آرزوهاى شهيد پاينده
برادر عباس پاينده در تاريخ 3/6/45 در قم به دنيا آمد و در تاريخ 4/10/65 در منطقه پاسگاه زيد به شهادت رسيد. بازگويى فرازهايى از وصيتنامه وى روح تازهاى به كالبد آدمى مىدمد. او مىگويد: «خدايا، احساس مىكنم كه روحم عوض شده. مرا حالى ديگر دادهاى. نمىد انم چرا وقتى سر به سجده مىگذارم، بىاختيار گناهانم در خاطرم زنده مىشود و اشك، مهر نمازم را سيراب مىكند و در آن حال نمىدانم كه چه هستم، كجا هستم و وقتى به خود مىآيم و سر از سجده بر مىدارم، همرزمانم را مىبينم كه با اين كلام كه «عباس نكند مىخوا هى نزد عباس(ع) بروى» اندكى دلم را تصلى مىبخشند. خدايا، انگار مىخواهى مرا به ميهمانى حضرت ابوالفضل(ع) دعوت نمايى، خدايا، من حقير كه هستم كه براى رضاى تو فدا شوم؟ خدايا، من ذليل كى مىتوانم با ياران تو در زمره شهيدان در راه تو باشم؟ اى كاش هزاران جان مى داشتم و در راه تو مىدادم... خدايا، دوست دارم كه شهيدى گمنام باشم...، خدايا، هرگاه نامى از امام حسين(ع) مىآيد، بى اختيار اشك در چشمانم جارى مىشود. خدايا دوست دارم به احترام امام حسين(ع) بدنم سه روز در دشتهاى جنوب كربلاى ايران بماند. خدايا، دوست دارم كه همانند الگويم حسين(ع) سر در بدنم نباشد. خدايا، دوست دارم دستانم همانند دستان آقا ابوالفضل(ع) قطع گردد...پروردگارا، دوست دارم تا جگرم همانند جگر امام حسين(ع) با تركش پاره پاره گردد و بالاخره دلم مىخواهد تا جسدم زير چرخهاى تانك دشمن همانند اجساد مطهر شهي دان كربلا لگدكوب گردد.»
منبع:مجله پاسدار اسلام، شماره 287 آبان 84