اين كلمه يا همان گارانتي كه شايد گاهي با دنياي بيمه اشتراكاتي دارد و اشتباه ميشود به عنوان يكي از سياستهاي فروش در كارخانجات صنعتي و توليدي بخصوص اتومبيلسازي و لوازم خانگي پا به عرصه وجود گذاشت و با استفاده از نياز رواني انسان جهت اطمينان و لذت از خريد جاي خود را محكم كرد.
اين سوال بسيار مهمي در ذهن اكثر خريداران است كه گارانتي از چه زماني در جهان باب شد؟ و حق خريدار كه بايد توسط سازنده دستگاه رعايت شود از چه زماني به رسميت شناخته شد.
جالب است بدانيم براي اولين بار بيستم جولاي 1776 ميلادي موضوع گارانتي در قانون بيمه مطرح شد، اما يك دهه بعد يعني سال 1786 توسط سرجيمز آلن پارك تبديل به قانوني براي تضمين اجناس تجار شد.
اوايل حضور گارانتي در عرصه تجارت، اين ابزار صرفا براي تضمين كالاي داخل انبار كشتيها و تجارت دريايي به كار گرفته ميشد، اما پس از آن و در اوايل قرن بيستم اين ابزار علاوه بر درياها به خشكي نيز راه يافت و با تغييراتي براي محصولات روزمره و صنعتي جامعه بشري روي خشكي نيز به كار گرفته شد.
بنابراين بدون ترديد با توجه به رابطه مستقيم بين توليد محصولات و تضمين كيفيت آنها، دوران پس از انقلاب صنعتي را بايد زمان پيدايش گارانتي دانست؛ دقيقا زماني كه توليدات كارخانهها به صورت انبوه وارد بازار شدند و سازندگان كالاها براي يافتن مشتري از هر راهي استفاده ميكردند تا محصولات خود را بفروشند.
اما باگذشت زمان قانون حفظ حقوق خريداران باعث شد تا اين قانون ساده يعني تضمين كيفيت و عملكرد محصولات كارخانهها كمي تخصصيتر و دقيقتر شود.
گارانتي از چه زماني ايراني شد
شايد بتوان گفت ابزار گارانتي و تضمين كيفيت محصولات توليدي در كشورمان هم اكنون تقريبا يك قرن قدمت دارد و ازيکي دو دهه اول قرن حاضر با ساخته شدن كارخانجات صنعتي در ايران و البته محصولاتشان گارانتي به عنوان يكي از حقوق مشتريان شناخته شده است.
به عنوان مثال سال 1321 شمسي (1942 ميلادي) اين كلمه با ساخته شدن الکتروپمپ و پس از آن محصولات لوازم منزل در كارخانه ارج به عنوان يكي از قديميترين كارخانجات توليد لوازم منزل بيشتر به گوش مصرفكنندگان ايراني رسيد، اما با ورود محصولات خارجي به كشور اين كلمه برايمان آشنا و آشناتر و وارد فرهنگ لغت تجاري ما ايرانيان شد.
از آن پس با رونق صنايع و حضور محصولات داخلي مثل محصولات تراكتورسازي، ايران ناسيونال، كفش ملي و ديگر كارخانجات داخلي در بازار مصرف، گارانتي كاملا ايراني شد و شكل و شمايلي داخلي به خود گرفت.
اما به جرات ميتوان گفت پس از گذشت تقريبا يك قرن از ورود اين كلمه به دايره لغات ما با وجود تصويب قوانين متعدد و گاه متناقض در اين زمينه در واقع ضمانت اجرايي اين كلمه در پايينترين حد خود قرار دارد.
نمونه بارز اين مشكل در صنعت لوازم منزل و خودروسازي ايران كاملا مشهود است كه تقريبا باعث بياعتمادي خريداران به اين كلمه يعني گارانتي شده است.
همين خلأ باعث ورود شركتهاي واسطهاي جهت گارانتي كردن محصولات برخي كارخانهها شده است. هرچند اينگونه شركتها ي واسطهاي خيلي زودتر از ايران در بازارهاي خارجي فعاليت ميكردند، اما اين خلأ مجال حضور بيشتري به اين قبيل شركتها را در بازار ايران داد به صورتي كه هر روز شاهد ظهور يك نوع گارانتي با شرايطي متفاوت در بازار ايران بخصوص بازار موبايل و لوازم منزل هستيم.
با اين حال هنوز هم هيچ تضميني براي ارائه خدمات آنها نيست، اما بسياري از كارشناسان اين معضل را به دليل نبود حضور نمايندگي رسمي از طرف شركتهاي خارجي در ايران عنوان ميكنند و به واقع هنوز معلوم نيست كه پاسخگوي مشكلات فلان محصول خارجي يا حتي داخلي در ايران كدام شركت گارانتي كننده هست.
چون يك محصول را با چند مدل گارانتي در بازار مصرف خواهيم يافت كه واقعا هيچ توجيه و تعريفي براي اين چند دستگي در بازار ايران نيست و همين موضوع ميان خريداران سردرگم و ناراضي كه هنوز هم به دنبال تضمين خريدشان هستند بسيار مشكلساز شده است.
به هر حال با حضور اينگونه شركتها اين واقعيت كه گارانتي صرفا مخصوص وسايل و مصنوعات نوي كارخانهها هست رنگ باخت و بازار مصرف را با پديدهاي به نام گارانتي محصولات دستدوم نيز آشنا كرد.
اين پديده يعني گارانتي محصولات دستدوم كارخانهها در اوايل قرن 21 به وجود آمد و مصرفكنندگان با اين خدمات نيز آشنا شدند.
اين ابداع جديد باعث رونق تجارت لوازم دستدوم كه هنوز در شرايط خوب و قابل استفاده بودند در كشور فرانسه و رشد فروش خودروهاي كاركرده سالهاي 1990 تا 2005 ميلادي در اين كشور شد بنابراين به دليل گارانتي شدن خودروهاي توليدي بين سالهاي ياد شده اين كشور توانست فروش 4.7 ميليون دستگاه خودروهاي كاركرده را به 5.4 ميليون دستگاه برساند. در صورتي كه در همين مدت مشابه فرانسه توانسته بود فقط 2.07 ميليون دستگاه خودروي نو را بفروشد.