از اين رهگذر، اسلام، اصل آزادي را يكي از بديهيترين حقوق انسانها دانسته و بر رعايت آن پاي فشرده و تسليم و انقياد آدميزادگان را بجز در برابر خداوند يكتا، امري بسيار ناپسند و نكوهيده برشمرده است.
پيرو چنين ديدگاهي، آزادي بيان نيز كه از سوي دانشوران اسلام، حريهالراي، خوانده شده، به مثابه يكي از مظاهر برجسته حريت انسان، مورد تائيد افزون اسلام قرار گرفته است. باوجود اين، اسلام آزادي مطلق بيان را برنتابيده و براي آن محدوديتهايي قائل شده است.
به عنوان نمونه، آزادي بيان در اسلام حريم خصوصي افراد را شامل نميشود و اگر بيان گفتاري سبب فاش شدن اسرار و رسوايي و بيآبرويي فرد يا افرادي شود، اسلام آن را امري مذموم و نادرست خوانده است.
ممنوعيت توهين و همچنين هتك حرمت انسانها نيز از جمله محدوديتهايي است كه اسلام براي آزادي بيان قائل شده است.
البته مواردي ديگر نيز ميتوان به دو مورد يادشده افزود كه ناگفته پيدا است بيان همه آنها خود مثنوي هفتاد من كاغذي را ميطلبد و اين مختصر را مجالي براي تشريح و تبيين كامل آنها فراهم نيست.
شوربختانه، در درازناي تاريخ پرفراز و نشيب اسلام، حكومتهايي چون خلافتهاي اموي و عباسي و... كه به اصطلاح لقب اسلامي را يدك ميكشيدهاند و شمار فراواني از عالمان وابسته به حكومتهاي اين چنيني، برخلاف اصول مسلم اسلام توجهي به اين مهم نداشته و بكرات آزادي بيان را قرباني مصالح سياسي و مطامع فردي خويش نمودهاند.
اين نكته موجب شده است برخي پژوهشگران ناآگاه به اصول اسلامي و تعداد بسياري از دشمنان اسلام، دستاويزي بيابند تا اسلام را آييني مخالف با كرامت انساني و سركوبگر آزاديهاي فردي جلوه دهند.
با تمام اين اوصاف، نگاهي دقيق به سيره پيامبر اكرم(ص) و روش امامان دوازدهگانه شيعه (ع)، كه آنان را ميتوان تجسم اسلام راستين پنداشت، هويدا ميسازد كه اطلاق چنين صفات و ويژگيهايي به اسلام تا چه حد فاقد دستمايهها و پشتوانههاي علمي و نظري است.
برابر با تاريخ، اين بزرگواران، همواره به سخن مخالفان و منتقدان، حتي اگر مبتني بر مطالب توهينآميز و الفاظ ركيك بود، گوش فراميدادند و تنها تلاش ميكردند با رويي خوش پاسخي مستدل و درخور ارائه دهند.
حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ص)، نه فقط خود از مقابله خشونتآميز با مخالفان رويگردان بودند، بلكه ياران خويش را از هرگونه ايذا و آزار آنان باز ميداشتند.
صفحات تاريخ مملو و لبريز از روايتهايي است كه بر درستي گفتار فوق گواهي ميدهد. از آن جمله ميتوان به روش امام علي(ع) پس از رخ نمودن ماجراي خوارج اشاره داشت.
اسناد و منابع معتبر تاريخي بازگوكننده آن است كه حضرت علي(ع)، خوارج را هيچگاه به دليل باورها و گفتمانهايشان مورد تعقيب قرار نداد و حتي حقوق آنان از بيتالمال را نيز قطع ننمود.
حسن سلوك امام(ع) در برابر خوارج تا بهآن اندازه بود كه خوارج از بدگويي امام(ع) حتي در حضور ايشان هم پروا نداشتند و امام تنها زماني ناگزير از برخورد قهرآميز با آنان شد كه خوارج خود دست به شمشير بردند.
گفتوگوهاي پيامبر(ص) با مسيحيان نجران كه جريان مباهله آن رخ داد، مباحثات گسترده امام جعفر صادق(ع) با دهريان و همچنين دانشمندان اهل كتاب و حضور فعال امامان رضا(ع)،جواد(ع) و هادي(ع)، در مجالس مناظره با دانشمندان فرق گوناگون اسلامي و البته انديشمندان پيرو اديان مختلف، گواههاي ديگري بر آن مهم است كه از منظر اسلام آزادي بيان تا چه اندازه محترم و پسنديده است.