استرس عبارت است از واکنشهاي فيزيکي، ذهني و عاطفي که در نتيجه تغييرات و نيازهاي زندگي فرد، تجربه ميشوند.
در تمام زندگي آن چه استحقاق نگراني و تشويش را داشته باشد،هرگز وجود ندارد. استرس يکي از زمينههاي تحقيقي قديمي است که سالهاست دانشمندان رشتههاي مختلف به بررسي آن پرداخته اند. دکترهانس سليه ميگويد «استرس چاشني زندگي است و يا بوسيدن مرگ...... بسته به آنکه ما چگونه با آن کنار بياييم» متاسفانه بيشتر ما با آن بد برخورد ميکنيم. بيش از حد نگران ميشويم، بيش از حد انتقاد ميکنيم، و زياد عصباني ميشويم. شايد در نگاه اول استرس نتيجه عوامل ناخوشايند تلقي شود ولي طبق تعريف، استرس عبارت است از هر موقعيتي که فرد مجبور شود سازگاري معمول خود را تغيير دهد حال اين موقعيت ممکن است «مشروط شدن تحصيلي» بوده و براي ما کاملاً ناخوشايند باشد و يا قبولي در امتحانات اعزام به خارج که احتمالاً براي بسياري از ما، خوشايند محسوب ميشود. اين دو موقعيت هر دو استرس زا هستند چرا که در هر دو موقعيت ما مجبوريم شيوه ي هميشگي خود را تغيير دهيم. در اولي بايد بيشتر درس بخوانيم تا اخراج نشويم و در دومي بايد با آداب و سنن يک کشور خارجي، تنهايي و دور بودن از خانواده و... به شيوهاي جديد کنار بياييم. در واقع اندکى استرس لازم است. بيشتر ما بدون احساس رقابت نمىتوانيم در ورزش، موسيقى، کار و مدرسه موفق شده به کمال برسيم. بدون استرس بيشتر ما پروژهها يا کارهاى خود را به موقع به پايان نخواهيم رسانيد.
استرس خوب- استرس بد
استرس ميتواند به دو شکل متفاوت تجربه شود
ديسترس: تجربه مداوم غرق شدن در مسئوليتهاست. ديسترس حرکت در تونل مشکلات است. بي آنکه انتهاي تونل معلوم باشد. مانند مشکلات مالي، تعارض در روابط بين فردي، تعهدات بيش از حد، دست و پنجه نرم کردن با يک بيماري مزمن يا تجربه کردن يک ضربه روحي شديد.
يوسترس: نوعي استرس مثبت و مفيد است. در حالت يوسترس ما تحت فشار هستيم، ولي اين فشار به ما انرژي و انگيزه ميدهد تا مسئوليتهايمان را انجام داده و به اهدافمان برسيم. تحصيل کردن، ازدواج با فردي که دوستش داريم، ترفيع شغلي و تغيير شغل از جمله يوسترسهاي فشارزا اما مفيد هستند.
بنابراين استرس هميشه مضر نيست. در واقع استرس ميتواند ما را به سوي دادن پاسخ موثر به يک موقعيت هدايت کند( مثل اضطراب قبل از امتحان) اين بدان معناست که شما ميتوانيد تصميم بگيريد که استرس اثر مثبت يا منفي روي زندگي شما داشته باشد.
پژوهشهاي عملي و تجربههاي شخصي نشان ميدهد که ما نميتوانيم موقعيتهاي استرس آفرين را از زندگي حذف کنيم، اما ميتوانيم آنها را مديريت کنيم.
اثرات استرس چيست؟
يافتهها دال بر اين است که موقعيتهاي استرس زاي مکرر و فقدان مهارتهاي مقابلهاي کارآمد در اين گونه موقعيتها، احتمال بروز بيماري را در فرد افزايش ميدهد. هنگامي که در يک وضعيت پر استرس قرار ميگيريد، بدن شما به سرعت به استرس پاسخ ميدهد. فشار خون بالا ميرود، تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس زياد ميشود و تعريق افزايش مييابد.استرس به شکلي عمومي بر دستگاههاي مختلف بدن اثر ميگذارد تا فرد توان ارايه واکنشهاي جنگ يا گريز را داشته باشد.با اين حال، استرس با طيفي از بيماريهاي جسمي نظير سردرد، بيماريهاي عفوني( مانند آنفلوآنزا)، بيماري قلبي- عروقي، ديابت، آسم و آرتريت روماتوييد ارتباط دارد. به علاوه استرس، ارتباطي با خلق منفي و اختلالات خلقي مانند افسردگي و اختلالات اضطرابي نشان ميدهد.
آثار استرس:
جسماني
1- افزايش ميزان ضربان قلب، افزايش فشار خون2- نفس نفس زدن3- انقباض عضلاني، دردهاي بدني، سردرد، ميگرن، زخم معده، تهوع4- کاهش يا افزايش وزن5- مشکلات ديداري6- تکرر ادرار، احساس دفع، يبوست
روان شناختي
الف- شناختي:مشکل در تفکر، مشکل در تمرکز، خود انتقادي، افزايش افکار ناکارآمد
ب- رفتاري:زود از کوره در رفتن، سيگار کشيدن، مصرف دارو، افزايش تمايلات وسواسي، انزواي اجتماعي، کم حوصلگي
ج-هيجاني:دمدمي مزاج شدن، احساس درماندگي، خشم، کاهش اعتماد به نفس، به آساني ناراحت شدن و.
به نظر ميرسد که حذف کامل استرس در زندگي بشر هميشه امکان پذير نيست. ولي ميتوان استرس را شناخت و با آن مقابله کرد.