اميرابراهيم رسولي
روزها ميگذشت و هفتهها بود كه آقاي هاشمي در نماز جمعه حاضر
نميشد. بازار شايعات داغ بود. عدم حضور او بهعنوان چهرهاي شاخص در نماز
جمعه پيامهاي گوناگوني داشت. ترديدها افزايش يافته بود و مسئلههاي
متفاوتي در جامعه و حتي بين خواص مطرح بود: آقاي هاشمي به چه فكر ميكند؟
آيا قهر كرده است؟ آيا برنامهاي خاص را دنبال ميكند؟ مواضع او پيرامون
حوادث اخير چيست؟ عكسالعمل او در قبال سخنان رهبري معظم انقلاب درباره
خود او و انتخابات چيست؟ و صدها سؤال ديگر... كه همه به هفتهاي ختم گشت
كه اعلام شد: «جمعه 26 تيرماه 88 نماز جمعه تهران به امامت آقاي هاشمي
رفسنجاني اقامه ميشود.» و او آمد. نماز جمعه 26 تيرماه را ميتوان نماز
جمعهاي ويژه دانست؛ نماز جمعهاي نه بهمعناي فصلالخطاب چراكه
فصلالخطاب را رهبري انقلاب در هفتههاي پيش فرمود، بلكه بهمعناي روزي كه
ميبايست مواضع روشن شود و مردم قضاوت كنند. در بررسي اين روند ميبايست
آن را در سه موقعيت كلي تحليل نمود:
مقطع اول:
هنگامي كه اعلام شد آقاي هاشمي قصد اقامه نماز دارند، گروهها و شخصيتهاي
مختلف به اظهارنظر پرداختند و از طريق ارگانهاي رسمي خود چه روزنامه و چه
رسانههاي ديگر مواضع خود را بيان كردند. جبهه اصلاحطلبان يا بهنوعي
طرفداران آنها در مطبوعات خود سخت بهدنبال اين بودند تا آقاي هاشمي را
سمبل خود قرار دهند و اينطور القاء كنند كه ايشان با طرفداري صرف از
آنها به ميدان خواهد آمد و برگ برندهشان خواهد شد. آنها سعي كردند با
تشويق طرفدارانشان به حضور در نماز جمعه (البته براي اولينبار) سعي كنند
جو را با خود همراه كنند و به اهدافشان نزديك شوند. در اين ايام تلاششان
اين بود تا خاطرات روزهاي گذشته را مرور كنند و بهنوعي هيزم آتش را گرم
نمايند تا شايد جمعه براي آنان روزي شود كه بتوانند بهترين استفاده را
ببرند و از اين گردابي كه در آن گرفتارند رهايي جويند. اعلام حضور افرادي
چون ميرحسين موسوي و كروبي نيز مؤيد اين مطلب است كه قرار است نماز جمعه
متفاوت باشد. اما طرف ديگر، اصولگرايان هستند؛ اصولگراياني كه منتظرند و
بيم و اميد در دلشان در تب و تاب است. بعضي معتقد هستند آقاي هاشمي ميآيد
و گذشته را جبران ميكند، نامه سرگشاده و سكوتها را جبران ميكند و...
بعضي ميگويند حمايت رهبري از خود را خواهد ستود و متواضعانه با حمايت از
رهبري و اصل ولايت فقيه جايگاه خود را ترميم خواهد كرد، بعضي بدبين هستند
و نظراتي ديگر در سر دارند، اميد در درونشان كم و بيم از آينده آنان را
رها نميكند و بعضي اعتقاد دارند آقاي هاشمي با ظرفيت و سياست عبور ميكند
تا مثال: «نه سيخ بسوزد نه كباب!» صدق كند. جو، جو خاصي است، دقايق دير
ميگذرد، اما همه اميدوارند تا در پايان نماز جمعه اميدها افزايش يابد و
نظام اسلامي سربلند باشد.
مقطع دوم:
جمعه 26 تيرماه 88، نمازجمعهاي با حضور اقشار مختلف بهمعناي واقعي كلمه
است كه البته اقليت و اكثريت در آنها هويداست. هم كروبي آمده و هم
ميرحسين. آقاي هاشمي در شرايطي خطبهها را شروع ميكند كه خود از مردم
ميخواهد با توجه به حضور ديدگاههاي مختلف در اين روز، از شعار بپرهيزند
تا او صحبت خود را انجام دهد. گرچه تا آخر خطبهها وي مجبور ميشود
چندينبار اين خواهش را تكرار كند، اما جو عمومي كنترل ميشود. مهمترين
مباحث ايشان در خطبهها به دو بخش تقسيم ميشود:
الف) بيان مسايل بهصورت كلي؛
ب) بيان مواضع و راهكارها؛
ايشان در قسمت اول سعي ميكنند مسايلي را بهصورت كلي مطرح كنند، يعني از
جايگاه رييس مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام با الفاظي چون:
بحث مردم، قانون، عقايد امام، نظام اسلامي، جمهوريت، اسلاميت و... . در
اين مباحث شايد بتوان اذعان كرد كه در ديدگاههاي موجود اختلافي ندارند و
همان را شنيديم كه انتظار ميرفت؛ يعني حركت در مسير آرامش و كليات نظام
كه اكثريت (حداقل در ظاهر) به آن اتفاقنظر دارند. در قسمت دوم ايشان در
پي موارد كلي، مواضع و راهكارهاي خود را اعلام ميكند؛ جايي كه محل
اختلافنظر در روزهاي آتي شد. وي در قسمتي از خطبه اعلام ميكند: «رقابت
كردند، رقابت را هم خوب انجام دادند و مردم اميدوار شدند و آزادي كامل در
انتخابات و حضور بيسابقه واقعا از خودشان نشان دادند و در اين شرايط كه
همهچيز آماده يك افتخار بزرگ براي كشور ما بود، كه اين افتخار را ما بايد
به مردم بدهيم و... .» پس ايشان شرايط خوب انتخابات و روند آن را تأييد
كردند اما اگر كلمات آخر را مرور كنيم اين شبهه وارد است كه آيا افتخار
مگر نصيب مردم نشد؟ مگر مردم پيروز انتخابات نشدند؟ چه كسي افتخار را از
مردم گرفته است؟ آيا اين نحوه بيان مواضع آقاي هاشمي مردم را دچار ترديد
نميكند؟ ايشان در خطبه دوم بهشدت بر لفظ «مردم» و خواسته آنان پافشاري
ميكند. بهطور مثال گفت: «مردم اگر همراه ما باشند، ما همهچيز داريم.»
اين سؤال مطرح است كه مگر همين مردم در انتخابات حاضر نشدند و مگر همين
مردم رأي ندادند؟
آيا مردم فقط شامل اقليت است يا اكثريت؟ ايشان در قسمتي ديگر ميگويد:
«ولي آنطور كه ميخواستيم نشد!» مهمترين سؤال اين است كه چطور نشد؟
چهطور ميخواستيد بشود؟ مگر همه ما نميخواهيم كه مردم حاضر شوند و رأي
دهند، مگر رأي ندادند و انتخاباتي باشكوه برگزار نكردند؟
اين نكته واضح است كه هيچكس آشوبهاي بعد انتخابات را نپسنديد و نخواست،
اما آقاي هاشمي نگفت كه چرا؟ چرا اتفاقات تلخ بعد از انتخابات حاصل شد،
چرا و چهكساني خواستار آشوب و هرج و مرج شدند و مردم را به حضور در
خيابان دعوت كردند، عوامل اغتشاش چه بود و چه كساني هيزم به اين آتش
ريختند؟ البته در قسمت اول اشاره شد كه آقاي هاشمي بر قانون و مردم و
جمهوري اسلامي تأكيد كردند، اما ايشان نگفت كجا قانون رعايت نشد؟ چرا
آقايان مدعي تقلب در انتخابات حاضر به حضور در شوراي نگهبان نشدند؟ اگر
آنها آقاي هاشمي را قبول دارند و به نماز جمعه آمدند، چرا از لفظ قانون
ايشان استنباط ديگري ميكنند؟! انتظار ميرفت آقاي هاشمي حداقل با توجه به
نماز جمعه رهبر معظم انقلاب، راجع به ايشان صحبت مختصري ميكرد كه نكرد و
فقط به مهلت رهبري شوراي نگهبان اشاره كرد و گفت: «اين فرصتي كه رهبري
انقلاب دادند به شوراي نگهبان و گفتند برويد عقلا و موجهين را بياوريد
بررسي كنند و اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد و من هم الان
نميخواهم بگويم تقصير كي بود كه نشد ولي نشد... .» آقاي هاشمي بهتر بود
ميگفتند تقصير كي بود كه نشد، چرا نشد و چه كساني نگذاشتند كه بشود. مگر
شوراي نگهبان عقلا و موجهين را نياورد؟ آي آقاي ولايتي كه 16 سال وزير
خارجه بود، هشتسال وزير خود ايشان بوده و امروز مشاور بينالملل رهبري
است، از عقلا و موجهين نيست؟ آقاي دكتر حداد عادل كه رييس مجلس شوراي
اسلامي بوده و مشاور عالي رهبري است و فضايلش بر كسي پوشيده نيست آيا از
عقلا محسوب نميشود؟ مگر آقاي رحيميان كه از مبارزين زمان شاه و يار امام
بوده و سالها رياست بنياد شهيد انقلاب اسلامي را داشت و اكنون نماينده
ولي فقيه است از موجهين نيست؟
آقاي هاشمي نگفت چرا و اين سؤالها باقي ماند.
آقاي هاشمي نگفت چرا كانديداهاي معترض حاضر نشدند به شوراي نگهبان بروند و
حتي نماينده بفرستند. آيا اقدام آنان باعث تنش و التهاب در جامعه نشد؟!
آقاي رفسنجاني در قسمتي ديگر از خطبهها به بحث ترديد در جامعه ميپردازد:
«ترديد مثل خوره افتاده به جان ملت ما» يا اينكه «بخش زيادي از مردم فهيم
و عالم كشور ما هستند و ميگويند ما ترديد داريم.» جناب آقاي هاشمي بهتر
بود ميفرمودند چه كساني ترديد را مثل خوره به جان ملت انداختند يا اينكه
منظور از ملت كيست و تعريف ملت چيست. آيا بهتر نيست به مردمي كه ترديد
دارند بگوييم كانديداي آنها حاضر نيست به شفافسازيها كمك كند؟ آيا بهتر
نيست با اين اقليت با شفافيت و صداقت صحبت كنيم و آنان را از ترديد
درآوريم؟
آقاي هاشمي در خطبه دوم گفت: «بگذاريم زندانيان به آغوش خانواده
بازگردند.» مگر كسي خواسته به زور آنان را از آغوش خانواده دور كند؟ بهتر
نبود آقاي هاشمي ميگفت چرا به زندان رفتهاند؟ كجاي دنيا فرد آشوبگر يا
تئوريسين آشوب را نوازش ميكنند؟
اينها سؤالاتي است كه جواب آنها داده نشد و فقط در ذهنها ايجاد گشت.
بهتر بود آقاي هاشمي حداقل جواب اين شبهات را ميداد. از آقاي هاشمي
انتظار ميرفت كه هم با زندانيان همدردي كند و هم اعمال بد آنان را تقبيح
نمايد. البته ايشان اتفاقات بعد از انتخابات را تلخ و بهضرر كشور دانست
كه به همان مباحث كلي برميگردد و همه ما در آن يكدل و يكنظر هستيم.
صحبتهاي امام جمعه محترم در باب قانون واقعا درست و بهجا بود، اما كاش
اين نظرات قاطع و بهجا را حداقل دوستاني كه در ظاهر به ايشان ارادت
دارند، ميپذيرفتند. طرفداران معترض كانديداها كه مدعي حمايت از آقاي
هاشمي هستند، در كمترين حالت بايد حرفهاي او را بپذيرند و گوش فرادهند.
صحبتهاي آقاي هاشمي در خطبههاي نماز جمعه گرچه با طرح مسايلي كلي و بعد
مواضع و راهكار ايشان همراه بود، اما نميتوان آنها را كافي دانست. بحث
ايشان درباره قانون و وحدت كشور حرف تمامي گروهها و افراد جامعه است و
اختلاف بهنحوه تعريف افراد از واژهها بازميگردد. آقاي هاشمي كه هميشه
سعي كرده همه را به وحدت بخواند، بهتر است براي كساني كه ايشان را
بهمعناي واقعي پشتيبان خود خطاب ميكنند هم بگويد كه قانون را فصلالخطاب
خود قرار دهند و از دشمني با اكثريت ملت بپرهيزند.
مقطع سوم:
بعد از نماز جمعه، عكسالعملها نسبت به صحبتهاي آقاي هاشمي رفسنجاني
متفاوت است. عدهاي كه به طرفداري ايشان آمده بودند، در اطراف دانشگاه
تهران به درگيري و تخريب اموال عمومي پرداختند، اما بهدليل جمعيت
ناچيزشان و اقدام نيروهاي انتظامي پراكنده شدند. اين عده كه از ابتدا
صحبتهاي آقاي هاشمي را گوش ميدادند كاش به نكاتي كه ايشان بهدرستي راجع
به وحدت و قانون اشاره كرد عمل ميكردند، نه اينكه با ايجاد تنش و التهاب
سعي كنند سخنراني ايشان را بهنفع خود تعبير نمايند. شايد اگر آقاي هاشمي
شفافتر مواضع خود را بيان ميكرد آنها گمان نميكردند طلبكارند!! روز
شنبه 27 تيرماه هم صحنه ديگري از عكسالعملها است؛ روزي كه آيتا... محمد
يزدي در نامهاي سرگشاده به آقاي هاشمي مواضع ايشان را در بعضي امور تقبيح
ميكند، بعضي اعضاي مؤتلفه به انتقاد از وي ميپردازند و البته بسياري از
چهرههاي مطرح مواضع كلي ايشان را ميستايند و وارد جزئيات نميشوند و
البته بعضي مثل هميشه سكوت ميكنند. بسياري از چهرههاي اصولگرا با تمام
انتظاراتي كه از آقاي هاشمي داشتند با نظراتي آرامشبخش از كنار نمازجمعه
26 تيرماه ميگذرند و با نگاهي به آينده و با بيم و اميد پيش ميروند.
شايد آقاي هاشمي توانسته باشد نظر بعضي سياسيون را بهدست آورد و با همان
نگاه خاص خود از كنار جريانات عبور كند، اما قشر متدين و انقلابي از او
انتظاري فراتر از اين داشته و البته اصلاحطلبان راضي بهنظر ميرسند و
اين از عكسالعمل آنها هويدا است.
1- مواضع و پيشبينيها قبل از جمعه و خطبهها؛
2- روز نماز جمعه؛
3- بعد از نماز جمعه و خطبهها؛