آزادي قلم و بيان كه يكي از انواع آزاديهاي سياسي است بر اساس حق طبيعي ـ الهي محدود ميشود. مصالح فردي و اجتماعي انسانها اقتضا دارد كه آزادي قلم و بيان به صورت بيحد و حصر نباشد؛ همچنان كه حق الهي نيز آن را به رسميت ميشناسد؛ علاوه بر اين، عقل و تكاملگرا بودن انسان اقتضا دارد كه بشر، آن دسته از ديدگاههايي كه مطابق ضوابط عقلي نبوده و در راستاي تكامل انساني قرار ندارد، منتشر و بيان نكند.
افزون بر اينكه حقوق جامعه عمدتا در قالب قوانين اجتماعي و موازين اخلاقي بيان ميشود، از اين رو آزادي بيان و قلم نيز محدود به قوانين و موازين اخلاقي است. بنابراين، مصالح فردي و اجتماعي، حقوق الهي، ضوابط عقلي، رشد و تكامل انساني، قوانين اجتماعي و موازين اخلاقي، نظم اجتماعي، امنيت ملي و تماميت ارضي از مهمترين حقوق جامعه محسوب ميشود كه آزادي بيان و قلم را محدود ميسازد.
توهين به مقدسات يك امت به نام آزادي قلم و بيان در هيچ منطقي جاي ندارد. مصلحت انسانها اقتضا دارد كه كنار هم به صورت مسالمتآميز زندگي كنند و از درگيري و نزاع بپرهيزند.
فرد با توهين به ديگران، روحيه پرخاشگري خود را تقويت ميكند و اين چيزي جز ناآرامي و درگيري با وجدان را در پي نخواهد داشت. كرامت ذاتي انسان اقتضا دارد كه از آبرو و حيثيت او دفاع شود.
آيا ميتوان به نام آزادي، حيثيت و آبروي افراد را زير سوال برد؟ آيا مدافعان حقوق بشر غربي در مقابل فردي كه به آنها توهين ميكند، سكوت ميكنند؟ گرچه قلمروي آزادي سياسي در فلسفه سياسي اسلام و ليبراليسم در مواردي افتراق دارد، اما نميتوان به تباين كلي آنها باور داشت.
فلسفه سياسي اسلام و ليبراليسم در حق طبيعي بودن آزادي، توجه به مصالح اجتماعي و مصالح مادي اشتراك دارند و اسلام علاوه بر موارد فوق به حق الهي، مصالح فردي و مصالح معنوي نيز معتقد است.
حتي بر مبناي حقوق ليبراليسم كه آزادي سياسي را به حق طبيعي، مصالح اجتماعي و مصلحت مادي محدود ميسازد، توهين و افترا به افراد ديگر پذيرفتني نيست.
اينكه حكمرانان آمريكا به نام آزادي از جلوگيري از پخش فيلم توهين به پيامبر اعظم (ص) سر باز ميزنند، اين يك ژست دموكراتيك است كه هيچ مبناي نظري ندارد.
اگر نقدي به اسلام يا پيامبر(ص) ميشد هرگز چنين عكسالعملي را در پي نداشت. مسلمانان همواره از هر نقد منطقي و گفتوگوي منطقي حمايت ميكنند. آن گاه كه منطق تمام شود، نوبت به توهين و فحاشي ميرسد.
چگونه است كه مدعيان دموكراسي و حقوق بشر، توهين به فردي كه رحمت عالميان است و صدها ميليون انسان، شيفته اويند را دفاع از آزادي مينامند.
بر هر انسان عاقلي پوشيده نيست كه گستاخي و بيحرمتي با آزادي تفاوت ماهوي دارد.
بيشك تمام آزاديخواهان جهان، اين اقدام شرمآور را محكوم ميكنند و تاريخ، گواه منفعتطلبي و زورمداري سردمداران غربي خواهد بود.