0

ورود بر خدای کریم ( حتما بخوانید )

 
alifanoodi
alifanoodi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 17248
محل سکونت : خراسان جنوبی

ورود بر خدای کریم ( حتما بخوانید )

مردی حکیم از گذرگاهی عبور می کرد، دید گروهی می خواهند جوانی را به خاطر گناه و فساد از منطقه بیرون کنند و زنی از پی او سخت گریه می کند. پرسیدم این زن کیست؟ گفتند: مادر اوست، دلم رحم آمد و از او نزد جمع شفاعت کردم و گفتم: این بار او را ببخشید، اگر به گناه و فساد بازگشت بر شماست که او را از شهر بیرون کنید. حکیم می گوید: پس از مدّتی به آن ناحیه بازگشتم. در آنجا از پشت در، صدای ناله شنیدم، گفتم شاید آن جوان را به خاطر ادامه ی گناه بیرون کردند و مادر از فراق او ناله می زند. در خانه را زدم، مادر در را باز کرد، از حال جوان جویا شدم. گفت: از دنیا رفت ولی چگونه از دنیا رفتنی؟! وقتی اجلش نزدیک شد گفت: مادر، همسایگان را از مردن من آگاه نکن، من آنان را آزرده ام و آنان مرا به گناه سرزنش کرده اند، دوست ندارم کنار جنازه ام حاضر شوند، خودت عهده دار تجهیز من شو و این انگشتر را که مدّتی است خریده ام و بر آن «بسم الله الرحمن الرحیم» نقش است با من دفن کن و کنار قبرم نزد خدا شفاعت کن که مرا بیامرزد و از گناهانم درگذرد. به وصیتش عمل کردم، وقتی از دفنش برگشتم، گویی شنیدم که می گفت: مادر برو آسوده باش، من بر خدای کریم وارد شدم.

دوشنبه 10 مهر 1391  11:40 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها