0

نماز جمعه هاشمي؛ بيم يا اميد

 
rahbar
rahbar
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 347
محل سکونت : سمنان

نماز جمعه هاشمي؛ بيم يا اميد

 اميرابراهيم رسولي

روزها مي‎گذشت و هفته‎ها بود كه آقاي هاشمي در نماز جمعه حاضر نمي‎شد. بازار شايعات داغ بود. عدم حضور او به‎عنوان چهره‎اي شاخص در نماز جمعه پيام‎هاي گوناگوني داشت. ترديدها افزايش يافته بود و مسئله‎هاي متفاوتي در جامعه و حتي بين خواص مطرح بود: آقاي هاشمي به چه فكر مي‎كند؟ آيا قهر كرده است؟ آيا برنامه‎اي خاص را دنبال مي‎كند؟ مواضع او پيرامون حوادث اخير چيست؟ عكس‎العمل او در قبال سخنان رهبري معظم انقلاب درباره خود او و انتخابات چيست؟ و صدها سؤال ديگر... كه همه به هفته‎اي ختم گشت كه اعلام شد: «جمعه 26 تيرماه 88 نماز جمعه تهران به امامت آقاي هاشمي رفسنجاني اقامه مي‎شود.» و او آمد. نماز جمعه 26 تيرماه را مي‎توان نماز جمعه‎اي ويژه دانست؛ نماز جمعه‎اي نه به‎معناي فصل‎الخطاب چراكه فصل‎الخطاب را رهبري انقلاب در هفته‎هاي پيش فرمود، بلكه به‎معناي روزي كه مي‎بايست مواضع روشن شود و مردم قضاوت كنند. در بررسي اين روند مي‎بايست آن را در سه موقعيت كلي تحليل نمود:




مقطع اول:
هنگامي كه اعلام شد آقاي هاشمي قصد اقامه نماز دارند، گروه‎ها و شخصيت‎هاي مختلف به اظهارنظر پرداختند و از طريق ارگان‎هاي رسمي خود چه روزنامه و چه رسانه‎هاي ديگر مواضع خود را بيان كردند. جبهه اصلاح‎طلبان يا به‎نوعي طرفداران آن‎ها در مطبوعات خود سخت به‎دنبال اين بودند تا آقاي هاشمي را سمبل خود قرار دهند و اين‎طور القاء كنند كه ايشان با طرفداري صرف از آن‎ها به ميدان خواهد آمد و برگ برنده‎شان خواهد شد. آن‎ها سعي كردند با تشويق طرفدارانشان به حضور در نماز جمعه (البته براي اولين‎بار) سعي كنند جو را با خود همراه كنند و به اهدافشان نزديك شوند. در اين ايام تلاششان اين بود تا خاطرات روزهاي گذشته را مرور كنند و به‎نوعي هيزم آتش‎ را گرم نمايند تا شايد جمعه براي آنان روزي شود كه بتوانند بهترين استفاده را ببرند و از اين گردابي كه در آن گرفتارند رهايي جويند. اعلام حضور افرادي چون ميرحسين موسوي و كروبي نيز مؤيد اين مطلب است كه قرار است نماز جمعه متفاوت باشد. اما طرف ديگر، اصول‎گرايان هستند؛ اصول‎گراياني كه منتظرند و بيم و اميد در دلشان در تب و تاب است. بعضي معتقد هستند آقاي هاشمي مي‎آيد و گذشته را جبران مي‎كند، نامه سرگشاده و سكوت‎ها را جبران مي‎كند و... بعضي مي‎گويند حمايت رهبري از خود را خواهد ستود و متواضعانه با حمايت از رهبري و اصل ولايت فقيه جايگاه خود را ترميم خواهد كرد، بعضي بدبين هستند و نظراتي ديگر در سر دارند، اميد در درونشان كم و بيم از آينده آنان را رها نمي‎كند و بعضي اعتقاد دارند آقاي هاشمي با ظرفيت و سياست عبور مي‎كند تا مثال: «نه سيخ بسوزد نه كباب!» صدق كند. جو، جو خاصي است، دقايق دير مي‎گذرد، اما همه اميدوارند تا در پايان نماز جمعه اميدها افزايش يابد و نظام اسلامي سربلند باشد.

مقطع دوم:
جمعه 26 تيرماه 88، نماز‎جمعه‎اي با حضور اقشار مختلف به‎معناي واقعي كلمه است كه البته اقليت و اكثريت در آن‎ها هويداست. هم كروبي آمده و هم‎ ميرحسين. آقاي هاشمي در شرايطي خطبه‎ها را شروع مي‎كند كه خود از مردم مي‎خواهد با توجه به حضور ديدگاه‎هاي مختلف در اين روز، از شعار بپرهيزند تا او صحبت خود را انجام دهد. گرچه تا آخر خطبه‎ها وي مجبور مي‎شود چندين‎بار اين خواهش را تكرار كند، اما جو عمومي كنترل مي‎شود. مهمترين مباحث ايشان در خطبه‎ها به دو بخش تقسيم مي‎شود:
الف) بيان مسايل به‎صورت كلي؛
ب) بيان مواضع و راه‎كارها؛
ايشان در قسمت اول سعي مي‎كنند مسايلي را به‎صورت كلي مطرح كنند، يعني از جايگاه رييس مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام با الفاظي چون: بحث مردم، قانون، عقايد امام، نظام اسلامي، جمهوريت، اسلاميت و... . در اين مباحث شايد بتوان اذعان كرد كه در ديدگاه‎هاي موجود اختلافي ندارند و همان را شنيديم كه انتظار مي‎رفت؛ يعني حركت در مسير آرامش و كليات نظام كه اكثريت (حداقل در ظاهر) به آن اتفاق‎نظر دارند. در قسمت دوم ايشان در پي موارد كلي، مواضع و راه‎كارهاي خود را اعلام مي‎كند؛ جايي كه محل اختلاف‎نظر در روزهاي آتي شد. وي در قسمتي از خطبه اعلام مي‎كند: «رقابت كردند، رقابت را هم خوب انجام دادند و مردم اميدوار شدند و آزادي كامل در انتخابات و حضور بي‎سابقه واقعا از خودشان نشان دادند و در اين شرايط كه همه‎چيز آماده يك افتخار بزرگ براي كشور ما بود، كه اين افتخار را ما بايد به مردم بدهيم و... .» پس ايشان شرايط خوب انتخابات و روند آن را تأييد كردند اما اگر كلمات آخر را مرور كنيم اين شبهه وارد است كه آيا افتخار مگر نصيب مردم نشد؟ مگر مردم پيروز انتخابات نشدند؟ چه كسي افتخار را از مردم گرفته است؟ آيا اين نحوه بيان مواضع آقاي هاشمي مردم را دچار ترديد نمي‎كند؟ ايشان در خطبه دوم به‎شدت بر لفظ «مردم» و خواسته آنان پافشاري مي‎كند. به‎طور مثال گفت: «مردم اگر همراه ما باشند، ما همه‎چيز داريم.» اين سؤال مطرح است كه مگر همين مردم در انتخابات حاضر نشدند و مگر همين مردم رأي ندادند؟
آيا مردم فقط شامل اقليت است يا اكثريت؟ ايشان در قسمتي ديگر مي‎گويد: «ولي آن‎طور كه مي‎خواستيم نشد!» مهمترين سؤال اين است كه چطور نشد؟ چه‎طور مي‎خواستيد بشود؟ مگر همه ما نمي‎خواهيم كه مردم حاضر شوند و رأي دهند، مگر رأي ندادند و انتخاباتي باشكوه برگزار نكردند؟
اين نكته واضح است كه هيچ‎كس آشوب‎هاي بعد انتخابات را نپسنديد و نخواست، اما آقاي هاشمي نگفت كه چرا؟ چرا اتفاقات تلخ بعد از انتخابات حاصل شد، چرا و چه‎كساني خواستار آشوب و هرج و مرج شدند و مردم را به حضور در خيابان دعوت كردند، عوامل اغتشاش چه بود و چه كساني هيزم به اين آتش ريختند؟ البته در قسمت اول اشاره شد كه آقاي هاشمي بر قانون و مردم و جمهوري اسلامي تأكيد كردند، اما ايشان نگفت كجا قانون رعايت نشد؟ چرا آقايان مدعي تقلب در انتخابات حاضر به حضور در شوراي نگهبان نشدند؟ اگر آن‎ها آقاي هاشمي را قبول دارند و به نماز جمعه آمدند، چرا از لفظ قانون ايشان استنباط ديگري مي‎كنند؟! انتظار مي‎رفت آقاي هاشمي حداقل با توجه به نماز جمعه رهبر معظم انقلاب، راجع به ايشان صحبت مختصري مي‎كرد كه نكرد و فقط به مهلت رهبري شوراي نگهبان اشاره كرد و گفت: «اين فرصتي كه رهبري انقلاب دادند به شوراي نگهبان و گفتند برويد عقلا و موجهين را بياوريد بررسي كنند و اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد و من هم الان نمي‎خواهم بگويم تقصير كي بود كه نشد ولي نشد... .» آقاي هاشمي بهتر بود مي‎گفتند تقصير كي بود كه نشد، چرا نشد و چه كساني نگذاشتند كه بشود. مگر شوراي نگهبان عقلا و موجهين را نياورد؟ آي آقاي ولايتي كه 16 سال وزير خارجه بود، هشت‎سال وزير خود ايشان بوده و امروز مشاور بين‎الملل رهبري است، از عقلا و موجهين نيست؟ آقاي دكتر حداد عادل كه رييس مجلس شوراي اسلامي بوده و مشاور عالي رهبري است و فضايلش بر كسي پوشيده نيست آيا از عقلا محسوب نمي‎شود؟ مگر آقاي رحيميان كه از مبارزين زمان شاه و يار امام بوده و سال‎ها رياست بنياد شهيد انقلاب اسلامي را داشت و اكنون نماينده ولي فقيه است از موجهين نيست؟
آقاي هاشمي نگفت چرا و اين سؤال‎ها باقي ماند.
آقاي هاشمي نگفت چرا كانديداهاي معترض حاضر نشدند به شوراي نگهبان بروند و حتي نماينده بفرستند. آيا اقدام آنان باعث تنش و التهاب در جامعه نشد؟!
آقاي رفسنجاني در قسمتي ديگر از خطبه‎ها به بحث ترديد در جامعه مي‎پردازد: «ترديد مثل خوره افتاده به جان ملت ما» يا اين‎كه «بخش زيادي از مردم فهيم و عالم كشور ما هستند و مي‎گويند ما ترديد داريم.» جناب آقاي هاشمي بهتر بود مي‎فرمودند چه كساني ترديد را مثل خوره به جان ملت انداختند يا اين‎كه منظور از ملت كيست و تعريف ملت چيست. آيا بهتر نيست به مردمي كه ترديد دارند بگوييم كانديداي آن‎ها حاضر نيست به شفاف‎سازي‎ها كمك كند؟ آيا بهتر نيست با اين اقليت با شفافيت و صداقت صحبت كنيم و آنان را از ترديد درآوريم؟
آقاي هاشمي در خطبه دوم گفت: «بگذاريم زندانيان به آغوش خانواده بازگردند.» مگر كسي خواسته به زور آنان را از آغوش خانواده دور كند؟ بهتر نبود آقاي هاشمي مي‎گفت چرا به زندان رفته‎اند؟ كجاي دنيا فرد آشوبگر يا تئوريسين آشوب را نوازش مي‎كنند؟
اين‎ها سؤالاتي است كه جواب آن‎ها داده نشد و فقط در ذهن‎ها ايجاد گشت. بهتر بود آقاي هاشمي حداقل جواب اين شبهات را مي‎داد. از آقاي هاشمي انتظار مي‎رفت كه هم با زندانيان همدردي كند و هم اعمال بد آنان را تقبيح نمايد. البته ايشان اتفاقات بعد از انتخابات را تلخ و به‎ضرر كشور دانست كه به همان مباحث كلي برمي‎گردد و همه ما در آن يك‎دل و يك‎نظر هستيم.
صحبت‎هاي امام جمعه محترم در باب قانون واقعا درست و به‎جا بود، اما كاش اين نظرات قاطع و به‎جا را حداقل دوستاني كه در ظاهر به ايشان ارادت دارند، مي‎‎پذيرفتند. طرفداران معترض كانديداها كه مدعي حمايت از آقاي هاشمي هستند، در كمترين حالت بايد حرف‎هاي او را بپذيرند و گوش فرادهند.
صحبت‎هاي آقاي هاشمي در خطبه‎هاي نماز جمعه گرچه با طرح مسايلي كلي و بعد مواضع و راهكار ايشان همراه بود، اما نمي‎توان آن‎ها را كافي دانست. بحث ايشان درباره قانون و وحدت كشور حرف تمامي گروه‎ها و افراد جامعه است و اختلاف به‎نحوه تعريف افراد از واژه‎ها بازمي‎گردد. آقاي هاشمي كه هميشه سعي كرده همه را به وحدت بخواند، بهتر است براي كساني كه ايشان را به‎معناي واقعي پشتيبان خود خطاب مي‎كنند هم بگويد كه قانون را فصل‎الخطاب خود قرار دهند و از دشمني با اكثريت ملت بپرهيزند.

مقطع سوم:
بعد از نماز جمعه، عكس‎العمل‎ها نسبت به صحبت‎هاي آقاي هاشمي رفسنجاني متفاوت است. عده‎اي كه به طرفداري ايشان آمده بودند، در اطراف دانشگاه تهران به درگيري و تخريب اموال عمومي پرداختند، اما به‎دليل جمعيت ناچيزشان و اقدام نيروهاي انتظامي پراكنده شدند. اين عده كه از ابتدا صحبت‎هاي آقاي هاشمي را گوش مي‎دادند كاش به نكاتي كه ايشان به‎درستي راجع به وحدت و قانون اشاره كرد عمل مي‎كردند، نه اين‎كه با ايجاد تنش و التهاب سعي كنند سخنراني ايشان را به‎نفع خود تعبير نمايند. شايد اگر آقاي هاشمي شفاف‎تر مواضع خود را بيان مي‎كرد آن‎ها گمان نمي‎كردند طلب‎كارند!! روز شنبه 27 تيرماه هم صحنه ديگري از عكس‎العمل‎ها است؛ روزي كه آيت‎ا... محمد يزدي در نامه‎اي سرگشاده به آقاي هاشمي مواضع ايشان را در بعضي امور تقبيح مي‎كند، بعضي اعضاي مؤتلفه به انتقاد از وي مي‎پردازند و البته بسياري از چهره‎هاي مطرح مواضع كلي ايشان را مي‎ستايند و وارد جزئيات نمي‎شوند و البته بعضي مثل هميشه سكوت مي‎كنند. بسياري از چهره‎هاي اصول‎گرا با تمام انتظاراتي كه از آقاي هاشمي داشتند با نظراتي آرامش‎بخش از كنار نمازجمعه 26 تيرماه مي‎گذرند و با نگاهي به آينده و با بيم و اميد پيش مي‎روند. شايد آقاي هاشمي توانسته باشد نظر بعضي سياسيون را به‎دست آورد و با همان نگاه خاص خود از كنار جريانات عبور كند، اما قشر متدين و انقلابي از او انتظاري فراتر از اين داشته و البته اصلاح‎طلبان راضي به‎نظر مي‎رسند و اين از عكس‎العمل آن‎ها هويدا است. 1- مواضع و پيش‎بيني‎ها قبل از جمعه و خطبه‎ها؛ 2- روز نماز جمعه؛ 3- بعد از نماز جمعه و خطبه‎ها؛
شنبه 17 مرداد 1388  2:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها