0

پوكه، پلاك، ماشه

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

پوكه، پلاك، ماشه

جام جم آنلاين: تاريخ معاصر ايران بي‌شك تحت تاثير واقعه‌اي شكوهمند و بي‌همتاست؛ حماسه‌اي سترگ به نام دفاع مقدس.

نبردي حماسي و نابرابر ميان دلاوران ايراني با بقيه دنيا. روزهايي كه كوچه با خون رنگ مي‌شد و نوجوانان به جبهه مي‌رفتند و عاقله مرد بر‌مي‌گشتند؛ عاقله مرد مي‌رفتند و جانباز بر‌مي‌گشتند؛ جانباز مي‌رفتند و بر دوش رفقايشان برمي‌گشتند و رهايي و كمال را معنا مي‌كردند.

روزهاي آتش و خون را ايران و جهان بسادگي از ياد نخواهد برد. چنان كه حافظه جمعي ايرانيان پر است از نمادها و نشانه‌هايي‌ كه اين واقعه بر جاي گذاشت و براي هميشه طرز تفكر ما را نسبت به خاك، وطن و جنگ تغيير داد.

دفاع مقدس مثل هر واقعه مهم اجتماعي ـ بشري ديگر بزودي به سوژه‌اي عالي براي رسانه‌ها بدل شد. از همان روزهاي اول جنگ بسرعت به سينما و تلويزيون راه يافت و مردم بحق عطش داشتند جوانان خود را در قاب‌ تصاوير ببينند كه حماسه خلق مي‌كنند و دشمن ناپاك را مي‌رانند.

سينماي دفاع مقدس به همين سبب شكوفا شد و كمي بعدتر سريال‌سازي جنگي هم از راه رسيد و شما هم آگاهيد كه زمان بر كدام مدار گذشت و گذشت تا امروز شد، پاييز 91 و آخرين سريال جنگي «بيدارباش».

بيدارباش كه از شبكه يك پخش مي‌شود يك مجموعه جنگي با رگه‌هايي پررنگ از طنز موقعيت و با شخصيت‌هايي ملموس و جذاب است.

بيدارباش را احمد كاوري ساخته كه سال‌ها به عنوان دستيار كارگردان در حوزه سينماي دفاع مقدس فعاليت كرده و اولين فيلم سينمايي او، يعني «نفوذي» فيلمي متفاوت در همين ژانر بود.

كاوري با تجربه‌اي كه در اين مدت اندوخته و با توانايي و هوش بالايي كه در كارگرداني دارد ـ و قبلا هم در ساخته‌هايش از جمله فيلم تحسين شده «خودزني» كه در جشنواره فجر بشدت مورد استقبال منتقدان قرار گرفت، اين توانايي‌ها را ثابت كرده ـ اين بار هم سراغ داستاني چندلايه رفته تا روايتي تازه را از حضور نيروهاي مردمي در جنگ ارائه كند.

كاوري در مقام كارگردان، موفق شده با انتخاب نماهايي مناسب و پرهيز از فرم‌گرايي بيهوده و خودنمايي كاذب، روايتي ساده و سرراست از قصه خود ارائه كند و بدون آن كه تحت تاثير فضاي داستان و قصه قرار بگيرد و سراغ پلان‌هاي شلوغ و آشفته برود، بسادگي كار را با بهترين شكل، دكوپاژ كرده و موفق شده بدون افتادن ريتم، كار را پيش ببرد.

از جمله ويژگي‌هاي مثبت ديگر بيدارباش، بازي يكدست و روان بازيگران است. نقطه اوج سريال، موفقيت در ارائه شخصيت‌هايي بشدت واقع‌نما و به دور از كليشه‌ها و شعارهاست كه سبب باورپذيري و جذابيت مضاعف شده است.

شخصيت‌هاي اصلي با بازي خوب بازيگراني نظير اکبر عبدی، مجيد صالحي، مهدي صبايي، خاطره اسدي، جواد هاشمي و... بدون اغراق رفتاري و كلامي، تيپ‌هايي آشنا اما نه كليشه‌اي را به مخاطب عرضه مي‌كنند و همين آشنا انگاري سبب مي‌شود بيننده بخوبي با داستان و آدم‌هاي آن همراه شود و نگران از سرنوشت قهرمان و يارانش، دم به دم وقايع سريال را پي بگيرد.

نكته ديگر كه در كار بشدت به چشم مي‌خورد، ضعف امكانات است. اين فيلم به سبب فقدان وسايل و امكانات موردنياز براي ساخت آثار جنگي، در بسياري از صحنه‌ها نوعي طراحي فقيرانه و حداقلي بخوبي به چشم مي‌آيد كه گاهي حتي مانع باوركردن وقايع مي‌شود كه ضربه مهلكي بر اين سريال واقع‌نماست.

بيدارباش بدون شك اثري بي‌عيب و نقص نيست. اما مجموعه‌اي است شريف، جذاب و بسيار دلنشين.

سريالي كه پس از مدت‌ها، جنگ را به ياد مردم آورده و لبخندي از جنس خاطره‌بازي بر لبانشان نشانده است. آنها كه از مخاطب نداشتن ژانر دفاع مقدس حرف مي‌زنند، احتمالا هرگز استقبال عاشقانه مردم از كاروان‌هاي شهداي گمنام را نديده‌اند كه تابوت‌هاي خالي چگونه بر دست مردم نوازش مي‌شود و هر شهيدي بسان سرداري فاتح شهر را از ارتفاع عشق مردم مي‌گردد.

مردم هنوز و هميشه حماسه‌اي را كه فرزندانشان خلق كردند دوست خواهند داشت و اين قصه تا ابد برايشان كهنه نمي‌شود.

سستي از قصه‌گوهايي است كه يادشان رفته اين حماسه را همين مردم زميني خلق كردند، از بين ما رفتند و شعر عشق سرودند و فرشته‌هايي مادرزاد نبودند كه بين نمازهايشان در آغوش خدا بخوابند.

اگر ياد بگيريم در آثار دفاع مقدس حجم شعور را از شعار بيشتر كنيم، مردم بسرعت ثابت مي‌كنند داستان و خاطرات جنگ هنوز هم برايشان شنيدني است... (جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

سه شنبه 11 مهر 1391  1:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها