0

تایپک دوران آخر الزمان

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

تایپک دوران آخر الزمان

در این تایپک موضوعات مرتبط دوران آخر الزمان بارگزاری می شود یاعلی

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:32 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

ویژگیهای حکومت جهانی امام عصر

ویژگیهای حکومت جهانی امام عصر واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

ویژگیهای حکومت و کارگزاران حضرت مهدی(عج) در قرآن و حدیث

موضوع حکومت حضرت مهدی(عج) و کارگزاران او از مهمترین و بحث انگیزترین موضوعاتی است که از گذشته های دور در میان ادیان مختلف آسمانی مطرح بوده است، که پیروان ادیان آسمانی حداقل سه دین اسلام، مسیحیّت و یهود در این عقیده مشترک است که آینده ی جهان به دست صالحان و خداپرستان است. از این رو هرکدام از ادیان، حکومت آخرالزمان را از آن خود می دانند به طور مثال مسیحیان، منجی آخرالزّمان را حضرت مسیح می دانند در حالی که مسلمانان معتقدند او از نسل پیامبر اسلام(ص) است و دین او اسلام و براساس شریعت محمّدی قیام و حکم می راند

ماهیّت حکومت جهانی مهدویت

حکومت جهان اسلام به رهبری امام زمان(عج) دارای روح و ماهیت ویژه ای است که دیگر حکومتها از آن بی بهره اند. ماهیت حکومت اسلام، آموزه های وحیانی است که به او تعلیم می دهد که خدای او یکی است و فقط باید در برابر او عبادت و کرنش کند و در رفتار و کردارش از دایره بندگی خدا بیرون نرود زیرا فرمود: «یعبدوننی لا تشرکون بی شیئاً» این حکومت پیامی دارد که در بستر عمل به ارزشهای وحیانی، دنیای بهتری را به وی ارزانی بدارد و متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشری کمتر یا اصلاً به چشم نمی خورد خداست و عدم پای بندی به وحی و اخلاق و ارزشهای معنوی است .

اساساً تاروپود حکومت مادی بر سرمایه اندوزی، مال پرستی و سود بیشتر از هر طریق و ترفندی بناگذاری شده است. و این تاروپود جای عشق به خوبی ها، ارزشها، ایثار و مجاهدت ها و بالأخره زیبائیهای زندگی را اشغال کرده به طوری که جامعه ی انسانی را از گردونه ی خوبی ها حذف نموده .

بنابراین حکومت مادی بر این پندار است که دین و امور معنوی در پیوندهای اجتماعی ناکارآمد است و این پندار تا جایی در افکار و اندیشه جامعه بشری ریشه کرده که معتقد است تمدّن و حکومت را باید بدون در نظر گرفتن ارزشها پایه ریزی کرد.

استاد شهید مرتضی مطهری در این باره می نویسد: «فکر خدا و زندگی اخروی را باید کنار گذاشت ... باید رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتنی و فرمانبرداری از فرومایگی است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بی همّتی و مستی است . مردانگی باید اختیار کرد . بشر باید به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد این است روح حکومت مادی غرب که از باب نمونه به آن اشاره کردیم .»

ولی حکومت جهانی مهدویت که به همّت توانای امام عصر(عج) توسعه و گسترش می یابد براساس وحی و ماهیت دینی جلوه گری می کند دارای چند ویژگی خواهد بود.

1 - عدل و احسان

در حکومت جهانی اسلام عدل و احسان سنگ زیرین است.

اجرای عدالت اجتماعی و گسترش آن از بنیادی ترین حکومت مهدویّت است که پیامبر اکرم(ص) نیز و امام بعد از آن بر این حقیقت انگشت نهاده اند که امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد کرد . بنابراین می توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعی و حکومت جهانی آن حضرت اجرای عدالت براساس دین است. و این اجرای عدالت نیازمند کارگزاران و کارکنانی عادل و نیکوکار است .

او، ادامه دهنده ی راه پیامبران و اولیاء است .

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه های روشن و پیغامهای راست فرستادیم و با ایشان کتاب و ترازو فرستادیم تا مردمان را به دادگری به پا دارند». از این رو همانطور که پیامبران وظیفه داشتند که برابر کتاب و میزان، مردمان را به دادگری به پا دارند حضرت مهدی(عج) نیز وظیفه دارد بر سیره پیامبران، جامعه انسانی را به دادگری به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد .

«انّ الله یأمر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد از فحشا و زشتکاری و ستم نهی می کند».

این آیه اصول ارزشهای فردی و اجتماعی را ترسیم کرده و نیز از ضد ارزش ها و پلیدی ها بازداشته است و این آیه به معنای واقعی و کامل در عصر ظهور پیاده خواهد شد، عدل یعنی نگهداشت دقیق حقوق مردمان و مبارزه فراگیر، و همه سویه با نابرابریها و احسان، جایگاه برتری در میان ارزشهای اجتماعی اسلام دارد که به یک معنا بالاتر از عدالت است. زیرا اگر در هر حکومتی پایه های حقوقی انسانی، براساس عدالت اجتماعی استوار گردد، در این صورت جلوه های احسان و نیکوکاری، فضای جامعه را می آکند.

به فرموده امام علی(ع) عدل قانونی است فراگیر و قابل گسترش «سائس عام» و احسان نیز ارزشی است ویژه: «عارض خاص». وظیفه اولیه در هر حکومت و جامعه ای به خصوص در جامعه ی دینی نهادینه کردن بنیادهای اجتماعی براساس عدل است اگر مردم در حکومتی که همه ی نهادها و ارکان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است که ریشه های نوع دوستی، برادری، مهرورزی، توانا می گردند. همانطور که در ابتدای این فصل اشاره شد ماهیت اصلی حکومت جهانی مهدویت دائرمدار بندگی و عبودیت است، همان که خدای متعال به آن فرمان داده .

«امر الاّ تعبدوا الاّ ایّاه».

عبودیت و بندگی وقتی به اوج می رسد که بنده آنچه را که معبودش از همه چیز بیشتر دوست دارد. در راه پیاده کردن آن تلاش ورزد. اسماعیل بن مسلم می گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصی از آن حضرت پرسید بین این دو آیه: «انّ الله یأمر بالعدل والاحسان» و «امر ربی الّا تعبدوا الاّ ایّاه» چگونه می توان جمع کرد. حضرت فرمود: «نعم، لیس فی عباده امر الاّ العدل والاحسان» بلی، خداوند برای بندگان خود دستوری ندارد جز اجرای عدالت و عمل به احسان .

به عبارت دیگر «عدل» نماد فرهنگ اجتماعی اسلام است و «احسان» نماد فرهنگ اخلاقی آن . اگر این دو رکن رکین در جامعه و حکومتی رواج یابد و ساختار اجتماعی آن حکومت بر این دو استوار و پایه ریزی گردد دو واقعیت دیگر که از ویژگیهای فرهنگ و حکومت جهانی مهدویت است روشن می گردد.

تراز حکومت حضرت مهدی(عج) عدل است که در پرتوی آن، دیگر ارزشها جایگاه واقعی خود را می یابند.

مرحوم شیخ صدوق در این باره می گوید: «یظهر الله به الأرض من کلّ جور و یقدسها من کل ظلم ... فاذا خرج وضع میزان العدل بین النّاس، فلا یظلم احدٌ احداً.»

در حکومت جهانی حضرت مهدی جهان از هرگونه ستم پاک می شود. آن گاه که ظهور کند، میزان عدل را در میان جامعه بشری بنا خواهد کرد، هیچ کس به دیگری ستم روا نخواهد داشت .

2 - استحکام پیوندهای اجتماعی

به طور کلی تاروپود و ساختار هر تمدّنی و حکومتی را افراد آن می سازند. جامعه بشری با برخورداری از روح جمعی، پایه های حکومت را بنا می کنند و بر پویایی و شکوفایی آن می افزایند. انسانها پاره های پیکر هر حکومت می مانند که به هر نسبت پیوند و زندگی جمعی آنان بیشتر باشد آثار پیشرفت و توسعه در آن حکومت نمایان تر است .

در آموزه های اسلامی مفاهیم و واژه هایی وجود دارد که پیام آنها بنیان گذاری و شکوفاسازی و استحکام روحیه جمعی و اجتماعی است. مانند این کلمات «توادّ» «تراحم» «تعاضد» «تواصی» و از همه گویاتر واژه «تعاون» که خداوند در قرآن بعنوان یک دستور اجتماعی به انسانها می فرماید.

«تعاونوا علی البرّ والتّقوی ولا تعاونوا علی الأثم والعدوان» در نیکوکاری و خویشتن داری یکدیگر را همکاری کنید، در گناه و تجاوز همکاری نکنید ».

بنابراین از آیات و روایات بخوبی استفاده می شود که تعاون بر نیکی و نیکویی، به مفهوم گسترده آن فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی در یکی از ابزارهای تمدّن اسلامی است و روشن است که پیدایش روح جمعی و تعاون ساخته و پرداخته حکومت اسلامی است .

پیدایش این روحیه در جامعه اسلامی، پیشرفتهای مادی و معنوی و توسعه مادی و تکامل معنوی گسترده ای به دنبال دارد و در زمینه های عاطفی و اخلاقی نیز از سازندگی چشم گیری برخوردار است .

استاد مطهری می نویسد: «زنده بودن اجتماع به این است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعی و حسن اجتماعی و عاطفه اجتماعی وجود داشته باشد ... یعنی خودت را همواره به جای دیگران بگذار و برای آنها همان را بپسند که برای خود می پسندی و همان را کراهت داشته باش که برای خویشتن کراهت داری».

همان طور که گفته شد مسئله تعاون نقش حیاتی در تمدّن و جوامع بشری دارد از این رو در سیره و روش زندگی پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) به نمونه هایی برمی خوریم که بر این اصل بلند و بنیادی به روشنی تأکید شده است . در تاریخ آمده که روزی پیامبر(ص) در سفری که همراه یاران بودند در منزل گاهی برای پخت غذا نیاز به هیزم بود پیامبر نیز در این کار همکاری می کند. و یا آن حضرت در کندن خندق در اطراف مدینه برای خود سهمی قرار داد و شروع به کندن می کند .

در سیره امام علی(ع) نیز نمونه هایی فراوان دیده می شود که آن حضرت در کارها و حرکت های جمعی شرکت می جوید. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه می شود که از جمله در زمان خشکسالی مدینه آنچه برای خود ذخیره کرده بود که تا پایان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه کرد، که مبادا ذخیره سازی او به مردم آسیب برساند .

در مدینه، داستان ایثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گویا و روشن است که هرکس اندک آشنایی با آیات قرآن داشته باشد به این حقیقت پی می برد. قرآن از این روحیه و سیره ی مسلمانان به نیکی و زیبایی یاد می کند و با این شیوه، ساختار حکومت اسلامی را که به دست توانای پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان با ایمان و خالص پایه ریزی شده، ترسیم می کند .

«والذین تبوء الدار والایمان من قبلهم یحبّون من هاجر الیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجة مما اوتوا و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من یوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون؛ کسانی که قبل از ایشان در مدینه و در ایمان جای گرفتند در حالی که هرکس را که به سوی آنان هجرت کرد دوست می داشتند و در دل خویش نسبت به آنچه داشتند نیازی احساس نمی کردند و دیگران را بر خویش مقدم می داشتند، گرچه آن چیز ویژه ایشان می بود و کسانی که بخل از درون مهار کند، همانا رستگارانند».

خلاصه سخن اینکه این ویژگی در ساختار حکومت اسلامی و شکوفایی آن نقش بنیادی و اساسی داشته است و همین ویژگی در حکومت جهانی حضرت مهدی نیز به گونه ی گسترده پدیدار خواهد شد .

در حکومت جهانی مهدویت ارزشهای انسانی مانند:

ایثار، انسان دوستی، تعاون و نوع دوستی، برادری، امدادرسانی آنچنان ریشه دار و از استحکامی برخوردار است که گویی همگی در یک خانواده زندگی می کنند و نیازهای خویش را از جیب و کیسه ی یکدیگر بدون مانع برطرف می سازند «من» و «تو» در آن جامعه مفهومی ندارد بلکه آنچه معنا و حقیقت دارد «ما» است که خود را می نمایاند .

«قال اسحاق بن عمار: کنت عند ابی عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه و ما یجب علیهم فدخلنی من ذلک امر عظیم. فقال انما ذلک اذا قام قائمنا وجب علیهم ان یجهزوا اخوانهم و یقووّهم». اسحاق بن عمار می گوید نزد امام صادق(ع) بودم و از یاری و غمخواری هرکس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به میان آمد .

من از این موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: این هنگامی است که قائم ما قیام کند، که در آن روزگار بر همگان واجب است یکدیگر را یاری رسانند و یکدیگر را نیرو بخشند. در آخرالزمان، این مکارم اخلاقی و بزرگواری های انسانی است که پایه های حکومت جهانی اسلام را استحکام می سازند .

اما باقر(ع) می فرماید: «... حتی اذا قائم القائم جاءت المزامله و یأتی الرجل الی کیس اخیه فیأخذ حاجته لا یمنعه».

به هنگام قیام قائم «آل محمد» آن چه دیده می شود دوستی و یگانگی و تعاون و الفت است تا آنجا که هرکس آنچه نیاز دارد، از جیب دیگری برمی دارد، بدون هیچ دشواری و بازدارنده ای .

به راستی تصویر و ترسیم چنین جامعه ای چقدر دلپذیر و دلنشین است. زیرا در حکومت و جوامع امروزی بخصوص غیرالهی رقابت و تفوق تنگاتنگ مادی در ساخته و زندگی های آنان موج می زند و اساس ارزشهای معنوی و کمالات انسانی را دگرگون ساخته و روح جمعی و تعاون و همکاری و برادری را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسیم شده: جامعه هایی که فقیر و گرسنه هستند و هرچه تلاش می کنند به حقوق خویش نمی رسند و مداوم به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت سلطه ی زورمداران و سلطه گران و بالاخره صاحبان قدرت می باشند و هرگز توان خروج از این وضعیت اَسفبار را ندارند. پس همیشه باید تحت سلطه و فرمان آنان باشند .

دسته ی دیگر از جوامع صاحبان ثروت و مکنت و قدرتند که چیزی را بنام ارزش و کرامت انسانی نمی شناسند و اصولاً ارزشهای کمالات انسانی را همان ثروت و قدرت و سلطه تعریف می کنند. و این چنین است که در روزگار ما در عصر حکومت جدید متأسفانه سرنوشت بنی آدم را در عصر حاضر همین ها به دست گرفته اند و برای آنان خط و نشان می کشند.

درست برخلاف آن در حکومت جهانی مهدویت، شیرازه نظام اجتماعی جهان بر تعادل و تعاون دور می زند آنچنان روحیه ها پرورش می یابد، غل و غش ها و ناخالصی ها و خودخواهی ها از میان می رود که «مزامله» یعنی دوستی ها خالص می گردد، پیوندهای اجتماعی و انسانی براساس تعادل و تعاون، راستی، درستی، یکدلی و یکرنگی استحکام پیدا می کند و خلاصه فرهنگ مهدویت جان ها را با تزکیه و افکار و اندیشه ها را با تعلیم به پاکی و پاکیزگی سوق می دهد.

3 - برقراری امنیت

در هر فرهنگ و حکومتی، امنیت اجتماعی اصل است. از مهم ترین نیازهای اساسی بشر، برقراری امنیّت است، امنیّت سیاسی، قضایی، قانونی، اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، خانوادگی .

بستر زندگی سالم و جامعه صالح و با امنیّت و آرامش را فراهم می سازد.

قهراً جامعه ی این چنینی آثار و برکاتی دارد که پیوندهای انسانی و اجتماعی با آرامش و بی تنش شکل می گیرد. تلاش های اقتصادی با رونق و شادابی انجام می گیرد، رفتارهای ناهنجار اخلاقی و خشونت ها و خشم ها فروکش می کند، قانون گرایی رواج می یابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمی مکند. فاصله بین دولت مردان و رعیت از بین می رود، میدان برای نقد و نظر فراهم می گردد و کاستی ها از روی خیرخواهی گفته می شود. نقطه های قوت دولت مردان به دور از چاپلوسی و گزافه گویی مطرح می گردد.

همه ی افراد جامعه براساس احترام متقابل به یکدیگر نگاه می کنند و به یکدیگر اعتماد می کنند و در نتیجه همگان با احساس مسئولیت همدیگر را نصیحت می کنند.

از مهم ترین محصولات امنیّت، پدیدار شدن نشانه های عدالت است و مردم وحدت و همبستگی بیشتری پیدا می کنند و در این صورت است که راههای نفوذ هجومها و شبیخونهای دشمنان داخلی و خارجی را با تمام توان می بندند و آقایی و سربلندی خویش را پاس می دارند.

و یکی از خصائص و ویژگی های حکومت جهانی مهدویت برقراری امنیت به معنای اعم آن است، همه جا و در همه ی موارد ذکر شده، امنیت و آرامش در حد اعلای آن توسعه و گسترش پیدا می کند و در آن حکومت جان و مال و ناموس و آبروی مردمان از هر گزند و آسیبی در امان می ماند.

شاید آیه ی شریفه ی سوره نور بر همین مورد یعنی حکومت جهانی آن حضرت تطبیق پیدا کند.

«ولیبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا».

امام صادق(ع) می فرماید: آیه ی شریفه درباره ی حکومت امام زمان است و سپس ادامه می دهند «در آن زمان چندان امنیت بر سراسر جهان گسترده می شود که از هیچ چیز به چیز دیگر، زیان نمی رسد، ترس و وحشتی به چشم نمی خورد. حتی جانوران و حیوانات در بین مردم رفت و آمد می کنند و نسبت به یکدیگر آزاری ندارند.

ایمان نیز که آرام بخشی دلهاست سایه خود را بر جامعه ی مهدوی می افکند. فضای آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمینان به یکدیگر است. در پرتو کلمه توحید دلها به هم نزدیک و ضریب ناامنیها به صفر می رسد.»

متأسفانه در جامعه های عصر حاضر رقابت های بی هدف و ناسالمی که بر اثر ترس و عدم اعتماد از یکدیگر به وجود آمده و درد بی درمانی است که حکومت امروز آن را به ارمغان آورده و ملت ها را فرا گرفته، ناامنیهای خانوادگی و ناهنجاریهای اجتماعی در این گونه جامعه ها به خوبی نشان می دهد که دنیای به اصطلاح متمدّن امروز صنعتی و دارای تکنولوژی در برآوردن آرامش روحی و روانی ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه ای زمینه آسایش مادی و جسمی شهروندان را فراهم سازد. این واقعیت ثابت می کند که دنیای انسانها را نمی توان همیشه و همه جا با قراردادهای اجتماعی بی روح و خشک و بدون پشتوانه معنوی و ایمانی تربیت کرد، تا در آشکار و پنهان حریم حرمت و حقوق دیگران را نگاهدار باشند و همین حقیقت نیاز به آمدن شخص مصلح و رهایی بخش و نجات دهنده ای را که زمینه ساز امنیت همه جانبه باشد ثابت می کند.

در عقاید مسلمانان و پیروان حقه محمدی(ص) آن اصلاح گر و نجات دهنده و امنیت گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است که با قیام و ظهور خود امنیت را توسعه و می گستراند و این نیاز مهم انسانی را به جامعه انسانی ارزانی می دارد و زندگی آرام بخش را برای جهان بشریت فراهم می سازد و با تدبیر چهره ی حکومت هولناک و ترس آلود را به حکومت انسانی و امیدبخش بدل می کند .

4 - سامان دهی اقتصادی

در تعالیم دینی و آموزه های آن بین مسائل اقتصادی و مسائل معنوی پیوندی استوار دیده می شود. در این باب روایات فراوان است از جمله این روایت:

پیامبر(ص) فرمود: «لولا الخبز ما صلّینا ولا صمنا ولا ادّینا فرائض ربّنا»، بدون نان، نه عبادت می توان کرد و نه روزه می توان گرفت و نه واجبات دیگر را می توان انجام داد .

«ثلاثة تحتاج الناس طراً الیها: الامن والعدل والخصب» سه چیز است که همه مردم به آن نیاز دارند: امنیت، عدالت و فراوانی ارزاق .

در روایات اسلامی آمده است که در فرهنگ و عدل جهانی و حکومت جهانی مهدویت(ع) این واقعیت نوید داده می شده که آن حضرت رفاه اقتصادی را همراه با عدالت اجتماعی به گونه ای گسترده و فراگیر، فراهم خواهد آورد .

و نیز در حدیث دیگر نقل شده که آن حضرت در پرتو مدیریت شایسته و سالم و برنامه های جامع و سیاستهای واقع نگر، زمینه شکوفایی استعدادها فراهم می آید، تلاش و کوشش مردم با انگیزه های معنوی در می آمیزد و بهره گیری از منابع طبیعی و خدادادی دوچندان می شود.

در حدیث دیگر فرموده: «کار وجهه ی عبادت و تکلیف به خود می گیرد نیروهای بالقوه و پنهان میدان بروز و ظهور می یابند، خلق وخوی مردم دوستی و خدمتگزاری در بین مردم، رشد می کند.

در چنین جامعه ای زندگی اقتصادی، چهره نوینی پیدا می کند و همگان از زندگی سالم و به دور از تشویش خاطر و نگرانی و اضطراب بهره مند می شوند.

بواسطه ی پیشرفت علم و صنعت تکنولوژی در زمان آن حضرت منابع جدید و ناپیدا کشف می شوند، و زمین آنچه در درون خود دارد بیرون می افکند و بهره برداری از آن آغاز می شود.»

براساس روایات در حکومت جهانی مهدویت(ع) فرآورده هایی به جامعه عرضه می شود که تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههای تولید سالم و توزیع عادلانه به عنوان ارزش وظیفه ایمانی و دینی نمودار می شود و در نتیجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مدیریت صحیح آن حضرت شکوفا می شود و برکت و فراوانی نعمت، سرتاسر جهان را فرا می گیرد و همه از نعمت الهی به آسانی استفاده می برند .

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ینعم امّتی فی زمن المهدی(عج) نعمةً لم یتنعّموا قبلها قطّ، یرسل السماء علیهم مدراراً ولا تدع الارض شیئاً من نباتها الاّ اَخرجته». فرمود: پیروان من در زمان حکومت جهانی مهدی(عج) به آسایش و به نعمتهایی دست می یابند که بیش از آن در هیچ دوره ای از حکومتهای گذشته به آن دست نیافته اند. در آن دوره آسمان باران فراوان می بارد و زمین نیز تمام روییدنیهایش را بیرون می اندازد.

قرآن در این باره می فرماید:

«ولو ان اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض؛ اگر مردم قریه ها ایمان آورده و پرهیزگاری پیشه کنند، برکات آسمان ها و زمین را به رویشان می گشائیم ».

براساس این آیه و آیات دیگر معیارهای قرآنی، تقوا و خویشتن داری، نیکوکاری و عدالت گستری ... و زمینه های نزول و ریزش رحمت ها و برکات از سوی پروردگار می شود اگر فضای جامعه، فضایی معنوی و الهی باشد و زبان های دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه ها حلال و قصد نیّت ها خدایی، بی شک رزق و روزی ها فراوان تر می گردد.

روشن است هنگامی که پیوند انسانها بر پایه عدالت و نیکی شکل می گیرد، بینوایان و مستمندان از یاد نمی روند و هر کسی مرز خود را می شناسد و به حقوق دیگران، دست دراز نمی کند.

در چنین جامعه ای نعمت ها و بخشش های پروردگار بر مردمان فرو می ریزد و بسیاری از گرفتاریهای اجتماعی، برطرف و بن بست های اقتصادی گشوده می شود و راه برای پیشرفت هموار می گردد.

زیرا در قرآن وعده داده شده: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثی و هو مؤمن فلنحیینَّه حیوة طیبةً و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» حکومت حضرت مهدی(عج)، حیات طیّبه، بر پایه ایمان و عمل صالح رخ می نماید. از یک سو طمع های زاید مهار می گردد. مساوات و عدالت دامن می گستراند. بخل و تنگ چشمی، دامن بر می چیند و از سوی دیگر، انگیزه ها برای تلاش بیشتر و خالص تر می شود. و استفاده ی بهتر و سالم تر از طبیعت آماده می گردد. طبیعی است که زمینه ی فراوانی نعمت ها و رونق مسائل اقتصادی نیز پدید آید و گسترش یابد.

امام علی(ع) در این باب می فرماید: «و تخرج له الارض اَفالید کبدهها و تلقی الیه سلماً مقالیدها فیریکم کیف عدل السّیرة و یحیی میّتَ الکتاب والسنَّة». زمین گنجینه های خود را برون اندازد و کلیدهای خویش را از دَر آشتی، تسلیم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده کند.

5 - رشد عقل و گسترش دانش

در نظام و حکومت اسلامی، عقل جایگاه ویژه ای دارد و رکن حرکت و تلاش به شمار می رود عقل ستون نیمه ی دین است و بدون عقل دین جایگاه حقیقی خود را پیدا نمی کند. اساساً دین بدون عقل شناخته نمی شود و مجهول می ماند. عقل است که گوهر و جوهر دین را می شناسد و به انسان می فهماند و دستور می دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهایش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنمای انسان است به سوی زیبائیها، خوبیها، ارزشها، راستی ها و پرهیزدهنده از خطرها . از این رو در قرآن از عقل به خِردورزی، اندیشیدن به علم و دین آگاه شدن و فرزانگی سفارش بسیار شده است، و در فقه اسلامی نیز عقل یکی از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار می رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن این رکن مهم و پایه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره ی پرسش شد جایگاه عقل در زندگی بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ می فرماید: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». یعنی عقل چیزی است که به آن خداوند عبادت می شود و بهشت به دست می آید. سپس سؤال کننده پرسید: آنچه معاویه در زندگی خود به کار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «تلک النکراء، تلک الشیطنة و هی شبیهة بالعقل و لیست بالعقل» یعنی آنچه معاویه داشت، نیرنگ، فریب و شیطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .

در حکومت اسلامی مهدویت(ع) عقل و بندگی، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پیوند ناگسستنی دارند. هرگاه عقل با یکی از اینها که برشمردیم و صدها ارزش والای دیگر، همراه نبود از مدار خارج می شود و جامعه به نیرنگ می آلاید و هرگونه سودجویی، استثمار، استعمار و به بردگی واداشتن دیگران، خردورزی نام می گیرد. علم و تکنولوژی که دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوی و هوس و اگر عقل به دور از آلودگی ها به کار گرفته نشود، فاجعه به بار می آورد، همان فاجعه ای که امروز شاهد آن هستیم .

عقل سالم، محور جامعه انسانی و حکومت اسلامی است که راهنما به سوی نیکی ها، زیبائیها و ارزشهاست . عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدایی بین آنها در پندار نگنجد.

در آموزه های دینی، بویژه شیعی، به پیوند عقل و اخلاق توجه ویژه شده است.

امام صادق(ع) می فرماید: «انّا لحبّ من کان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقیهاً، حلیماً، مداریاً، صبوراً، صدوقاً و وفیا». ما دوستار کسانی هستیم که عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباری، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستی اند.

امام صادق(ع) فرمود: «العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم یعرف الناس الیوم غیر حرفین، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرین حرفا فبثها فی النّاس و ضمّ الیها الحرفین حتّی یبثّها سبعة و عشرین حرفا». علم و دانش بیست و هفت بخش دارد، که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام حکومت جهانی مهدویت(عج) بیست وپنج باب دیگر بر آن افزوده خواهد شد و در میان جامعه گسترش می یابد.

روشن است که با پیشرفت علم به رهبری پیشوای عالم و عادل، زمینه توسعه همه سویه و بهبود زندگی مردمان فراهم خواهد آمد و تغییر عمیق پیدا خواهد شد.

از آنجا که علم، تیغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ویران گری به بار می آورد در برنامه ی آن حضرت «حضرت مهدی(عج)» تکامل اخلاقی، در کنار تکامل علوم نیز پیش بینی شده است.

امام باقر(ع) فرمودند: «اذا قائم قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم». در حکومت جهانی مهدویت دست محبت و امامت بر سر بندگان می نهد.

رشد عقلانی همراه با رشد اخلاقی، جامعه ای رشید به وجود می آورد که شایستگی اداره تمام جهان را پیدا می کند.

امام علی(ع) در این باب می فرماید: «یعطف الهوی علی الهدی اذ عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی» خواهش نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند، و آن هنگامی است که ـ مردم ـ رستگاری را تابع هوی ساخته اند و رأی آنان را پیرو قرآن کند، و آن هنگامی است که قرآن را تابع رأی خود کرده اند.

بنابراین از متون و روایات چند چیز حاصل شد:

1 - معلوم شد که روح حکومت جهانی اصلاحی امام زمان(عج) که دورنمایی از حکومت والا و متعالی الهی قرآن است که تربیت و انسان سازی را با عقلانیت و سیاست سازش داده است و نتیجه ی آن رهایی انسانهای گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمایی و ارشاد آن به سوی فضایی روشن و سعادت همه جانبه است.

2 - و نیز معلوم شد، که در فرهنگ و حکومت مزبور عقل و اخلاق طوری به هم پیچیده شده که جداسازی آن دو از یکدیگر کاری است ناشدنی . خردورزی و تکامل مادی و معنوی، کامل کننده و یاری رسان یکدیگرند.

3 - و نیز معلوم گشت که بدون دین و ارزشهای دینی و اخلاقی، بنیان های مدینه و حکومت هم سست و ناپایدار است .

4 - و نیز روشن شد: مدینه فاضله ی حکومت جهانی مهدویت(عج)، سرشار از شکوفایی و بالندگی عقل ها و اندیشه ها است، علوم و فنون تکامل می یابد و بشر هر روز به شناخت های تازه و نویی دست می یابد، دانایی و دانش بر جهل و غفلت، غلبه می یابد. تکنیک و صنعت در مسیر انسانیت قرار می گیرد آن حضرت با نفس قدسی و پاک خویش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم می سازد و بازدارنده ها و موانع را از سر راه بشر دور می سازد.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

ترسیمی از حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

ترسیمی از حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

با ظهور حضرت مهدی (عج) مسیر تاریخ دگـرگـون شده و فصل نوینی در زندگی انسان‌ها گشوده می‌شود. آن روز اوج اقتدار مستضعفین مؤ من و خواریِ ستمـگـران است. با تحقق ظهور، صلح و صفا، امنیت و عدالت، رشد و شکوفایی، توحید و یکتاپرستی با جنگ و خونریزی، ظلم و ستم و شرک و خرافه پرستی مبادله می‌شوند و ثمره تلاش تمام پیامبران، اولیا و اوصیا در آن روز آشکار می‌گردد.

در اینجا به بررسی بخشی از ابعاد حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) از دیدگاه روایات می‌پردازیم.

 پاک شدن زمین از لوث وجود ستمگران

 با ظهور حضرت مهدی (عج) دوران ستمگران به سر رسیده و زمین از لوث وجودشان پاکسازی می‌شود.

امام جواد (ع) در این باره فرمود:

وقتی شمار لشکر مهدی (عج) به ده هزار نفر رسید، به فرمان خدا خروج می‌کند و پیوسته دشمنان خدا را از دم تیغ می‌گذراند تا آنکه خداوند از او خشنود شود. (248)

 حاکمیت مطلق بر جهان

 تمام نقاط زمین در سیطره حکومت امام مهدی (عج) قرار می‌گیرد و عدالتش بر همه جا سایه می‌افکند.

امام باقر (ع) در مورد آیه آن‌ها که اگر در زمین استقرارشان بخشیم (به حاکمیت برسند) نماز را به پا می‌دارند و زکات می‌دهند، به معروف امر کرده و از زشتی باز می‌دارند و پایان امور از آن خداوند است. (249) فرمود:

این آیه در مورد خاندان محمد (ص) است؛ در مورد مهدی (عج) و یارانش می‌باشد، خداوند آنان را فرمانروای شرق و غرب زمین قرار می‌دهد و دین آشکار می‌گردد، خداوند به وسیله مهدی (عج) و یارانش بدعت‌ها و باطل را می می‌راند، همان گونه که سفیهان حق را می‌رانده بودند تا اینکه نشانه ای از ستم باقی نماند. آنان به معروف فرمان داده و از زشتی باز می‌دارند و پایان امور از آن خداست. (250)

 برقراری امنیت در سراسر دنیا

 از ضروری‌ترین نیازهای انسان، برقراری امنیت و صلح و صفا در جامعه است. زندگی در محیط نا امن، تلخ و دشوار است. با استقرار حکومت امام مهدی (عج) و سرکوبی اشرار و تبهکاران، امنیت در حد عالی و در سراسر گیتی برقرار می‌شود و ثبات و آرامش روانی، جای اضطراب حاصل از ناامنی می‌نشیند.

امام باقر(ع) فرمود:

قائم (عج) و یارانش می‌جنگند تا همه به توحید و یکتاپرستی رو آورند و چیزی را شریک خدا قرار ندهند. پیرزن ناتوان از شرق زمین به غرب آن مسافرت می‌کند، بدون اینکه از ناحیه کسی آسیب ببیند...(251)

 پیشرفت برق آسای علم

 علم و دانش بشری با تمام دستاوردها و مظاهر شگفت انگیزش، هنوز دوران کودکی خود را سپری می‌کند و با تحقق ظهور امام مهدی (عج) به بلوغ کامل می‌رسد.

امام صادق (ع) فرمود:

علم و دانش 27 حرف (شعبه و شاخه) است و مجموع آنچه پیامبران آورده‌اند، دو حرف است. مردم تا روز ظهور بیش از آن دو حرف را نمی‌دانند، وقتی قائم (عج) قیام کند، 25 حرف بقیه را بیرون آورده و در میان مردم منتشر می‌سازد و بدین سان مجموع 27 جزء دانش را نشر می‌دهد. (252)

امام باقر(ع) می‌فرماید:

... مردم در زمان قائم (عج) از حکمت برخوردار می‌شوند تا آنجا که زن در خانه‌اش به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) قضاوت می‌کند. (253)

و نیز فرمود:

هنـگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می‌نهد و به آن، عقلهاشان جمع شده و افکار و اندیشه‌شان کامل می‌شود. (254)

به طور خلاصه، در پرتو هدایت امام مهدی (عج) مردم با افکاری باز، همتی والا و بینشی وسیع پـرورش می‌یابند و یک انقلاب فکری و علمی با امواجی گسترده در همه قشرهای جامعه به وقوع می‌پیوندد.

 رشد مواد غذایی و گیاهی

 هم اکنون رشد جمعیت کره زمین، زمزمه کمبود مواد غذایی در آینده را به وجود آورده است، در زمان امام مهدی (عج) خداوند برکات آسمان و زمین را به روی مردم می‌گشاید و هیچ نوع قحطی در هیچ نقطه ای از زمین مشاهده نمی‌شود.

حذیفه از پیامبر (ص) این گونه نقل می‌کند:

آب‌ها در دوران حکومت مهدی (عج) فراوان می‌شود، نهرها پر آب می‌گردد، زمین خوراکیهای خود را چند برابر می‌کند و گنجهای خود را بیرون می‌دهد. (255)

و نیز فرموده است:

زمین گنج‌هایش را برای او (مهدی) عج خارج می‌کند و وی مال و سرمایه بی شمار بین مردم پخش می‌کند. (256)

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

باران به طور فراوان فرود می‌آید و زمین انواع گیاهان خود را می‌رویاند. (257)

 آبادانی شهرها و گسترش مساجد

 در عصر حکومت امام مهدی (عج) شهرهای وسیع و آباد، جاده های پهن و مساجد بزرگ امّا ساده و بدون زرق و برق ساخته می‌شود.

امام باقر(ع) فرمود:

گـنجهای زمین برای قائم (عج) آشکار می‌شود، سلطنت و حکومتش شرق و غرب زمین را فرا می‌گیرد، خداوند به وسیله او دینش را بر تمام ادیان چیره می‌گرداند، گرچه برای مشرکان ناپسند باشد و همه خرابیهای زمین آباد می‌گردد...(258)

مفضل می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:

وقتی قائم آل محمد (عج) قیام کند، در پشت کوفه مسجدی بنا می‌کند که دارای هزار در است و خانه های کوفه به رودخانه کربلا می‌پیوندند. (259)

ابوبصیر از امام باقر (ع) چنین نقل کرده است:

هنـگامی که قائم قیام کند... مساجد در عصر او همگی دارای دیوارهای کوتاه و بدون کنگره خواهد بود، همان گونه که در عصر رسول خدا (ص) بود. او جاده های بزرگ و اصلی را توسعه می‌دهد و به شصت ذراع می‌رساند و تمام مساجدی را که در مسیر راه قرار گیرند، خراب می‌کند...(260)

از این روایات استفاده می‌شود که در زمان قائم (عج)؛ در کنار آبادانی شهرها و راه‌ها، مساجد نیز توسعه یافته و آباد می‌گردد؛ چرا که با رهبری آن حضرت، مردم در مسیر بندگی که هدف آفرینش انسان است قرار می‌گیرند و رفاه و آبادانی در خدمت فضایل و کمالات انسانی در می‌آید.

 شکوفایی روحیه برادری و مساوات

 در پـرتو ارشاد و تربیت امام مهدی (عج)، نفوس انسانی رشد و تکامل پیدا کرده و ارزشهای اخلاقی به اوج خود می‌رسد.

شیعیان به امام باقر (ع) عرض کردند: ما در کوفه گروه بسیاری هستیم. اگر شما فرمان دهی، همه فرمان برند و از شما پشتیبانی و حمایت خواهند کرد. آن حضرت در پاسخ فرمود:

آیا چنین هست که یکی از این گروه بیاید و آنچه نیاز دارد، از جیب برادرش بردارد؟

گفتند: نه. فرمود:

پـس این گـروه (که در راه دادن مال به یکدیـگـر این گـونه بخل می‌ورزند) برای دادن خون خویش (در راه اصلاح جامعه) بخیل‌تر خواهند بود. مردم هم اکنون آسوده‌اند، (که در حال توقف حرکت تربیتی اسلام به سر می‌برند) از مردم همسر می‌گیریم و به آنان همسر می‌دهیم، از یکدیگر ارث می‌بریم، حدود را برآنان اقامه می‌کنیم، امانتشان را باز می‌گردانیم (یعنی زندگی مردم در همین حد است و نه کاملاً اسلامی) امّا با قیام قائم (عج) آنـچـه هست، دوستی و یـگـانـگـی است تا آنجا که هر کس هر چه نیاز دارد، از جیب برادرش بدون هیچ ممانعتی برمی دارد. (261)

اسحاق بن عمار می‌گوید: نزد امام صادق (ع) بودم که درباره تساوی مردم با دیگر برادرانشان و حقی که هر کس بر دیگری دارد، سخن می‌گفت: من سخت در شگفت شدم و برایم وظیفه بزرگ و خطیری جلوه کرد. آن حضرت فرمود:

این، در وقت قیام قائم ماست که در آن روزگار بر هر کس واجب است برادران مؤ منش را تقویت و یاری کند و وسائل لازم را در اختیار آنان قرار دهد. (262)

راوی گـوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که این روایت: سود گرفتن مؤ من، از مؤ من رباست. معنایش چیست؟ فرمود:

این، به هنـگـام قیام قائم اهل بیت و ظهور حق است، اما اکنون اگر کالایی بفروشید و سود بگیرید، اشکالی ندارد. (263)

 ترسیم زمان پس از ظهور در گفتار امام علی (ع)

 حضرت مهدی (عج) امیرانش را به تمام کشورها می‌فرستد تا عدالت را پیاده کنند.

ـ گوسفند در کنار گرگ می‌چرد.

ـ کودکان با مارها و عقرب‌ها بازی می‌کنند و هیچ آسیبی به آنها نمی‌رسد.

ـ شر برداشته شده و خیر می‌ماند.

ـ انسان یک مدّ (چـارک) می‌کارد و هفتصد مدّ حاصل برداشت می‌کند، همان گونه که قرآن می‌فرماید: همانند یک دانه که از آن‌ها هفت سنبل بروید و در هر سنبلی صد دانه باشد.

ـ ربا و زنا برداشته می‌شود و اثری از شراب خواری و ریا و خودنمایی باقی نمی‌ماند.

ـ مردم به اطاعت و عبادت و نماز جماعت رو می‌آورند.

ـ عمرها طولانی می‌شود.

ـ امانت‌ها رعایت می‌شود.

ـ درختان پرثمر و برکات افزون می‌گردد.

ـ اشرار هلاک شده و نیکان می‌مانند.

ـ از دشمنان اهل بیت (ع) کسی باقی نمی‌ماند. (264)

گـفتنی است، همان قدر که ترسیم چـنین جهانی در افق خیال آسان است، از نظر عمل فوق العاده مشکل و طاقت فرساست، امّا حضرت مهدی (عج) به عنوان معمار این جامعه نوین، به قدری از تواناییهای روحی و معنوی برخوردار است که می‌تواند جهانی را که از ظلم و جور پر شده است، از عدل و داد پر کند و فراتر از مدینه فاضله ای که فلاسفه و دانشمندان ترسیم کرده‌اند، به وجود آورد.


راسخون/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پي‌نوشت‌ها:

248 بحارالانوار، ج 51، ص 157.

249 حج (22)، آیه 41.

250 منتخب الاثر، ص 470.

251 همان، ص 308.

252 بحارالانوار، ج 52، ص 336.

253 غیبت نعمانی، ص 158.

254 بحارالانوار، ج 52، ص 328.

255 منتخب الاثر، ص 472.

256 بحارالانوار، ج 51، ص 68.

257 عقدالدرر فی اخبار المنتظر، ص 60.

258 کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 1، ص 331.

259 بحارالانوار، ج 52، ص 337.

260 کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 283.

261 بحارالانوار، ج 52، ص 372.

262 وسائل الشیعه، ج 8، ص 415.

263 همان، ج 12، ص 294.

264 عقدالدرر فی اخبار المنتظر، ص 159.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

احتمال بداء در نشانه های ظهور

احتمال بداء در نشانه های ظهور واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

یکی از باورهای شیعه امامیه که به غلط مورد اعتراض دیگر فرقه ها قرار می گیرد، بداء است؛ زیرا تصور می شود، مقصود از آن (ظهور بعد الخفاء) است، در حالی که شیعه بداء را به معنی (ابداء) می داند؛ نه آشکار شدن امری بر خداوند، (1) به این معنا که خداوند مقصود حقیقی خود را آشکار کرد، ولی مردم تصور دیگری داشتند.

مانند تغییر قبله، ذبح اسماعیل (ع) و رفع عذاب از قوم یونس(ع) که خداوند متعال ابتدا از موضوع تغییر قبله، امتحانی بودن ذبح و رفع عذاب به دلیل توبه قوم یونس(ع) را خبر نداد، بلکه به جهت برخی مصلحت ها، پس از مدتی حقیقت را آشکار کرد. بنابراین (بداء) نزد غیر شیعه نیز مورد قبول است و سوء استفاده برخی غلات از آن، باعث شده است که شیعه نیز متهم شود. (2)

بر اساس برخی روایت ها، در موضوع علایم ظهور نیز احتمال بداء وجود دارد. کلینی در باب البداء از امام صادق(ع) نقل می کند:

«خداوند دو گونه علم دارد؛ یکی علم پنهان و مخزون که غیر او کسی نمی داند و از آن بداء به وجود می آید و دوم علمی که به فرشتگان و پیامبران خود داده و ما از آن آگاهیم.» (3)

آیا ممکن است که دانش امامان درباره نشانه های ظهور، از این نوع باشد؟ یعنی از نوعی که بداء در آن روشن نشده است. در تفسیر آیه «قضی اجلا ً و اجل مسمی عنده»(4) به نقل از امام باقر(ع) آمده است که «مراد اجل حتمی و اجل موقوف است.» (5) در روایت های علایم ظهور نیز به این دو گونه اشاره شده و از آن ها استفاده می شود که نشانه های حتمی - چنان که از نامش پیداست - به طور حتم، رخ خواهد داد، ولی علایم موقوفه، ممکن است تغییر کند. (6) چنان که امام باقر(ع) در ادامه همان حدیث کافی که نعمانی آورده است، درباره موقوف فرمود:

«آن چیزی است که در آن خواست الهی دخالت دارد.»(7)

یعنی ممکن است به مشیت خداوند تغییر کند. باید توجه داشت بیشترعلامت های ظهور که در روایت ها از جمله نمونه های حتمی، شمرده نشده اند، به قرینه مقابله، جزو موقوفاتند و در آن ها احتمال بداء وجود دارد.

با این همه، در روایتی از امام نهم(ع)، در نشانه های حتمی نیز، وجود بداء احتمال داده شده است. نعمانی به نقل از ابوهاشم جعفری می گوید:

«در حضور ابوجعفر الجواد(ع) از سفیانی و حتمی بودن آن در روایت ها، سخن به میان آمد. پرسیدم: آیا در امر حتمی هم بداء پیش می آید؟ فرمود: آری، گفتم که می ترسم درباره قائم(ع) هم بداء پیش می آید. فرمود: قائم وعده الهی است و در آن تخلف نمی شود». (8)


موعود/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پی‌نوشت‌ها:

1. درباره جایگاه و اهمیت بداء، و اینکه بداء با علم الهی منافاتی ندارد، نک : الکافی: ج 1 ، صص 146 - 149.

2 برای اطلاع بیشتر نک : غالیان، ص 277.

3 - الکافی، ج1، ص 147.

4 - سوره انعام (6)، آیه 2.

5 - الکافی ، ج1، ص 147.

6 - درباره این روایت ها، نک : بحارالانوار، ج52، ص 249.

7 - الغیبه نعمانی، ح5، باب 18، ص 312.

8 - همان، ح10، باب 18، ص 315

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

وارونگی در مفاهیم و بحران های آخرالزّمان

وارونگی در مفاهیم و بحران های آخرالزّمان واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

امر به معروف و نهی از منکر که شاهرگ حیاتی اسلام و جامعه ی اسلامی به شمار می آیند، به تعبیر روایات، فریضه ای بزرگ است که دیگر فرایض با آن قوام می یابند(1)و هر گاه که بدان ها عمل شود، امت اسلام روی خوشی و خیر خواهد دید. عمل بدان ها عزت یافتن از جانب حق متعال را به دنبال خواهد داشت و ترک آنها، خذلان و خواری (2) و نیز بغض و قهر الهی را .(3) امر به معروف و نهی از منکر، بر خلاف تصور عوام، نه امر کننده و ناهی را به استقبال مرگ می کشانند و نه او را از آنچه که به عنوان روزی، مقدر او گشته، محروم می سازند(4)

در عین حال در دوره ی آخرالزمان باعث تغییر در نگرش انسان ها نسبت به همه ی امور و مسائل در جوامع مختلف و از جمله جامعه اسلامی خواهند شد. یکی از این موارد که در جامعه ی اسلامی به شدت دچار تغییر و تحول می شود، امر به معروف و نهی از منکر است. این تغییر و تحول زمینه ساز تمام تحولات بعدی است. محتوای روایات ناظر بر این موضوع، بیانگر چهار ویژگی یا تغییر و تحول در حوزه ی امر به معروف و نهی از منکر است.

ترک امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزّمان

به رغم تمام آنچه درباره ی اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه این دو در اسلام آمده، در دوره ی آخرالزمان علاوه بر ترک امر به معروف توسط جوانان و پیران و نیز خواری امر به معروف کننده، کار تا آنجا پیش می رود که مؤمن قدرت بر انکار و نهی ندارد؛ مگر در دل خویش و اگر کسی به حق تکلم نموده یا امر به معروف و نهی از منکر کند، دیگری به سوی او برخیزد و او را نصیحت کند که این امر از تو برداشته شده است. (5) در دوره ی آخرالزمان این دو فریضه ی اسلامی به طور چشمگیری کنار گذاشته می شوند. علت این امر را می توان ناشی از ترس جانی، مالی، نیافتن شرایط مناسب و غربت اسلام و حق دانست. زیرا در این دوره، دین به همان غربت صدر اسلام بازگشته (6) و در میان مردمان، تنها نامی از دین و اسلام باقی می ماند و اساساً دین داری در میان آنان، امری خوار شمرده می شود. (7)

ترویج امر به منکر و نهی از معروف در آخرالزمان

یکی از آسیب هایی که به طور جدی جامعه ی اسلامی را دچار بحران می سازد، قلب حقایق و واقعیت هاست تا جایی که در منظر بسیاری و به تعبیری در جریان عمومی جوامع، جای منکر و معروف عوض شده و به دنبال آن با کثرت ظهور منکرات و ترک معروف ها به جای امر به معروف، به منکر دستور داده شده و در مقابل، افراد از انجام معروف و کارهای پسندیده بازداشته می شوند. (8) این بازداشت گاه با امر و اجبار است و گاه با تمسخر و استهزاء. در این دوره، اساساً امر به معروف و نهی از منکر، خود از جمله منکراتی دانسته می شود که دیگران را از آن نهی می کنند و به طور کلی، این امر را از دین خارج می دانند و نزد مردمان و در شهرها، منکرتر از معروف و معروف تر از منکر وجود نخواهد داشت.(9) در نتیجه ی چنین جریانی، دین داری برای مؤمنان و افراد متشرع به طور جدی سخت می شود. (10)

باز تعریف و تغییر در تعریف مصادیق معروف های متروک و منکرات رایج در آخرالزّمان

از جمله معروف هایی که در آخرالزمان و در عرصه های مختلف کنار گذاشته می شوند و نیز منکرانی که رواج می یابند، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

وارونگی ها و بحران ها در عرصه ی حکومتی و سیاسی

هر چند در بسیار و حتی اکثر موارد می توان گفت که حکومت ها بر زیردستان خود ستم روا می داشته اند و این، جریان عمومی حکومت ها در طول قرون متمادی است؛لیکن این ظلم و جورها در آخرالزمان و آستانه ی ظهور چنان فراگیر می شود که به تمام خانه ها جنگ و هراس وارد می شود. (11) متأسفانه این جریان ظلم و ستم در جوامع اسلامی، جلوه ای جدی و غیرقابل تصور می یابد.

رسول اکرم(ص) در این فرمودند:« در آخر الزمان بلای شدیدی که سخت تر آن شنیده نشده باشد، از سوی فرمان روایان اسلامی بر امت من وارد خواهد شد؛ به گونه ای که فرخنای زمین بر آنان تنگ خواهد گشت و زمین از بیداد و ستم لبریز گردد؛ آنچنان که مؤمن برای رهایی از ستم، پناهگاهی که بدان پناهنده شود، نمی یابد».(12)در روایات اسلامی، آخرالزّمان را دوره ای توصیف نموده اند که فرمانروایان، ستم پیشه؛ فرماندهان، خیانت کار؛ قاضیان، فاسق و وزیران، ستمگر می شوند. (13)

 این در حالتی است که در اگر بنا باشد هر چیز و هر کسبه جای خویش باشد، تمام این موارد به عکس می شود؛ یعنی باید فرمان روا، عدالت پیشه؛ فرمانده امین و وفادار؛ قاضی، عادل و وزیران خدمتکار باشند و همه تلاش خویش را برای تحقق عدالت و رفاه و امنیت در جامعه به کار برند.

 حضرت امیر(ع) در توصیف این دوران فرمودند :« زمانی خواهد رسید که افراد فاسد و زناکار به ناز و نعمت می رسند و فرومایگان، مقام و موقعیتی پیدا می کنند و انسان های با انصاف ضعیف می شوند» وقتی از ایشان درباره ی زمان آمدن آن دوره پرسیدند، فرمودند: « هنگامی که زنان و کنیزان بر امور مردم مسلط گردند و خردسالان به فرمان روایی برسند»(14)

 با نگاهی به کشورهایی مانند « پاکستان »، « انگلستان»، « آلمان» ، « آمریکا» و ... می توان به وضوح حکمرانی زنان و سلطه ی آنان را بر مناسبات اجتماعی جهانی آن کشورها دریافت. در این دوران، مردمان ریاست را برای متاع دنیا، ظلم کردن به همدیگر و فخرفروشی می طلبند و در همین راستا و برای به دست آوردن آن از هیچ خلاف شرعی کوتاهی نمی ورزند. در نتیجه این رقابت ناسالم به طور طبیعی، اهل خیر و صواب از مناصب دور شده و در جوامع اسلامی، کفار، منافقان، فاجران و فاسقان متصدی امور مسلمانان می شوند که لیاقت این تصدی را ندارند و سفاهتشان بر همگان عیان است. (15)

البته به تصریح روایات، تمام اینها ناشی از ترک امر به معروف و نهی از منکر است که اولین اثر ترک این دو فریضه سلطه ی نااهلان و مستجاب نشدن دعای نیکان است. لازم به یادآوری است که برای تحقق این پیش گویی ها لازم نیست تمام جوامع اسلامی به این آفت مبتلا شوند و اگر برخی موارد معدود، محدود و حتی کمتر از تعداد انگشتان یک دست، به مانند « ایران » و برخی موارد در « لبنان » و امثال آن در جریان کلی جوامع اسلامی مشاهده شود، قاعده ی کلی را نقض نمی کنند، به خصوص که این استثنائات معدودند و پیش از آن، خود از بارزترین مصادیق این آسیب زدگی آخرالزمانی بوده اند و به برکت قدوم و نفس های پاک امام خمینی(ره) است که جریان عمومی آسیب زدگی از این مناطق رخت برچیده است.

وارونگی ها و بحران ها در عرصه ی دینی

وارونگی و دگرگونی دینی مردم آخرالزّمان و به خصوص مسلمانان در یک پیش گویی عجیب نبوی آمده که فرمودند :

« دورانی بر امت من می آید که در آن، از اسلام جز نامی نمانده و از قرآن جز تصویری و نقشی نباشد. مسلمانان به نام، مسلمان خوانده می شوند؛ ولی نسبت به اسلام از هر کس بیگانه ترند.»(16)

در این دوران، چنان انسان ها دچار فتنه می شوند که برای حفظ دنیای خویش به دین فروشی روی می آورند.پیامبر (ص) فرمودند:

« ... فتنه هایی چون پاره های شب تاریک و ظلمانی، [ در آن دوره ] صبحگاهان، مرد مؤمن است و به هنگام غروب، کافر. گروهی دین خود را به بهای ناچیز و متاع اندک می فروشند. کسی که در آن روز به دین خود چنگ زده و پایبند است، همانند کسی است که گلوله ای از آتش را در دست گرفته یا بوته ای از خار را در دست می فشرد. (17)

در این دوران، سنت ها کنار گذاشته شده و خلوص در اعمال دیده نمی شود. در طاعت خدا به مراتب کمتر از آنچه که در طاعت غیر اوست، خرج می کنند. به طور کلی از خدا غافل گشته و به دنیا مشغول می شوند و از همین رو، امور دنیا بر آخرت رجحان می یابد. ساکنان آخرالزمان، نماز را بمیرانند و در حق آن و نیز اوقاتش استخفاف کنند.

زکات را نیز ترک کنند و اغنیا برای تفریح و تفرج حج کنند و متوسطان برای تجارت و فقرا برای ریا و گوشزد مردم. مساجد را زینت کنند؛ در حالی که خالی از ایمان باشد و محل پذیرایی و مجلس غذا شود. قرآن چنان متروک و مهجور شود که شنیدن صوت آن برای گوش ها سنگین باشد؛ در حالی که برای شنیدن باطل مشتاق باشند. عمده ی عبادات به ماه رمضان محدود شود و عالم نزد مردم جایگاه خود را از دست بدهد».(18)

وارونگی و انحرافات در عرصه ی اخلاق اجتماعی و فردی

در مشکلات و بحران ها، اولین ملجأیی که برای استمداد در میان افراد، به ذهن هر کس خطور می کند، خویشان و نزدیکان است و بنا بر فطرت و دستورات شرعی و اسلامی و عرفی نیز اولین موضع دستگیری و دفع صدقات و زکات، خویشان و اقوامند و تا وقتی فقیر و نیازمندی از میان نزدیکان وجود داشته باشد، نمی توان سراغ دیگران رفت؛ اما این نیز در آخرالزمان دچار تحول و دگرگونی می شود:

« در آن روزگار، بزرگتران به زیردستان و کوچک تران رحم نمی کنند و قوی بر ضعیف ترحم نمی نماید... قیامت بر پا نمی شود تا آنکه زمانی فرا رسد که مردی ( از شدت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خویشاوندی سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند؛ ولی چیزی به او نمی دهند. همسایه از همسایه ی خود کمک می طلبد و او را به حق همسایگی سوگند می دهد؛ ولی همسایه کمکش نمی کند.»(19)

« قطع رحم می شود و به پدر و مادر آشکارا بی احترامی می شود. مرد با اطاعت از همسر خود، از والدینش نافرمانی می کند و در عین جفا به والدین، به رفقا نیکی می کند. همسایه ها همدیگر را بیازارند و جز از ترس زبان، همدیگر را اکرام نکنند. در امانت ها خیانت می کنند. وفا کم می شود و پیمان ها را نقض می کنند. کمترین چیزی که یافت می شود، برادری است که بتوان در راه خدا به او اعتماد نمود. حلیم را مکار و مکار را حلیم، حلم را ضعف و ظلم را فخر بشمارند و از نمّام استقبال کنند.»(20)

وارونگی ها و انحرافات در عرصه های امنیت اجتماعی و فردی

هر چند انسان همیشه به دنبال رفاه و آسایش بوده و هست؛ اما در دوره ی آخرالزمان به دنبال افتراق و جدایی جدی جوامع اسلامی و نبود اتحاد میان آنان، به راحتی دشمنان بر آنان سلطه یافته و سرنوشت مسلمانان به دست آنان رقم می خورد: » به زودی امت ها ( پیروان دیگر آیین ها و مکاتب) بر ضد شما وارد عمل خواهند شد؛ آنگونه که گرسنگان به ظروف غذا حمله ور می شوند».شخصی گفت : از آن جهت که در آن زمان در اقلیت به سر می بریم، این گونه مورد هجوم قرار خواهیم گرفت؟ پیامبر(ص) فرمود:« تعداد شما در آن زمان بسیار خواهد بود؛ ولی چون خس و خاشاک روی سیل خواهید بود. خداوند مهابت و عظمت شما را از دل دشمنانتان خارج ساخته، بر دل هایتان سستی خواهد افکند»کسی پرسید: ای رسول خدا! این وهن و سستی به علت چیست فرمود: « دنیا دوستی و ناخوش داشتن مرگ»(21)

به طور طبیعی این ناامنی در ابعاد مختلف اجتماعی قابل مشاهده است : « جهان را هرج و مرج و نابسامانی فرا گیرد و فتنه ها [ یکی پس از دیگری] آشکار گردد. جاده ها و راه ها ناامن شود و برخی بر عده ای هجوم برند؛ نه بزرگ بر کوچک ترحم کند و نه کوچک بر بزرگ احترام گذارد»(22)

 در چنین دوران آکنده از ناامنی اولین ثمره ای که به بار می آید، چیزی جز قتل و غارت نخواهد بود. حضرت فرمودند: « دوستان من، در دوران [ پیش از ظهور] او خوار و ذلیل باشند و سرهایشان، همانند سرهای اهالی ترک و دیلم [ برای حکام و ظالمان] هدیه برده می شود. آنان کشته شوند و سوزانده گردند و ترسان، وحشت زده و هراسناک باشند. زمین از خونشان رنگین شود و ناله و فریاد در میان زنانشان زیاد گردد».(23)

هر چقدر انسان در زندگی احساس آرامش و امنیت بیشتری داشته باشد، میل و علاقه اش به زندگی بیشتر است و به عکس هر قدر که فشار مشکلات و مصائب بر او بیشتر باشد، از میل و علاقه ی او به زندگی کاسته می گردد تا جایی که آرزوی مرگ می نماید :« در دورانی که خوف و ترس شدید و مصیبت ها و فتنه ها[ بر جامعه ] حاکم باشد و گرفتاری و بلا دامنگیر مردم شود و پیش از آن، بیماری طاعون شیوع یابد، درگیری شدید و مهلکی میان عرب اتفاق افتد، اختلاف شدیدی بین مردم حاکم شود، از هم گسیختگی در دین و آیین آنان رخ دهد و وضعیت مردم تغییر کند تا جایی که هر آرزومندی هر شب و روز - از آنچه که از درنده خویی مردم و تجاوز آنان به حقوق یکدیگر می بینند - آرزوی مرگ می کند»(24)

مصادیق معروف ها و منکرات وارونه شده در آخرالزمان

همان طور که پیش از این گفته شد، در آخرالزمان بخشی از منکرها به جای معروف ها نشسته و معروف ها نیز جای منکرات می نشینند؛ از این دست جا به جایی ها و انحطاطات می توان به این موارد اشاره نمود:

در عرصه دینی

به طور خلاصه می توان گفت که در این دوران، احکام دین تعطیل شده و مردم با اهواء و آرای خویش دینداری می کنند و چنان بدعت ها زیاد می شود که جای خود را با سنت عوض می کند و بسیاری از حلال ها، حرام گشته و محرمات زیادی حلال شمرده می شوند.

در عرصه ی اخلاقی

در این دوره، اگر کسی روزی را بدون گناه سپری کند، افسرده شود. دروغ چه در گفتار و چه در قسم خوردن، شایع شده و صداقت از مردمان رخت بربندد و بر اساس هواهای نفسانی شهادت دهند و غیبت را ملاحت شمرند. (25) در این دوران، زنان و جوانان فاسدند. مردان لباس های زنانه به تن کنند و خود را به بسان آنان آرایش کنند.

آمار طلاق و بی عفتی بالا می رود. از فسق و فجور، ارتزاق می کنند. کلام مردمان آخرالزمان فحشاست و عملشان وحشت انگیز و تنفرآور. مردم با چهره ی آدمی و قلب شیطانند. سخنان حکیمانه بر زبان می رانند و اعمالشان درد بی دواست. (26)

در عرصه ی اجتماعی

به طور خلاصه می توان گفت: این زمان، دوره ی سلطه ی ظلم و جور بر حق و عدالت است. در آخرالزمان، جور و فساد و هرج و مرج و بغی و تعدّی شیوع دارد. مردمان یا گرگند یا خوراک گرگان. قتل و خونریزی به بهانه های مختلف فراوان شود. اختلافات و تفرقه ها بسیار باشد و در غیر ذکر خدا با هم بجنگند. عموماً مردم با کسی هستند که غلبه می یابد. نسبت به هم بی مهرند و به مسکین صدقه ندهند و اگر به محتاجی کمک کنند یا برای تمسخر و خنده است یا ترحم.(27)

عمق فاجعه ای را که جوامع بدان مبتلا خواهند شد، از لا به لای برخی روایات روشن می شود؛ مانند « قیامت بر پا نمی شود تا آنکه زنی را در روز روشن و به طور آشکار [ و در پیش روی همگان از چنگ صاحبش] گرفته، در وسط راه به او تعدی کنند؛ ولی احدی این کار را نکوهش نکند و از آن جلوگیری ننماید. بهترین آن مردم، کسی است که می گوید: ای کاش کمی از وسط راه کنار می رفتی و کارت را انجام می دادی»(28)

«آن مردمان چون حیوانات، در وسط راه بر هم می شورند و با هم می ستیزند و آنگاه یکی از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز می کند، سپس آنان را در معرض تعدی دیگران قرار می دهد و یکی پس از دیگری عمل زشت را انجام می دهند؛ ولی کسی این کردار زشت را نکوهش نمی کند و تغییر نمی دهد. بهترین آنان کسی است که می گوید: اگر از جاده و از نظر مردم دور می شدید، بهتر بود.»(29)

علاوه بر این، نیاز فطری و غریزی مرد و زن با جنس مخالف تأمین و تکمیل می شود؛

در آخرالزمان « مردها خود را شبیه زنان کنند و زنان شبیه مردان شوند. آنگاه مردان به مردان اکتفا کنند؛ یعنی لواط کنند و زنان به زنان.»(30)

« نه تنها شراب و قمار حلال شمرده شود و آشکارا استفاده شود که بدان تفاخر کنند. در این دوران، زنا شایع شده و زنازادگان بسیار می شوند و جمعی از زنان به این امر تفاخر کنندو برای جلب رضایت شوهر خود به او رشوه دهند. مانند همین فاجعه درباره لواط و مساحقه ( به تعبیر امروزی، هم جنس بازی زنان و مردان) نیز اتفاق می افتد. همت مردم، شکم و فرجشان باشد.»(31)

« کشتارهای عالم گیر و ناگوار و پی در پی (32) جمعیت جهان را به طور جدی کاهش می دهد.»(33)

نویسنده: مریم سادات هدایت

مترجم: نفیسه سیف اللهی

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

شهر آرمانی موعود-قسمت اول

شهر آرمانی موعود-قسمت اول واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

چکیده

این نوشتار در صدد بیان شاخصه های نیک شهر موعود بر اساس آموزه های اسلامی است و اشاره به این نکته که علاوه برادیان الهی و غیر الهی، فیلسوفان، دانشمندان، سیاستمداران، اقتصاد دانان و حتی رمان نویسان و داستان پردازان جهان در آموزه‌های اسلامی نیز به موضوع تشکیل جامعه آرمانی توجه شده و به تفصیل در مورد این جامعه که به اعتقاد همه مسلمانان به دست رادمردی از اسلاله پیامبر اعظم - صلی الله علیه و آله - و از نسل فاطمه زهرا - سلام الله علیها - تحقق می‌یابد، گفت و گو شده است.

جامعه آرمانی اسلامی، که همان جامعه مهدوی است با ظهور امام مهدی- علیه السلام - در گستره‌ای به وسعت همه جهان تشکیل می‌شود و همه جهانیان را صرف نظر از رنگ، نژاد و ملیت از برکات خود بهره مند می‌سازد؛ و در نتیجه این اندیشه در اسلام مغفول نمانده است و به تفصیل راجع اصل، خصوصیات و شاخصه های آن سخن رفته است.

مقدمه

تشکیل جامعه آرمانی بدون هیچ گونه ستم و نابرابری و سرشار از رفاه و آبادانی و همچنین دست یافتن همه انسان‌ها به مراتب عالی رشد و کمال در پرتو ظهور منجی موعود، در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی مطرح بوده و پیروان ادیان مختلف همواره در آرزوی تحقق چنین جامعه‌ای روزگار خود را سپری کرده‌اند.

نگاهی اجمالی به آموزه‌های آخرالزمانی ادیان و مذاهب مختلف، رویکرد آن‌ها را درباره جهان آینده و جامعه آرمانی که در پی آن هستند، روشن می‌سازد.

 (1) دست یافتن به چنین جامعه‌ای، به تدریج از چارچوب آموزه های دینی خارج شده و به دغدغه بسیاری از فیلسوفان، دانشمندان، سیاستمداران، اقتصاد دانان و حتی رمان نویسان و داستان پردازان جهان تبدیل شده است. تا آنجا که موضوع مدینه فاضله، اتوپیا (2)، آرمان شهر و به بیان دیگر جامعه‌ای که همه آرزوهای دیرینه انسان در آن تحقق می‌یابد، دست مایه آثار بسیاری از اندیشمندان جهان قرار گرفته و در طول تاریخ آثار فراوانی در این زمینه تألیف شده است که از آن جمله می‌توان به جمهوری، افلاطون ( 427 – 347 ق. م)؛ شهر خدا، سنت آگوستین (354-430 م)؛ آرمان شهر (یوتوپیا)، تامس مور (1477 – 1535 م)؛ آتلانتیس نوین، فرانسیس بیکس (1561-1626 م)؛ شهر آفتاب، توماسوکامپانلا ( 1568-1639 م)؛ نظریه وحدت جهانی، شارل فوریه (1772-1837 م)؛ آنتی دورینگ، فردریک انگلس (1820-1895 م)؛ بیانیه (مانیفست) حزب کمونیست، کارل مارکس ( 1818 – 1883 م) 1984، جورج اورول ( 1903-1950 م)؛ دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی (1894-1963 م) (3) و... اشاره کرد. (4) در آموزه‌های اسلامی نیز به موضوع تشکیل جامعه آرمانی توجه شده و به تفصیل در مورد این جامعه که به اعتقاد همه مسلمانان به دست رادمردی از اسلاله پیامبر اعظم - صلی الله علیه و آله - و از نسل فاطمه زهرا - سلام الله علیها - تحقق می‌یابد، گفت و گو شده است. جامعه آرمانی اسلامی، همان جامعه مهدوی است که با ظهور امام مهدی- علیه السلام - در گستره‌ای به وسعت همه جهان تشکیل می‌شود و همه جهانیان را صرف نظر از رنگ، نژاد و ملیت از برکات خود بهره مند می‌سازد.

مهم‌ترین شاخصه جامعه آرمانی مهدوی

همه آثار فلسفی و ادبی که در زمینه آرمان شهر تألیف شده‌اند، بدون الهام از منبعی وحیانی و بهره‌گیری از هدایت پیامبران الهی و صرفاً بر مبنای او هام و خیال پردازی به تصویر ویژگی‌های جامعه آرمانی خود پرداخته و در نهایت طرح‌هایی ناقص ارائه داده‌اند که یا هیچ گاه فرصت تحقیق نیافتند و یا در عمل دچار شکست شدند. (5) بر خلاف جوامع آرمانی انسانی، جامعه آرمانی مهدوی با تکیه بر آموزه‌های الهی و بر اساس شناخت کامل پروردگار از انسان و ویژگی‌های جسمی و روحی او شکل گرفته است و هرگز طرحی خیالی و بی ارتباط با حقایق و واقعیت‌های جهان نیست.

در این طرح الهی، مهم‌ترین ویژگی جامعه آرمانی مهدوی از بین رفتن همه مظاهر ستم و برقراری عدالت در همه مناسبات فردی و اجتماعی است. با بررسی اجمالی روایاتی که شیعه و اهل سنّت در زمینه بشارت به ظهور حضرت مهدی - علیه‌السلام- نقل کرده‌اند، روشن می‌شود که در این روایات، به بر پا داشتن قسط و عدل و نابود کردن ستم وجور از سوی آن حضرت بیش از هر چیز دیگر توجه شده است.

بر اساس بررسی مؤلف کتاب منتخب الأثر در منابع و مصادر شیعه و اهل سنّت، بیش از 150 حدیث بر این نکته دلالت دارد که امام مهدی - علیه‌السلام- زمین را پس از آنکه از ستم پر شده است، از عدل و داد آکنده می‌سازد. (6) از آن جمله پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: أُبَشِّرُکُمّ بِالمَهدِیِ یُبْعَثُ فِی أُمَّتی عَلَی اختِلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ فَیَمْلَأُ الأَرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما. (7) شما را به مهدی بشارت می‌دهم. او در زمانی که مردم گرفتار اختلاف، درگیری و آشوب‌ها هستند، در امت من برانگیخته می‌شود و جهان را از عدالت و برابری پر می‌سازد، همچنان‌که از ستم پر شده بود.

از امام محمد باقر - علیه‌السلام- نیز نقل شده است: حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أبِیهِ عَنْ آبائهِ قالَ: قالَ رسوُلُ اللّه صلیّ الله علیه و آله: إِنَّ الأَئِمَّةَ بَعدِی اثناعَشَرَ عَدَدَ نُقَباءِ بَنِی إسرائیلَ تِسعَةٌ مِنْ صُلبِ الحُسَینِ علیه‌السلام و التاسِعُ قائْمُهُم یَخْرُجُ فی آخِرِالزَّمانِ فَیَمْلَأُها عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلماً وَ جَوْرا. (8)

پدرم از پدرش و او از پدرانش برای من نقل کردند که رسول خدا درود و سلام خدا بر او باد فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل. نه نفر از آن‌ها از نسل حسین درود خدا بر او باد هستند و نهمین آن‌ها قائم ایشان است. او در آخرالزمان به پا می‌خیزد و زمین را از عدل پر می‌سازد، پس از آنکه از ستم و بی‌عدالتی پر شده بود. توجه ویژه روایات به موضوع عدالت گستری امام مهدی علیه السلام و فراوانی روایاتی که در این زمینه وارد شده است، همه بر نقش محوری این موضوع در قیام و انقلاب جهانی آن حضرت و جایگاه خاص آن در حکومت مهدوی دلالت دارند.

چرایی تأکید بر شاخصه عدالت

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا در آموزه‌های اسلامی تا این حد بر عدالت گستری و ظلم ستیزی به عنوان مهم‌ترین ویژگی جامعه مهدوی تأکید شده است. برای روشن شدن پاسخ این پرسش، باید نگاهی به تعریف «عدالت» داشت. بیشتر اندیشمندان عدالت را به «وضع الشیء فی موضعه المناسب له؛ قرار دادن هر چیز در جایگاه مناسب آن» (9) تعریف کرده‌اند. امام علی - علیه السلام - نیز در این باره می‌فرماید: العَدلُ یضَعُ الاُموُرَ مواضع‌ها ... وَ العَدلُ سائِسُ عام. (10) عدالت هر چیزی را به جای خود می‌نهد ... و عدل مصلحت عام است.

بر این اساس می‌توان گفت در یک جامعه عادلانه، همه چیز در جای شایسته خود قرار می‌گیرد و همه مناسبات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن گونه که بایسته است، سامان می‌یابد. در چنین جامعه‌ای به طبیعی زمینه رشد و شکوفایی متوازن توانایی‌ها و استعداد های انسان‌ها در همه زمینه های مادی و معنوی فراهم می‌شود و هر کس می‌تواند به جایگا هی که شایستگی آن را دارد، دست یابد.

 از همین روست که امیرالمؤمنین - علیه السلام - گسترش عدالت در جامعه را مهم‌ترین دغدغه حکمرانان معرفی کرده، می‌فرماید: وإنَّ أفضَلَ قرَّةَ عَینِ الولاةِ استَقامَةُ العَدلِ فی البِلاد. (11) برترین مایه شادمانی زمامداران، بر پای داشتن عدل در شهرهاست. مقام معظم رهبری نیز، بر همین مبنا، برقراری قسط و عدل در جامعه را، یک مقدمه واجب برای رسیدن انسان‌ها به کمال نهایی دانسته، می‌فرماید: نظام اسلامی، نظام عدالت است. شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت درآخرالزمان هستید و الآن حدود هزار و دویست سال است که ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و جعلنا اللّه فداه است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذکر می‌کنید؟ «اَلَّذِی یَمْلَأُ اللّهُ بِه الاَرضَ قِسْطا وَ عَدْلاً» نمی‌گویید که «یَمْلَأُ اللّهُ بِه الاَرضَ دِینا». این نکته خیلی مهمی است. چرا به این نکته توجه نمی‌کنیم؟ اگر چه قسط و عدل متعلق به دین است، اما هزار سال است که امت اسلامی برای قسط و عدل دعا می‌کند و این نظام اسلامی که به وجود آمده است، اولین کارش اجرای قسط و عدل است.

قسط و عدل، واجب‌ترین کارها ست. ما رفاه را هم برای قسط و عدل می‌خواهیم. کارهای گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگی و توسعه را برای قسط و عدل می‌خواهیم. برای اینکه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده بکنند و عده‌ای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است که انسان‌ها می‌توانند رشد کنند. به مقامات عالی بشری برسند و کمال انسانی خود را به دست بیاورند. قسط و عدل، یک مقدمه واجب برای کمال نهایی انسان است. چه طور می‌شود به این قضیه بی‌اعتنایی کرد؟ (12)

جنبه‌های گوناگون عدالت مهدوی

عدالت موعود یا به بیان دیگر، عدالتی که وعده تحقق آن در زمان ظهور امام مهدی - علیه‌السلام- داده شده، از نظر دامنه، گستره و ژرفا بی همتاست. درست به همین دلیل است که حکومت‌های بشری از ایجاد نظام عادلانه‌ای مشابه آنچه در عصر موعود محقق خواهد شد، عاجزند. برای درک زوایای مختلف عدالت مهدوی، به بخشی از روایاتی که به توصیف قیام ستم ستیز و عدالت گستر امام مهدی - علیه‌السلام - پرداخته‌اند، نگاهی گذرا خواهیم داشت.

الف. پهنه عدالت

در فرهنگ اسلامی، ستم، معانی و مصداق‌های متعددی دارد و در آیات و روایات، این کلمه به سه مفهوم به کار رفته است:

یک ستم در معنای کفر و شرک نسبت به خدا؛ (13)

دو ستم نسبت به خود (گناه و عصیان)؛ (14)

سه ستم نسبت به دیگران (ستم و تجاوز).(15) امام علی - علیه‌السلام - در بیانی بسیار زیبا، معانی متعدد ظلم را این گونه تبیین کرده است: أَلا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لایُغْفَرُ، وَ ظُلْمٌ لایُتْرَکُ، وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لایُطْلَبُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذی لایُغْفَرُ فالشِّرْکُ بِاللّه، قالَ اللّه سُبْحانَه: «إِنَّ اللّه لایَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ» (16) وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذی یُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضُ الْهَناتِ وَ أَمّا الظُّلْمُ الّذی لا یُتْرَکُ فَظُلْمُ الْعِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضا. (17) بدانید که ستم سه گونه است: ستمی که هرگز آمرزیده نشود و ستمی که باز خواست شود و ستمی که بخشوده است و باز خواست نشود. آن ستمی که هرگز آمرزیده نشود، شرک به خداست.

خدای تعالی گوید: «مسلّما خدا، این را که به او شرک ورزیده شود، نمی‌بخشاید» و ستمی که آمرزیده شود، ستم بنده است به خود به ارتکاب برخی کارهای ناشایست و ستمی که باز خواست می‌شود، ستم کردن مردم بر یکدیگر است. همچنان‌که «ظلم» مفاهیم و مصداق‌های متعددی دارد، کلمه مقابل آن؛ یعنی «عدل» نیز از نظر معنا و مصداق بسیار گسترده است و حوزه وسیعی را شامل می‌شود.

به بیان دیگر، براساس آموزه‌های دین اسلام، عدالت و عدالت‌گستری تنها به صحنه زندگی اجتماعی انسان‌ها و روابط آن‌ها با دیگران محدود نمی‌شود، بلکه حوزه وسیعی شامل رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با دیگران را در بر می‌گیرد. از همین رو، می‌بینیم در روایات اسلامی، هر زمان که از ستم ستیزی امام مهدی - علیه‌السلام - سخن به میان می‌آید، همه مظاهر ستم مورد توجه قرار می‌گیرد و بر این نکته تأکید می‌شود که آن حضرت نه تنها رسم ستم و تجاوز را در روابط انسان‌ها با یکدیگر بر می‌اندازد و این روابط را بر محور عدالت سامان می‌دهد، بلکه با هر گونه کج روی، کج اندیشی و انحراف اخلاقی و اعتقادی مبارزه می‌کند و رابطه انسان با خود و با خدای خود را نیز به عدالت بر می‌گرداند.

برای روشن‌تر شدن آنچه گفته شد، به بررسی برخی از روایت‌هایی می‌پردازیم که به توصیف ستم ستیزی و عدالت گستری امام مهدی - علیه‌السلام - پرداخته‌اند تا مشخص شود در هر یک از آن‌ها، کدام معنا از ظلم و کدام مصداق از عدالت قصد شده است:

یک. عدالت در رابطه انسان با خدا

در برخی از روایات، به معنای نخست ستم؛ یعنی کفر و شرک توجه شده است و قیام عدالت گستر امام مهدی – علیه السلام - را قیامی تفسیر کرده‌اند که این نوع ستم را از صحنه روزگار پاک می‌سازد. روایت زیر از ابو بصیر از آن جمله است: سَأَلتُ أَبا عَبدِاللّه علیه‌السلام عَن قَولِ اللّه تَعالی فِی کِتابِهِ: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون» (18) فَقالَ: وَ اللّه ما أُنزِلَ تأویل‌ها بَعْدُ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ وَ مَتَی یُنْزَلُ؟ قالَ: حَتّی یَقُومُ الْقائِمُ إِنْ شاءَ اللّه فَإِذا خَرَجَ الْقائِمُ لَمْ یَبْقِ کافِرٌ وَ مُشْرِکٌ إلاّ کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتّی لَوْکانَ کافِرٌ أَو مُشْرِکٌ فی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقالَتِ الصَّخْرَةُ یا مُؤْمِنُ فی بَطْنی کافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فَاقْتُلْهُ قالَ: فَیُنحیّهُ اللّه فَیَقْتُلَه. (19)

از ابا عبداللّه [امام صادق] که درود بر او باد در مورد این سخن خدای تعالی در کتابش پرسیدم: «او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است، پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.» آن حضرت در پاسخ فرمود: به خدا سوگند، هنوز تأویل این آیه نازل نشده است. گفتم: فدایت شوم، پس کی نازل می‌شود؟ فرمود: زمانی که به خواست خدا قائم به پا خیزد. پس هنگامی که قائم قیام کند، هیچ کافر و مشرکی نمی‌ماند، مگر اینکه از قیام او ناخشنود است.

 حتی اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی باشد، آن سنگ ندا می‌دهد که: ای مؤمن! کافر یا مشرکی در دل من است، او را بکش. فرمود: پس خدا او را آشکار می‌کند [و آن مؤمن] او را می‌کشد. ذیل آیه یاد شده، روایات دیگری نیز وارد شده است که همه آن‌ها دلالت بر این دارند که در زمان ظهور امام مهدی - علیه‌السلام-، جهان از همه مظاهر کفر و شرک پیراسته و دین حق بر سراسر گیتی حاکم می‌شود. (20) در تفسیر علی بن ابراهیم قمی، معروف به تفسیر القمی، در تفسیر این آیه چنین آمده است: إِنّها نَزَلَتْ فِی الْقائِم مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ هُوَ الإِمامُ الذَّی یُظْهِرُهُ اللّه عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا و ظُلْما وَ هذا مِمّا ذکَرْنا أَنَّ تَأویلَهُ بَعْدَ تَنْزیلِه. (21) این آیه در مورد قائم از آل محمد درود خدا بر ایشان باد نازل شده است. او آن پیشوایی است که خداوند، او را بر همه ادیان پیروز می‌گرداند و زمین را از قسط و عدل پر می‌سازد، همچنان‌که [پیش از آن] از جور و ستم پر شده بود.

 این آیه از جمله مواردی است که گفتیم تأویل آن پس از تنزیلش خواهد آمد. از دیگر روایاتی که در آن‌ها مصداق اول ستم البته در معنایی وسیع‌تر که شامل هر گونه بدعت و باطل نیز می‌شود اراده شده، روایتی است که از امام محمد باقر – علیه السلام - در تفسیر این آیه شریفه وارده شده است: اَلذَّینَ إِنْ مَکَنّاهُمْ فِی‌الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّکوةَ وَ أَمَرُوا بِاْلمَعْرُوفِ وَ نَهَوُا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور. (22) همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند.

 فرجام همه کارها از آن خداست. آن حضرت در تفسیر آیه یاد شده می‌فرماید: فَهذِهِ لاِلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه عَلَیْهِم إِلی آخِرِ الْأَئمَّةِ [الآیة] وَ الْمَهْدِیُّ وَ أَصْحابُهُ یُمَلِّکُهُمُ اللّه مَشارِقَ الْأرْضِ وَ مَغارِبَها وَ یُظْهِرُ [بِه] الدِّینَ وَ یُمیتُ اللّه بِهِ وَ بِأَصْحابِهِ الْبِدَعَ وَ الْباطِلَ کَمَا أَماتَ السُّفَهاءُ الْحَقَّ حَتّی لایَری أَیْنَ الظُّلْمُ وَ یَأْمُرونَ بَالْمَعْروُفِ وَ یَنْهَوُنَ عَنِ الْمُنْکَر. (23) این آیه درباره خاندان محمد درود خداوند بر آن‌ها باد تا آخرین امام [نازل شده] است. خداوند، مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را در اختیار مهدی و یاران او قرار می‌دهد و دین را به دست او آشکار می‌سازد. خداوند به وسیله مهدی و یارانش، همه [مظاهر] بدعت و باطل را می‌میراند، همچنان‌که [پیش از آن] نابخردان حق را می‌رانده بودند، به گونه‌ای که ستم در هیچ جا دیده نمی‌شود و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.

دو. عدالت و رابطه با خویشتن

در برخی از روایاتی که به ستم ستیزی امام مهدی - علیه السلام- پرداخته‌اند، دومین چهره ظلم؛ یعنی ستم انسان به خود، با همه مظاهر آن مورد توجه قرار گرفته و بر این موضوع تأکید شده است که آن حضرت با هدف گسترش عدالت در جهان، با هر گونه فساد و تباهی و گناه و نافرمانی خدا، مبارزه و زمین را از هر گونه پلیدی پاک می‌کند: یُفَرِّجُ اللّه بِالْمَهْدِی عَنِ الْأُمَّةِ یَمْلَأُ قُلُوبَ الْعِبادِ عِبادَةً یَسَعَهُمْ عَدْلُهُ. بِهِ یَمْحَقُ اللّه ُالْکَذِبَ وَ یَذْهَبُ الزَّمانَ الْکَلِبِ وَ بِهِ یَخْرُجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْناقِکُم. (24) خداوند به وسیله مهدی برای امت گشایش حاصل می‌کند. او دل‌های بندگان را با عبادت پر می‌کند و عدالتش را بر آن‌ها دامن گستر می‌سازد.

خداوند به وسیله او دروغ و دروغ گویی را ریشه کن می‌کند و روزگار سخت و دشوار را برطرف می‌سازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن شما بر می‌دارد. در روایت دیگری که از امام علی – علیه السلام- نقل شده، آمده است در زمان ظهور امام مهدی – علیه السلام-، عدالت بر جهان درون انسان‌ها نیز حاکم می‌شود و همه به صلاح و رستگاری روی می‌آورند: ... یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا وَ نُورا وَ بُرهانا، یُدینُ لَهُ عَرْضُ الْبِلادِ وَ طول‌ها، لایَبْقی کافِرٌ إلاّ آمَنَ، وَ لا طالِحٌ إلاّ صَلَحَ وَ تَصْطَلِحُ فی مُلْکِهِ السِّباع. (25)... او زمین را از عدل و قسط و نور و برهان پر می‌کند و طول و عرض جهان برابر او تسلیم می‌شود. هیچ کافری نمی‌ماند مگر اینکه ایمان می‌آورد و هیچ نا بکاری نمی‌ماند، مگر اینکه به صلاح و پرهیزکاری می‌گراید و در دولت او درندگان نیز از در سازش با یکدیگر در می‌آیند.

محمدنوید داراب زاده 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

6 ویژگی مهم حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام

6 ویژگی مهم حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

گذر كوتاهي در آموزه هاي اديان و مكاتب الهي و بشري گوياي آن است كه عموم متفكران ،نهايت تاريخ را روشن و زيبا مي دانند .

البته ترسيم اين افق درهر يك از مكاتب با ديگران متفاوت است و حداقل تفاوت اجمال و تفصيل آنها در بيان كيفيت اين افق برين است؛ به اين معنا كه هرچه از مكاتب قديمي به سوي اديان متأخر پيش مي رويم، تبيين ها دقيق تر واشاره به امور جزيي بيشتر است و برعكس، هرچه به عقب برويم، با اشارات جزيي و پرابهام روبرو مي شويم.

در اين ميان شايد هيچ آييني به اندازه اسلام به شرح و توضيح اين برهه زيبا و دلنشين نپرداخته است و در بين فرقه هاي اسلامي نيز گنجينه شيعه غني ترين است.

آن چه فصل مشترك همه اديان و مكاتب است تأكيد بر ظهور دوراني است كه عدالت در جامعه بشري حاكم مي شود و بشر، آزادي و سعادت حقيقي را لمس مي كند و مدينه فاضله جهاني در آن محقق مي شود. مژده هاي كتب مقدس، آيين هاي هندي و ايران باستان و اديان ابراهيمي گواه اين سخن است .

مدينه فاضله بشري زماني محقق خواهد شد كه عناصر اصلي سعادت بشري فراهم شود اين عناصر عبارتند از :عدالت ، امنيت ، رفاه ، آزادي، رشد و پيشرفت علمي و تكنيكي ،تعالي اخلاقي و معنوي. اين مقاله گذر و نظري دارد بر آيات و روايات مربوط به اين افق برين و چگونگي حصول مؤلفه هاي مدينه فاضله در دوران حكومت مهدوي.

يكي از تفاوت هاي بارز ميان ترسيم شيعي و سني درموضوع مهدويت ،آن است كه اهل سنت به «مهدي نوعي» معتقد است، درحالي كه شيعه اصرار بر«مهدي شخصي» دارد؛ به اين معنا كه اهل سنت، طبق وعده ها و بشارت هاي قرآني و نبوي، معتقدند سرانجام روزي شخصي از خاندان پيامبر(ص) ظهور خواهد كرد و بساط ظلم ظالمان را برخواهد چيد .

دقيقاً معلوم نيست اين شخص كيست وتاريخ تولدش به وضوح مشخص نيست؛ همين قدر مي دانند كه مدت زماني قبل از ظهور ـ كه درعلم الهي روز معيني است ـ به دنيا آمده يا خواهد آمد .

اما شيعه را اعتقاد برآن است كه منجي آخرالزمان فرزند نهم امام حسين بن علي (ع) است كه در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري در شهر سامرا متولد شده است و اكنون در غيبت به سر مي برد. منابع شيعي به تفصيل از ويژگي هاي اخلاقي و حتي صفات بدني وي سخن به ميان آورده اند.

عدالت

بيشترين تأكيد آيات و روايات اسلامي بر« عدالت طلبي» مهدي(عج) است. كمتر روايتي در كتب روايي مربوط به اين موضوع يافت مي شود كه نامي از عدالت در آن نيامده باشد.

در حديث مشهوري از پيامبر اكرم(ص) چنين آمده است : «اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولاني كند تا يكي از فرزندان من ظهور كند تا جهان راهمان گونه كه از ظلم و جور پر شده است، از عدل و داد پر كند» .(۱)

حاكميت عدالت، فرايندي اجتماعي، اقتصادي ،سياسي و گسترده است كه تحقق آن منوط به وجود فاكتورهاي زير در جامعه است: حاكمان شايسته ، قوانين عادلانه و صحيح، وجود دستگاه نظارتي دقيق، همدلي و پذيرش مردمي نسبت به حكام و قوانين.بر وجود عنصر اول در حكومت موعود قرآن به تصريح در آيات و هم در روايات تأكيد شده است : «وعدالله الذين آمنوا منكم وعملواالصالحات ليستخلفنهم في الارض ...»(۲)

همچنين:«لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون »(۳).از امام باقر (ع) نقل شده كه منظور از بندگان شايسته(عبادي الصالحون) ياوران مهدي هستند(۴).

حتي اگر آيات و روايات فوق هم نبود، عقل حكم مي كند كه حاكمان آن دوران، انسان هاي شايسته اي خواهند بود به اين بيان كه در حكومتي كه شخص اولش امام معصوم است طبعاً نفر بعدي افرادي هستند كه نزديك عصمت هستند و به همين ترتيب نفرات بعدي نيز انسان هاي پاك و صالحي هستند.

از سوي ديگر بايد دانست كه قوانيني كه در چنين حكومتي تصويب مي شود به يقين كامل ترين قوانين و نزديك ترين آنها به حق خواهد بود؛زيرا علت نقص همه قوانين بشري عدم احاطه كامل قانون نويسان بر زواياي وجودي انسان است كه اين نقيصه در حكومت مهدي برطرف خواهد شد؛ زيرا علم الهي امام پشتوانه تدوين گران قانون خواهد بود.

همچنين بايد گفت كه وجود امام معصوم ،دقت و اصرار بر اعمال صحيح قانون و وجود بازرسان شايسته كه از «بندگان صالح» خواهند بود، وجود يك سيستم نظارتي صحيح و دقيق را تضمين خواهد كرد و نهايتاً به ثمر رسيدن انتظار چند هزار ساله بشريت براي ظهور منجي واپسين باعث مي شود تا همدلي و پذيرش مردمي حكومت به حد اكثرممكن برسد و بدين ترتيب زمينه احراي عدالت به خوبي فراهم خواهد بود و اولين مؤلفه مدينه فاضله جهاني در حكومت موعود اديان، امري تضمين شده خواهد بود .

امنيت

وعده تخلف ناپذير الهي درقران مجيد بر آن است كه در دوران حكومت صالحان، امنيت مطلوب در جهان حاكم خواهد بود؛ امنيتي كه زمينه رشد و ارتقاء فطرت انسان ها در آن فراهم خواهد بود و شرايط لازم براي رسيدن انسان به هدف خلقت( عبادت )فراهم خواهد بود به گونه اي كه انسان ها بدون هيچ دغدغه اي به عبادت خداي يگانه مي پردازند و دست شياطيني كه انسانها را به شرك وامي‌دارندكوتاه خواهد بود :« وليبدلنهم من بعد خوفهم امناً يعبدونني لايشركون بي؛ ترس ايشان را به آرامش بدل مي كنيم تا مرا عبادت كنند و هيچ پيرايه مشركانه اي برمن نبندند »(۵).

رفاه

در هيچ كجاي دنيا نبود امكانات خدادادي باعث فقر نيست، بلكه بيشتر تبعيض در تقسيم داده هاي طبيعت و غصب و اجحاف بوده كه فقر و نداري انسانها و ملتها را در پي داشته است.

اگر دولت هاي استعمار گر به چپاول ملل تحت ستم دست نمي آلودند، داشته هاي هر سرزمين به راحتي كفاف ساكنان آن را مي داد و شاهد اين همه فقر و گرسنگي نمي بوديم .

با برپايي حكومت عدل مهدوي، دست ظالمين از چپاول در بندان و مستضعفان كوتاه خواهد شد و بالاتر اينكه انسان هاي ضعيف نگاه داشته شده ،حاكمان زمين خواهند شد.در اين حكومت به دليل گسترش عدالت همه جانبه ومساوات فراگير امكان استفاده همگان از نعمت هاي خدادادي فراهم خواهد بود ؛ رفاه عمومي چندان برقرار مي شود كه پيدا كردن فقير براي دادن صدقه و احسان و زكات به يك مشكل بدل خواهد شد(۶) و طبق وعده الهي تقواي مردمان باعث مي شود كه بركات و گنج هاي- معادن- زمين در اختيار انسان ها قرار بگيرد و هيچ خرابه اي نماند(۷)مگر اينكه آباد شود و بدين ترتيب عنصر سوم جامعه ايده آل فراهم خواهد گرديد.

رشد علمي وتكنيكي

در مجامع روايي شيعه سخن از آن است كه با ظهور مهدي، خداوند دست رحمت بر سر مردمان كشد و عقل آدميان چند برابر گردد(۸) و نيز آمده است كه كل علم بشر تا زمان ظهور به اندازه دو قسمت از بيست و هفت قسمت است و بقيه علم درزمان حاكميت او بدست بشر خواهد افتاد.

از نظر محاسبات عادي بشري مي توان چنين قلمداد نمود كه بسط عدالت و رفاه زمينه به فعليت رسيدن نيروهاي ذاتي انسان را كه تا قبل از حاكميت عدل مهدي به دليل نبود امكانات، به فعليت نرسيده بود، فراهم مي سازد و توان هاي بيشتر ،انگيزه هاي مضاعف، و حمايت هاي فزونتر از فعاليت هاي علمي باعث اين جهش علمي خواهد گرديد.

البته اين تحليل بدون در نظر گرفتن امدادهاي خاص خدايي به حاكم عدالت مطلق و شهروندان مملكتش است كه از آن به كشيدن دست بر سر انسان ها(لطف) تعبير شده است .

همين گشايش ها و توسعه علمي است كه مقدمات استفاده بيشتر از منابع زمين را براي آدميان فراهم مي كند؛ امري كه درمتون روايي از آن به« خارج كردن بركات زمين براي امام»تعبير شده است.

تعالي اخلاق ومعنويت

قرآن مجيد دو مورد را به عنوان هدف از ارسال پيامبران مطرح كرده است: يكي رهنمايي انسان ها به توحيد و عبوديت خداي يگانه و نجات از عبادت غير خدا(۹) و ديگري بسط عدالت و قسط در جامعه (۱۰).

به نظر مي رسد اين دو هدف در طول هم معنا بيابند؛ به اين نحو كه اجراي قسط و عدل، زمينه و مقدمه گرايش انسان ها به توحيد است. در جامعه اي كه افراد آن تحت ستم ستمكاران هستند سخن از عبوديت حق و تعالي اخلاقي چندان كارا نخواهد بود. هر پيامبري در تلاش بود كه با اجراي عدالت و قسط، زمينه پذيرش دعوت توحيدي خويش را فراهم سازد .

از آن جا كه درزمان حكومت عدل واپسين، عدالت حقيقي در جهان گسترده خواهد شد، بنابراين زمينه مورد نياز براي بسط امور معنوي و اخلاقي و عبادي فراهم خواهد گشت و دعوت به امور خير و مسائل اخلاقي مشتري دار خواهد گشت و سرخوردگي و يأس انسان ها از اخلاق و معنويت و شيفتگي آنان به لذات صرف مادي بدون لذات معنوي مرتفع خواهد گرديد و فراروي تاريخ، جامعه اي پر از معنويت و اخلاق محور خواهد بود.

آزادي

بزرگ ترين اسارت بشر، اسارت معنوي است چندان كه اسارت به دست آدميان ستمگر و دشمنان غاصب در رتبه بعد از آن است. با ظهور و بسط انقلاب عظيم مهدي در عالم هر دو اسارت جاي خود را به آزادي خواهد داد؛ به گونه اي كه تسلط شياطين ـ چه شياطين انسي و چه جني ـ بر آدميان كم خواهد شد . آزادي اول كه ازآن به«آزادي معنوي» تعبير شده است ،بيان ديگري است از قوت اراده انسان درمقابل تمايلات نفساني يا همان تقوا .

آزادي دوم كه موضوعي سياسي ـ اجتماعي تلقي مي شود، در حكومت معصوم و اجراي قوانين قرآن ـ كه بزرگترين قانون آزادي انسان است(۱۱) ـ امري تضمين شده خواهد بود. در بيان دين ،آزادي با ولنگاري و هرج و مرج اجتماعي متفاوت است و امر مقدسي است كه نتيجه گسترش عدالت و آگاهي و معنويت است كه اينها همه براساس تعاليم شيعي ـ از ميوه هاي حاكميت منجي آخرالزمان است.


حوزه / گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پانوشت ها:

۱. قال النبي (ص) : لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتي يخرج رجلمن ولدي ....يملا الارض قسطاً وعدلاً كما ملئت ظلماً وجوراً-بحارالانوار، ج،۴۹ ص۲۳۸

۲. نور /۵۵

۳. انبياء/ ۱۰۵

۴.مجمع البيان، ج،۷ص۱۰۶

۵. نور/ ۵۵

۶. قال علي (ع) : اذا قام القائم ...واخرجت الارض بركاتها ولا يجد الرجل منكم يومئذ موضعاً لصدقته ولا بره .. ؛ بحارالانوار،ج،۵۲ ص۳۳۸ .

۷. قال الصادق (ع) : القائم منصور بالرعب مؤيد بالنصر ....فلا يبقي في الارض خراب الا

عمر؛بحارالانوار،۵ص۱۹۱ .

۸.عن ابي جعفر (ع) اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم اصول كافي، ج۱، ص۱۰

۹َ. مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُون(انبيا/ ۲۶)

۱۰. لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط ... ؛حديد/ ۲۵

۱۱. الرسول النبي الامي .... ليضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم ... ؛(اعراف ۱۵۷).

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

روز قیام امام عصر (ع) از مصادیق غیب و ایام الله

روز قیام امام عصر (ع) از مصادیق غیب و ایام الله واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

تطبیق آیات بر مهدویت:

در بسیاری از احادیثی که ذیل آیات مهدویت آمده است، آن آیه بر مصداق یا مصداق اکمل آن در مسائل مهدویت تطبیق شده است که در اینجا به برخی موارد اشاره می‌کنیم:

1. روز قیام امام عصر (ع) از مصادیق غیب و ایام الله:

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ «(همان) کسانی که به غیب (= آنچه از حسّ پوشیده) ایمان می‌آورند». (بقره / 3)

ذَکِّرْهُم بِأَیَّامِ اللَّهِ؛ «روزهای خدا را به آنان یاد آوری نما». (ابراهیم / 5) عن امیرالمؤمنین (ع) : الغیب، (52)

یوم الرجعة و یوم القیامة و یوم القائم و هی ایام آل محمد (ص) و الی‌ها اشارة بقوله: «ذکرّ هم با یام الله».(53)

 از امام علی (ع) نقل شده که فرمودند:

 غیب همان روز رجعت و قیامت و روز امام عصر (ع) است و آن‌ها روزهای آل محمد است که در آیه «یاد آوری روزهای خدا» به آن‌ها اشاره شده است.

 واژه «غیب» به معنای چیزی است که از حس پوشیده و پنهان است ولی در این روایت به مصادیق آن اشاره شده است.

 که روز رجعت قیامت و ظهور امام عصر (ع) است البته غیب در تفاسیر قرآن بر مصادیق دیگر مثل «خدا»، «وحی» و «بهشت و جهنّم» نیز تطبیق شده است. (54)

 فخر رازی به شیعه اشکال می‌کند که آنان می‌گویند مقصود آیه امام مهدی (ع) است ولی تخصیص مطلق بودن دلیل باطل است. (55) ولی توجه نکرده است که این روایات از باب تعیین مصداق است نه تخصیص.

2. پرستش خدای ابراهیم (ع) در مورد امام عصر (ع) جاری است:

أَمْ کُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَإِلهَ آبائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ إِلهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛ «آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، (شما) شاهد بودید!؟

 وقتی که به پسرانش گفت: »پس از من چه چیز را می‌پرستید؟

 گفتند: معبود تو و معبود نیاکانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را، معبود یگانه را می‌پرستیم، و ما تنها تسلیم او هستیم. (بقره / 133)

در حدیثی نقل شده که از امام باقر (ع) از تفسیر این آیه پرسیدند و حضرت فرمود: «جرت فی القائم» (56) این آیه در مورد قائم جاری است.

 این حدیث به صورت روشن به قاعده جری و تطبیق اشاره دارد یعنی همان طور که فرزندان حضرت یعقوب (ع) موحد بودند و خدای ابراهیم (ع) و اسماعیل و ... را می‌پرستیدند و به فرزندان خود سفارش می‌کردند از آنان پرسش می‌کردند

(و تعهد می‌گرفتند)، امام عصر (ع) نیز همین گونه رفتار می‌کند. یا اینکه یکی از مصادیق تسلیم شدگان (مسلمون) در برابر خدای متعال امام عصر (ع) است.


راسخون/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

52. کمال الدین، ج 2، ص 340.

53. مشارق انوار الیقین، ص 253.

54. ر. ک: مجمع البیان، ج 1، ص 121، نورالثقلین، ج 1، ص 31، نمونه، ج 7، ص 72؛ جامع البیان، ج 1، ص 163.

55. تفسیر کبیر، ج 2، ص 28.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

انگشتر سلیمان در دستان مهدی موعود

انگشتر سلیمان در دستان مهدی موعود واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

امام زمان وارث اشیاء پیامبران گذشته

انگشتر سلیمان

در روایات بسیاری وارد شده که انگشتری حضرت سلیمان(ع)که ارزش خاصی نیز داشته است همراه با امام زمان «عج»بوده و حتی به عنوان نشانه ای بروجود ایشان در هنگام ظهور خواهد بود.ابتدا ببینیم این انگشتر چه بوده و چه جایگاهی داشته است.

انگشتری با ویژگی های منحصر به فرد

در فرهنگ معین آمده است:«انگشتری سلیمان(ع)همان انگشتر و مهر حضرت سلیمان(ع)که می گویند اسم اعظم الهی برآن نقش بسته بود و سلطنت وی برانس و جن، وابسته به آن بود.دیوی به شکل حضرت سلیمان(ع)آن انگشتری را به دست آورد و چندی سلطنت کرد تا بار دیگر، انگشتری به دست حضرت سلیمان افتاد و سلطنت خود را بازیافت.نام های دیگر آن «خاتم جمشید»است.»(1)

ظاهراً این انگشتر دارای خصوصیّت ویژه ای نیز بوده است چنانچه در روایتی آمده که حضرت سلیمان، هنگامی که آن انگشتر را باخود برمی داشت خداوند پرنده و باد و فرشتگان را مسخّرِاو می ساخت.(2)

در روایتی دیگر نیز از حضرت(ع)منقول است که:«حق تعالی پادشاهی حضرت سلیمان(ع)رادر انگشترش گذاشته بود، پس هر گاه آن انگشتر را در دست می کرد جمیعِ جنّ و انس و شیاطین و مرغان هوا و وحشیانِ صحرا نزدِ او حاضر می شدند و او را اطاعت می کردند...»(3)

در روایتی دیگر نیز نقل شده:«سلطنت جهانی حضرت سلیمان(ع)و سیطره آن حضرت بر تمام موجودات روی زمین، تنها یک رمزداشت و آن در همان انگشتر نهفته بود.آن انگشتر با تمام ویژگی هایی که دارد هم اکنون در دست حضرت صاحب الزمان می باشد»(4)

در اینکه نقش حکاکی شده بر روی این نگین چه بوده است حضرت رضا(ع)در مورد نقش نگین انگشتر حضرت سلیمان(ع)می فرماید:

«کان نقش خاتم سلیمان بن داود:سبحان من الجم الجن بکلماته

نقش انگشتر حضرت سلیمان(ع)چنین بود:«منزه است خداوندی که جنیان را به کلمات خود لجام کرد.»(5)

این انگشتر از مواریث پیامبر بزرگ الهی، حضرت سلیمان(ع)است که به تصریح قرآن کریم قدرت بسیاری داشته و اجنه و انسان های زیادی درخدمت او بوده است.این انگشتر با این خصوصیات،طبق تصریح روایات بسیاری نزد حضرت مهدی «عج»است.

در این خصوص روایتی از وجود نازنین امام باقر(ع)نقل شده که حضرت(ع)فرمود:

«قال خرج امیر المؤمنین(ع)ذات لیلة بعد عتمة و هویقول همهمة همهمة و لیلة مظلمة خرج علیکم الامام علیه قمیص آدم وفی یده خاتم سلیمان و عصاموسی(ع)»(6)

«شبی بعد از نماز عشاء، امیرالمؤمنین(ع)بیرون رفت و می فرمود:همهمة همهمة(صدای مخصوصی است که در سینه بگردد و گرفتگی داشته باشد)و شب تاریک است،امام بر شمام درآمده است،پیراهن آدم را پوشیده و انگشتر سلیمان و عصای موسی(ع)را دردست دارد.»

این روایت حمل بردو معنا می شود.اوّل اینکه منظور خودِ امیرالمؤمنین(ع)است که حضرت در این روایت درصددِ معرّفی خویش است و حمل دیگر اینکه ایشان خبر از قیام و آمدنِ حضرت مهدی «عج»در آخرالزّمان می دهند.در هر دو حال نتیجه یکی است و آن اینکه این انگشتر از ودایع امامت است و از طریق پیامبر گرامی اسلام

حضرت محمد(ص)به دست امیرالمؤمنین(ع)رسیده است و ایشان آن را به فرزندان خود به امانت داده اند تا به صاحبِ اصلی آن یعنی امام عصر«عج»برسد.دلیل این ادعای ما روایتی است که امام صادق(ع)در حدیثی به سعید سمان فرمودند:«انگشتر سلیمان بن داود، نزد من است»(7)

پیداست وقتی که انگشتر حضرت سلیمان دست به دست به حضرت صادق(ع)رسیده، بعد از ایشان نیز دست به دست به سایر ائمه رسیده تا آنکه به دست مبارک امام مهدی «عج»رسیده است.

این انگشتر ویژگی خاصّ دیگری نیز دارد که درآخرالزّمان نمایان می شود و آن اینکه بین کافر و مؤمن نشانه ایجاد کرده وجدایی می اندازد.

امیرالمؤمنین(ع)پس از صحبت درباره دجّال فرمودند:

«...یقتله الله عزّوجلّ بالشّام علی عقبه تعرف بعقبة افیق لثلاث ساعات مضت من یوم الجمعة علی ید من یصلی المسیح عیسی ابن مریم(ع)خلقه الا ان بعد ذلک الطامة الکبری قلنا و ما ذلک یا امیرالمؤمنین قال خروج دابّة من الارض من عندالصّفامعها خاتم سلیمان بن داود وعصا موسی(ع)یضع الخاتم علی وجه کل مؤمن فینطبع فیه هذا مؤمن حقا و یضعه علی وجه کل کافر فینکتب هذا کافر حقا حتی انّ المؤمن لینادی الویل لک یا کافر و ان الکافر ینادی طوبی لک یا مؤمن وددت انّی الیوم کنت مثلک فافوز فوزا عظیما»(8)

«[دجّال]بهدست کسی که عیسی(ع)پشت سرش نماز می خواند [یعنی امام زمان(ع)]هنگامی که سه ساعت از روز جمعه گذشته است کشته خواهد شد و بدانید که بعد از آن قیامت کبری واقع خواهد گردید.

گفتیم:یا امیرالمؤمنین آن چیست؟ فرمود:«خروج دابّة الارض از کوه صفا که همراه او انگشتر سلیمان و عصای موسی(ع)است.آن انگشتر را بر روی هرمؤمنی که بنهد این کلام بر آن نقش می بندد:«هذامومن حقا»و بر روی هر کافری بنهد برآن نوشته شود:«هذا کافر حقا»تا جایی که مؤمن ندا سر می دهد:ای کافر!وای برتو، و کافر ندا کند:ای مؤمن!خوشا برتو، دوست داشتم که امروز مثل تو بودم و به فوز عظیمی می رسیدم..و»

داشتن انگشتر نشانه قائم(ع)

«اذ ظهر القائم(ع)ظهر برایة رسول الله(ص)و خاتم سلیمان و حجرموسی و عصاه»(9)

«هنگامی که قائم(ع)ظهور کند همراهش انگشتری سلیمان و ...خواهدکرد.»

پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص)درباره ظهور امام زمان«عج»فرمودند:«بیرون می آید در حالتی که انگشتر سلیمان(ع)دردست اوست.پس به وسیله آن صورتهای اهل ایمان روشن می شود ودماغ کفّار ودشمنان حق به وسیله انگشترسلیمان مهرمی گردد.»(10)

امام صادق(ع)به مفضّل فرمود:«به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران، حتی انگشتر سلیمان وتاج او،نزد امام زمان(ع)است.»(11)

در روایتی از امام صادق(ع)آمده است که امام حسین(ع)وقتی به دنیا بازمی گرددحضرت مهدی(ع)انگشتر سلیمان را به همراه امام زمام امور جامعه به او می سپارد و او کسی است که قائم(ع)را پس از یک زندگی طولانی و پربرکت که از دنیا می رود غسل می دهد و به خاک می سپارد.(12)

در کتاب غیبت فضل بن شاذان روایت شده است که امام باقر(ع)فرمود:«اول کاری که قائم(ع)انجام می دهد آن است که کسی رابه انطاکیه(13)می فرستد، پس از آن جا تورات، عصای موسی وانگشتر سلیمان را از غاری که در آن است، بیرون می آورد.»(14)

«عن الریان بن الصلت قال قلت للرضا(ع)انت صاحب هذاالامر فقال انا صاحب هذاالامر و لکنی لست بالذی املوها عدلا کما ملئت جورا و کیف اکون ذلک علی ماتری من ضعف بدنی و ان القائم هوالذی اذا خرج کان فی سن الشیوخ و منظر الشبان قویا فی بدنه حتی لومدّ یده الی اعظم شجرة علی وجه الارض لقلعها ولوصاح بین الجبال لتد کد کت صخورها یکون معه عصاموسی و خاتم سلیمان(ع)ذاک الرابع من ولدی یغیبه الله فی ستره ما شاءثم یظهره فیملا به الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا وظلما.»(15)

ریّان بن صلت گوید:به امام رضا(ع)گفتم:آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود:«من صاحب الامر هستم اما آن کسی که زمین را از عدل آکنده سازد همچنان که پر از جور شده باشد نیستم و چگونه او باشم در حالی که ضعف بدن مرا می بینی، و قائم کسی است که در سن شیوخ ومنظر جوانان قیام کند و نیرومند باشد به غایتی که اگر دستش را به بزرگترین درخت روز زمین دراز کند آن را از جای برکند و اگر بین کوهها فریاد برآورد صخره های آن فروپاشد عصای موسی و خاتم سلیمان(ع)با اوست، اوچهارمین از فرزندان من است، خداوند او را در پناه و پوشش خود نهان سازد و سپس او را ظاهر کند و به واسطه او زمین را از عدل و داد آکنده سازد همچنان که پر از ظلم و ستم شده باشد.»

حضرت علی(ع)در روایتی فرمودند:«...جهان پر از هرج ومرج می شود، افق زندگی تیره و تار می گردد، در این موقع مهدی ما می آید در حالی که پیراهن آدم در تن او، انگشتر حضرت سلیمان در دست او و عصای حضرت موسی در اختیار اوست.»(16)

در پاره ای روایات،سخن از منبر سلیمان هم به میان آمده است که حضرت مهدی(ع)آن را هم بیرون می آورد.(17)

تاج سلطنتی حضرت سلیمان

از دیگر مواریث انبیاء که نزد امام زمان«عج»است و در روایات به آن اشاره شده است، تاج سلطنتی حضرت سلیمان(ع)است.

امام صادق(ع)به مفضّل فرمود:«به خدا سوگند تمام ترکه جمیع پیغمبران،حتّی انگشتر سلیمان و تاج او، نزد امام زمان(ع)است.»(18)

در کتابهای انبیاء سلف نیز درباره امام زمان «عج»آمده است که «...وتاج سلطنتیِ سلیمان با اوباشدو جنّ و انس و دیوان و مرغان و درندگان در فرمان او خواهند بود.»(19)

عصای حضرت سلیمان

عصای حضرت سلیمان(ع)از دو جهت مورد توجّه است.یکی اینکه در آخرین لحظات عمر، سلیمان(ع)به آن تکیه داده بود و جنّ و انس فکر می کردند که او زنده است و همچنان به کار مشغول بودند تا نکه موریانه ای آن را خورد و برهمگان مشخّص شد که سلیمان ساعت هاست که از دنیا رفته است و اجنّه هم از غیب اطّلاعی ندارند.جنبه دیگر آن است که در روایتی می خوانیم:

«...ثم ان داود(ع)اراد ان یستخلف سلیمان(ع)لان الله عزّوجلّ اوحی الیه یامره بذلک فلما اخبربنی اسرائیل ضجّوامن ذلک و قالوا یستخلف علینا حدثا و فینامن هو اکبر منه فدعا اسباط بنی اسرائیل فقال لهم قد بلغنی مقالتکم فارونی عصیکم فای عصا اثمرت فصاحبها ولی الامر من بعدی فقالوا رضینا.»(20)

داود(ع)اسباط بنی اسرائیل را فراخواند و به آنهاگفت:از ناخشنودی شما مطلع شدم، عصاهای خود را به من نشان بدهید، هر عصا که سبز شد و میوه داد صاحب آن ولیّ امر و جانشین من است.گفتند:پذیرفتم.فرمود:هریک از شما نامش را برعصایش بنویسد و نوشتند، سلیمان هم عصای خود را آورد و نامش را برآن نوشت .سپس همه را دراتاقی نهاده ودرش را بستند و سران بنی اسرائیل به پاسبانی آن پرداختند و چون صبح شد داود با ایشان نماز بامداد بجای آورد و در راگشود و عصاها را بیرون آورد، عصاها سبز شده بودند و تنهای عصای سلیمان بود که میوه نیزآورده بود، دیگر کار را به داود واگذاشتند...»

این عصای سلیمان(ع)نیز همراه امام زمان«عج»است دلیلی بر منکرین بوده باشد و نشانه ای از حقّانیّت آن وجودِ عزیز.

حسن احمدی اصفهانی ؛ محمد رضا رحمتی شهرضا


گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پی نوشت ها :

1.فرهنگ فارسی معین 5:190.
2.بحارالانوار63:194.
3.تفسیر قمّی2:236.
4.جهان بعد از ظهور:55 به نقل از ظهور حضرت مهدی(ع)از دیدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، هاشمی شهیدی:426.
5.بحارالانوار63:70.
6.الکافی1:232.
7.الکافی1:233
...و انّ عندی لخاتم سلیمان بن داود...
8.کمال الذّین و تمام النّعیمة 2:527
9.الغیبة للنّعمانی:239.
10.الملاحم و الفتن:100.
...معها خاتم سلیمان تفجلو وجه المؤمن بالعصار و تختم انف الکافر.
11.الهدایة الکبری:404.
12.بحارالانوار63:194.
13.انطاکیه کنونی در جنوب ترکیه، بررود اورونتس، نهر عاصی،بیست و دوکیلومتری ساحل مدیترانه قرار دارد و فقط قمست کوچکی از انطاکیه قدیم را اشغال کرده است.در کاوش هایی که در آن جا و در اطرافش به عمل آمده، موزائیک های عالی، از شش قرن اول میلادی، به دست آمده است.جام بزرگ انطاکی که در سال 1910 به دست آمده، به زعم بعضی همان جام مقدس است.خورشید مغرب:259.انطاکیه برای مسیحیان مانند مدینه برای مسلمانان است.آنجا پس از بیت المقدس به عنوان دومین شهر مذهبی مسیحیان مانند مدینه برای مسلمانان است.آنجا پس از بیت المقدس به عنوان دومین شهر مذهبی مسیحیان به حساب می آید؛ چرا که حضرت مسیح دعوت خود را از بیت المقدس آغاز نمود و بعدها گروهی از ایمان آورندگان به او به انطاکیه هجرت کردند.پولس و برنابا به آن شهر رفته و مردم را به این آیین فراخواندند و از آنجا دین مسیح(ع)گسترش یافت.شاید ذکر انطاکیه در روایات مهدوی که در این کتاب بازهم ذکر خواهد شد.معرف وجود رابطه تنگاتنگ میان حضرت مهدی «عج»و مسیح(ع)است.فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان:66.
14.بحارالانوار52:390؛بشارة الاسلام:253.
15.کمال الدّین و تمام النّعیمة377:2
16.الکافی 1:231.
17.الزام الناصب 2:299.
18.الهدایة الکبری:404.
19.بشارات عهدین، استدراکات، بعد از مقدمه چاپ دوم، ص 10 و 11.
20.کمال الدین و تمام النعمة 1:156.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

آخرالزمان و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

آخرالزمان و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

گفتگو با حجت الاسلام نجم الدین طبسی

اشاره:

حجت الاسلام و المسلیمن نجم الدین طبسی در سال 1334 هـ ش در نجف اشرف به دنیا آمدند. دروس مقدماتی حوزه را در همین شهر و نزد پدر بزرگوارشان حضرت آیت الله حاج شیخ محمد طبسی آغاز کردند؛ اما به دلیل شرایط نامناسبی که حکومت بعثی برای طلاب حوزه های علمیه فراهم آورده بود، ناچار به مهاجرت از نجف و اقامت در شهر مقدس قم شدند. دروس سطح حوزه را در محضر اساتیدی، چون حضرت آیات ستوده، اشتهاردی و حرم پناهی گذراندند و در مقطع خارج حوزه نیز از محضر اساتیدی چون آیات عظام گلپایگانی، وحید خراسانی، فاضل لنکرانی و تبریزی بهره بردند.
ایشان علاوه بر تدریس دروس حوزوی در مقطع سطح و خارج به تألیف و نگارش کتاب در زمینه ی مباحث مختلف فقهی، تاریخی و کلامی نیز اشتغال دارند که از جمله ی این کتاب ها می توان به موارد « السّجن» موارد « النفی و التغریب»، « امام حسین(ع) در مکه»، « عاشورا»، « چشم اندازی از حکومت امام مهدی(ع) » و... اشاره کرد.
آنچه در پی خواهد آمد، حاصل گفتگوی ما با ایشان است که امیدواریم مقبول طبع شما گرامیان واقع شود.

با تشکّر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید بفرمایید، منظور از دو واژه « آخرالزمان» و « عصر ظهور» که در روایات آمده است، چیست؟ و به کدام برهه از زمان اشاره دارند؟

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلى الله على سیدنا محمد و آله الطاهرین.
براى روشن شدن پاسخ این سؤال باید ببینیم که در روایات از این دو واژه چگونه تعبیر شده است. با مرورى سطحى در جلد چهارم معجم الأحادیث الامام المهدى(ع) دیدم که در روایات ائمه طاهرین(ع) درباره «عصر ظهور» چنین تعبیراتى آمده است: «دوله القائم»، «ظهور الحق»، «إذا قام قائمنا»، «قام القائم»، «یخرج قائمنا» و «الذى یطهرالأرض من أعداء الله» (کسى که زمین را از دشمنان خدا پاک مى کند). گویا بزرگ ترین افتخارى که ائمه معصومان(ع) به خود نسبت مى دهند برخاستن قائم از میان ایشان و برپایى دولت حق به دست آن حضرت است.
درباره «آخرالزمان» هم به دو روایت از امام صادق(ع) و امام باقر(ع) اشاره مى کنم که در آنها به ویژگیهاى این دوران اشاره شده است: امام صادق(ع) در روایت مفصلى پس از اشاره به سیره حکومتى امام على(ع)، خطاب به برید بن معاویه که راوى این حدیث است در توصیف زمان خود فرمودند: « به خدا قسم، دیگر هیچ حریم و حرمتی برای خدا نمانده؛ مگر این که به آن حریم تعدى و تجاوز شده است. «ولا عمل بکتاب الله ولا سنه نبیه فى هذا العالم»؛ در این جهان نه به کتاب خداوند و نه به سنّت پیامبر او(ص) عمل نمى شود. «ولا أقیم فى هذا الخلق حد منذ قبض الله امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلامه علیه»؛ از زمان شهادت امیرالمؤمنین على(ع) در میان این مردم حدى بر پا نشده است. پس از آن حضرت ادامه مى دهد: «ولا عمل بشى ء من الحق إلى یوم الناس هذا»؛ و تا این زمان به چیزى از حق عمل نشده است. مى توانیم بگوییم فتنه هاى آخرالزمان، هتک حرمتها، عمل نکردنهاى به قرآن، رواج انحرافات و دیگر ویژگیهایى که براى آخرالزمان نقل مى کنند، از وقتى که امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسیدند، شروع شد. اما اوج این ویژگیها در دوران قبل از ظهور امام زمان(ع) نمایان مى شود، آن هم به حدى که، به بیان برخى روایات، طلب و آرزوى منجى ورد زبان مردم مى شود.
امام صادق(ع) در ادامه روایت مى فرمایند: «اما سوگند به خدا، دور روزگار به پایان نمى رسد تا این که خدا مردگان را زنده کند و زندگان را بمیراند و حق را به اهلش برگرداند. «و یقیم دینه الذى ارتضاه لنفسه و نبیه»؛(1) و دینى را که براى خودش و پیامبرش مى پسندد برپا سازد.
در روایتى دیگر، امام باقر(ع) مى فرمایند: «دولت حق برپا نمى شود، مگر در شرایطى که ترس همه را فرا گرفته و همه کس و همه جا دچار فتنه و بلایا و زلزله و طاعون و دیگر بیماریها شده باشند. «جنگ کشورهاى عربى را فرا گرفته و در میان مردم اختلاف نظرها شدت یافته است. «و تشتیت فى دینهم و تغییر فى حالهم»؛ چنان مردم از حیث عقیدتى پراکنده شده اند و حالات آن دگرگون شده است. «حتى یتمنى المتمنى الموت صباحاً و مساء؛ چنان اوضاع عمومى سخت مى شود که آرزوى مردم در هر صبح و شام مرگ مى شود.»
در ادامه روایت درباره علت این موضوع چنین مى خوانیم: «من عظم ما یرى من کلب الناس و أکل بعضهم بعضاً؛ از شدّت فشارها و ناراحتیها و این که مى بینند مردم همانند سگ به هم مى پرند و همدیگر را تکه پاره مى کنند.»
در ادامه روایت، حضرت ظهور حضرت مهدى(ع) را چنین توصیف مى کنند: «فخروجه إذا خرج یکون عند الیأس و القنوط من أن یروا فرجا(2)؛ هنگامى که همه مردم ناامید شده اند و دیگر هیچ امیدى براى فرج باقى نمانده است، آن حضرت ظهور مى کنند. خلاصه در این دوران افراد نه امنیت و آسایش دارند و نه هیچ خیر و پناهگاهى مى یابند و وقتى چنین شد حضرت ظهور مى کنند.

یعنى حضرت عالى آخرالزمان را همان دوران ظهور مى دانید؟

اوج آخرالزمان را، بله! اوج آن همان دوران نزدیک به ظهور است ولى اصل آن همانطور که در روایت امام صادق(ع) دیدیم از زمان شهادت حضرت امیر(ع) شروع شد.

پس چرا از حضرت رسول(ص) به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد مى شود؟

این دو مطلب با هم منافات ندارند؛ از آنجا که پس از ایشان پیامبرى نیست، آن حضرت پیامبر آخرالزمان خوانده مى شوند و همانطور که گفتیم آخرالزمان هم محدود به دوران نزدیک ظهور نمى شود.

دوران ظهور حضرت چه ویژگیهایى دارد؟

دوران ظهور، دورانى است که حاکم آن امام معصوم(ع) است و بر کل جهان حکومت مى کند و این حاکمیت سراپا عدل و عدالت است و قابل مقایسه با هیچ حکومت و حاکمیتى نیست و آرزو و نوید همیشگى همه معصومین(ع) تحقق این چنین حکومتى بوده است.

در چنین دورانى آیا ما تنها شاهد تحول در عرصه حکومت هستیم یا باقى عرصه ها هم دچار تحول مى شوند؟

تحقق حکومت امام زمان(ع) تحول عمیقى را در جهان، جامعه و انسانها به وجود مى آورد. این روزها شاهدیم که دولتهاى استکبارى براى دستیابى به منافع و مطامع پست مادى شان از آن سوى دنیا بلند شده و به منطقه خاورمیانه آمده اند، این همه جنایات مرتکب مى شوند و با این حال نه تنها اصلاً ذره اى ناراحت و متأثر نمى شوند، بلکه اسم این عمل شنیع را پیروزى مى گذارند. اما با ظهور امام زمان(ع) انسانها چنان متحول مى شوند که خودخواهى در آنها کشته مى شود و به جاى کشتن همنوعان خود، به خدمت کردن به ایشان افتخار مى کنند.

امام باقر(ع) در این زمینه مى فرماید: «إذا قام قائمنا وضع الله یده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم(3)؛ وقتى حضرت قائم(ع) ظهور کنند، دستشان را بر سر مردم مى گذارند و عقلها و آرزوها و خلاصه اخلاقشان کمال مى یابد. طبیعى است وقتى کسى عقلش کامل شد و آرزوها و اخلاقیاتش تغییر کرد، به قول پیامبر اکرم(ص) «ذهبت الشحناء والبغضاء؛(4) دیگر کینه توزى از بین مردم رخت برمى بندد.» آیا تحولى از این بالاتر مى توان تصور کرد؟ امام زمان(ع) چنان تحولى در افراد به وجود مى آورند که وقتى اعلام مى کنند هر کس پول و جواهرات مى خواهد، بیاید بگیرد، جز یک نفر بلند نمى شود که او هم بعداً از کرده خود پشیمان مى شود(5). علت چنین حرکتى غناى مردم نیست بلکه استغنایى است که در آنها پدیدار شده و تغییراتى است که در روحیات آنها به وجود آمده است. آن کسى که بلند مى شود و ابراز نیاز مى کند چنان در دامنش پول و جواهرات مى ریزند که نتواند جابه جا شود. او هم وقتى مى بیند که فقط خودش بلند شده پشیمان مى شود و مى خواهد آنچه را گرفته، پس بدهد که از او قبول نمى کنند.
چنین تحول عمیق و ریشه دارى مختص انسانها نیست بلکه حتى تجلى آن را در حیوانات هم مى توان مشاهده کرد. بنا بر بعضى روایات حیوانات درنده و غیر درنده با هم صلح مى کنند(6) و چوپانها خیالشان از گرگها راحت است، تازه خود گله هم در طول مسیرش تا چراگاه پا روى گندمها و دانه هاى درشت نمى گذارند.(7) حاکمیت جهانى حضرت چنین تحولى جهانى را به دنبال دارد.

عمده این تغییرها را در کدام عرصه ها مى توان دید؟

در تمام عرصه هایى که شما به نظرتان مى رسد، قطعاً شاهد تغییر خواهیم بود. طبق روایاتى که از امام صادق(ع) نقل شده: «إذا خرج القائم یقوم بأمر جدید و کتاب جدید و سنه جدیده و قضاء جدید؛(8) معناى این سخن این نیست که نعوذ بالله ایشان دینى غیر از اسلام و کتابى غیر از قرآن مى آورند، بلکه تحریفات در عرضه و تفسیر این دو، آنقدر زیاد شده که وقتى حضرت مى خواهند اصل مطلب و صحیح آنها را بیان کنند، براى مردم همانند امر جدیدى وانمود مى شود. روش ایشان چیزى جز بیان قرآن و مفاهیم آن و احیاى سنت رسول الله(ص) نیست با این تفاوت که براساس اسلام اصیل وناب محمدى(ص) در همه عرصه ها تغییر و تحول به وجود مى آورند؛ به عنوان مثال، براساس آنچه در روایات آمده است تمام علومى که انبیا براى بشریت از آدم تا خاتم(ص) آورده اند، دو حرف است حال آن که در زمان حضرت مهدى(ع) علم بیست و هفت حرف خواهد شد(9). یعنى حدود سیزده برابر. با این تحول عظیم علمى دیگر تکلیف همه چیز معلوم است که چه خواهد شد. فرهنگ، صنایع، اقتصاد، کشاورزى و خلاصه همه چیز دچار تحولى اساسى مى شود. طبق بعضى روایات، در زمان ظهور حتى یک وجب زمین بایر و لم یزرع روى زمین باقى نمى ماند(10) و بیابانهاى مکه و مدینه با اشاره حضرت به نخلستان مبدل مى شوندو یا انارهایى که از باغها در آن دوران به عمل مى آیند به گونه اى هستند که مى توانند چند نفر را سیر کنند(11)
یا سلاحهایى که حضرت از آنها استفاده مى کنند هر چند به ظاهر آهنین هستند (من حدید) ولى در واقع چیزى غیر از آن(12) و در سطح بالاترى است و اصلاً قابل قیاس با تسلیحات کنونى جهان نیست.
در خصوص امنیت، الآن هر چند سازمانها و تشکیلات بین المللى مدعى نظم و امنیت جهانى بسیارند ولیکن جایى که حقیقتاً افراد بتوانند به آنها پناه ببرند و دادخواهى کنند وجود ندارد و این همان چیزى است که در روایات از آن با تعبیر «لایجد ملجاء»(13) یاد شده است.
همین موضوع امنیت در زمان ظهور به قدرى تغییر مى کند که از سویى حتى اگر به اندازه مقدار غذایى که لاى دندان مى ماند(14) حق کسى پایمال شده باشد آن را باز مى ستانند و از سویى دیگر خانمها چه پیرزن باشند و چه دختران جوان از یک سمت دنیا به سمت دیگر براى به جا آوردن حج مسافرت مى کنند و احدى متعرض آنها نمى شود.(15)
اگر روایات پیش و پس از ظهور را کنار هم بچینیم نکات جالبى به دست مى آوریم:
پیش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان مى رود و آرزو مى کند که کاش جاى آنها بود(16) و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش مى رود و به او مى گوید: کاش تو هم بودى و از این برکاتى که ما بهره مند شده ایم متنعم مى شدى(17). یا پیش از ظهور خون ریزى مفصلى در منا به وجود مى آید(18) و پس از ظهور مردم آنقدر به حج اقبال مى کنند که حضرت از آنها که طواف مستحبى مى کنند، مى خواهند که مطاف را براى آنها که حج واجب دارند رها کنند(19).
 مساجد پیش از ظهور زیبا و با شکوه اما خالى از مؤمنان و معنویت اند(20) ولى پس از ظهور یکى از مساجدى که ساخته مى شود پانصد در دارد که حکایت از بزرگى و وسعت آن مى کند(21) و یا آنها که مى خواهند در نماز جمعه کوفه که به امامت حضرت برپا مى شود، شرکت کنند، صبح زود هم که حرکت مى کنند باز موفق به پیدا کردن جا نمى شوند.(22)
قبل از ظهور مرگهاى ناگهانى (موت فجاه)، بیماریهاى متنوع و همه گیر نظیر طاعون و وبا گسترش قابل توجهى دارند(23) و مرگ و میر زیاد چنان شایع مى شود که درصد قابل توجهى از مردم مى میرند(24) ولى بعد از ظهور امام زمان(ع) افراد چنان عمر مى کنند که حتى هزار فرزند بلاواسطه خود را مى بینند(25) که از آن علاوه بر کثرت اولاد، حد اعلاى صحت، سلامتى، نعمت و خدمات را مى توان برداشت کرد. به طور خلاصه می توان گفت که این تحول در همه ابعاد و عرصه هاست.

با توجه به این که دوران پیش از ظهور سیاهى محض است و پس از آن روشنایى مطلق؛ گذار از آخرالزمان به عصر ظهور چگونه رخ مى دهد و چطور این دو دوره کاملاً متفاوت به هم متصل مى شوند؟

با گسترش یافتن و شیوع فشارها و مشکلات، خود به خود توجه مردم به حکومتى که منجى موعود برپا خواهد ساخت بیشتر مى شود و این فشارها مقدمه اى است براى این دگرگونیها و البته اصل این تحول یک شبه انجام مى شود: «یصلح الله له أمره فى لیله واحده»(26).
از جمله صفاتى که براى حضرت در دعاى ندبه بیان شده «هادم ابنیه الشرک والنفاق» است. آیا مى توان از این بناهاى شرک و نفاق که توسط حضرت درهم شکسته مى شوند، مصادیقى را نام برد؟
در جوابتان بهتر است روایتى از امام صادق(ع) را بخوانم که در دل خود مطالب زیادى دارد. حضرت مى فرمایند: «یصنع کما صنع رسول الله»؛ حضرت مهدى(ع) همان کارى را که پیامبر اکرم(ص) کرد، انجام مى دهند. «یهدم ما کان قبله»؛ همه بناهاى پیش ازخود را درهم مى شکند. «کما هدم رسول الله أمر الجاهلیه»؛ همانند پیامبر اکرم(ص) که بناها، اعتقادات، باورها و همه بافته هاى جاهلیت را فرو ریختند، حضرت مهدى(ع) نیز همه آثار دوران جاهلیت بشر را متلاشى مى کنند؛ «و یستأنف الاسلام جدیداً(27)؛ اسلام را از نو بنا مى کنند.»
گسترش رعب، وحشت، آدم کشى چیزهایى نیستند که براى کسى قابل تحمل باشند ولى همه اینها زیر سر مشرکین است که در رأس آنها یهود قرار دارد و جالب این است که آقا امیرالمؤمنین(ع) قرنها قبل نسبت به این مطلب در مسجد کوفه هشدار داده بودند. آن حضرت به مردم رو کرده و فرمودند: «والله لتسألن ماتؤمرون»؛ یا هر آنچه را به شما مى گوییم اطاعت و اجرا کنید: «او لترکبن أعناقکم الیهود والنصارى(28)؛ یا منتظر حاکمیت یهود و نصارا بر خود باشید.» یا در جاى دیگر فرمودند: «لیستأمرون علیکم الیهود والنصارى...(29) چنان یهود و نصارا بر شما حاکم مى شوند که عرصه را بر شما تنگ کرده و شما را از شهرهایتان بیرون خواهند کرد.»
مشرکان در دوره حاکمیتشان یک سرى بافته ها، عقاید و فرهنگ را بر مردم تحمیل مى کنند که از جمله عوارض آن گسترش فساد، بى بند و بارى، بى عفتى و هدف قرار گرفتن اعتقادات مردم است. در کنار حاکمیت یهود، حکومتهایى دیده مى شود که تشکیل شده از مشرکان، منافقان و همه آنهایى که ظاهراً همراه مردمند؛ ولى در حقیقت بقاى خود را وامدار همدستى و همراهى مشرکان هستند.
قبل از ظهور امام زمان(ع) دنیا گرفتار مشرکان؛ یعنى یهود و نصاراست که مصداق بارزش در جهان امروز همان آمریکا و مولود نامشروعش اسراییل است که حکومتهاى دست نشانده اى که به جز رضایت آنها به هیچ چیز دیگرى فکر نمى کنند، همراهشان هستند. حضرت در همان ابتداى امر با تمام قوا با ایشان رودررو شده و جنگ خونینى با ایشان به پا مى کنند. در این جنگ تمام عیار، حتى سنگها و درختها به یارى حضرت و سپاهیانش آمده و ایشان را خطاب مى کنند که یک یهودى یا دشمن خدا پشت من پنهان شده، بیایید او را بگیرید و بکشید.(30)
برخى روایات هم به جنگ حضرت با حکومتهاى عربى و دست نشانده هاى آنها اشاره مى کنند که «على العرب شدید»(31) «لا والله ما بینه و بینهم إلا السیف»(32)؛ البته نکته اى را که مى بایست در اینجا متذکر شوم، این است که جنگهاى خونین و شدید حضرت تنها با حکومتهاى مشرک و سردمداران شرک و نفاق است والا اصل حکومت ایشان حکومت سفاک و خونریزى نیست که بین عوام مردم شایع کرده اند.
حضرت با شیطان درگیر مى شود(33)که «إلى یوم وقت المعلوم»(34)مهلت خواسته است؛ البته این که منظور همان ابلیس است یا شیطان بزرگ بماند تا زمانى که خود حضرت ظهور کنند.

با استقرار حکومت حضرت چه کسانى از این نعمت بهره مند مى شوند؟

اولاً طبق برخى روایات، همه در دوران امام زمان(ع) موحد مى شوند و دیگر هیچ حد و مرزى باقى نمى ماند که فلانى مثلاً یهودى یا نصرانى است: «له أسلم من فى السموات والأرض»(35)؛ همه در دوران حکومت امام زمان(ع) مسلمان مى شوند.
نکته دوم این که با توجه به بعضى دیگر از روایات که مى فرماید: «وضع الله یده على رؤس العباد»(36) نه رئوس مؤمنان یا شیعیان، حضرت دست مبارکشان را بر سر تمام بندگان مى گذارند و عقول همه بندگان کامل مى شود و نه عقل جمعیتى خاص.
نکته سوم این که سرور ناشى از ظهور امام زمان(ع) حتى شامل حال اهل برزخ و مردگان هم مى شود(37) یعنى علاوه بر شیعیان و کل انسانهاى زنده، مردگان هم از فرج بهره مند مى شوند: «دخلتهم الفرحه»(38).

آیا مى توان تعریف جامعى از حکومت حضرت ارایه کرد به طورى که مشخص شود ابعاد، الگوها، قوانین و سیره اى که قرار است ایشان برقرار کنند چیست؟

مى دانید که ما ده قانون یا ده دین نداریم. در نگاه ما دین و قانون حق جز یکى و اسلام نیست: «إن الدین عند الله الإسلام»(39). افتخار و هنر حضرت مهدى(ع) پیاده کردن همان چیزى است که رسول الله(ص) به بشر ارائه کرده اند؛ چرا که به فرموده قرآن «لقد کان لکم فى رسول الله أسوه حسنه»(40). به عبارت دیگر نه تنها سیره ایشان که سیره حضرت على(ع) همان سیره رسول خدا(ص) بود و همگى افتخارشان این است که قدم جاى قدم پیامبر(ص) مى گذارند. البته نتیجه تأسى و عمل به این سیره بنا بر آیه «ولو أن أهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض»(41)وفور و نزول برکات از آسمان و زمین است و طبیعى است در چنین حالتى دیگر زمین با اهل خود قهر نیست و رود و دریاچه اى خشک نمى شود و بسیارى مسایل از این قبیل وجود نخواهد داشت.

آیا براى تحقق چنین حکومتى زمینه سازى هم مى توان کرد؟

پاسخ این سؤال به بحث انتظار برمى گردد که مرحوم مجلسى در جلد 52 بحارالانوار بیش از هشتاد روایت در این رابطه آورده اند که در بعضى از آنها از انتظار با تعبیرى همچون «أحب الاعمال»(42) یا «أفضل أعمال أمتى»(43) یاد شده و شخص منتظر را در برخى دیگر به کسى تشبیه کرده اند که در خیمه رسول الله (ص) باشد.(44) مسلماً کسى که در خیمه رسول الله(ص) باشد براى تهاجم به دشمن و ویران کردن ابنیه شرک و نفاق در حالت آماده باش به سر مى برد؛ یا وقتى حداقل ثواب انتظار را معادل ثواب هزار شهید بدر و احد بیان مى کنند، معنایش این است که هر منتظر باید رنج و زحمتى معادل رنج و زحمت هزار شهید بدر و احد را تحمل کند. به هر حال مردم باید با این موضوع و این فرهنگ و خود امام(ع) و دشمنان ایشان آشنا شوند و براى مردم روشن شود که دشمنان آن حضرت به دنبال چه مى گردند و چه هدفى را دنبال مى کنند.
به نظر حقیر بهترین وسیله براى آگاه کردن مردم، پیاده کردن فرهنگ مهدویت و برحذر داشتن آنها از فرهنگ ضد آن است. بهترین حالت آن هم وقتى است که حکومت به پا مى شود. با برپایى حکومت و دستیابى به امکانات بیشتر، مسئولیت هم بیشتر مى شود. مى بایست با استفاده از صدا و سیما و دیگر رسانه هاى گروهى ابعاد مختلف موضوع را براى مردم تبیین کرد و به معناى واقعى براى برپایى حکومت امام زمان(ع) مقدمه چینى نمود. البته در اینجا مجال پاسخ به آنها که با استناد به حدیث ضعیف السندى اصل تشیکل حکومت در عصر غیبت را زیر سؤال مى برند، نیست و به همین قدر بسنده مى کنم که به نظر بنده الآن اوجب واجبات و اهم مسایل تشکیل و حفظ حکومت اسلامى است.

با گذشت بیش از دو دهه از آغاز انقلاب در ایران عملکرد اصل نظام را در این راستا چگونه مى بینید؟

هر چند که انتظار بیش از این بوده؛ ولى بینى و بین الله کوتاهى نکرده اند.
یک تذکر و درخواست هم از آقایان دارم این که بیایید فرهنگ مهدویت را مثل کتابهاى مدارس که به تناسب سطوح مختلف سنى نوشته شده، بازنویسى کنیم و براى هر مقطعى کتاب و اسلاید، سى دى، فیلم و برنامه هاى مختلف و مناسب داشته باشیم که در این راستا مى طلبد هم فضا و هم ابزار را به خوبى بشناسیم و هم مناسب ترین نحوه استفاده از ابزار را در شرایط کنونى اعمال کنیم. در ورود به این میدان هم ان شاءالله موفق خواهیم بود.

تا کنون در بین طلبه ها و عامه مردم چقدر در زمینه فرهنگ انتظار کار شده است؟

راستش را بخواهید ما در برابر ساحت مقدس امام زمان(ع) سراپا تقصیریم. آبرو و اعتبار ما طلبه ها به همین عمامه هایمان است. این عمامه ها هم اعتبارش به همان اصل و پشتوانه اش است. همانند پول که کاغذى عادى است و با پشتوانه اى که در بانک مرکزى دارد معتبر مى شود. این احترامى که مردم به ما مى گذارند، دستمان را مى بوسند، وجوهات را براى صرف در امور مذهبى پیش ما مى آورند و خلاصه یک جور دیگر نگاهمان مى کنند همه به خاطر آن بزرگوار است و متأسفانه ما در واقع یک هزارم حقى را که آن حضرت بر گردن ما دارند ادا نکرده ایم.
از ساحت مقدس امام زمان(ع) پوزش مى طلبیم که سرباز خوبى براى ایشان نبوده و نیستیم؛ ولى امیدواریم به خوبى و بزرگى و بزرگوارى خودشان ما را عفو کرده و نظر لطفشان را از ما برنگردانند.

در پایان اگر مطلبى ناگفته مانده بفرمایید.

امیدواریم خداوند، عزوجل، این توفیق را به ما بدهد که حکومت موعود جهانى را درک کنیم که ان شاءالله به زودى شاهدش خواهیم بود. امیدواریم که خیلى ها این ایام را درک کنند و جزء یاران و سربازان حضرت باشند و باشیم و ان شاءالله از اجر شهادت در جبهه ایشان که دو برابر اجر دیگر شهداست بهره مند شویم.
در پایان این گفت وگو از شما و مجله وزین موعود تشکر و تقدیر مى کنم که سعى بلیغ دارید و مجدانه در راه نشر فرهنگ مهدویت و آشنایى با این بزرگوار تلاش مى کنید و امیدواریم که خود آقا در دنیا و آخرت پاداش شما را عنایت فرمایند.
از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، تشکر می کنیم.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

يكي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) خروج دجال و سفياني

يكي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) خروج دجال و سفياني واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

دَجّال و سُفياني كيستند ؟

يكي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) خروج دجال و سفياني است ، و اين دو به دست سپاه آن حضرت كشته مي شوند ، سوال اینجاست که اينها چه كسانيند؟ و در كجايند و چگونه كشته مي شوند؟

مطابق پاره اي از روايات ، در آستانه قيام حضرت مهدي (ع) افراد كذاب و دروغگو پرچم مخالفت با آن حضرت بلند مي كنند ، دو نفر از آنها كه از سرزمين شام و فلسطين بر مي خيزند ، دجال و سفياني مي باشند ، اين دو نفر در حقيقت دو طاغوت سركشي هستند كه با دار و دسته بسيار خود به عنوان ضد انقلاب ، شورش مي نمايند .

دجال که يك نفر طاغوت فريبكار و حليه گر است ، با ترفندهاي خود ، جمعيتي را به دور خود جمع مي كند و به مخالفت بر مي خيزد ، بعيد نيست كه او يكي از طاغوتهاي صهيونيست باشد. (من قريه تعرف با ليهوديه (بحارالانوار ، ج52 ص194)

امیرمومنان علي (ع) در ضمن خطبه اي فرمود : حضرت مهدي با يارانش از مكه به بيت المقدس مي آيند و با دجال و ارتش او مي جنگند ، و آنها را تار و مار مي كنند و خود دجال نيز به هلاكت مي رسد .

حضرت عيسي (ع) به كمك حضرت مهدي (ع) مي آيد ، و در كشتن دجال شركت مي كند ، و مردم و شهرها را از فتنه و آشوب او نجات مي دهد .

لشكر دومش به سوي مدينه رهسپار مي گردد ، و سه شبانه روز در آنجا به قتل و غارت مي پردازد ، سپس براي جنگ با سپاه مهدي (ع) به سوي مكه حركت مي نمايد ، در مسير راه وقتي كه به سرزمين ‹‹بيداء›› مي رسد ، جبرئيل به فرمان خدا آن چنان به آن زمين ضربه مي زند ، كه همه آنها جز دو مرد ، در آن زمين فرو مي روند و نابود مي شوند. (بحارالانوار ، جلد 52 ، ص186)

سرانجام حضرت مهدي (ع) با سپاه خود از جانب كوفه به سوي سفياني كه در اطراف بيت المقدس ، موضع گرفته ، حركت مي كند ، و پس از گفتگو و مذاكرات ، سرانجام جنگ خونيني بين سپاه حضرت مهدي (ع) و سپاه سفياني ، رخ مي دهد ، و سپاهيان حضرت مهدي (ع) پيروز مي شوند ، و زمين از لوث وجود سفياني و پيروان پليدش ، پاك مي گردد .

و مطابق بعضي از روايات ، سفياني به دست ياران مهدي (ع) اسير و دستگير شده به فرمان حضرت مهدي (ع) گردنش را مي زنند و روي سنگي كه در محل ورود به بيت المقدس قرار دارد ، اعدام و كشته مي شود .

قابل ذكر است كه يكي از سپاهيان مخالف ، سپاه ‹‹بتريه›› است ، كه متشكل از ده هزار نفر، در مسير كوفه به جنگ سپاه امام (عصر) مي آيند و همه آنها به دست پر توان ياران مهدي (ع) به هلاكت مي رسند .

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

آیا ظهور نزدیک است؟

آیا ظهور نزدیک است؟ واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان دل از انتظار خونین دهن از امید خندان

بنا بر نص صریح قرآن کریم، هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) بر آن شد که برای ملاقات و مناجات با پروردگار خویش آهنگ کوه طور نماید، قوم خویش(بنی اسراییل ) را فراخواند و آنان را وعده کرد که تا پایان سی روز آینده به سوی ایشان باز خواهد گشت و آنگاه که خداوند متعال ده روز دیگر بر آن سی روز افزود عده ای از بنی اسرائیل گفتند موسی (علیه السلام) خلف وعده کرده و این مسأله زمینه ساز فتنه سامری و گوساله پرستی قوم یهود گردید. (الأعراف/142)

با توجه به پیامها و عبرتهای موجود در آیه یاد شده باید گفت یکی از آفتها و آسیبهایی که می تواند به منزله یک تهدید برای نهضت انسان ساز و امید آفرین مهدویت به شمار رود مسأله "توقیت" یا تعیین وقت واقعه ظهور است.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد. چه آنکه وقتی گفته می شود ظهور در فلان زمان مشخص حتما واقع خواهد شد ولی در زمان وعده شده ظهور تحقق نپذیرد آنگاه فرد منتظر افزون بر اینکه ممکن است ایمان خویش را نسبت به اصل ظهور منجی از دست دهد سرشکسته، مأیوس و ناامید نیز خواهد شد. از سوی دیگر چنانچه گفته شود ظهور تا فلان زمان خاص به وقوع نخواهد پیوست آنگاه فرد منتظر به خیال اینکه هنوز تا زمان ظهور فرصت کافی در اختیار دارد تلاش خویش را برای دستیابی به آمادگی لازم برای واقعه ظهور فروخواهد گذاشت.

]این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند [

بدینسان می توان گفت کارکرد حقیقی انتظار در عصر غیبت در گرو عدم تعیین وقت خاص برای واقعه ظهور می باشد.

از همین روست که در کثیری از روایات منقول از اهل بیت علیهم السلام، ادعای تعیین وقت ظهور برابر با "کذب" خوانده شده و شیعیان مأمور به تکذیب این مدعیان گردیده اند. چنانکه در توقیع مبارک امام زمان علیه السلام به "اسحاق بن یعقوب" آمده است:

"... و اما ظهور الفرج فإنه إلی الله تعالی ذکره و کذب الوقّاتون"(3)

(و اما آشکار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالی است و وقت گزاران دروغزنانی بیش نیستند)

البته نهی از "توقیت" نباید منجر به این شود که شیعیان و منتظران، امر ظهور را پدیده ای دور از دسترس و مستقل از اراده خویش،که در آینده ای محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پیوست، بیانگارند. بلکه باید با حفظ روحیه نشاط و امید، همواره ظهور را در چند قدمی خویش ببینند و این همان چیزی است که در برخی مجامع روایی و پاره ای از متون دینی بدان تصریح شده است چنانکه در دعای "عهد" آمده است:

"... اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا"(4)

(پروردگارا! با حضور ولی و دوست خود اندوه را از دلهای این امت بزدای ودر ظهور وی شتاب کن (هرچند) دیگران ظهور حضرتش را دور می انگارند و لی ما آن را نزدیک می بینیم)

بنا بر آنچه گذشت گفتنی است این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت، (دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) امیدوار باشند.

راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر ظاهر این سخن ممکن است با پاره ای از احادیث منقول از اهل بیت علیهم السلام(روایتهایی که با عنوان "توقیت" شهرت یافته‌اند(5)) سازگار نیفتد بنابراین دیدگاه معقول و روی آورد منطقی در قبال مساله یاد شده چیست؟

به عقیده ما نمی توان و نباید از سر شتابزدگی و با اخذ موضع عجولانه، شأن و منزلت برخی از سرمایه ها و ذخیره های علمی و معنوی این کشور را زیر سوال برده آنها را در عداد وقت گزاران امر ظهور و مصادیقی برای این گونه روایتها به شمار آورد بلکه می بایست آنجا که سخنی چنین تامل برانگیز( آنهم به نقل از عالمی فرهیخته و دانشمند که خود بیش و پیش از ما بر اینگونه روایات اطلاع و اشراف کامل دارد) مطرح می شود تمام سعی و دقت خویش را در فهم صحیح مراد و مقصود گوینده به کار بندیم.

به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.

و اما رهیافت معقول و پاسخ به سوال مزبور در گرو تقدیم چند مقدمه است:

یکم:

همانگونه که غیبت بر دو گونه است: غبیت صغری و غیبت کبری؛ ظهور نیز بر دو گونه است: ظهور اصغر و ظهور اکبر.

منظور از ظهور اکبر همان فرج حقیقی و تحقق حکومت عدالت محور آخرین حجت خدا در دوران آخر الزمان است اما مراد از ظهور اصغر، تحقق پاره ای از نشانه های آخر الزمان نظیر رویدادهای اجتماعی همانند قیامها و جنگها، وبرخی حوادث طبیعی همچون زلزله، سیلابها، خسوف و کسوف غیر عادی، و نیز برخی نشانه های خاص می باشد که در برخی کتب مانند کتاب"عصر ظهور" تألیف عالم فرزانه آیت الله کوران به تفصیل تبیین و بررسی شده است.

دوم:

وقوع برخی از نشانه های یاد شده حتمی است بدین معنا که تا این نشانه ها تحقق نپذیرد ظهور واقع نخواهد شد. برخی نشانه ها نیز محتمل الوقوعند.

سوم:

هر یک از نشانه های یاد شده به تنهایی در حکم معدّات (6) و به منزله علت ناقصه (7) برای تحقق ظهور اکبر انگاشته می شوند اما اراده و فعل انسانها به عنوان جزء اخیر علت تامه (8)در تحقق ظهور اکبر نقشی سرنوشت ساز و تعیین کننده دارد لذا در شماری از روایات، یکی از وظایف خطیر منتظران در عصر غیبت دعا و استغاثه به محضر ربوبی به منظور تعجیل در امر فرج معرفی شده است؛ و حضرت حجت علیه السلام خود راز گشایش این مسأله را به ما آموخته اند آنجا که درتوقیع صادر شده از ناحیه حضرتش می فرمایند:

"... و اکثرو الدعا لتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم" (9)

(... تا می توانید برای تعجیل در فرج دعا کنید چرا که فرج شما همان است.)

نتیجه گیری:

قدر مسلم پاره ای از نشانه های ظهور در عصر حاضر تحقق یافته است. ظهور این نشانه ها(ظهور اصغر) نوید بخش قریب الوقوع بودن ظهور اکبر است لکن اراده و فعل آدمیان می تواند در کنار سایر اسباب، موجب تسریع و یا تاخیر آن گردد.

پایان بخش نوشتار حاضر تذکار این نکته است که:

توقیت یاد شده از ناحیه علمای اعلام آن توقیت معهود در روایات نیست چرا که آن توقیت، تعیین زمان خاص الخاص و وقت دقیق برای امر ظهور است و این نحوه توقیت از کلام این بزرگان استنباط نمی شود.


منتظران مهدی/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پی نوشت ها:

1- بقره/214

2- با استفاده از مقاله"زمزمه های ظهور" نوشته شفیعی سروستانی

3- صدوق، محمدبن على بن الحسین، كمال‌‌الدین و تمام‌‌النعمة، ج‌‌2، ص‌‌483، ح‌‌4; طوسى، محمد بن الحسن، همان، ص‌‌176.

4- مفاتیح الجنان، دعای عهد

5- منظور روایتهایی است که مفاد کلی آنها این است که هر کس برای امر ظهور حضرت حجت عج الله تعالی فرجه الشریف وقتی تعیین کند دروغزنی بیش نیست از جمله : حضرت مهدی حجت بن الحسن (ع) به سفیر خود نوشتند: خدایت ارشاد کناد و ثابت دارد و نگهداریت فرماید: سئوال از منکرانی که از خاندان وپسرعموهای من می باشند کرده بودی بدانکه میان خدای عزوجل و میان کسی قرابتی نیست و هر کس مرا انکار کند از من نیست و راه او راه پسر نوح (ع) خواهد بود و اما راه عمویم جعفر و فرزندش راه برادران یوسف (ع) است و اما مالهای شما را ما نمی پذیریم مگر برای آنکه پاک شوید و هر که خواهد برساند و هر که خواهد ببرد و قطع کند و آنچه خدا به ما داده بهتر از آن چیزی است که به شما داده و اما ظهور فرج آن امرش با خدا است و وقت گذاران دروغ می گویند. (بحار ج 53 ص 3، یوم الخلاص ص 204). و یا روایت های دیگری چون:""کذب الوقاتون، انا اهل بیت لانوقت " و " کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون " در جای دیگری فرموده اند:خداوند اراده کرده است که با وقت تعیین کنندگان، مخالفت ورزد: " والی اللهِ اَن یخالفَ وقتَ الموقّتین" (اصول کافی جلد 1 صفحه 368 )

6- اموری که زمینه ساز ظهور پدیده ای خاص می باشند.

7- در اصطلاح اهل فلسفه علت ناقصه، به شیء مؤثر در پیدایش معلول اطلاق می شود به عنوان مثال در پیدایش یک نهال مجموعه ای از عوامل با یکدیگر همکاری می کنند نظیر آب، خاک، نور خورشید، کود، باغبان و... هر یک از این عوامل به تنهایی در حکم علت ناقصه(علت تأثیر گذار) برای پیدایش معلول(نهال) به شمار می روند.

8- اگر تحقق یک شیء مشروط به شرایطی چند باشد؛ در صورت تحقق مجموع آن شرایط اصطلاحا گفته می شود که علت "تامه" شد ه است و در این صورت پیدایش معلول ضروری و اجتناب ناپذیر خواهد بود. حکیمان بر این باورند که اراده در افعال آدمیان آخرین شرط ظهور فعل(جزء اخیر علت تامه) به شمار می رود.

9- مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌‌53، ص‌‌177.

 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

توسل به حضرت مهدی (عج) و الطاف ویژه

توسل به حضرت مهدی (عج) و الطاف ویژه واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

توسل به بندگـان خاص خداوند یکی از وسائل تقرب به درگـاه خداست. در این میان توسل به حضرت مهدی (عج) به عنوان مقرب‌ترین بنده خدا در روی زمین، می‌تواند مشکلات متوسلین را برطرف کند.

افراد زیادی در گذشته و حال بوده و هستند که این امر را تجربه کرده‌اند و به خواسته های خود رسیده گرفتاریشان رفع شده است. چه انسانهایی که با سوز و گداز به ساحت مقدس آن امام همام متوسل گردیده و از الطاف حضرتش بهره مند شده‌اند. (183) و این خود از دلایل تجربی وجود حضرت مهدی (عج) در پشت پرده غیبت و فایده رسانی اش به مردم است. اگـر ما در حجاب گـناه خود زندانی و از الطاف ویـژه آن حضرت محروم هستیم، دلیل بر نبودن آن نیست. ما می‌توانیم به عنوان یک منتظر واقعی امام زمان (عج) با توسل به ساحت مقدسش، از عنایات ایشان بهره مند گردیم و از انوار تابناک خورشید وجودش، راه خود را در تاریکی‌ها بیابیم.

نباید انتظار داشت که آفتاب برای نورافشانی مستقیم از پشت ابرها پایین بیاید، بلکه ما باید همچون مسافران هواپیما بر فراز ابرها قرار گیریم و از شعاع حیات بخش آفتاب بهره مستقیم گیریم. (184)

 در انتظار حضرت مهدی (عج)

 پـیش از این گـفته شد که اندیشه پـیروزی نهایی حق بر باطل و غلبه قطعی صالحان و پرهیزکاران و کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران از اجتماعات بشری، ریشه قرآنی دارد (185) که در روایات اسلامی از آن به انتظار فرج تعبیر شده است. اصل انتظار فرج از یک اصل کلی قرآنی دیگر استنتاج می‌شود و آن حرمت یاءس از رَوْح الله (186) است. افراد با ایمان در هیچ شرایطی تسلیم یاءس و ناامیدی نمی‌شوند، لیکن این انتظار فرج و امیدواری به رحمت خدا، در مورد یک عنایت عمومی برای همه بشر است، نه شخصی یا گروهی؛ بعلاوه این انتظار با نویدهای خاص و مشخصی تواءم است و ظهور حضرت مهدی (عج) که مظهر رحمت خداوندی است، یک حادثه قطعی در آینده تاریخ است.

این اندیشه مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است.

 انتظار سازنده و مخرب

 اکنون باید ماهیت و مفهوم انتظار فرج و پیامدهای آن را بررسی کرد و انتظار سازنده و مثبت را از انتظار ویرانگر و منفی، باز شناخت.

گروهی این گونه فکر می‌کنند که اگر ظهور حضرت مهدی (عج) جز با پر شدن زمین از ظلم و فساد واقع نخواهد شد، بنابراین دست زدن به هر گونه اصلاحات اجتماعی کمک به تاءخیر ظهور است و برای تسریع آن لازم است از اقدامات اصلاحی خودداری کرده، انجام آن را برعهده حضرت مهدی (عج) گذاشت. بنابراین دیدگاه، مفهوم انتظار دست روی دست گذاشتن به دور از هر گونه مسؤ ولیت پذیری اجتماعی و انجام وظیفه است.

روشن است که این برداشت منفی از انتظار، با تعالیم عمومی اسلام، به خصوص وظایف منتظران در زمان غیبت، منافات دارد. انتظار فرج که از عبادات و بلکه برترین آن‌ها شمرده شده، نمی‌تواند یک چنین بار منفی داشته باشد.

پیامبر اکرم (ص) فرموده است:

اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَل (187)

برترین اعمال امّتم انتظار فرج (حضرت مهدی) از سوی خداوند بزرگ است.

حدیث بالا بیانـگـر این است که انتظار فرج از سنخ عمل است، نه دست روی دست گذاشتن و سکوت. بنابراین، لازمه انتظار، حالت آماده باش داشتن و تهیه مقدمات آن ظهور بزرگ است.

دوران دولت حضرت مهدی (عج) به تعبیر قرآن، دوران حکومت بندگـان صالح (188) است، یعنی آنان که صالحند وارث زمین می‌شوند. آیا انتظار این دوران، بدون به وجود آمدن بندگان صالح و شایسته، درست است یا انتظاری است کاذب!؟ پس باید نخست در زمره بندگان صالح درآییم، آنگاه طالب نویدی که به آنان داده‌اند، باشیم. پس خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می‌برد، باید خود صالح باشد.

به بیان دیگر، چگونگی انتظار همواره متناسب با هدفی است که در انتظار وقوع آن هستیم:

ـ انتظار آمدن یک مسافر عادی از سفر

ـ انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز

ـ انتظار فرارسیدن فصل چـیدن میوه از درخت و برداشت محصول.

ـ ارتشی که هر لحظه در انتظار آمدن فرمانده و فرمان او برای جهاد آزادی بخش به سر می‌برند و...

هر یک از این انتظارها آمیخته با نوعی آمادگـی است. به عنوان مثال، انتظار آمدن یک مسافر عزیز از راه دور به این است که خود را برای استقبال از او آماده کنیم و برای پـذیرایی از وی وسائل و امکانات لازم را تهیه کرده باشیم.

انتظار یک مصلح جهانی نیز به معنی آماده باش کامل فکری و عملی برای پیشبرد اهداف اوست. به عبارت دیگر، در دوران انتظار یعنی پیش از ظهور، باید آن گونه باشیم که اگر امام ظهور نمود از ما انتظار می‌رود که آن گونه باشیم.

 پاداش منتظران

 منتظران راستین در روایات، ستوده شده و مورد تمجید قرار گرفته‌اند که با بررسی آن روایات، بهتر به مفهوم درست انتظار پی می‌بریم.

کسی به امام صادق (ع) عرض کرد: درباره کسی که انتظار ظهور حکومت حق را می‌کشد و با این حال از دنیا می‌رود چه می‌گویید؟ امام فرمود:

او همانند کسی است که در خیمه قائم (عج) (ستاد ارتش او) با او باشد. سپس کمی سکوت کرد و فرمود: بلکه مانند کسی است که همراه پیامبر (ص) بوده است. (189)

این مضمون با تعبیرات دیگری نیز نقل شده است:

او مثل کسی است که در محضر پیامبر (ص) شهید شده است. (190)

او به منزله کسی است که پیش روی پیامبر (ص) جهاد کند. (191)

همانند کسی است که خونش در راه خدا ریخته باشد. (192)

امام صادق (ع) در روایت دیگری فرمود:

... کسی که دوست دارد از یاران قائم (عج) باشد، پس منتظر بماند و به پرهیزکاری و روشهای نیک خو بگیرد؛ اگر او بمیرد و بعد از او قائم (عج) قیام کند، برای او پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده باشد؛ بنابراین (در عمل به دین) جدیّت و تلاش کنید؛ و ای گروهی که مورد عنایت و رحمت خدا هستید (پاداش الهی) گوارایتان باد، منتظر بمانید. (193)

عبارات یاد شده، روشنگر این واقعیت است که یک نوع رابطه و تشابه، میان مساءله انتظار و جهاد وجود دارد و انتظارِ چنین انقلابی، همیشه با جهادی وسیع و دامنه دار همراه است.

 وظایف منتظران در زمان غیبت

 منتظران راستین آن حضرت علاوه بر انجام دستورات عمومی اسلام، باید تکالیف خاصی را در مورد حضرت مهدی (عج) مراعات نمایند که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1 شناخت درست از امامت و صفات آن حضرت، زیرا اعتقاد به امامت ایشان از ارکان اعتقادی دین اسلام است که مرگ بدون آن از نوع مرگ ضلالت و جاهلیت است.

2 دعا برای سلامتی آن حضرت بگونه ای که ائمه (ع) تعلیم داده‌اند. (194)

3 صدقه دادن برای سلامتی ایشان، همان گونه که وقتی یکی از عزیزان ما در سفر است، صدقه می‌دهیم تا سالم برگردد. این صدقه نوعی ابراز مودّت به آن حضرت است که همه اُمت بدان ماءمورند. (195)

4 اندوهناک بودن در فراق آن حضرت، از این رو، سزاوار است دعای ندبه در هر صبح جمعه خوانده شود، و آن دعا ناله عاشقی است که در فراق آن حضرت اشک می‌ریزد، همان گونه که امام صادق (ع) در فراقش اشک ریخت.

سدیر صیرفی می‌گوید: من و مفضل و ابوبصیر و اءبان بر امام صادق (ع) وارد شدیم، دیدیم روی خاک نشسته و مانند زن جوانمرده گریه می‌کند و حزن و اندوه از چهره‌اش نمایان است، در حالی که می‌فرماید:

آقای من غیبت تو خوابم را ربوده، بسترم را بر من تنگ کرده و آرامش قلبی‌ام را گرفته است. ای آقای من، غیبتت مصیبتم را ابدی کرده، پس احساس نمی‌کنم اشکی را که از چشمم بیرون می‌آید و ناله ای که از سینه‌ام برمی خیزد. از مصائب گذشته آرام می‌گیرم، امّا حوادث آینده (در مورد غیبت تو) جای آن‌ها را می‌گیرند.

سدیر می‌گوید: با دیدن این منظره عقل از سر ما پرید و گمان کردیم، حادثه ای برای آن حضرت پـیش آمده است. عرض کردیم: ای پـسر بهترین آفریدگان، خداوند چشمانتان را نـگـریاند، چـه حادثه ای پیش آمده که اشک شما روان است؟ در این هنگام آن حضرت نفس عمیقی کشید و فرمود:

امروز صبح در کتاب جفر نـگـاه می‌کردم، کتابی که شامل بر حوادث گذشته و آینده تا روز قیامت است و خداوند آن را به محمد (ص) و امامان بعد از او اختصاص داده است. در آنجا به اخبار قائم (عج) برخوردم و در مورد غیبت و طول عمر او و آزمایش مؤ منان در فکر فرو رفتم که چـگـونه طول غیبتش موجب شک و تردید آنان و ارتداد عده زیادی می‌شود، ازاین رو غم و اندوه بر من غلبه کرد و متاءثر شدم...(196)

5 انجام طواف و حج مستحبی به نیابت از ایشان.

موسی بن قاسم می‌گوید: به امام جواد (ع) عرض کردم: می‌خواهم به نیابت از طرف شما و پـدرتان طواف کنم، امّا به من می‌گویند نباید به نیابت از طرف اوصیا طواف کرد. آن حضرت در پاسخ فرمود:

نه این چنین نیست، هر چه برایت امکان دارد طواف کن. (197)

6 توسل و استغاثه به آن حضرت، چرا که او فریادرس بیچارگان و درماندگان است و چه بسیار مشکلات و نیازهایی که بر اثر استغاثه به آن حضرت رفع شده است. (198)

7 هنـگـامی که نام آن حضرت برده می‌شود، همه برای تعظیم و تکریمش به پا خیزند، چنان که روایت شده که حضرت رضا (ع) در مجلسی در خراسان وقتی نام قائم (عج) برده شد، ایستاد و دست بر سرش نهاد و فرمود:

اَللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَه (199)

8 آشنا کردن مردم با امامت آن حضرت و راهنمایی آنان به لزوم پیروی از ایشان که نوعی تواصی به حق است. (200)

9 بزرگـداشت و تجلیل از مقام افرادی که از نظر نَسَبی یا کاری، منسوب به آن حضرت هستند، از قبیل سادات، علما و صالحان.

10 برای ثبات عقیده و ایمان خود به خواندن دعای زیر مداومت نماید.

زراره می‌گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: فدایت شوم، اگر زمان غیبت را درک نمودم، چه کار کنم؟ آن حضرت فرمود:

ای زراره، اگر آن زمان را درک کردی، این دعا را بخوان:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی (201)

خداوندا، خودت را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. پـروردگارا، فرستاده‌ات را به من بشناسان، چون اگر او را به من معرفی نکنی، حجت تو را نخواهم شناخت. بار الها، حجت (امام وقت) خود را به من معرفی کن، چرا که اگر او را به من نشناسانی، در دینم گمراه خواهم شد.

 شرایط و علائم ظهور

 برای ظهور حضرت مهدی (عج) علائم و نشانه‌هایی قرار داده شده تا حق طلبان با تحقق هر یک از آن‌ها، مژده نزدیکی ظهورش را دریافت کنند و نیز حجتی برای عموم باشد تا مبادا فریب مدّعیان دروغین مهدویت را خورده، گمراه شوند و این جدای از ویژگیهای جسمی و نَسَبی حضرت مهدی (عج) است که در درسهای گذشته یادآور شدیم.

و باید توجه داشت که بیشتر شرایط و علائم ظهور، (202) اموری هستند که پیدایش هر یک از آن‌ها بیانـگـر آن است که ظهور تا اندازه ای نزدیک شده است، امّا دلیل آن نخواهد بود که بعد از وقوع آن‌ها، بلافاصله حضرت مهدی (عج) ظهور می‌کند؛ البته در مورد بعضی از علائم تصریح شده که مقارن ظهور واقع می‌شوند.

 علائم حتمی و غیر حتمی

 از روایات اهل بیت (ع) استفاده می‌شود که بعضی از علائم ظهور حضرت مهدی (عج) حتمی و بعضی غیر حتمی است.

علائم حتمی حوادثی هستند که به طور حتم قبل از ظهور واقع می‌شوند و مشروط به شرط یا قیدی نیستند.

علائم غیر حتمی اموری هستندکه مشروط به شرط یا شرایطی هستند که اگر آن‌ها تحقق یابند، مشروط نیز واقع خواهد شد و مصلحت بوده که به طور اجمال از علائم ظهور شمرده شوند.

معلی بن خنیس می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:

بعضی از امور (ی که از علائم ظهورند) حتمی و بعضی غیر حتمی است از جمله امور حتمی خروج سفیانی در ماه رجب است. (203)

تقسیم شدن علائم ظهور به حتمی و غیر حتمی، به خوبی از این روایت استفاده می‌شود.

 علائم حتمی:

 روایات زیادی دلالت دارند که علائم حتمی پنج تاست.

عمرو بن حنظله می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم، فرمود:

قبل از قیام قائم (عج) پنج علامت حتمی واقع خواهد شد: (خروج) یمانی و سفیانی، (شنیده شدن) ندای آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن (لشکری) در صحرا (بین مدینه و مکه).(204)

خروج سفیانی: در روایات آمده که سفیانی از نسل ابوسفیان و نامش عثمان بن عنبسه است، پنج شهر شام دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به تصرف خود درمی آورد. (205)

امام صادق (ع) فرمود:

ما و خاندان ابوسفیان دو اهل بیتی هستیم که در مورد خداوند با همدیگر دشمنی کردیم، ما گفتیم خداوند راست می‌فرماید و آنان گفتند دروغ می‌گوید. ابوسفیان با پیامبر (ص)، معاویه با علی (ع) و یزید بن معاویه با حسین (ع) جنـگـیدند و سفیانی با قائم (عج) می‌جنگد. (206)

خروجیمانی: او شخصی از اهل یمن است که از دوستان اهل بیت (ع) است و برای یاری آنان قیام می‌کند. (207)

صیحه آسمانی: منظور از صیحه، ندایی آسمانی است که نام حضرت مهدی (عج) را می‌برد و همه ساکنان زمین، آن را به زبان خودشان، می‌شنوند.

زراره می‌گوید: امام صادق (ع) فرمود:

کسی نام قائم (عج) را (در جهان) می‌برد. عرض کردم: آیا این صدا را افراد خاصی می‌شنوند یا همگانی است؟ فرمود: این صداعمومی است و هر کس به زبان خودش آن را می‌شنود...(208)

فرو رفتن لشکر سفیانی در صحرا: حضرت علی (ع) در این زمینه فرمود:

نزدیک زمان قیام مهدی (عج) سفیانی خارج می‌شود و نُه ماه به اندازه دوران حاملگی زن فرمانروایی می‌کند. لشکر او به سوی مدینه می‌آید تا اینکه وقتی به صحرا رسید، خداوند آن را در زمین فرو می‌برد. (209)

باید توجه داشت که سفیانی لشکر خودش را برای جنگ با حضرت مهدی (عج) به سوی مدینه گـسیل می‌دارد؛ ناگهان متوجه می‌شود که آن حضرت به سوی مکه روانه شده است؛ لشکر او به دنبال آن حضرت راهی مکه می‌شود، امّا در بین راه به امر الهی در زمین فرو می‌رود. (210)

کشته شدن نفس زکیه : امام باقر (ع) فرمود:

قائم (عج) به یارانش می‌گوید: ای اصحاب من، اهل مکه مرا نمی‌خواهند، اما من کسی را به سوی آنان خواهم فرستاد تا حجت را بر آنان تمام کنم. پـس مردی از یاران خود را فرا خوانده و به او می‌گوید: به سوی مکه رفته و اعلام کن ای اهالی مکه، من فرستاده مهدی (عج) به سوی شما هستم؛ و او خطاب به اهل مکه چـنین اظهار می‌دارد: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، ما ذریه محمد و از نسل پیامبرانیم، از هنگامی که پیامبر (ص) از دنیا رفته، ما مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌ایم، از شما یاری می‌طلبم مرا یاری کنید. اما اهل مکه او را در بین رکن (حجرالاسود) و مقام (ابراهیم) ع سر می‌برند و او دارای نفسی پـاک است. (زیرا بدون هیـچ گـناهی کشته می‌شود).(211)

امام صادق (ع) فرمود:

بین قیام قائم آل محمد (ع) و بین کشته شدن نفس زکیه پانزده شب بیشتر فاصله نمی‌افتد. (212)

در بعضی از روایات امور دیگری از علائم حتمی شمرده شده است:

عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل می‌کند که فرمود:

... و دستی که از طرف آسمان آشکار می‌شود، از جمله امور حتمی است. (213)

ثمالی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود:

... و اختلاف و انقراض فرزندان عباس از امور حتمی است...(214)

خروج دجال: نزال بن سبره می‌گوید: صعصعة بن صوحان از حضرت علی (ع) سؤ ال کرد: دجال کی خروج می‌کند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:

... سوگـند به خدا کسی که از او سؤ ال کردی (در این زمینه) داناتر از سؤ ال کننده نیست ولی (خروج دجال) علائمی دارد که پشت سر هم ظاهر می‌شوند اگر بخواهی ازآنها خبردهم...(215)

در منابع اهل سنت نیز ذکر شده که دجال خروج می‌کند و عیسی بن مریم (ع) او را می‌کشد. (216)

 علائم غیر حتمی

 امور و حوادث زیادی به عنوان علائم ظهور در روایات مطرح شده بدون این که به حتمی بودن آن‌ها تصریح شود که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود:

گرفتن خورشید و ماه در ماه رمضان: عبید بن خلیل می‌گوید: امام باقر (ع) فرمود:

دو چیز قبل از قیام قائم (ع) خواهد بود که از زمان آدم تا آن روز نبوده است: گرفتگی خورشید در وسط ماه رمضان و ماه در آخرش. (217)

خرابی دیوار مسجد کوفه: از امام حسین (ع) نقل شده که فرمود:

هنـگـامی که دیوار مسجد کوفه از طرف خانه عبدالله بن مسعود خراب شد، سلطنت ستمکاران پایان می‌پذیرد و مهدی (عج) خروج می‌کند. (218)

هلاکت بسیاری از مردم: از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:

مهدی خروج نمی‌کند مـگـر اینکه 13 مردم کشته شوند، 13 بمیرند و 13 باقی بمانند. (219)

ممکن است در اثر جنگهای جهانی و وقوع زلزله‌ها یا حوادث دیگری بیشتر مردم از بین بروند.

ظهور علم و دانش در قم: از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:

بزودی کوفه از مؤ منان خالی می‌شود و علم و دانش از آن فروکش می‌کند، آن گونه که مار در لانه‌اش فرو می‌رود. سـپس علم و دانش در شهری که قم نامیده می‌شود، آشکار می‌گردد و آن شهر منبع علم و دانش خواهد شد، بگونه ای که همه حتی زنان پشت پرده از دین آگاه می‌گردند و این امور نزدیک ظهور قائم ما خواهد بود...(220)

فراگـیر شدن ظلم و فساد در جامعه: روایات زیادی بیانگر آن است (221) که قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) جهان از ظلم و فساد پر می‌گردد، ولی باید توجه داشت که در عینِ حال، جناح حق و عدل از بین نمی‌رود و جامعه مؤ منان گرچه به صورت اقلیت باقی خواهد بود و قیام مهدی (عج) نیز برای یاری این گروه است که مستحق یاری هستند. (222)

بخشی از علائم ذکر شده واقع گردیده و در مورد بعض دیگر باید در انتظار وقوعش بود.

توجه به مطالب یاد شده ما را به این نتیجه می‌رساند که در روایات، فقط علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بیان شده، و وقت ظهور نه تنها تعیین نشده، بلکه تعیین کننده آن دروغگو شمرده شده است.

ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق (ع) در مورد (وقت ظهور) قائم (ع) سؤ ال کردم، فرمود:

آنان که وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند، ما اهل بیتی هستیم که برای ظهور وقتی مشخص نمی‌کنیم. (223)

فضیل می‌گوید: از امام باقر (ع) سؤ ال کردم، آیا برای این امر (ظهور حضرت مهدی) وقت مشخصی هست؟ فرمود:

آنان که وقت تعیین می‌کنند دروغ می‌گویند، دروغ می‌گویند، دروغ می‌گویند. (224)

 پایان انتظار و آغاز انقلابی بزرگ

 منتظران حضرت مهدی (عج) می‌آیند و می‌روند و سال‌ها و قرن‌ها سپری می‌شود و آن حضرت همـچـنان در پـرده غیبت به سر می‌برد، امّا این وضعیت برای همیشه ادامه نخواهد داشت؛ پایان انتظار فرا خواهد رسید و مردم جهان روزی شاهد طلوع ستاره ولایت در سپیده دم این شب ظلمانی خواهند بود و زمین با تابش نور معنویت امام مهدی (عج) درخشش نوینی خواهد یافت.

برای آگـاهی از حوادث آن ایام به سخنان اهل بیت (ع) توجه می‌کنیم. از امام باقر (ع) روایت شده که فرمود:

مهدی (عج) از گردنه کوه طوی با 313 مرد به عدد رزمندگان بدر فرود می‌آید تا آنکه وارد مسجدالحرام می‌شود و چهار رکعت نماز در مقام ابراهیم می‌خواند. سپس با تکیه بر حجرالاسود، حمد و ثنای الهی به جا آورده و بر پیامبر (ص) درود می‌فرستد و بگونه ای سخن می‌گوید که تا به حال کسی آن گونه سخن نگفته باشد. نخستین کسانی که با او دست بیعت می‌دهند، جبرئیل و میکائیل خواهند بود. (225)

طبق روایات، یاران حضرت مهدی (عج) شبانگاه به اذن الهی از بستر بیرون آمده و همگی در یک ساعت نزد آن حضرت در مکه اجتماع می‌کنند. سپس ایشان ظهور می‌کند و با یارانش وارد مسجدالحرام می‌شود. آنان پس از بیعت جبرئیل، با آن حضرت بیعت می‌کنند و حضرت مهدی (عج) رسالت انقلابی خود را اعلام می‌کند تا اینکه تعداد یارانش افزایش می‌یابد؛ وقتی که به ده هزار نفر رسیدند، آن حضرت از مکه خارج می‌شود (226) تا زمین را از لوث وجود تبهکاران و ستمکاران پاکسازی کند.

امام صادق (ع) فرمود:

آیه اَیْنَ ما تَکُونُوا یَاءْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعاً (227) در مورد یاران قائم (عج) نازل شده، آنان شب از بسترشان بیرون می‌آیند، در حالی که صبح در مکه هستند...(228)

عبدالعظیم حسنی از امام جواد (ع) نقل می‌کند که فرمود:

وقتی 313 نفر از اهل اخلاص نزد مهدی (عج) اجتماع کردند، او ظهور می‌کند و هنگامی که تعداد یارانش به ده هزار نفر رسید، به اذن خداوند خروج می‌کند، سپس به حدی از دشمنان خدا را می‌کشد که خداوند از او خشنود گردد...(229)

 ویژگیهای یاران حضرت مهدی (عج)

 امام صادق (ع) در حدیثی، ویژگی‌ها و خصوصیات یاران حضرت مهدی (عج) را این چنین یادآور می‌شود:

... مردانی که قلبهایشان همانند تکه های آهن است (ازایمانی راسخ برخوردارند)، هرگز در مورد خدا شکی به دلشان راه نیافته است. اگر به کوه‌ها حمله کنند، آن‌ها را از جایشان می‌کنند، با پرچمهای خود وارد شهری (از شهرهای کفار) نمی‌شوند، مگر آن را ویران می‌سازند، برای تیمن و تبرک به اسب امام مهدی (عج) دست می‌مالند، آنان گرد امام مهدی (عج) را گرفته و در جنگ‌ها خود را سـپـر بلای ایشان می‌کنند و آنـچـه از آنان بخواهد به طور رسا و کامل انجام می‌دهند، مردانی که شب را نمی‌خوابند و در نمازشان زمزمه ای همانند زمزمه زنبوران دارند، شب را به عبادت سپری کرده و صبحگاهان بر اسبهای خود سوارند، راهبان شب و شیران روزند، آنان نسبت به قائم (عج) مطیع‌تر از کنیز نسبت به آقایش هستند، برافروخته و نورانی هستند، انگار در قلبشان چراغی است، از خداوند بیمناکند، برای شهادت دعا می‌کنند و آرزو می‌کنند که در راه خدا کشته شوند، شعارشان خونخواهی امام حسین (ع) است. وقتی که سیر می‌کنند رعب و وحشت تا مسافت یکماه راه، در پیشاپیش آن‌ها در حرکت است (تبهکاران از مسافتهای دور از آنان می‌ترسند) خداوند امام مهدی (عج) را به وسیله آنان یاری می‌کند. (230)

اگـر ما بخواهیم از یاوران حضرت مهدی (عج) باشیم، نخست باید از چهره های مصمم و با ایمانی باشیم که در بیان فوق ترسیم شده‌اند.

 فرود حضرت عیسی (ع)

 یکی ازآیات خداوند، فرود عیسی بن مریم (ع) از آسمان، هنگام قیام حضرت مهدی (عج) است.

حذیفه از پیامبر (ص) این گونه نقل می‌کند:

مهدی (عج) متوجه فرود عیسی بن مریم می‌شود، گویا قطرات آب از موهایش جاری است. او به عیسی می‌گوید: جلو بایست و با مردم نماز بخوان. عیسی پاسخ می‌دهد: نماز برای شما بر پـا شد، (امروز امام مردم شما هستی) پس عیسی پشت سرمردی از فرزندانم نماز می‌خواند. هنـگـامی که نماز تمام شد، عیسی برمی خیزد و با مهدی (عج) (به عنوان رهبر و امام) بیعت می‌کند. (231)

فرود حضرت عیسی (ع) از آسمان و بیعتش با حضرت مهدی (عج)، صداقت و حقانیت قیام آن حضرت را برای جهان مسیحیت آشکار می‌سازد و ایشان نقش مؤ ثری در پیشبرد اهداف و توسعه حکومت امام مهدی (عج) در کشورهای مسیحی نشین خواهد داشت. (232)

سؤ ال: با وجود سلاحهای مدرن و پیشرفته کنونی، چگونه حضرت مهدی (عج) پیروز می‌شود؟

پاسخ:

الف همان طور که گفته شد، ممکن است فرود حضرت عیسی (ع) از آسمان و بیعتش با حضرت مهدی (عج) موجب شود که دولتهای مسیحی نشین همچون اروپا و آمریکا، بدون جنگ مهمّی تسلیم شوند؛ و بنابر روایات، حضرت مهدی (عج) تورات را از غاری بیرون می‌آورد (233) و امکان دارد یهودیان نیز با مشاهده تورات اصلی، به آن حضرت ایمان بیاورند و جنگی میان حضرت و آنان واقع نشود و تسلیم شدن جهان مسیحیت و یهودیان البته تاءثیر عمیقی بر دیـگـر کشورها خواهد گذاشت و شاید آنان با احساس رعب و وحشت، راهی جز تسلیم در برابر رهبر جدید جهان نداشته باشند. امام باقر در این باره فرمود:

... رعب و وحشت پیشاپیش مهدی (عج) در حرکت است...(234)

قرآن کریم نیز درباره پـیامبر (ص) چـنین می‌فرماید: رسول خدا (ص) با ایجاد رعب در دل دشمنانش، یاری شد. (235)

ب ممکن است بر اثر وقوع جنـگهای جهانی، سلاحهای پیشرفته نابود گردد، چنانچه در روایات از کشتارهای دسته جمعی و وسیع خبر داده شده است. چنانکه پیش‌تر از حضرت علی (ع) نقل شد که:

مهدی (عج) خروج نمی‌کند، مـگـر اینکه 13 (مردم) کشته شوند و 13 بمیرند و 13 باقی بمانند. (236)

ج نمونه پـیروزی بر سلاحهای مدرن را همه ملتهای جهان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر رژیم شاهنشاهی و هشت سال دفاع مقدس مشاهده کردند و بر همگان ثابت شد که پیروزی تنها مرهون داشتن سلاح مدرن نیست، بلکه اراده های استوار و مقاومی می‌طلبد که بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. پس چه مانع دارد، همان گونه که ملت ایران توانست با سلاحهای معمولی برابر تمام جهان کفر بایستد و پیروز شود، امام زمان (عج) و یارانش نیز با استقامت بی نظیر بتوانند سلاحهای مدرن جهان را به غنیمت گرفته و پیروز شوند. البته در این میان از امدادهای ویژه الهی که نصیب آنان می‌شود نیز نباید غفلت کرد.

روایات نیز مؤ ید این مطلب است. مفضّل از یاران امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که روزی در حضور ایشان سخن از قائم (عج) پیش آمد و من گفتم: امیدوارم کارش به آسانی پیش رود.

امام علیه السلام فرمود: چنین نخواهد بود و این پیروزی دست نخواهد داد، جز در غرقاب خون و عرق بدن. (237)

بنابر روایت دیگری یکی از یاران امام باقر علیه السلام به ایشان عرض کرد:

می‌گویند وقتی مهدی علیه السلام قیام کند، همه کارها برایش خود به خود رو به راه می‌شود، بی آنکه قطره خونی ریخته شود.

امام فرمود:

ابدا چنین نیست. به حق آن که جانم در دست اوست، اگر بنا بود کارها بدین آسانی پا گیرد، برای پیامبر اسلام چنین می‌شد؛ پس چرا در راه مبارزاتش دندانش شکست و صورتش زخم برداشت. نه چنین نیست به خدا قسم (پیروزی حاصل نخواهد شد) جز اینکه ما و شما غرق در عرق و خون زخمهای خود گردیم. (238)

در بیانی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود:

گویا قائم علیه السلام و یارانش را می‌بینم که خطر از هر سو بر سرشان سایه انداخته، توشه های آنان تمام شده، جامه‌هایشان فرسوده گشته، سجده بر پیشانی آنان اثر گذارده است، روزها همـچـون شیر ژیان و شب هنگام نیایشگر حق، دلهایشان چون پاره های آهن است...(239)

د شاید سلاح حضرت مهدی (عج) و یارانش برتر از سلاح مدرن روز باشد، چون دستیابی بشر امروزی به سلاحهای پیشرفته در پرتو علم و دانش ویژه ای است که کسب کرده است و با توجه به اینکه یکی از ویـژگیهای عصر امام زمان (عج) بلوغ علم و ظهور همه ظرفیت‌ها و تواناییهای آن است، ممکن است بگوئیم امام زمان (عج) و یاران آن حضرت نخستین کسانی خواهند بود که از این دانش به منظور دستیابی به سلاحهای پـیشرفته روز و حداقل خنثی سازی اثر سلاحهای موجود در دست دشمنان استفاده می‌کنند.

البته در روایات، از سلاح او به شمشیر تعبیر شده که ممکن است یک تعبیر سمبولیک باشد، یعنی شمشیر کنایه از قدرت و منظور از قیام به شمشیر، اتکای به قدرت باشد.

 شیوه حکومت حضرت مهدی (عج)

 برآورده شدن تمام آمال و خواسته های طبیعی و فطری انسان‌ها و تکامل فکری و روحی آنان در تمام ابعاد، تنها در سایه حکمرانی امام معصوم امکان پذیر است. این ایده با ظهور حضرت مهدی (عج) جامه عمل خواهد پوشید و جامعه بشری شیوه حکمرانی معصوم را تجربه خواهد کرد.

روش حکمرانی آن حضرت بر اساس اصول و محورهایی خواهد بود که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

اجرای صحیح و دقیق قوانین الهی:

عمده مشکلات مادی و معنوی مردم، معلول عملی شدن قوانین نادرستی است که از مغز بشر تراوش می‌کند و مستند به وحی الهی و جهان غیب نیست و یا اگر قانون درست در دسترس هست، اما مجریان لایق و شایسته ای نیست که بتواند آن را اجرا کند. حضرت مهدی (عج) به عنوان آخرین خلیفه پـیامبر (ص) با آگاهی کامل به شریعت رسول خدا (ص) و به عنوان فردی معصوم، قوانین اسلام را در تمام زمینه های مادی و معنوی، فردی و اجتماعی زنده کرده و به مرحله عمل می‌گذارد تا جایی که گفته می‌شود او دین جدیدی آورده است، (240) چرا که حتی جامعه های اسلامی نیز فاصله زیادی با اسلام واقعی دارند و عادت آنان به وضع موجود و حکمرانی افراد فاسد و تبهکار، این تفکر را در آن‌ها تقویت کرده که دین اسلام همانی است که آنان فهمیده‌اند (241) و در کشورشان عملی می‌شود.

امام صادق (ع) فرمود:

مهدی (عج) به روش پیامبر (ص) عمل می‌کند، هر چه (از عادات و سنتهای نامشروع) بوده، آن‌ها را محو می‌نماید، چنان که پیامبر (ص) امور (رایج در) جاهلیت را از بین برد. او اسلام را از نو آغاز می‌کند (قوانین تعطیل شده آن را پیاده می‌کند) (242)

 قضاوت به روش حضرت داوود(ع) :

 اغلب قضاوتهادر محاکم بشری براساس شهادت شهودو جمع آوری قراین انجام می‌گیرد. حضرت مهدی (عج) بر اساس علم خود و به روش داوود (ع) در منازعات قضاوت می‌کند.

امام صادق (ع) فرمود:

وقتی قائم آل محمد (ع) قیام می‌کند، همانند حضرت داوود در بین مردم داوری می‌کند، احتیاجی به بیّنه (شهود عادل) ندارد، خداوند به او الهام می‌کند و به هر کس از آنچه که پنهان کرده و انجام داده، خبر می‌دهد...(243)

 تقسیم عادلانه ثروت:

 یکی از روشهای نادرست حکومتهای بشری، تقسیم غیر عادلانه ثروتهای عمومی است که موجب پـیدایش فقر و فاصله طبقاتی در جامعه می‌گردد. حضرت مهدی (عج) ثروت را به طور مساوی تقسیم می‌کند و بگونه ای فقر را ریشه کن می‌نماید که برای مصرف صدقه موردی نمی‌ماند.

ابو سعید خدری از رسول خدا (ص) چنین نقل می‌کند:

در پایان (عمر) امّتم مهدی (عج) خروج می‌کند، در دوران او باران (به حدّ کافی) می‌بارد و زمین گـیاه خود را می‌رویاند و مهدی (عج) مال را به طور مساوی و درست به مردم می‌دهد...(244)

همو از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمود:

مهدی (عج) به عنوان دادگـری عادل خروج می‌کند، صلیب را می‌شکند، خوک را می‌کشد، و مال و ثروت در میان مردم گـردانده می‌شود، ولی کسی پـیدا نمی‌شود که آن را قبول کند (همه بی نیاز می‌شوند).(245)

ساده زیستی:

حضرت مهدی (عج) به عنوان رهبر حکومت اسلامی با آنکه ثروتهای زمین را در اختیار دارد، از غذا و لباس ساده استفاده خواهد کرد تا الگویی برای زهد و بی اعتنایی به دنیا باشد.

امام صادق (ع) در این زمینه فرمود:

مهدی جز جامه زبر و خشن نمی‌پوشد و جز غذای خشک و سخت نمی‌خورد. (246)

عمرو بن شمر می‌گوید: در خانه امام صادق (ع) بودم؛ مردم از چـیزی سؤ ال نمی‌کردند، مگر اینکه آن حضرت پاسخ می‌داد؛ من به گریه افتادم. فرمود: ای عمرو، چرا گریه می‌کنی؟

گفتم: چگونه گریه نکنم؛ در میان امّت، مثل تو نیست، امّا در به رویت بسته است (یعنی از مقام اجتماعی و ثروت و مکنت برخوردار نیستی!). امام (ع) فرمود:

ای عمرو، گریه نکن؛ بیشترین غذاهای پاکیزه و لذیذ را می‌خوریم و لباس نرم می‌پوشیم و حال آنکه اگر چنان شود که تو می‌گویی (رهبری امت به دست ما بیفتد)، همانند امیر مؤ منان (ع) جز غذاهای سخت و لباس خشن نخواهد بود و اگـر جز این باشد عاقبتی جز غل و زنجیر آتشین نخواهد داشت. (247)

از این روایات استفاده می‌شود که هر چند در زمان ظهور زمینه برای استفاده از هر نوع لذت مادی فراهم می‌شود، اما اهل بیت پیامبر کسانی هستند که اگر به زعامت برسند، بیشتر از گذشته به دنیا پشت پا می‌زنند و این از وظایف و ویژگیهای رهبری امام معصوم است.


راسخون/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

پي‌نوشت‌ها:

 184 ر. ک. خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص 221 236، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ مهدی انقلابی بزرگ، بخش 3، فلسفه وجود امام به هنگام غیبت.

185 ر. ک. توبه (9)، آیه 33، صف (61)، آیه 9 و انبیا (21)، آیه 105.

186 إِنَّهُ لا یَیْاءَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ اِلا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ همانا از رحمت خدا جز گروه کافران ناامید نمی‌شوند، یوسف (12)، آیه 87.

187 منتخب الا ثر، ص 496.

188 انبیا (21)، آیه 105.

189 منتخب الاثر، ص 498.

190 همان.

191 همان.

192 همان.

193 منتخب الاثر، ص 497 498.

194 همان، ص 503.

195 ر. ک. شوری (42)، آیه 23.

196 کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 1، ص 353 354.

197 وسایل الشیعه، ج 8، ص 141 و 138.

198 ر. ک، نجم الثّاقب یا زندگانی مهدی موعود (عج)، ص 531 538.

199 منتخب الاثر، ص 506.

200 ر. ک. عصر (103)، آیه 4.

201 منتخب الاثر، ص 501.

202 ممکن است بین شرایط ظهور و علائم آن فرق بگذاریم، بدین معنی که شرایط ظهور اموری باشد که در زمره علل ظهور آن حضرت است و ظهور متوقف بر تحقق آن‌هاست، چنان که ممکن است پـیدایش عدد کافی از یاران خالص آن حضرت را از جمله شرایط ظهور بدانیم که تعدادشان در روایات به 313 (1) نفر مشخص شده است، امّا علائم ظهور اموری هستند که حکایت از نزدیکی ظهور دارند، بدون اینکه ظهور متوقّف برآنها باشد. البتّه نقطه اشتراک علائم و شرایط در این خواهد بود که هر دو قبل از ظهور واقع می‌شوند، امّا تشخیص اینکه کدام یک از آنـچـه در روایات بیان شده از شرایط یا علائم است، کار مشکلی است، بلکه ممکن است همه حوادث قبل از ظهور، بـگونه ای در نزدیکی و تحقق ظهور مؤ ثر باشند که ما از آن‌ها آگاهی نداریم. (ر. ک. تاریخ الغیبة الکبری، سید محمد صدر، ج 2، ص 395.)

1 ر. ک. بحارالانوار، ج 52، ص 316.

203 بحارالانوار، ج 52، ص 249.

204 همان، ص 204.

205 ر. ک. منتخب الاثر، ص 457.

206 بحارالانوار، ج 52، ص 190.

207 همان، ص 275.

208 منتخب الاثر، ص 450، 453 و 455.

209 همان، ص 455

. 210 ر. ک. الامام المهدی من المهد الی الظهور، سید محمدکاظم قزوینی، ص 4 363، مؤ سسه النور بیروت.

211 بحارالانوار، ج 52، ص 307.

212 همان، ص 192.

213 همان، ص 233.

214 همان، ص 206.

215 همان، ص 193؛ کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 267. (بر اساس روایت شیخ طوسی، خروج دجال حتمی است)

216 ر. ک. صحیح بخاری، ج 7 9، ص 696 698؛ سنن ترمذی، ج 3، ص 344 350، مطبعة الغجالة الجدیده.

217 غیبت نعمانی، ص 181، مؤ سسة الاعلمی للمطبوعات بیروت.

218 عقدالدرر فی اخبار المنتظر، ص 51.

219 همان، ص 63؛ منتخب الاثر، ص 453؛ بحارالانوار، ج 52، ص 207.

220 منتخب الاثر، ص 443.

221 ر. ک. همان، ص 428 432.

222 ر. ک. قیام و انقلاب مهدی (عج)، شهید مطهری، ص 64 68.

223 غیبت نعمانی، ص 198.

224 کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 262، مکتبة نینوی الحدیثة، طهران.

225 بحارالانوار، ج 52، ص 307.

226 بحارالانوار، ج 52، ص 307.

227 بقره (2)، آیه 148. یعنی: هر کجا باشید خداوند همگی شما را می‌آورد.

228 بحارالانوار، ج 52، ص 286.

229 همان، ص 283، 306 307.

230 بحارالانوار، ج 52، ص 308.

231 عقدالدرر فی اخبار المنتظر تحقیق دکتر عبدالفتاح محمد الحلو، ص 230، مکتبة عالم الفکر.

232 بحارالانوار، ج 14، ص 350.

233 غیبت نعمانی، ص 157.

234 همان، ص 155.

235 ر. ک. احزاب (33)، آیه 26؛ حشر (59)، آیه 2.

236 منتخب الا ثر، ص 453.

237 بحارالانوار، ج 52، ص 358.

238 همان.

239 همان، ص 386.

240 ر. ک. بحارالانوار، ج 52، ص 338 و 353.

241 ر. ک. همان، ص 362.

242 منتخب الاثر، ص 305.

243 بحارالانوار، ج 52، ص 325 و 339.

244 منتخب الاثر، ص 473؛ عقدالدرر، ص 164.

245 عقدالدرر، ص 166 و 171.

246 منتخب الاثر، ص 307.

247 بحارالانوار، ج 52، ص 360.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

بازتاب هاي جهاني در ظهور امام زمان (عج)

بازتاب هاي جهاني در ظهور امام زمان (عج) واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

گروه مبارزه ونافرماني

وظيفهِ اين گروه، مبارزه با نظام جهاني وعصيان عليه آن است. چه مي داني نظام جهاني چيست وچگونه اين نظام در خدمت به ابرقدرت ها وهم پيمانان آن ها وحفظ مراکز قدرت وموقعيت استراتژيکي شان در مناطق مختلف دنيا عمل مي کند؟!

مسؤوليت حفظ اين مراکز قدرت، مسؤوليتي بسيار دشوار وظريف است که نظام جهاني در تمام سطوح دنيا - نه در سطوح منطقه اي يا کشوري فقط - بدان پايبند است.

اين نظام، از يک سري معادلات وموازنه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي وخبري دقيق شکل گرفته است، ونيز از رژيم هاي اعضاي خانوادهِ جهاني ومجموعه اي از خطوط قرمز وسبز وزردي که در ميان اين رژيم ها واين مجموعه در زمينهِ حوادث، امتيازها، تنظيم نقش ها، تقسيم درآمدها، بازار ومنابع ثروت ومناطق نفوذ برقرار است.

به نظر ما، اين مجموعهِ پيچيده است که قدرت هاي بزرگ را به سلطه بر دنيا قادر ساخته است؛ چنان که يک اهرم(11) کوچک، انسان را در جا به جايي اجسام سنگين به کم ترين حرکت، توانا مي سازد. از اين رو نظام جهاني، قبل وبعد از سقوط اتحاد جماهير شوروي، همچنان نزد همگان احترامش را حفظ کرده است؛ زيرا هر يک از آنان به قدر گستره وتوان خويش از اين نظام بهره مي برد.

اين جوانان (زمينه سازان ظهور امام عصر، عليه السلام) به سادگي وبي هيچ ترديدي، اين خطوط قرمز را زير پا مي گذارند، معادلات وموازنه هايي را که همه بر آن توافق دارند وبدان به ديدهِ قبول واحترام مي نگرند بر هم مي زنند. همچنين استقرار وتوازن وهيبت جهاني اين رژيم ها وسازمان هاي بين المللي را بي اعتبار مي سازند.

اين سازمان ها ورژيم ها، نه قدرت سلطه بر اين جوانان را دارند، نه قدرت تحمّل اينان را ونه قدرت دفع شان را؛ زيرا بيشترين توان اين حکومت ها وهيبت جهاني شان در رويارويي با حکومت ها وسازمان هايي همانند خودشان است وآخرين سلاح آنان قتل، زندان، شکنجه وتبعيد، حال آن که اين جوانان از هيچ يک از اين امور نمي هراسند.

از اين رو، وصفي که در روايت دربارهِ اين قشر به کار رفته، بسيار دقيق است:

(لا تزلّهم الرياح العواصف، لا يملّون من الحرب ولا يجبنون وعلي اللّه يتوکّلون والعاقبه للمتّقين).

(آنان را تندبادها نلرزاند، از نبرد دلتنگ وملول نشوند ونهراسند، وبر خدا توکل کنند وعاقبت (نيک) از آن پارسايان است).

بي گمان آن که (در دل) هراسي ندارد، از نبرد خسته ودلتنگ نمي شود وتندبادها نيز طبيعتاً او را تکان نخواهند داد، نيرو وامتياز اينان در آن است که نمي هراسند ومشکل اينان از ديدگاه حکومت ها وقدرت هاي بزرگ در همين نکته نهفته است.

در موسم انتخابات عمومي رياست جمهوري آمريکا، در دورهِ رئيس جمهوري اسبق (کارتر) گفتگويي تلويزيوني در ضمن فعاليت هاي تبليغاتي اي که کانديداهاي رياست جمهوري امريکا داشتند ميان رئيس جمهور اسبق وکانديداي ديگري که در انتخابات از کارتر پيشي گرفت، برگزار شد. در اين برنامه، کانديداي اخير رو به کارتر کرد وگفت:

(در حادثه انفجار مقرّ نيروي دريايي امريکا در بيروت (مارينز)، به هيبت جهاني آمريکا خدشه زيادي وارد شد وتو - خطاب به کارتر - به تنهايي بايد مسؤوليت کامل اين خسارت را به عهده بگيري).

رئيس جمهور نيز در يک جمله پاسخ او را چنين داد:

(فکر مي کني من در مقابل انساني که به طلب کشته شدن آمده چه مي توانم بکنم؟! نهايت کاري که مي توانم بکنم اين است که مردم را باترس وتهديد از امثال چنين اقدامي بازدارم، امّا اگر کسي که دست به چنين انفجاري زده خود طالب مرگ باشد وبه سوي مرگ آغوش بگشايد، چگونه مي توانم وي را از اين کار بازدارم؟ واگر تو در موقعيت من بودي چه کار مي توانستي بکني؟!)

اين ها برخي مشخّصه هاي نسل مبارزي است که در رويارويي با رژيم ها وقدرت هاي بزرگ در عراق، ايران، افغانستان، لبنان، فلسطين، الجزاير، مصر، سودان واخيراً در چچن وبوسني وهرزگوين پا به عرصه نهادند.

کار اين نسل بسيار عجيب است؛ در عين حالي که در قبضهِ قدرت وسلطه وشلاّق جلادان قرار دارد وآنان انواع عذاب ها وشکنجه ها را بدو مي چشانند، بديشان ناسزا مي گويد وفرزندانش در مقابل آنان سر خم نمي کنند ونرمي نمي پذيرند... ونه فرياد مي کشند. چنان که يکي از اين فرزندان مبارز آن گاه که زير شکنجه هاي جلادان، انواع عذاب ها را مي چشيد، به شکنجه گر جلاد چنين گفت:

(حسرت شنيدن يک آخ را هم بر دلت خواهم گذاشت!)

بازتاب هاي جهاني

بازتاب هاي جهاني در مقابل اين نسل - چنان که در روايات بدان تصريح شده است - بازتابي خشمگينانه ومتعرّضانه است؛ زيرا اين نسل، معادلات وموازنه هاي جهاني را با چالش هاي سخت وحقيقي مواجه مي سازد؛ از اين رو عکس العمل هاي جهاني در مقابل او با عصبانيت وغضب دايمي بازشناخته مي شود.

ابان بن تغلب از حضرت امام صادق، عليه السلام، چنين نقل کرده است:

(اِذا ظَهَرَت رايه الحقّ لعنها اهل الشرق واهل الغرب، اَتدري لِمَ ذلک؟ قلت: لا، قال: للّذي يلقي النّاس من اهل بيته قبل ظهوره).(12)

(آن گاه که پرچم حق آشکار شود، اهل شرق وغرب لعنتش کنند. آيا مي داني، براي چه؟ گفتم: نه، فرمود: به دليل مشکلات وچالش هايي که اهل بيت او براي (نظام هاي) شرق وغرب ايجاد خواهند کرد).

اهل بيت وي قبل از ظهور، عادتاً زمينه سازان ظهور هستند که مشکلاتي را براي اين رژيم ها وسازمان ها فراهم کرده وراحتي وآرامش را از آنان سلب مي کنند. ثقه الاسلام کليني در کتاب روضهِ کافي از امام صادق، عليه السلام، در تفسير سخن خداي تعالي: (بعثنا عليکم عباداً لنا اولي بأسٍ شديدٍ)(13) چنين نقل کرده است:

(قومٌ يبعثهم اللّهُ قبل خروج القائم فلا يدعون واتِراً لالِ محمّدٍ اِلاّ قتلوه).(14)

(گروهي هستند که خداي تعالي قبل از ظهور قائم، عليه السلام، بر مي انگيزد، آنان هيچ ستم کننده اي به خاندان محمد، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، را رها نمي کنند، جز آن که او را به قتل مي رسانند).

بازتاب هاي جهاني که در اين روايات ذکر شده، تا حدّ زيادي به عکس العمل دنياي امروز در برابر بيداري اسلاميي که از آن به (بنيادگرايي اسلامي) تعبير مي کنند وناجوانمردانه ترين صفات را چون خشونت وتروريسم بدان منتسب مي سازند، شباهت دارد.

برنامه زمينه سازي

آماده سازي دنيا براي انقلاب امام عصر (عجل الله فرجه) وظيفه اي گسترده، بزرگ وپيچيده است که اين گروه در رويارويي با ستمگران وطاغوت هاي مستکبر وسردمداران کفر بدان اقدام مي کند.

اين ستمگران، روي هم رفته يک جبههِ سياسي وسيع را - به رغم تمام تناقضاتي که در ميانشان حاکم است - تشکيل مي دهند. اين جبهه اهرم هاي قدرت زيادي دراختيار دارد؛ اهرم هايي چون مال، اقتدار سياسي، نظامي وتبليغاتي، ارتباطات (گسترده) وتشکيلات (پيچيده) ، واز تمام اين وسايل در کوبيدن بيداري نوپاي اسلامي ونابودي آن بهره مي برد.

از اين رو، گروهي که عهده دار آماده سازي جهان براي ظهور امام عصر، عليه السلام، است، به ناچار مي بايد در رويارويي با اين نيروها از همان تشکيلاتي که جبههِ استکبار جهاني برخوردار است، برخوردار باشد. بلکه با تربيت ايماني وجهادي وآگاهي سياسي از دشمن پيشي گيرد.

بنابراين، طرح زمينه سازي براي قيام امام عصر، عليه السلام، که گروه زمينه سازان تدارک مي بينند، داراي دو جنبه خواهد بود:

جنبهِ اول

رشد ايماني، جهادي وآگاهي سياسي، اين، دقيقاً همان چيزي است که جبههِ مقابل فاقد آن است.

جنبهِ دوم

(ايجاد) تشکيلات سياسي، نظامي، اقتصادي، اداري واطلاعاتي که به ناچار در مانند چنين نبردي بايد موجود باشد.

بي گمان، گروه مؤمني که جهان را براي ظهور امام عصر، عليه السلام، مهيا مي سازد؛ بايد چنين امکاناتي را فراهم کند؛ اگرچه (در اين زمينه) قدرت برابري با جبههِ جهاني دشمن را نداشته باشد.

اين تشکيلات سياسي، نظامي، اقتصادي واطلاعاتي بدون وجود نظام سياسي ودولت در جهان محقق نخواهد شد، واين، همان دولت زمينه سازان است که روايات زيادي مژدهِ برپايي آن را داده اند وبه ناچار شکل گيري چنين نيرويي در زمين، ظهور امام، عليه السلام، را نزديک مي گرداند، وبدون آن، عوامل طبيعي ظهور امام فراهم نمي آيد. کسب چنين نيرويي نيازمند عمل وحرکت در متن زندگي است وفقط (مترصّد) بودن وبه (انتظار) نشستن، به معنيِ منفي آن، دردي را درمان نمي کند.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان

شهر آرمانی موعود-قسمت دوم

شهر آرمانی موعود-قسمت دوم واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

سه. عدالت در رابطه انسان با دیگران

برخی دیگر از روایات به سومین مصداق ظلم؛ یعنی ستم و تجاوز به دیگران توجه کرده و از میان برداشتن همه روابط ظالمانه موجود در جوامع انسانی را یکی دیگر از مظاهر عدل مهدوی بر شمرده‌اند. از جمله در روایتی که از امام رضا – علیه السلام - نقل شده، در توصیف «قائم اهل بیت» چنین آمده است: یُطَهِّرُ اللّه بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ، وَ یُقَدِّسُها مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ... فَإذا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ به نورِ رب‌ها وَ وُضِعَ میزانُ الْعَدْلِ بَیْنَ النّاسِ فَلا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَدا. (26) خداوند به وسیله قائم، جهان را از هرگونه ناروایی، پاکیزه و از هرگونه ستم، پیراسته می‌سازد... آن‌گاه که او قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، میزان عدل را در میان مردم بر پا می‌سازد و هیچ کس بر دیگری ستم روا نخواهد داشت.

ب. گستره عدالت موعود

گستره عدالت موعود را با دو نگاه می‌توان بررسی و تجزیه و تحلیل کرد. در نگاه کلان، آنچه مورد توجه قرار می‌گیرد، فراگیری عدالت آن حضرت و گسترش آن در سراسر کره خاک است و در نگاه جزئی و موردی، علاوه بر جهان شمولی و توسعه عام و فراگیر عدالت موعود، حاکمیت عدالت بر جنبه های مختلف حیات انسان نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. به بیان دیگر، در نگاه دوم، حاکمیت عدالت مهدوی بر هر یک از روابط فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی جوامع انسانی، به تفکیک، مطالعه و بررسی می‌شود. در اینجا تلاش خواهیم کرد گستره عدالت موعود را با توجه به دو نگاه یاد شده، از منظر روایات بررسی کنیم:

یک. جهان شمولی

از بررسی روایاتی که در زمینه ویژگی‌های عصر حکومت جهانی امام مهدی - علیه‌السلام - وارد شده است، چنین بر می‌آید که در آن عصر، جهان با همه وسعتش در دایره حاکمیت عدل مهدوی قرار می‌گیرد و هیچ جای جهان از حوزه نفوذ عدالت موعود بیرون نمی‌ماند. از مهم‌ترین روایت‌هایی که با توجه به آن‌ها می‌توان به جهان شمولی عدالت مهدی پی برد، روایت‌های متواتری است که از شیعه و اهل سنّت، نقل و در آن‌ها تصریح شده است که امام مهدی – علیه السلام - جهان را پس از آنکه از ستم پر شده است، از عدل و داد آکنده می‌سازد.

پیش از این به چند مورد از این روایات اشاره کردیم. از این رو، از تکرار آن‌ها خود داری می‌کنیم. برخی دیگر از روایات که می‌توان جهان شمولی عدالت مهدوی را از آن‌ها استفاده کرد، روایاتی است که در آن‌ها تصریح شده است با ظهور امام مهدی – علیه السلام-، همه زمین و نه فقط قسمتی از آن زنده می‌شود و حیات دوباره می‌یابد. این روایات، خود، کنایه از این است که باگسترش عدالت آن حضرت، جهان خسته از ستم که رفته رفته به پیکری بی‌جان تبدیل شده است، حیات دوباره پیدا می‌کند و نشاط و سر زندگی خود را باز می‌یابد.

 بخشی از این روایات، روایاتی است که در تفسیر آیه شریفه زیر وارد شده است: إِعْلَمُوا أَنَّ اللّه یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ موت‌ها قَدْ بَیَّنّا لَکُمُ الاْیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلوُن. (27) بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده‌ایم؛ باشد که بیندیشید. در یک نمونه از این روایات که از امام محمد باقر – علیه السلام- نقل شده است، چنین می‌خوانیم: یُحْیِیها اللّه عَزَّوجَلَّ بِالْقائِمِ علیه السلام بَعْدَ موت‌ها. (28) خداوند صاحب عزت و جلال، به دست قائم درود خدا بر او باد زمین را پس از مردنش زنده می‌سازد. از ابن عباس نیز در تفسیر این آیه چنین نقل شده است: یَعْنِی یُصلِحُ «الأَرْضَ» به قائمِ آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ «بَعدِ موت‌ها» یَعْنِی مِنْ بَعْدِ جَوْرِ أَهْلِ مملکت‌ها «قَدْ بَیَّنّا لکُمُ الآیاتِ» به قائمِ آلِ مُحَمَّدٍ «لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ».(29) [خداوند] به وسیله قائم آل محمد، «زمین را پس از مردنش»؛ یعنی پس از ستم ساکنان آن، آباد و سرزنده می‌سازد. «به راستی آیات را» به وسیله قائم آل محمد «برای شما روشن گردانیده‌ایم؛ باشد که بیندیشید».

دو. همه جانبه نگری

با ظهور امام مهدی – علیه السلام- و استقرار حکومت آن حضرت، عدالت بر تمام روابط موجود در جوامع انسانی حاکم می‌شود و ساحت‌های مختلف زندگی بشر، رنگ عدل و قسط به خود می‌گیرد. به بیان دیگر، عدالت مهدوی به عدالت اقتصادی یا عدالت قضایی محدود نمی‌شود و همه حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی را شامل می‌شود. اگر چه همه جانبه نگری عدالت موعود را می‌توان از عموم یا اطلاق روایاتی که بر حاکمیت عدالت و نابودی ستم در زمان ظهور امام مهدی علیه السلام دلالت می‌کنند، به دست آورد، ولی برای روشن‌تر شدن این موضوع، روایت‌هایی را که ناظر به گسترش عدالت در حوزه‌های مختلف اجتماعی است، به تفکیک بررسی می‌کنیم:

اول. عدالت فرهنگی و آموزشی

یکی از شاخصه‌های مهم عدالت مهدوی، فراهم شدن امکان رشد و اعتلای فرهنگی و آموزشی برای همه مردم صرف نظر از جنس، طبقه یا رنگ و نژاد است. در نظام حکومتی امام مهدی – علیه السلام-، نادانی، بی سوادی و کم خردی به طور کلی ریشه کن می‌شود و همه انسان‌ها به مقتضای توانایی خود، از بالاترین حد دانش و معرفت برخوردار می‌شوند. در روایتی که از امام محمد باقر – علیه السلام- نقل شده است، در زمینه رشد و توسعه خرد ورزی در زمان امام مهدی علیه السلام چنین می‌خوانیم: إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللّه یَدَهُ عَلی رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُمْ وَ کَمُلَتْ بِهِ أَحْلامَهُم. (30) هنگامی که قائم ما به پا خیزد، خداوند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و بدین وسیله، خرد آن‌ها افزایش می‌یابد و به کمال می‌رسد. در روایت دیگری از آن حضرت، در زمینه همگانی شدن دانش و معرفت در عصر حاکمیت امام مهدی – علیه السلام - چنین آمده است: ... وَ تُؤْتُونَ الْحِکْمَةَ فِی زَمانِهِ حَتّی أَنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِی فِی بیت‌ها بِکتابِ اللّه تَعالی وَ سُنَّةِ رَسُولِ‌اللّه صلّی الله علیه و آله. (31)... در دوران، او شما از حکمت برخوردار می‌شوید تا آنجا که یک زن در خانه خود، برابرکتاب خدای تعالی و روش پیامبر- که درود خدا بر او و خاندانش باد- [همچون مجتهد با استنباط شخصی] به انجام تکالیف شرعی (32) خود پردازد.

دوم. عدالت قضایی

در زمان حکومت امام مهدی - علیه السلام-، عدالت به تمام معنا در مناسبات حقوقی و قضایی حاکم می‌شود و داوری و قضاوت میان مردم از هرگونه شایبه، خطا، اشتباه، بی‌عدالتی و جانب داری پیراسته می‌گردد که این امر در عادلانه شدن همه روابط اجتماعی و جلوگیری از ستم و تجاوز به حقوق دیگران نقش مهمی خواهد داشت. در این زمینه نیز روایت‌های فراوانی وارد شده است.

برای نمونه، امام صادق – علیه السلام- در روایت زیر، شیوه قضاوت امام مهدی علیه السلام را به شیوه پیامبرانی چون حضرت داود – علیه السلام- تشبیه می‌کند که قضاوت عادلانه و بدون اشتباه آن‌ها در تاریخ مشهور است: إِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام حَکَمَ بَیْنَ النّاسِ به حکمِ داوُدَ لایَحْتاجُ إِلی بَیِّنَةٍ یُلْهِمُهُ اللّه ُتَعالی فَیَحْکُمُ بِعِلْمِهِ وَ یُخْبِرُ کُلَّ قَوْمٍ به ما اسْتَبْطَنُوه ...(33) زمانی که قائم آل محمد درود خدا بر آن‌ها باد به پا خیزد، در میان مردم به حکم داود قضاوت خواهد کرد.

او به بیّنه (شاهد) نیازی نخواهد داشت؛ زیرا خدای تعالی، امور را به وی الهام می‌کند و او بر پایه دانش خود داوری می‌کند و هر قومی را به آنچه پنهان کرده‌اند، آگاه می‌سازد. بدیهی است قضاوتی که با الهام خداوند صورت گیرد، در آن، هیچ اشتباه و بی‌عدالتی نخواهد بود. در اینجا چند پرسش مطرح است: نخست اینکه آیا امام مهدی – علیه السلام-، خود، به تنهایی امر قضا را به عهده خواهد گرفت یا اینکه کسان دیگری را هم برای قضا و تبر می‌گزیند؟

 دوم اینکه اگر امام مهدی – علیه السلام -، کسان دیگری را هم برای قضاوت میان مردم بر می‌گزیند، چه تضمینی وجود دارد که آن‌ها دچار اشتباه و خطا یا قضاوت نا عادلانه نشوند؟ در پاسخ به این دو پرسش باید گفت آنچه از روایات استفاده می‌شود، این است که آن حضرت، تعدادی از یاران خود را بر می‌گزیند و برای قضاوت به سراسر جهان گسیل می‌دارد، ولی آنچه مایه در امان بودن آن‌ها از اشتباه و قضاوت ناعادلانه می‌شود، این است که آن‌ها در بالاترین مراتب پرهیزکاری قرار دارند و در ارتباطی مستقیم با امام خود، حکم همه قضایایی را که در آن‌ها دچار شک و تردید شده‌اند، دریافت می‌کنند. در روایتی که از امام صادق – علیه السلام - نقل شده، به این موضوع تصریح شده است. (34)

سوم. عدالت اقتصادی

عدالت اقتصادی، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های عدالت اجتماعی است و به جرئت می‌توان گفت بسیاری از تحولات و نهضت‌های اجتماعی و سیاسی که در طول تاریخ در جوامع مختلف رخ داده، به نوعی با این موضوع مرتبط بوده است. اگر چه سوگ مندانه باید پذیرفت که هر چه انسان‌ها برای تحقق عدالت اقتصادی بیشتر تلاش کرده‌اند، کمتر بدان دست یافته‌اند و جز در دوره‌های محدودی از زندگی بشر در زمین، عدالت اقتصادی بر جوامع حاکم نبوده است.

 نگاهی اجمالی به تاریخ تحولات نظام‌های سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهد که در گذر زمان، نظام‌های مختلفی با داعیه برقراری و گسترش عدالت اقتصادی به میدان آمده و پس از چند صباحی حاکمیت و اتلاف سرمایه های مادی و معنوی ملت‌ها، صحنه سیاست را ترک کرده‌اند که نظام‌های سوسیالیستی، آخرین نمونه از این دست نظام‌ها هستند. در دولت امام مهدی – علیه السلام- به عنوان آخرین دولتی که بر زمین حکومت خواهد کرد، تأمین عدالت اقتصادی، نقش و جایگاه برجسته‌ای دارد و در روایت‌های اسلامی نیز بر این جنبه از ابعاد عدالت موعود بسیار تأکید شده است.

با نگاهی گذرا به روایات اسلامی، به روشنی می‌توان دریافت که با استقرار حکومت مهدوی، رفاه اقتصادی همراه با قسط و عدالت بر سراسر جهان حاکم می‌شود و بشر به آرزوی دیرین خود دست می‌یابد. برای به دست آوردن تصویری اجمالی از عدالت و رفاه اقتصادی عصر ظهور، به چند نمونه از روایت‌هایی که در این زمینه وارد شده است، اشاره می‌کنیم: یَکوُنُ الْمَهْدِیُّ فی أُمَّتی... تَتَنَعَّمُ أُمَّتی فِی زَمانِهِ تَنَعُّما لَمْ‌یَتَنَعَّمْ (یَتَنَعَّمُوا) مِثْله قَطُّ، البرُّمِنْهم و الْفاجِرُ. یُرْسِلِ السَّماءُ عَلَیهِمْ مِدْرارا وَ لا تَحْبِسُ الْأَرْضُ مِنْ نبات‌ها، وَ یَکُونُ الْمالُ کَدُوسا، یَأْتیهِ الرَّجُلُ فَیَسأَلهُ فَیُحِثِی لَهُ فِی ثَوْبِهِ مَا اسْتَطاعَ أَنْ یَحْمِلَه. (35) مهدی در امت من است... امت من، [اعم از] نیکان و بدان آن‌ها، در عصر او به چنان رفاه و آسایشی دست می‌یابند که هرگز مانند آن سابقه نداشته است. آسمان بر آن‌ها بارش فراوان می‌فرستد و زمین، گیاهانش را از آن‌ها دریغ نمی‌دارد.

در آن زمان، مال و ثروت چون خرمن بر هم انباشته می‌شود. مردی پیش آن حضرت می‌آید و از او در خواست [کمک] می‌کند. ایشان هم به مقداری که آن مرد می‌تواند با خود بر دارد، در لباسش می‌ریزد. امام محمد باقر - علیه السلام- نیز عدالت اقتصادی دوران ظهور را چنین توصیف می‌کند: ... فَإِنّه یَقْسِمُ بِالسَّوِیَّةِ وَ یَعْدِلُ فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ، البَرُّ مِنْهُمْ وَ الْفاجِر. (36) ... او مال و ثروت را به مساوات [بین مردم]، تقسیم و در میان آفریدگان [خدای] رحمان، [اعم از] نیکان و بدان آن‌ها، عدالت برقرار می‌کند.

آن حضرت در روایتی دیگر در بیان رفاه عمومی و برابری اقتصادی که در عصر حاکمیت حضرت قائم – علیه السلام - ایجاد می‌شود، می‌فرماید: ... وَ یُعْطِی النّاسَ عَطایا مَرَّتَینِ فِی السَّنَةِ وَ یَرْزُقُهم فِی الشَّهْرِ رِزْقَینِ وَ یُسَوّی بَیْنَ النّاسِ حَتّی لاتَری مُحْتاجا إلی الزَّکاةِ وَ یَجیءُ أَصْحابُ الزَّکاةِ بَزَکاتِهِمْ إِلی الَْمحاویجِ مِنْ شیعَتِهِ فَلایَقْبِلوُنَها، فَیُصِرُّونَها وَ یَدُورُونَ فِی دَوْرِهِمْ فَیَخرُجُونَ إِلَیْهم، فَیَقُولُونَ:لاحاجَةَ لنا فی دِراهَمِکُمْ، ... وَ یَجْتَمِعُ إِلَیه أَموْالُ أَهْلِ الدُّنیا کل‌ها مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَظَهْرِها، فَیُقالُ لِلنّاسِ: تَعالَوا إِلی ما قَطَعْتُمْ فیه الْأَرَحامَ وَ سَفَکْتُمْ فیه الدَّمَ الْحرامَ، وَرَکَبْتُم فیه الَْمحارِمَ. فَیُعْطی عَطاءً لَمْ‌یُعْطِهِ أَحَدٌ قَبْلَه. (37) ... او بخشش‌هایش را دو بار در سال بر مردم ارزانی می‌دارد و در هر ماه دو بار به آن‌ها روزی می‌دهد. او میان مردم چنان برابری ایجاد می‌کند که هیچ نیازمند زکاتی یافت نمی‌شود.

صاحبان زکات با زکات‌های خود به سوی مستمندان از شیعیان او روی می‌آورند، ولی آن‌ها از پذیرش زکات خود داری می‌کنند. پس صاحبان زکات، زکاتشان را در همیان می‌گذارند و در خانه‌های مستمندان می‌گردانند و به آن‌ها عرضه می‌کنند، ولی آن‌ها می‌گویند: ما را نیازی به درهم‌های شما نیست... همه اموال اهل دنیا، چه [آن‌ها که] از دل زمین [به دست می‌آید] و [چه آن‌ها که] از روی زمین [حاصل می‌شود]، نزد او جمع می‌شود. پس او به مردم می‌گوید: بیایید به سوی آنچه در راه [به دست آوردن] آن، پیوندهای خویشی را گسستید، به نا حق خون ریختید و به محارم دست یازیدید.

پس او چنان بخششی به مردم ارزانی می‌کند که پیش از آن هیچ کس ارزانی نداشته است. نکته مهمی که از این روایات و برخی دیگر از روایات به دست می‌آید، این است که در زمان امام مهدی – علیه السلام-، مردم علاوه بر بی نیازی ظاهری که بر اثر گسترش رفاه عمومی و توزیع عادلانه ثروت‌ها بدان دست می‌یابند، از نظر باطنی نیز به بی نیازی می‌رسند و روحیه زیاده خواهی و زیاده طلبی در آن‌ها از میان می‌رود، تا آنجا که از پذیرش مال و ثروتی که احساس می‌کنند نیازی بدان ندارند، خود داری می‌کنند. روایت زیر که از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است، این نکته را به روشنی بیان می‌کند: إِذا خَرَجَ الْمَهْدِیُّ أَلْقَی اللّه تَعالی الغِنی فی قُلوبِ الْعِبادِ، حَتّی یَقُولُ المَهْدِی: مَنْ یُریدُ المالَ؟ فَلا یَأْتیهِ أَحَدٌ إلاّ واحِدٌ یَقُولُ أَنَا. فَیَقُولُ: أَحْثِ فَیُحْثی فَیَحْمِلُ عَلی ظَهْرِهِ، حَتّی إذا أَتی أَقْصَی النّاسِ.

 قالَ: ألا أَرانی شَرَّ مَنْ هاهُنا، فَیَرْجِعُ فَیَرُدَّهُ إِلَیهِ، فَیُقُول: خُذْ مالَکَ، لاحاجَةَ لی فیه. (38) هنگامی که مهدی ظهور کند، خداوند تعالی، بی‌نیازی را در دل‌های بندگان جای گزین می‌سازد، تا آنجا که وقتی مهدی می‌گوید: چه کسی مال و دارایی می‌خواهد؟ جز یک نفر هیچ کس به سوی او نمی‌آید. پس او می‌گوید: [هر چه خواهی] برگیر. آن مرد هم مقداری مال بر می‌گیرد و بر دوش خود می‌گذارد، می‌رود، تا آنجا که به دورترین مردم می‌رسد. در این وقت می‌گوید: آیا من از این مردم هم بدترم. پس باز می‌گردد و آن مال را به مهدی بر می‌گرداند و می‌گوید: مالت را بگیر. نیازی به آن ندارم.

ج. ژرفای عدالت موعود

عدالت مهدوی نه تنها نمودهای مختلف روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و روابط فرهنگی، آموزشی، حقوقی، قضایی و اقتصادی جوامع انسانی را عادلانه می‌سازد، بلکه بر روابط فردی مردم نیز اثر می‌گذارد و تا اندرونی‌ترین و شخصی‌ترین روابط مردم نیز نفوذ می‌کند؛ کاری که از عهده هیچ نظام سیاسی، اجتماعی ساخته نیست. امام صادق- علیه السلام- در توصیف عدالت قائم آل محمد – علیه السلام- می‌فرماید:... أَما وَ اللّه لَیُدْخِلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلَهُ جَوفَ بُیُوتِهِمْ کَما یَدْخُلُ الحَرُّ وَ الْقَر. (39) ... به خدا سوگند، او عدالتش را تا آخرین زوایای خانه‌های مردم وارد می‌کند، همچنان که سرما و گرما وارد خانه‌ها می‌شود. بر اساس این روایت می‌توان گفت در زمان امام مهدی – علیه السلام-، روابط خانوادگی اعم از روابط زن و شوهر، روابط پدر و مادر و فرزندان و روابط دیگر خویشان و بستگان با یکدیگر بر پایه عدالت سامان می‌یابد و هر گونه ستم، تجاوز، بی‌عدالتی و تضییع حقوق از نهاد خانواده، به عنوان اساسی‌ترین رکن اجتماع، رخت بر می‌بندد. در چنین شرایطی، همه آسیب‌ها و نابسامانی‌های اجتماعی که بر اثر نبود روابط عادلانه و انسانی در کانون خانواده‌ها به وجود می‌آید، از بین می‌رود.

د. اهداف عدالت موعود

از مجموعه آنچه تاکنون گفته شد، به تصویر جامعی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عصر ظهور دست می‌یابیم و بر ما روشن می‌شود که عدالت موعود چگونه جوامع انسانی را متحول می‌کند و زمینه رشد و کمال معنوی انسان‌ها را فراهم می‌سازد. به بیان دیگر، عدالت موعود، همه ابعاد وجود آدمی را هدف قرار می‌دهد و چون میزانی دقیق، زندگی مادی و معنوی انسان‌ها را به اعتدال می‌کشاند. عدالت مهدوی چنان که در کلام پیامبر گرامی اسلام نیز بر آن تأکید شده است انسانی راکه در پس قرون، از اصل خود، دور و در حجاب‌های ظلمانی غوطه‌ور شده بود، با حقیقت خویش آشنا می‌کند و به اصل خود بر می‌گرداند: تَأوی إِلَیهِ أُمَّتُهُ کَما تَأْوی النَّحْلَةُ [إلی] یَعْسُوبِها، یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْرا، حَتّی یَکُونَ النّاسُ عَلی مِثْلِ أَمْرِهم الْأَوَّل. (40) امت مهدی به سوی او پناه می‌برند، چنان که زنبوران عسل به ملکه خود پناه می‌آورند. او زمین را از عدالت پر می‌سازد، همچنان که از ستم انباشته شده بود؛ تا مردم آن گونه شوند که در آغاز [آفرینش] بودند. با این بیان می‌توان گفت در فرهنگ مهدوی، عدالت، مظهر همه خوبی‌ها و ستم، نماد همه بدی‌هاست. از این رو، عدالت، جامع همه هدف‌هایی است که می‌توان برای انقلاب رهایی بخش امام مهدی – علیه السلام - تصور کرد. به همین دلیل، می‌بینیم در روایات، بیش از هر چیز بر عدالت گستری و ستم ستیزی آن حضرت تأکید شده است.

جمع بندی و نتیجه گیری

با بررسی اجمالی روایاتی که شیعه و اهل سنّت در زمینه بشارت به ظهور حضرت مهدی – علیه السلام- نقل کرده‌اند، روشن می‌شود که در این روایات، به بر پا داشتن قسط و عدل و نابود کردن ستم وجور از سوی آن حضرت بیش از هر چیز دیگر توجه شده است. جامعه آرمانی اسلامی، همان جامعه مهدوی است که با ظهور امام مهدی- علیه السلام - در گستره‌ای به وسعت همه جهان تشکیل می‌شود و همه جهانیان را صرف نظر از رنگ، نژاد و ملیت از برکات خود بهره‌مند می‌سازد. این اندیشه در اسلام مغفول نمانده است و به تفصیل راجع اصل، خصوصیات و شاخصه های آن سخن رفته است. بر خلاف جوامع آرمانی انسانی، جامعه آرمانی مهدوی با تکیه بر آموزه‌های الهی و بر اساس شناخت کامل پروردگار از انسان و ویژگی‌های جسمی و روحی او شکل گرفته است و هرگز طرحی خیالی و بی‌ارتباط با حقایق و واقعیت‌های جهان نیست. در این طرح الهی، مهم‌ترین ویژگی جامعه آرمانی مهدوی از بین رفتن همه مظاهر ستم و برقراری عدالت در همه مناسبات فردی و اجتماعی است.

 محمدنوید داراب زاده 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

سه شنبه 11 مهر 1391  10:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها