0

آنچه شما خواسته‌ايد

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

آنچه شما خواسته‌ايد

جام جم آنلاين: طي اين سال‌ها برنامه‌هاي نمايشي و غيرنمايشي مشاركتي بسياري ساخته شده است. در ميان نهادهاي مشاركت‌كننده، بيشترين همكاري را سازمان‌هاي آب، برق، گاز، نيروي انتظامي (ناجا)، بيمه و... داشته‌اند.

البته در اين‌باره نمي‌توان نهادهاي اقتصادي همچون بانك‌ها را ناديده گرفت كه به عنوان اسپانسر در برخي توليدات نمايشي همچون «عيد امسال»، «پنج كيلومتر تا بهشت» و... حضور داشتند و صحنه‌هايي از آثار توليد شده به ورود شخصيت‌هاي قصه به بانك‌ها اختصاص داشت.

در ميان آثار توليد شده نمايشي و غيرنمايشي كه با مشاركت نهادي تهيه شده است برخي آثار موفق‌تر از بقيه بودند كه در اين گزارش تلاش كرديم بخشي از برنامه‌ها و سريال‌هاي مشاركتي موفق‌تر را مرور و دلايل موفقيت آنها را بيان كنيم.

آتش‌نشاناني واقعي در عمليات 125

بهروز افخمي پس از «كوچك جنگلي» در دهه 60 ديگر براي تلويزيون مجموعه نساخت تا اين‌كه با كارگرداني سري اول «عمليات 125» با موضوع حرفه آتش‌نشاني دوباره به تلويزيون برگشت.

از سال‌ها پيش ساخت مجموعه‌هاي تلويزيوني با محور قرار دادن يك حرفه خاص همچون پزشكي، پرستاري، آتش‌نشاني و... در شبكه‌هاي مختلف تلويزيون دنيا رواج پيدا كرد و دستمايه مجموعه‌هاي جذابي همچون «هشدار براي كبري 11»، «پرستاران»، «هليكوپتر امداد» و... شد و توانست مخاطبان زيادي كسب كند، اما در مجموعه‌هاي وطني كمتر پيش آمده نوع موضوعات به مجموعه‌هاي جذابي تبديل شود.

بهروز افخمي در مجموعه تلويزيوني عمليات 125 به تهيه‌كنندگي داوود هاشمي سراغ يكي از پرخطرترين و جذاب‌ترين مشاغل دنيا يعني آتش‌نشاني رفت كه به لحاظ دراماتيك جاي پرداخت زيادي داشت.

او با انتخاب و هدايت صحيح نويسندگان اين اثر توانست با محور قرار دادن زندگي شخصي و مشكلات تعدادي از داوطلبان آتش‌نشاني داستان‌هاي فرعي جذابي خلق كند.

اين مجموعه روايتگر ماجراهاي پنج جوان بود كه تلاش مي‌كردند وارد آتش‌نشاني شوند. گر چه اين مجموعه با همكاري و سفارش سازمان آتش‌نشاني تهران ساخته شد، اما مي‌توان گفت يكي از نكات ويژه مجموعه عمليات 125 پرداخت به ريزترين جزئيات زندگي داوطلبان آتش‌نشاني بود.

افخمي در اين مجموعه با قرار دادن عنايت (عبدالرضا اكبري) به عنوان هسته مركزي و دو آتش‌نشان قديمي و كهنه‌كار در كنار او مثلث خوبي را شكل داد.

يكي از امتيازات اين مجموعه گرفتن بازي‌هاي رئال از بازيگران بود در ضمن اين‌كه شخصيت طناز قصه، حسين لطيفي با بازي ايمان صفا به نمك قصه افزود.

بعد از موفقيت سري اول اين مجموعه، سري دوم هم به كارگرداني محمدرضا آهنج ساخته شد. او در سري دوم، عمليات آتش‌نشانان را به تصوير كشيد و نشان داد چگونه آنها در معرض خطر هستند و جانشان را براي نجات افراد حادثه‌ديده به خطر مي‌اندازند.

سري دوم اين مجموعه هم با موفقيت روبه‌رو و باعث شد بار ديگر تلويزيون از داوود هاشمي بخواهد سري سوم اين مجموعه را تهيه كند. فاز اول اين مجموعه را مسعود آب‌پرور ساخت و فاز دوم را بهروز افخمي كارگرداني كرد. هنوز سري سوم اين مجموعه پخش نشده تا مورد قضاوت قرار بگيرد.

اجراي موثر مجري رها شده از دام اعتياد

تاكنون برنامه‌هاي متنوعي در ساختارهاي نمايشي و گفت‌وگو محور با موضوع اعتياد از شبكه‌هاي سيما پخش شده، اما برنامه شروع خوب با اجراي يك مجري كه خودش سال‌ها گرفتار معضل اعتياد بوده، رنگ و بوي ديگري به برنامه‌هاي شبكه سه داد.

اين برنامه به تهيه‌كنندگي علي زاهدي و اجراي امير معافي از شبكه سه پخش شد. زاهدي، جزو تهيه‌كنندگان فعال و با سابقه در سازمان صدا و سيماست كه تهيه برنامه‌هاي خوبي همچون جزر و مد، كوله‌پشتي، فوق‌العاده، نيمروز و... را در كارنامه دارد. در واقع مي‌توان او را جزو تهيه‌كنندگاني به شمار آورد كه سرش براي تهيه برنامه‌هاي چالشي و مناسب درد مي‌كند.

او با تهيه برنامه شروع خوب كارنامه‌اش را كامل‌ كرده است. زاهدي براي اجراي اين برنامه دست به اقدام جالبي زد كه تاكنون در تلويزيون تجربه نشده و آن هم دعوت از فردي براي اجرا بود كه سال‌هاي بسياري با معضل اعتياد دست و پنجه نرم كرده و حالا چند سالي مي‌شود از اين بيماري رها شده است.

معافي در حال حاضر عضو تيم ملي تيراندازي با كمان است و به عنوان تنها نماينده ايران در اجلاس وين همراه سردار اسماعيل احمدي‌مقدم شركت و درباره مبارزه با مواد مخدر صحبت كرد.

معافي چهار سال پيش همراه مادرش در برنامه «ماه عسل» بدون آن‌كه از مسئولان بخواهد تصويرش را شطرنجي كنند، حاضر شد و درباره سال‌هايي كه در بند اعتياد بود، صحبت كرد و در مقام مجري مقابل كارشناسان و افرادي كه معضل اعتياد را لمس كرده‌اند، نشست و چندي بعد هدايت برنامه شروع خوب را به عهده گرفت.

معافي نه تنها اجراي خوبي داشت، بلكه با توجه به تجربه‌اي كه درباره مواد مخدر دارد، سوالات خوبي هم مطرح كرد. برنامه شروع خوب تلاش كرد با رويكرد مثبت نگرانه اين معضل قديمي و بارها گفته شده را با روش و ساختاري جديد و متفاوت بيان كند و آن را به تصوير بكشد. اين برنامه تركيبي از حضور كارشناس، پخش مستند و دعوت از افرادي بود كه سال‌ها اسير اعتياد بودند.

انتخاب اين تركيب، جذابيت خاصي به برنامه داد و باعث شد خيلي عميق به چگونگي گرايش افراد مختلف به اعتياد بپر‌دازد و كارشناس برنامه هم دلايل آن را مورد بررسي قرار بدهد. گرچه اين برنامه از همكاري ستاد مبارزه با مواد مخدر نهاد رياست جمهوري هم بهره برد، اما اصلا شبيه برنامه‌هاي سفارشي و مشاركتي كه صرفا رپرتاژ آگهي هستند، نبود.

از سوي ديگر، نوع چيدمان مستندها در برنامه شروع خوب به حدي خوب بود كه باعث شد برنامه از كلي‌گويي‌ خارج شود و به جزئيات بپردازد تا بيشتر مورد توجه بينندگان قرار بگيرد و موضوع براي آنها قابل لمس و باور باشد.

برنامه شروع خوب صرفا گفت‌وگو با كارشناس را نشان نمي‌داد و تصاوير واقعي از معتادان و تجربيات اندوهبار آنها رنگ و بوي ديگري به اين برنامه داد.

اين برنامه جسورانه، خطرات و پيامدهاي منفي اين معضل را روايت كرد و علاوه بر آسيب‌شناسي، نگاه هشداردهنده و پيشگيري هم براي خانواده‌ها داشت.

مي‌توان گفت يكي از امتيازات برنامه شروع خوب پخش تصاوير و گفت‌وگوهاي خياباني با معتاداني بود كه در حال مصرف بودند. اين تصاوير، جذابيت بيشتري براي مخاطبان داشت و از سوي ديگر به اعتياد زنان هم پرداخت و فقط جامعه مردان معتاد را انتخاب نكرد. صحنه‌هاي تلخ و تكان‌دهنده اين برنامه، حرف‌هاي بسياري براي جوانان و خانواده‌هايي داشت كه با اين معضل روبه‌رو بودند.

كتاب‌هاي جذاب در كتابفروشي هدهد

مجموعه تلويزيوني كتابفروشي هدهد به كارگرداني مرضيه برومند با مشاركت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهيه و پخش شد. قصه كتابفروشي هدهد مانند ساير آثار برومند پيچيده‌ نبود.

روايت اتفاقاتي بود كه اطراف ما به عنوان آدم‌هاي عادي در حال رخ دادن بود و همين آن را جذاب مي‌كرد. اين مجموعه كه شنبه‌ها پخش مي‌شد، مخاطبان را با آدم‌ها و كتاب‌هايش همراه مي‌كرد.

بي‌ترديد و بدون اغراق، كتابفروشي هدهد اولين سريال ايراني است كه طي چند سال اخير به طور اختصاصي بحث كتاب را مطرح كرد.

اين مجموعه حكايت كيوان كتابچي، صاحب كتابفروشي هدهد بود كه پس از مرگ پدرش آن را به شوهر خواهرش مي‌فروشد تا به پيتزا فروشي تبديل كند و خود با يك اتوبوس قديمي مستعمل، دور و اطراف شهر به فروختن كتاب مشغول مي‌شود.

حكايتي نه چندان پيچيده با زباني آميخته با طنز معمول مرضيه برومند، نويسنده و كارگردان سينما و تلويزيون كه در كارنامه‌ خود آثاري موفق چون مدرسه موش‌ها، خونه مادربزرگه، قصه‌هاي تابه‌تا، آرايشگاه زيبا، خودروي تهران يازده، ورثه آقاي نيكبخت، الو‌ الو من جوجوام، مرباي شيرين و شمسي و مادام را دارد.

برومند پس از ساخت اين مجموعه تاكيد كرد: از كودكي تا امروز هميشه كتاب را دوست داشتم. در زيباترين و شيرين‌ترين خاطراتم حتما كتاب نقش اصلي داشته و با من همراه بوده است. هميشه دلم مي‌خواست اين دلبستگي به كتاب را جوري به نمايش بگذارم تا اين‌كه كتابفروشي هدهد اين فرصت را به من داد.

هر قسمت اين سريال به نام يك كتاب پخش مي‌شد. يك هفته روي ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفي مستور، يك قسمت به نام «مثنوي مولانا» و يك بار ديگر نيز اتوبيوگرافي هوشنگ مرادي كرماني با نام «شما كه غريبه نيستيد.»

در مجموع مرضيه برومند ثابت كرد مي‌توان در قالب يك مجموعه نمايشي جذاب، كتاب‌ها را به شكلي متفاوت، خواندني و دوست داشتني تبليغ كرد.

تابوشكني كمال تبريزي در دوران سركشي

كمال تبريزي از كارگردانان متبحر سينما و تلويزيون است كه تاكنون ساخت آثار مختلفي را در كارنامه هنري‌اش به ثبت رسانده است.

او سال 1380 دست به يك تابوشكني در آثار نمايشي تلويزيون زد و آن هم توليد مجموعه تلويزيوني «دوران سركشي» با موضوع عصيانگري دختران بود.

دوران سركشي، داستان دختري فراري به نام روناك با بازي عاطفه نوري بود كه با كمك بهزيستي قصد داشت به زندگي عادي بازگردد. در اين باره مربي با بازي لادن مستوفي تلاش زيادي كرد تا روناك را به زندگي عادي برگرداند. او در اين باره از هيچ تلاشي سر باز نزد.

اين سريال به بررسي مشكلات اجتماعي و رفتاري بلوغ در دختران مي‌پرداخت. تبريزي اين مجموعه را به تهيه‌كنندگي رضا جودي و براساس فيلمنامه عليرضا طالب‌زاده جلوي دوربين برد. اين مجموعه گرچه به سفارش شهرداري تهران ساخته شد، اما به دور از هرگونه سفارش بود.

اين مجموعه كه از شبكه تهران روي آنتن رفت نه‌تنها توانست سطح آثار نمايشي تلويزيون را ارتقا ببخشد، بلكه به فيلمسازان نشان داد مي‌توان اثر مشاركتي بدون تبليغات ساخت كه هم براي مخاطبان سرگرم‌كننده است، هم جنبه آموزشي دارد.

اين مجموعه هشداري به خانواده‌ها بود تا هميشه رفتار درستي با فرزندانشان داشته باشند تا مبادا از ميان راه‌هايي كه پيش رو دارند راه اشتباه را انتخاب كنند و با مشكلات زيادي همراه شوند.

پليس 110 و مهدي فخيم‌زاده

مجموعه تلويزيوني خواب و بيدار به كارگرداني مهدي فخيم‌زاده و تهيه‌كنندگي سيدجمال ساداتيان سال 1381 ساخته شد و سال 1382 روي آنتن شبكه يك رفت.

در اين سريال محمد صادقي، دانيال حكيمي، لادن طباطبايي، مهدي فخيم‌زاده، ليلا برخورداري و رويا نونهالي ايفاي نقش كردند.

داستان اين مجموعه در مورد زني به نام ناتاشا با بازي رويا نونهالي بود كه به ايران باز مي‌گردد تا معامله موادمخدر را به انجام رساند، اما با دستگيري همدستان او، ارزهايي كه براي خريد مواد مخدر به ايران آورده شده به دست پليس مي‌افتد. ناتاشا كه اكنون راهي براي ادامه كار ندارد تصميم مي‌گيرد با همدستي فردي با سابقه در ايران به نام عبدالله پلنگ به چند بانك دستبرد بزند تا پول لازم را براي انجام ماموريتش تهيه كند.

فخيم‌زاده درباره نخستين تجربه پليسي‌اش در تلويزيون مي‌گويد: بعد از سريال ولايت عشق، آقاي قاليباف كه فرمانده وقت نيروي انتظامي بودند، مرا صدا كردند و گفتند مي‌خواهيم كاري درباره نيروي انتظامي بسازيم. من به آنها گفتم بلد نيستم كار تبليغاتي و سفارشي بسازم. ايشان گفتند من هم نمي‌خواهم كار تبليغاتي بسازيد، مي‌خواهم تصور مردم را از پليس اصلاح كنم، چرا كه مردم هنوز راجع به پليس همان آژان‌هاي 50 سال پيش را در خاطره دارند.

تصورشان از بزهكار هم اين است كه همان آفتابه‌دزدهاي 50 سال پيش هستند. گفتم اين يك بحث ديگر است. اجازه بدهيد من كمي فكر كنم، چون الان ذهنيتي راجع به اين كار ندارم. از دفتر ايشان كه بيرون آمدم (در ميدان عطار) متوجه شدم پليس 110 تازه تاسيس شده و آقاي رويانيان نيز مسئول آنجا بود. در اتاق ايشان ديدم تابلويي نصب شده كه اگر مثلا در شهر كرمانشاه در ساعت فلان كسي به كلانتري زنگ زده باشد، اين تابلو نشان مي‌دهد. آن مساله در نگاه اول به نظر من جالب آمد و كم‌كم شروع كرديم به تحقيق بيشتر.

 در ادامه متوجه گروهي به نام رهايي گروگان شدم كه گويا مثل آتش‌نشانان آماده به كار هستند كه هر كجا گروگانگيري اتفاق افتاد، وارد عمل مي‌شوند و.... در ادامه تحقيقاتم را وسيع‌تركردم در مورد يگان ويژه، آگاهي و...، تا اين‌كه ماجرا براي خودم هم جالب و جذاب شد، چون تا آن زمان فكر نمي‌كردم پليس تا اين حد پيشرفت كرده باشد. در ادامه هم مجموعه‌هاي «حس سوم» و «بي صدا فرياد كن» را ساختم.

مي‌توان گفت مجموعه خواب و بيدار از كارهاي مشاركتي خوب ميان صدا و سيما و نيروي انتظامي است كه در بازپخش هم توانست نگاه بسياري از مخاطبان را به سمت خودش جلب كند. اين مجموعه به زيبايي، تصويرگر زحمات نيروي انتظامي بود، بدون آن‌كه تبليغاتي باشد. مسلما اين موفقيت‌اش به اين خاطر بود كه پليس مخاطب عام مد نظرش بود. به همين دليل هم كار خوبي شكل گرفت.

تكيه بر باد و عصيانگري يك دختر بلندپرواز

مجموعه تلويزيوني «تكيه بر باد» به كارگرداني محمود معظمي و تهيه‌كنندگي حميدرضا مهدوي از توليدات شبكه تهران است كه اين روزها از شبكه تهران پخش مي‌شود. اين مجموعه نيز با آن‌كه با مشاركت اداره كل اوقاف و امور خيريه استان تهران ساخته شده، اما هيچ ردي در اين باره در مجموعه نمي‌بينيم. درواقع كارگردان، نويسندگان و بازيگران حرفه‌اي مانع شده‌اند اين مجموعه تلويزيوني رنگ و بوي سفارشي به خود بگيرد.

در اين مجموعه بازيگراني چون فرامرز قريبيان، مهدي فخيم‌زاده، افسانه پاكرو، شهرام عبدلي، اشكان خطيبي، بهزاد خداويسي، شراره دولت‌آبادي، گلاره عباسي، فلور نظري و... ايفاي نقش كردند.

داستان سريال تكيه بر باد كه يك ملودرام اجتماعي است و توسط عباس نعمتي، طلا معتضدي و محمدمحمود سلطاني نوشته شده درباره دختري به نام عاطفه است كه با قبول شدن در دانشگاه از شيراز به تهران مي‌آيد و اين مساله سرآغاز اتفاقات گوناگوني براي او و اطرافيانش است. عاطفه كه دختر دادستان شيراز است در بدو ورودش به دانشگاه با مرد مسني به‌نام نادر آشنا مي‌شود.

پدر عاطفه (فرامرز قريبيان) مردي معتقد، مذهبي و مردم‌دار است و از اسراف و ريخت و پاش پرهيز مي‌كند، اما نادر نقطه مقابل اوست. عاطفه كه اعتقادات پدر و شيوه زندگي او را نمي‌پسندد به نادر گرايش پيدا كرده و از او مي‌خواهد باهم ازدواج كنند.

ظاهر عاطفه و سبك زندگي او چنان تغيير مي‌يابد كه همه خانواده با او به مشكل مي‌خورند و نگرانش مي‌شوند، اما عاطفه بي‌پروا به رفتارش ادامه مي‌دهد و همه تلاشش را براي ازدواج با نادر مي‌كند. نادر هم كه سال‌ها پيش از همسرش جدا شده است، در ظاهر به او ابراز علاقه مي‌كند و براي او خانه و ماشين مي‌گيرد و شرايطي فراهم مي‌آورد كه عاطفه را همچنان راضي و مشتاق نگه دارد.

مجموعه تكيه بر باد داستان تقابل‌ها و تضادها و مقابله عاطفه با هنجارهاست. اين مجموعه به واسطه داستاني كه مملو از گره براي مخاطبان است، با كارگرداني يكدست و بازي‌هاي خوب توانسته نظر بينندگان را جلب كند.

عمليات پايتخت و ماجراي يك جاسوس بيگانه

از ديگر آثار موفق تلويزيون در زمينه كارهاي مشاركتي، فيلم تلويزيوني «عمليات پايتخت» به كارگرداني محمدرضا آهنج و تهيه‌كنندگي كاوه افضلي بود كه با همكاري نهاد رياست جمهوري و شبكه تهران ساخته شد. آهنج جزو كارگرداناني است كه ساخت آثار متعدي را در كارنامه هنري‌اش به ثبت رسانده است. او غير از اين فيلم، مجموعه تلويزيوني «معما» هم ساخته بود و با آن‌كه كار مشاركتي بوده، اما به زيبايي روايتگر يك قصه دلنشين بود.

فيلم تلويزيوني عمليات پايتخت، مضموني پليسي داشت و داستان سال 2002 و از جايي آغاز مي‌شد كه مبادله‌اي بين تشكيلات امنيتي ايران ويك جاسوس بيگانه صورت مي‌گيرد. حامد، مامور امنيتي ايراني براي معالجه به خارج از كشور سفر مي‌كند، اما در اين سفر ربوده مي‌شود و...

حميدرضا پگاه، امير كاوه آهنجان، ليلا بلوكات، اميرمحمد زند، مريم سلطاني، محمود مقامي، شهروز ابراهيمي، نازآفرين كاظمي، مژگان‌ترانه، پروانه‌ صلابت و آنا گرگوريان در آن ايفاي نقش كرده‌اند.

گاز و مثل يك كابوس

مثل يك كابوس سومين تجربه شهرام شاه‌حسيني در تلويزيون است. شاه حسيني با تجربه و درس‌هايي كه از كارگردانان بزرگي از جمله مرحوم رسول ملاقلي‌پور، بهرام بيضايي و سيامك شايقي به دست آورده، خود در ساخت آثار كوتاه و بلند سينمايي گام گذاشت.

اين مجموعه قصه مردي بود كه براي پيدا كردن گذشته‌اش پس از 30 سال به كشور بازگشت و درگير ماجراهايي شد. در كنار اين قصه خانواده‌اي را ديديم كه در سطح بالاي تحصيلات و موقعيت اجتماعي قرار داشتند و البته در همان قسمت‌هاي نخست شوك بزرگي به آنها وارد شد و فرزند خود را كه از اعضاي يك تيم نجات شركت گاز بود، از دست مي‌دهند.

اين مجموعه گرچه با مشاركت شركت گاز تهيه شد، اما توانست اثر سفارشي مناسبي باشد. در واقع شاه‌حسيني در قالب يك داستان متفاوت، كار سفارشي خوبي ساخت. او ريتم مناسبي براي اين كار انتخاب كرد تا مخاطب خسته نشود و پيگير قصه باشد.

استفاده از بازيگران باتجربه و بزرگي چون داريوش فرهنگ، محمد صادقي، بهرام ابراهيمي، ناصر طهماسب، زهره حميدي و شراره دولت‌آبادي در كنار جواناني مانند پريناز ايزديار، آرمان صورتگر، نيما راد و سارا بهرامي نقطه عطف اين مجموعه تلويزيوني بود.

استفاده از فضاهاي متعدد مجموعه مثل يك كابوس از ديگر نقاط قوت آن به شمار مي‌رود. قاب‌بندي‌هاي مناسب، دكوپاژ خوب، بازيگري مقبول، تعدد لوكيشن و ضرباهنگ مناسب و قصه ملودرام اما معماگونه نكات بارز و نقطه قوت مجموعه به شمار مي‌آيند كه به طور قطع براي موفقيت يك اثر تلويزيوني، تضمين است.

شوق پرواز و حكايت يك قهرمان ملي

مجموعه تلويزيوني «شوق پرواز» به كارگرداني يدالله صمدي و تهيه‌كنندگي جواد نوروزبيگي با همكاري بنياد شهيد ساخته شد. اين مجموعه جزو توليدات فاخر تلويزيون است كه توانست نگاه‌هاي بسياري از مخاطبان را همراه كند. بينندگان اين مجموعه با ديدن هر قسمت براي تماشاي اين اثر بيشتر ترغيب مي‌شدند، چرا كه به دور از هر گونه كار سفارشي بود.

اين مجموعه تلويزيوني به وقايع زندگي ماندگار و غرورآفرين شهيد بابايي و نحوه شهادتش پرداخت و فرهاد توحيدي، مهدي محمدنژاديان و حسين تراب‌نژاد فيلمنامه اثر را بر پايه زندگي واقعي شهيد عباس بابايي نوشتند. در اين مجموعه بازي‌هاي بي‌نظيري از بازيگراني چون شهاب حسيني، كورش تهامي، افسانه بايگان، ستاره اسكندري، الهام حميدي، فخرالدين صديق‌شريف، مهران رجبي، شهرام حقيقت‌دوست و... شاهد بوديم.

به تصوير كشيدن دوران كودكي، نوجواني و جواني شخصيت اصلي داستان (شهيد عباس بابايي)، القاي حس لازم در مخاطب براي باور لحظات سپري شده زندگي او و پرهيز از شعارزدگي از ويژگي‌هاي قابل تامل شوق پرواز بود.

صمدي در شوق پرواز با بهره‌گيري درست و مناسب از بار دراماتيك داستان، تلاش داشت با ساختاري متفاوت به ترسيم ابعاد شخصيتي، وجوه انساني و مناسبات اجتماعي، فرهنگي و سياسي شهيد بابايي بپردازد. توجه وي به ساختار روايي، شخصيت‌پردازي‌ها، گره‌افكني‌ها، امانت در تصوير كردن واقعيات و خلق باورپذير اتفاق‌ها و حوادث زندگي قهرمان داستان صمدي، از احترام او به مخاطب نشان داشت.

داستان شوق پرواز از زمان حال آغاز شد و هنگام روايت، با فلاش بك‌هايي به گذشته مي‌رفتيم و سرگرم ديگر زواياي پنهان زندگي شهيد عباس بابايي مي‌شديم و با آن همذات‌پنداري مي‌كرديم. بي‌ترديد انتخاب بخش‌هايي از زندگي عباس بابايي كه بار دراماتيك و جذابيت بيشتري داشت به انسجام خط روايي انجاميد. فيلمنامه منسجم و انجام پژوهش و تحقيقات لازم و مناسب براي بازتاب شخصيت فردي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي شهيد بابايي، پلي ميان گذشته و اكنون زد.

شوق پرواز حكايت شور و شوق يك قهرمان ملي بود كه لابه‌لاي دفترچه خاطراتش پنهان مانده بود؛ خاطراتي كه بي‌شك بخشي از حماسه دفاع مقدس و شكوه آن دوران را در خود جاي داده و هيچ گاه رنگ فراموشي نمي‌گيرد.

سفر بخير و موضوعات متنوع

«سفر بخير»، برنامه زنده شبكه سه، جزو توليدات مشاركتي با پليس راه است. اين برنامه در هر هفته به موضوعات متنوعي مي‌پردازد كه براي بينندگان جذابيت زيادي به همراه دارد. اين برنامه با شخصيت‌هاي متعددي گفت‌وگو مي‌كند و اطلاعات مناسبي در اختيار بينندگان قرار مي‌دهد.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

سه شنبه 11 مهر 1391  1:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها