دارند بالا خواهد برد.
لبخند در مراسم ترحيم تلاش كرد گوشهاي از اين آسيبهاي رسانهاي را به تصوير بكشد، اما اين عرصه براي آنهايي كه خلاق هستند جاي كار بسياري دارد.